سیل زلزله خشکسالی از دیدگاه قران وروایات


وقوع سيل از نگاه قرآن
سيل بزرگترين عامل خسارت در بين حوادث طبيعي است . آخرين آمار منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 را 3700 مورد اعلام نموده است. براساس آمار اخير تعداد وقوع سيل در دهه 70 نسبت به دهه 30 تقريبا 10 برابر شده است.


نكته جالب توجهي كه در قرآن به آن اشاره شده است، بارش باران به عدد و مقدار معين است.
انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها: و از آسمان آب را فرو فرستاديم، پس رودها روان شدند با اندازه خويش.
سوره رعد آيه 17


و انزلنا من السماء و ماء بقدر : و ما آب را به قدر معين نازل كرديم ( سوره مومنون آيه 18)


و الذي نزل من ااسماء ماء بقدر فانشرنا به بلده ميتا كذلك تخرجون : همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد بمقدار معين، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم; همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مى سازند! (سوره زخرف ايه11)


و ان من شيء الا عندنا خزائنه و ننزله الا بقدر معلوم: هيچ چيزي در عالم نيست جز آنكه منبع و خزينه آن نزد ما است و ما نمي فرستيم مگر به مقدار معين(سوره حجر آيه 21)


تعبير به قدر اشاره لطيفي به نظام خاص حاكم بر نزول باران است كه بارش باران بر مقتضاي تدبير الهي است و به اندازه اي مي بارد كه مفيد و ثمر بخش است و زيانبار نيست. بر اساس تحقيقاتي كه دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه مقدار قطراتي كه از زمين بخار مي شودن در حدود 16 ميليون تن مي باشد و به همين ميزان اب از آسمان فرود مي ايد .


در بينش الهي، تاثير گذار در جهان هستي فقط خداوند است ” لا موثر في الوجود الا الله” .از اينرو نوع كار هر يك از موجودات تحت فرمان مشيت اوست” له مقاليد السموات و لارض” : براي اوست كليد آسمانها و زمين.باران نيز از اين قاعده مستثني نيست كه بر اساس مشيت الهي گاه لباس نقمت به خود مي پوشد. چنانچه در سوره نور آيه 43 آمده است:آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى راند، سپس ميان آنها پيوند مى دهد، و بعد آن را متراكم مى سازد؟! در اين حال، دانه هاى باران را م ىبينى كه از لابه لاى آن خارج مى شود; و از آسمان -از كوه هايى كه در آن است (ابرهايى كه همچون كوه ها انباشته شد هاند)- دانه هاى تگرگ نازل مى كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى كند; نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد. در تفسير نمونه در ذيل اين آيه كريمه آمده است:آري اوست كه از يك ابر گاهي باران حيات بخش نازل مي كند و گاه با مختصر تغيير آن را به تگرگهاي زيانبار و حتي كشنده تبديل مي كند و اين نهايت قدرت و عظمت او را نشان مي دهد كه سود و زيان و مرگ و زندگي را در كنار هم چيده و بلكه در دل هم قرار داده است.


در آيات 16 و 17 سوره سبا به گرفتار شدن قوم سبا به سيل در اثر روي گرداندن از خدا و كفران نعمت اشاره شده در محل سكونتشان نشانه اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ « سبا » است:براى قوم (رودخانه عظيم با ميو ههاى فراوان; و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد; شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)! اما آنها (از خدا) روى گردان شدند، و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بى ارزش) با ميوه هاى تلخ و درختان شوره گز و اندكى درخت سدر مبدل ساختيم!


قوم سبا توانستند با سد عظيمى كه در ميان كوههاى مهم آن ناحيه بر پا ساختند سيلابهاى فراوانى را در پشت آن سد عظيم ذخيره كنند, و به اين ترتيب سرزمينهاى وسيع و گسترده اى را زير كشت درآورند. از نظر نعمتهاى مادى هوايى پاك و نسيمى فرح افزا داشت , و سرزمينى حاصلخيز و درختانى پربار و اما از نظر نعمت معنوى غفران خداوند شامل حال آنهابود, از تقصير و كوتاهى آنها صرف نظر مى كرد, و آنها را مشمول عذاب وسرزمينشان را گرفتار بلا نمى ساخت .نعمتهاى خدا را ناچيز شمردند, عمران و آبادى و امنيت را ساده انگاشتند,از ياد حق غافل شدند, و مست نعمت گشتند.و خداوند با عذاب خود آنها را مجازات كرد


با بررسيهاي باستانشناسان (همان طور كه در شكل نشان داده شده ) با كشف ستونها و بررسي نوشته هاي روي آنها به اين نتيجه رسيدند كه انها قبلا خورشيد پرست بوده اند.


