پس از رحلت نبیاکرم (ص) سازمان نفاق، چهاربرنامه را در دستور کار قرار داد:حذف علیبن ابیطالب (ع)؛ تحریف قرآن؛ تحریف سنت؛ تغییر فرهنگ عمومی. هدف اجرای این چهار برنامه، هدم و نابودی اسلام بود. در ادامه، پس از تشریح این برنامه، مقابلة یادگار پیامبر (ص)، فاطمه (س) و نیز علیبن ابیطالب (ع) را با برنامههای دشمن به بررسی خواهیم نشست.
الف. حذف علی (ع)
از آنجا که امیرمؤمنان (ع) بزرگترین حامی رسول خدا (ص) و اسلام پس از ایشان بود، و نیز داعیهدار خلافت پیامبر (ص) بود، دشمنان طرح حذف امیرمؤمنان از صحنه را برنامهریزی کردند. این طرح و تلاشهای دشمن در این زمینه و نیز دفاع فاطمه (س) از ایشان را بررسی خواهیم کرد.
برنامة نفوذ در سازمان حکومتی پیامبر (ص) از سوی دشمنان اسلام، با این هدف طراحی شده بود که حرکت پیامبر (ص) پس از او به دست جانشینش نیفتد. آنان با غصب ولایت به این هدف خود دست یافته بودند، ولی حلقة پایانی این نقشه ناتمام بود. باید علی (ع) کاملاً از صحنه حذف میشد؛ زیرا همانگونه که در زمان پیامبر (ص)، شخص رسول اکرم (ص) بالاترین تهدید برای آنان به شمار میآمد، پس از ایشان، این خطر از ناحیة علی (ع) متوجه آنها بود؛ چرا که او توانست افشاگر و همچنین خنثیکنندة طرحهای آنان باشد. بنابراین میبایست ترور فیزیکی و نیز شخصیتی علی (ع) را در دستور کار خود قرار دهند. اگر بتوانند ایشان را در یک درگیری به شهادت برسانند، میتوانند حسین (ع) را هم به جهت سن و سالشان و فقدان حمایتهای لازم به آسانی از میان بردارند. با کشتن این سه، که با امامت در نسل آنان تداوم مییابد، طرح دشمن کاملاً به اجرا در آمده است.
در مکتب انسانساز اسلام تمام برنامهها باید سمت و سوی آن به این هدف اساسی باشد که انسان را به سر منزل مقصود برساند و او را به سعادت و کمال، دنیوی و اُخروی رهنمون سازد بر این اساس کارگزاران این جامعه و کسانی که امور امت اسلام را به دست میگیرد باید دو مشخصه اصلی را دارا باشند، اول اینکه عالم به احکام و دستورات شریعت مقدس اسلام باشند، دوم اینکه عدالت و تقوی برای آنان ملکه شده باشد و جزئی شده باشد و جزئی جداناشدنی از وجود آنان باشد براساس همین دو اصل ضروری در حاکمیت است که امام حسین7 میفرماید:«مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله الامناءَ علی حلاله و حرامِه».278 جریان امور و احکام باید به دست علما و دانشمندان که امین بر حلال و حرام خدا هستند سپرده شود.
وظایف مردم
الف. شرکت در انتخابات
امروز مسؤولیت به عهده ملت است. اگر ملت کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصى که نقشه کشیدهاند براى این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسوولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مىشود. هر کارى که انجام بدهند، مسوولیتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است و اگر بروند و چنانچه اشخاص متعهد مسلم – کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند، کسانى که نمىخواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد – این اشخاص را تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کردهاند و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند – آنهایى که مىخواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ – اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسوولیت متوجه شما است. امروز مسوولیت بزرگى به عهده همه ما است.(1)طبق ادعای فائزه، هاشمی از بازیگران سومین جنگ استراتژیک تاریخ بوده است
بزرگترین فتنه ها در حوزه امامت و با روش نفاق و فریب: قطعا بزرگترین فتنه های طول تاریخ بشر، باید مربوط به مهمترین حوزه های حیات و سعادت بشر یعنی حوزه استراتژیک امامت باشد. از سویی، قاعده این است که دین، تامین کننده سعادت مستضعفین بیشینه و بر ضد منافع مستکبرین کمینه است؛ در این حالت، اگر فتنه گران، منافقی نکنند و مستقیما به مستضعفین اعلام جنگ کنند، چه بسا با جبهه پایداری عظیمی مواجه شوند. بنابراین، مستکبران، برای تامین بلند مدت منافع خود، همواره در نقاب دین، به دین حمله کرده اند. از این رو، بزرگترین و ماندگارترین فتنه ها، فتنه هایی است که از راه خیرخواهی، دین و فریب رخ داده است.
اولین فتنه و جنگ استراتژیک تاریخ: وقتی ابلیس به خلافت و ولایت آدم، حسد برد، تصمیم به انحراف جبهه حق گرفت؛ او اعلام کرد که خداوند را قبول دارد ولی جانشین خدا را قبول ندارد؛ یعنی کفر در ربوبیت تشریعی؛ پس او حق حاکمیت و تعیین امامت و ولایت امر بر روی زمین را از آن غیر خدا می دانست. در اینجا، اولین فتنه استراتژیک عالم رقم خورد. شیطان برای گمراهی بشر، راه نفاق و لباس خیرخواهی را در پیش گرفت و موفق به فریب حضرت آدم و حوّا شد. پس اولین جنگ و فتنه عظیم، در آغاز نبوت، در حوزه ولایت و امامت و با روش نفاق، رقم خورد.