فتنه اکبر !!!
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده   
جمعه ، 17 دی 1395 ، 21:18


إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ، يُنْكَرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ، يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً.(خطبه 93 نهج البلاغه)

فتنه ها آنگاه كه روى آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنانكه هست، نشان داده مى شود، فتنه ها چون مى آيند شناخته نمى شوند، و چون مى گذرند، شناخته مى شوند، فتنه ها چون گرد بادها مى چرخند، از همه جا عبور مى كنند، در بعضى از شهرها حادثه مى آفرينند و از برخى شهرها مى گذرند.
از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون فتنه های متعددی را ملت عزیز ایران پشت سر گذاشته که از جمله انها می توان به فتنه جدائی طلبی، بنی صدر ، جام زهر قطنامه 598، فتنه منتظری ، کوی دانشگاه در سال 78وفتنه سال 88 نام برد .
انچه در این فتنه های بزرگ خود نمائی می کند نقش جریانی خاص با رهبری وهدایت اکبر هاشمی بهرمانی است ، با توجه به خسارتهای مادی ومعنوی که این فتنه ها به دنبال داشته اما به فضل الهی ملت در این ازمونهای سخت پیروز میدان بوده که تجلی ان 9دی سال 88است
ولی با ید دوباره این هشدار را داد وشیپور بیدار باش را به صدا در اورد که فتنه اکبری بزرگتر از فتنه 88 در راه است ، بزرگتر از ان جهت که تجربیات تمام فتنه های قبل را درذ  درون خود ذخیره کرده است.
البته ملت بزرگ ایران در کنار امام ومقتدایشان حضرت امام خامنه ای به عنوان ابر مدیر انقلاب اسلامی نیز ظرفیتی صد چندان گذشته را برای مقابله با طوفان بلاهای فتنه اماده کرده اند، کسانی که دیروز دم از شورائی کرزدن ولایت می زدند امروز خواهان بر چیده شدن نظام ولائی وحکومت دینی هستند.
در این میان سخنان سید جواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی قابل تامل برای خواص جبهه حق وملت عزیز می باشد.
ایشان طی سخنانی در جمع مردم این شهر که توسط خبرگزاری فارس پوشش خبری داده شده و در مورخه 11/ 10/ 95 انعکاس عمومی یافت به نکاتی در باره فضای سیاسی کشور اشاره کرده بودند که یکی از سخنان ایشان در باره نظریه جدید هاشمی رفسنجانی در باب حکومت جمهوری اسلامی بود که در اینجا عین آنرا آورده و در ادامه نکاتی را بیان خواهیم کرد.
سید جواد ابطحی در این باره می گوید: نظریه هاشمی رفسنجانی برای انتخابات سال آینده است که اعلام کند دیگر حکومت دینی نمی‌خواهیم و حکومت دینی جامعه ما ،به حکومت مسلمانان و مشابه کشورهای مالزِی و ترکیه تبدیل شود و فقط حاکمان ما مسلمان باشند.
البته شروع‌کننده این نظریه فائزه هاشمی است که اعلام کرد به حکومت دینی اعتقادی نداریم و آقای هاشمی و خانواده‌اش به دنبال پیدا کردن این نظریه در انتخابات سال آینده هستند و اینکه حجاب و بی‌حجابی در جامعه آزاد باشد .
در باب سخنان یاد شده به موارد زیر می توان اشاره کرد :
* بیان چنین ادعایی در باره هاشمی رفسنجانی آنهم از سوی یک نماینده مجلس که دسترسی بیشتری نسبت به مردم عادی به اطلاعات و دیدگاه اشخاص دارد قطعا ادعایی بدور واقعیات سیاسی در باره هاشمی نیست .
* با در نظر گرفتن سوابقی که از هاشمی و فرزندانش در طول دوران انقلاب اسلامی داشته ایم و با در نظر گرفتن مواضع فائزه هاشمی در فتنه 88 که در باره پدرش بیان داشته بود این ادعا نمی تواند کلا غیر واقعی قلمداد گردد.
* برخی موضوعات و سوابق سیاسی کشور در باره هاشمی قطعا ما را به صحت اظهارات ابطحی رهنمون می سازد مانند :
1- تمایل شدید هاشمی به غرب و بکار گیری تحصیل کردگان غرب در دولت سازندگی .
