امام حسین(ع)

محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده عید فطر http://mohsenzade.com محسن زاده
یکشنبه - ۶ آبان ۱۳۹۷

امام حسین(علیه‏السلام) به حسب ظاهر قیامی که کرد برای این بود که حکومتی مادّی و شیطانی را براندازد تا به‏جای آن حکومتی الهی و رحمانی بر مسلمین حکومت کند. لذا عرض می کنیم ما دو نوع حکومت داریم؛ حکومتی داریم مادّی و بر محور هواهای نفسانی و حکومتی داریم الهی و بر محور خداخواهی؛ یکی محورش خودخواهی است و دیگری خداخواهی. حکومتی که بر محور خودخواهی و جنبه‏های نفسانی است، چه در حدوث و چه در بقا ابزار خاص به خودش را دارد. عرض کردم اهرم‏هایی را که برای حدوث و بقای خود از آن استفاده می‏کنند، معمولاً سه چیز است؛ تطمیع و تهدید و تحمیق. گروه یزیدیان از همین سه عامل استفاده می‏کردند که اوّلین مرحله آن مسأله عبیدالله بود که از هر سه اهرم استفاده کرد؛ هم تطمیع، هم تهدید و هم تحمیق.
عبدالله بن‏عمر و بهره‏گیری از اهرم‏های شیطانی
این تقریباً اشاره‏ای بود به جلسه گذشته؛ امّا برای تأیید این مطلب من این بحث را ادامه می‏دهم. جلسه گذشته عرض کردم بعد از مرگ معاویه، یزید نامه‏ای نوشت به ولید بن‏عتبه و در آن نامه سه نفر را اسم برد و گفت از این سه نفر بیعت بگیر. اوّل هم امام حسین(علیه‏السلام) را نام برد که داشت: «خُذ بِالحُسَین»؛ یعنی حسین را بگیر؛ بعد هم عبدالله بن‏عمر و سوم عبد الله بن‏زبیر بود. حالا می‏خواهم بروم سراغ عبدالله بن‏عمر؛ عبد الله بن‏عمر، قبل از آنکه امام حسین برای عمره از مدینه به سمت مکّه برود، او برای عمره مستحب به مکه رفته بود. امام حسین بعد از او وارد مکّه شد. او عمره‏اش را انجام داده بود و ‏میخواست برگردد مدینه که خبردار شد امام حسین به مکّه آمده است. رفت خدمت امام حسین؛ حالا خوب دقت کنید! رفت آنجا و ظاهراً امام حسین را نصیحت کرد! نصیحت کرد و نصیحتش این بود که به امام حسین گفت بیا با یزید بیعت کن! یعنی پیشنهاد صلح و بیعت را به حضرت داد و بعد هم از عواقب خطرناک مخالفت و جنگ با یزید برحذر داشت.