در سوره عنكبوت آيه 14 به طوفان نوح اشاره شده است:و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم; و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد; اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند. پس از آن كه نوح(ع) نهايت تلاش خود را در راه هدايت قومش به كار برد و همه راه هاى اصلاح آنها براى وى به بن بست رسيد، به پيشگاه پروردگار خويش پناه برد و از قومش نزد او شِكوه كرد . خداوند دعاى نوح(ع) را مستجاب گرداند و اراده فرمود تا قبل از آن كه قومِ دروغگوى وى به هلاكت برسند، اسباب رهايى نوح(ع) و ايمان آورندگان به او فراهم شود؛ از اين رو به آن حضرت چنين وحى فرمود كه، غير از اين عد هاى كه ايمان آورد هاند، كس ديگرى ايمان نخواهد آورد، به او فرمان داد تا از تكذيبِ كافران و آزار و اذيت شان اندوهگين نشود؛ زيرا به زودى خداوند همه آنها را غرق خواهد ساخت.


در آيه 54 سوره انفال به سرنوشت فرعونيان اشاره شده است”کداب آل فرعون والذین من قبلهم کذبوا بآیات ربهم فاهلکناهم بذنوبهم واغرقنا آل فرعون وکل کانوا ظالمین :مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ، در نتيجه ايشان را به كيفر گناهانشان هلاك نموديم ، و فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمكار بودند.”


وقوع زلزله از نگاه قرآن

كشور ايران يكي از مستعد ترين كشورهاي روي خط زلزله دنيا است و بر پايه آمارهاي رسمي در 30 ساله گذشته بيش از 60 درصد تلفات جاني كشور ناشي از زلزله بوده است.


در روايات آمده است هر گاه چهار چيز آشكار شود زلزله ظهور پيدا مي كند:زنا، گسترش ظلم و جور، نپرداختن زكات ، شرك و كفر و ربا .همچنين وقوع زلزله هاي مكرر را از نشانه هاي ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) معرفي نموده اند.


در سوره زلزله، مزمل و حج به وقوع حادثه زلزله اشاره شده است:
،اذا زلزلت الارض زلزالها” :هنگامى كه زمين شديدا به لرزه درآيد.”و اخرجت الارض اثقالها ” :و زمين بارهاى سنگينش را خارج ساز د (آيه 1و 2سوره زلزله). ” يوم تجف الارض و الجبال و كانت الجبال كثيبا مهيلا”: روزي كه زمين و كوهها بلرزند و كوهها مانند تل ريگ از هم پاشيده مي شود (آيه 14 سوره مزمل). “يا ايها الناس اتقوا ربكم ان زلزلة الساعة شيء عظيم”: اي مردم از پروردگار خويش بترسيد زلزله (قيامت ) امر عظيمي است. (ايه 1 سوره حج).


در آيه 73 سوره اعراف به وقوع زلزله در اثر كفران نعمت قوم ثمود اشاره شده است:
اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودى » : و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم); گفت الهى براى شما معجز هاى است; او را به « ناقه » براى شما نيست! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكى شما را خواهد .( گرفت! (اعراف آيه 73

قوم ثمود در سرزمين حجر كه بين عربستان وسوريه قرار داشت زندگى م ى كردند.قوم ثمود مردمى متمدن بودند كه براى سكونت خود قصرها م ى ساختند و از كوهها با مهارت خاصى خانه مى تراشيدند و دل كوهها را م ى تراشيدند.شغل آنان زراعت و احدا ث قنوات و غر س نخلها بوده و زندگى آسوده و خوشى داشتند.آنان كمتر از سيصدسال عمر نمى كردند و بعض ى تا هزارسال هم عمرمى نمودند.متأسفانه بت پرستى در ميان آنان مرسوم شد و خداوند تعالى براى هدايتشان صالح را در سن شانزده سالگى كه از خانواد ههاى اصيل و محترم خودشان بود و ب ه عقل و علم در ميانشا ن ممتاز و معرو ف بود را فرستاد.صالح تاسن صد وبيست سالگ ى در ميا ن قومش مشغول هدايت بود ولى فقط افراد قليلى به او پيوستند تا اينك ه عذاب الهى بر قو م ثمود نازل شد و آ ن مردم بت پرست به وسيله صيحه و زلزله و صاعقه نابود شدند.
وقوع خشكسالي از نگاه قرآن
خشكسالي را مي توان معلول يك دوره شرايط خشك غيرعادي دانست كه به اندازه كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود. در دهه هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت هاي انساني را تحت تأثير قرار داده اند تعداد فراواني پديده خشكسالي از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضاي تحت پوشش ،تلفات جاني ،خسارات اقتصادي واثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه ، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است .همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده بتدريج ودر يك دوره زماني نسبتاً طولاني عمل كرده واثرات آن ممكن است پس از چند سال وبا تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود.

