ابراهیم، نه یهودی بود و نه مسیحی، بلکه حق گرایی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود. خداوند شما را برگزید و برایتان در این دین هیچ تنگنا و دشواری ننهاد. این همان دین پدرتان ابراهیم است. او پیش از این شما را مسلمان نامید. نمرود، از فرزندان نسل نجات یافته از عذاب بود؛ وی از […]
آفرینش :ما انسان را در بهترین صورت و سیرت آفریدیم. بزرگا خداوندی که نیکوترین آفرینندگان است. آنچه ملایک نمیدانستند بشر، مهمان تازه وارد کرة زمین است. از آفرینش جهان، کرّوبیان، فرشتگان، حیوانات و جنبدگان، سالهای درازی میگذشت، که بشر پای بر عرصة خاکی گذاشت. آنگاه که خداوند، ارادة آفرینش انسان کرد تا او را نمایندة […]
ای فرزند عزیم، هرچند من عمری به درازای تاریخ ندارم، اما در کار و کردار نسلهای پیشین نیک نگریستهام، در اخبارشان اندیشیدهام، در میان آثار به جای ماندهشان گردیدهام، آنچنان که خود یکی از آنان شدهام. حتی چون سرگذشت گذشتگان به من انجامیده است، گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیستهام. تاریخ پژوهی نگاه به […]
این واقعیت را نمیشود انکار کرد که تاکنون تئوری ناپوشیدگی زنان، مردان را بیش از زنان، بهرهمند و خرسند نموده است. این که به زنان گفتند آزادانه بدون پوشش یرون آیید و مرز میان خود و مردان را فرو ریزد، نه برای آن بود که زنان را از مواهب طبیعت بهرهمندتر کنند. بلکه تا قدرت مردان را در کامجویی و استفادة ناروا از زن بیشتر کنند.
در حقیقت درهمآمیزی حوزة حضور اجتماعی زن و مرد، امضای رسمی این معاهدة اجتماعی است که «مرد بر زن حقّ حیات بیشتری دارد.»! و این امر را شواهد تاریخی و اجتماعی ثابت کرده است. زیرا زمانی که فاصله میان دو چیز برداشته میشود حقّ آزادی و حیات بیشتر نصیب کسی میگردد که زورمندتر و با ارادهتر است.
.
طرحی برای اعطای حقّ حیات بیشتر به مرد
این واقعیت را نمیشود انکار کرد که تاکنون تئوری ناپوشیدگی زنان، مردان را بیش از زنان، بهرهمند و خرسند نموده است. این که به زنان گفتند “آزادانه بدون پوشش بیرون آیید و مرز میان خود و مردان را فرو ریزید”، نه برای آن بود که زنان را از مواهب طبیعت بههرمندتر کنند، بلکه تا قدرت مردان را در کامجویی و استفادة ناروا از زن بیشتر کنند.
در حقیقت درهمآمیزی حوزة حضور اجتماعی زن و مرد، امضای رسمی این معاهدة اجتماعی است که «مرد بر زن حقّ حیات بیشتری دارد.»! و این امر را شواهد تاریخی و اجتماعی ثابت کرده است. زیرا زمانی که فاصله میان دو چیز برداشته میشود حقّ آزادی و حیات، بیشتر نصیب کسی میگردد که زورمندتر و با ارادهتر است. آنگاه که اتش وپنبه ای را در محلی نهند و میانشان حدّ و مرزی قرار ندهند نمیتوان ادعا کرد که این کار برای آزادی بیشتر پنبه انجام گرفته است. در حقیقت چون اتش از نظر توانایی به مراتب از پنبه قویتر است، وقتی عرصة حضور آن دو در هم آمیزد اتش است که به طعمه میرسد نه پنبه؛ بلکه برداشتن فاصله میان این دو یعنی رأی حتمی به تباهی وخکستر شدن پنبه!