در آيه 155 سوره بقره سخن از خشكسالي و قحطي به ميان آمده است و خدا از آن به عنوان وسيله اي براي آزمايش انسانها و كفاره گناهان ياد كرده است. ” ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرین “:و بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [ نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند ] آزمايش مي كنيم . و صبركنندگان را بشارت ده. در آيه 96 سوره اعراف آمده است:” ولوان اهل القري ءامنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الارض ولكن كذبو فاخذناهم بما كانوا يكسبون”: اگر اين مردم به درستي ايمان مي آوردند وتقوا را پيشه خود مي ساختند. ما هم بركات اسمان و زمين را برآنها نازل مي كرديم؛ ولي آنان خدارا تكذيب كردند و بر اثر اين اعمال زشتشان گرفتار مجازات الهي(قحطي و خشكسالي) شدند.

همچنين در سوره نحل آيه 112 جنين آمده است: “.و ضرب الله مثلا قرية كانت ءامنة مطمئنه ياتيها رزقها رغدا من كل مكان فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما كانوا يصنعون”:و خداوند براي آنان كه كفران نعمت مي كنند مثلي زده است: منطقه اي بود آباد وداراي امنيت كه مردمش با اطمينان و آرامش در آن زندگي مي كردند. هموراه روزي آنها از هر طرف مي رسيد، اما اينها به جاي سپاس نعمت، كفران نمودند و خداوند هم به خاطر اين كارشان طعم گرسنگي و ترس را به آنها چشانيد روايات فراواني درباره پديده خشكسالي وجود دارد كه گاهي به صورت كلي گناهان ريشه عمده قحطي قلمداد شده اند.

امام باقر (ع) مي فرمايند: اي مردم بدانيد باران در هيچ سالي از سال ديگر كمتر نيست، اما نزول آن به مشيت و اراده خداوند است؛ زيرا اگر قومي گناه كنند، خداوند متعال باراني را كه براي آنها مقدر شده است بر غير آنها نازل مي كند.

حضرت علي (ع) در اين باره مي فرمايند: خداوند بندگانش را به هنگامي كه كارهاي زشت انجام دهند به كمبود ميوه ها و منع نزول بركات و بستن درهاي خيرات ، گرفتار مي كند.

گاهي در روايات به گناهان خاصي به عنوان اساسي ترين عوامل خشكسالي اشاره شده است:
1- كم فروشي : مولا علي (ع) مي فرمايند: هرگاه مردم كم فروشي كنند، خداوند آنان را به قحطي و خشكسالي گرفتار مي كند.
2- منع زكات: رسول اكرم (ص) مي فرمايند: هر گاه مردم زكات مالشان را ندهند، خداوند هم بركات را از كشاورزي و ميوه ها و معدن آنها بر مي دارد
3- دروغ: امام رضا (ع) مي فرمايند: وقتي واليان امر ( فرمانروايان) دروغ بگويند، باران نازل نمي شود.
امام خميني (قدس سره) در اين باره فرموده اند: منشاء قحطي و خشكسالي اموري است از جمله: شيوع گناهان- كفران نعمت – منع حقوق( مثل خمس و زكات)- كم فروشيظلم- خيانت- ترك امر به معروف ونهي از منكر – حكم به ناحق و هر جيزي كه سبب خشم خدا شود.
علت وقوع بلايا و راه پيشگيري و پذيرش آنها از نگاه قرآن و احاديث

فيلسوفانِ دين، شر را به دو نوعشر طبيعي” و” شر انساني”( يا اخلاقي) تقسيم مي كنند . شر طبيعي شامل تمام بلايايي مي شود كه طبيعتِ خروشان بر سر آدمي مي آورد مانند زلزله اي مهيب، آتش فشان، سيل و يا ناقص الخلقگيِ مادرزادي ؛ شر انساني نيز مانند قتل عامِ گروهي از انسان هاي بي گناه يا تجاوز به عنف و … . اين تلقي كه خداوند مردمان گناه كار را به وسيله ي فرستادن بلاياي طبيعي عذاب مي كند ، ريشه اي ديني دارد و در متون آسماني اديان توحيدي مي توان نمونه هايي از آن را سراغ گرفت.

در آيه 79 سوره نساء آمده آست:” ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ومن ارسلناك للناس رسولا و كفي بالله شهيدا”: هر خيري كه به تو رسد از جانب خداست و هر شري كه به تو رسد از جانب خود توست و براي تو پيامبراني فرستاديم و خدا شاهد و كافي است. آيه 11 سوره رعد نيز مي فرمايد” …ان الله لا يغير ما بقوم ختي يغيروا ما به انفسهم …”: خداوند چيزي را كه از آن مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.

همچنين در آيه 53 سوره انفال اشاره شده است كه: ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم وان الله سمیع علیم .اين [ كيفر سخت به سبب اين است كه خدا بر آن نيست كه نعمتى را كه به قومي عطا كرده [ به عذاب و نقمت ] تغيير دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [ از عقايد حقّه ، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه ] دارند [ به كفر ، شرك ، عصيان و گناه ] تغيير دهند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست. ايه 117 سوره هود هم چنين مي فرمايد:” و ماکان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون”: و پروردگارت بر آن نبوده است كه شهرهايى را در حالى كه مردمش درست كارند ، ظالمانه هلاك كند .در آيه 45 سوره يونس هم آمده است: ” ان الله لا يظلم الناس شيئاولكن الناس انفسهم يظلمون”: بدرستيكه خدا به مردم ظلم نميكند بلكه خودشان به خود ظلم ميكنند. بنابراين به روشني مي توان دريافت علت اصلي بر هم خوردن نظام اصلي طبيعت و حادث شدن وقايع خانمان برانداز طبيعي چيزي جز گناه و معصيت خود انسانها واز ياد بردن خالق هستي و دل سپردن به امور دنيايي نيست كه دراين زمان اذن و اراده خداوند بر اين امر حاكم مي گردد كه ملت گنه كار را عذاب و به تعبيري ديگر از كرده خويش آگاه نمايد .چنانچه در سوره عصر صريحا اشاره به اين نكته شده است كه انسان در خسارت و زيان است مگر اينكه به خدا ايمان آورد و كارهاي شايسته انجام دهد و ديگران را به براستي و درستي و صبر وشكيبايي سفارش نمايد. اين درحالي است كه انسان از اين آيات عظيم الهي كه براستي روشنگر راه زندگي و نجات بخش او از تمامي خسارات و زيانهاي جاني و مالي است غافل است و به همين دليل در سوره نحل از او چنين نام برده شده است: خلق الانسان من نطفة فاذا هو خصيم مبين.

با اين وجود خداوند در زمان رخ دادن اين وقايع باز هم بندگان هرچند گنه كار خويش را فراموش نمي نمايد و آنان را به صبر و شكيبايي فرا مي خواند : ولنبلونکم بشی من الخوف والجوع والنفس والثمرات وبشر الصبرین.الذین اذااصابتهم مصیبةقالوا انا لله وانا الیه راجعون”: بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [ نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند ] آزمايش مي كنيم . و صبركنندگان را بشارت ده . همان كسانى كه چون بلا و آسيبى به آنان رسد گويند : ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمي گرديم( 155 و 156 بقره).در واقع قادر متعال سوانح و بلاياي طبيعي را مشخصا آزمايش قلمداد مي نمايد تا بازماندگان اين حوادث، با درس گرفتن از اين وقايع و دست كشيدن از گناه وآلودگي مانع وقوع مجدد آنها شوند و با دعوت آنان به صبر(الله مع الصابرين) اين اميد را به آنها مي دهد كه خدايي هست و نازل كننده عذاب ، سرچشمه رحت است و بندگانش را تنها نمي گذارد(انااقرب من حبل الوريد). چنانچه امام علي (ع) در باره اين حوداث نيز فرموده اند:گنهكاران از گنه دست بكشند واهل توبه، توبه كنند و روشن ضميران پند گيرند. مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه در پيام به زلزله زدگان استان گيلان چنين فرموده اند: افراد بشر با حوادث طبيعي امتحان مي شوند. ما بايد همت كنيم و كشور را عليه جور كامل بسازيم. در حقيقت همه اين حوادث طبيعي امتحان خداست و مسلمان صحيح و سالم آن كسي است كه وقتي حادثه اي بوجود آمد با تلاش و نير و فعاليت آن حادثه را جبران كند. صبر در برابر حوادث تلخ اجر بزرگي دارد . كساني كه عزيزاني را از دست داده اند بدانند خداي متعال درمقابل اين مصيبت و اين سوز غم براي آنها اجر بزرگ در نظر گرفته است. البته شرط اش همين است كه صبر كنيد و ناشكري نكنيد. گاهي خداوند پله هاي ترقي را بوسيله بلا بالا ميبرد . گاهي بلا به ظاهر بد است ولي بعد پرده هاي غيب كنار مي رود و رشد و ترقي فرامي رسد

 


جستجو