2- توجه به اظهارات سید حمید روحانی: ریشه اندیشه هاشمی رفسنجانی در جریان حرکت ملی شدن صنعت نفت بسته شد و مشاهده می‌کنید که وی انسانی متولّن بوده و تا توانسته با جو حرکت کرده و تابع جو بوده است. هنگامی که جو می‌پسندد حرکت مسلحانه باشد از حرکت‌های مسلحانه که برخلاف رای و نظر ایشان بود حمایت می‌کرد و بودجه بیت المال را هزینه این امر می‌کرد و زمانی دیگر به گونه ای دیگر. هاشمی رفسنجانی اصولا خط امام را نپذیرفت، کروبی نیز به همین مشکل دچار شد، در مصاحبه ای که در کتاب «هاشمی بدون روتوش» میخوانید از وی سئوال می‌شود آیا امام در سال ۴۱ قصد براندازی رژیم شاه را داشتند؟ که وی می‌گوید چنانچه شاه امام را می‌پذیرفت امام کوتاه می آمدند و این در حالی است که واقعیت امر خلاف این مسئله را نشان می‌دهد؛ بنابراین مشاهده می‌کنید هاشمی از یک سو اندیشه امام را درک نکرده و از سوی دیگر ولایت را قبول نداشته برای همین پیشنهاد حذف شعار مرگ بر آمریکا و برقراری جریان مذاکره را به امام داده است. اندیشه سیاسی این فرد(هاشمی) به قدری پایین است که عنوان می‌کند مگر چین، روسیه و آمریکا چه تفاوتی با هم دارند که باید با چین و روسیه ارتباط داشته باشیم و با آمریکا خیر؟ معتقدم هاشمی رفسنجانی از آغاز به امام اعتقاد نداشته و راه امام را درک نکرده و امروز نیز این گونه است و ولایت فقیه را قبول ندارد( قاصد نیوز – 17/8/94 – کدخبر 7060)
3 - ادعای کریمی قدوسی در باره هاشمی و رهبری : کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی گفت:روزی آیت الله اعلم الهدی به بنده پیغام دادند که باتعدادی از نمایندگان جلسه ای در دفتر ایشان داشته باشیم/ بنده با حضور شش نفر از نمایندگان خراسان خدمت ایشان رسیدیم، آیت الله اعلم الهدی در ابتدای جلسه گفتند: بنده(آیت الله اعلم الهدی) رفتم خدمت مقام معظم رهبری در مشهد و به معظم له عرض کردم: من در یکی از سخنرانی هایم در مشهد خطاب به آقای هاشمی اینگونه گفتم: آقای هاشمی شما که ذیل آن نامه سرگشاده ای که به مقام معظم رهبری نوشتید خود را دوست و همسنگر دیروز و امروز و فردای معظم له قلمداد کردید،چرا نامه را با این ادبیات و اینگونه نوشتید؟
آقای علم الهدی ادامه داد: بعد از بیانات من، مقام معظم رهبری فرمودند: "آقای اعلم الهدی چرا به مردم گفته اید آقای هاشمی دوست و همسنگر من است، آقای هاشمی دیروزش شاید، امروزش دیگر همسنگر من نیست" ( پایگاه خبری – تحلیلی اطلاعات روز- 5 فروردین 1395 - کد مطلب13506 )
4- مانور تجمل هاشمی در سال 68 درست چند ماه پس از رحلت امام راحل (ع): الگو های توسعه اقتصادی که موسسات بین المللی برای ایران تجویز نمودند در واقع یکی از راههای نفوذ نرم افزاری آمریکا در کشورهای مستقل محسوب می شد. پس از آنکه بیش از 10 سال جنگ سخت افزاری آمریکا علیه ایران که توسط ایادی وی بر جمهوری اسلامی تحمیل گردید؛ نتوانست انقلاب اسلامی را از مسیر خود بازدارد؛ استکبار جهانی این بار با استفاده از بستر موجود درکشور یعنی نیاز به سازندگی ویرانی های ناشی از جنگ وتوسعه کشور و حضور گسترده تکنوکرات ها در ارکان دولت با نفوذ نرم افزاری از راه توسعه اقتصادی و پیاده سازی ملزومات و پیوست های فرهنگی سیاسی آن در ایران به میدان آمد. این الگوها در عمل با استقراض زیاد از بانک جهانی والگو های توسعه برونزا وابستگی اقتصادی کشور را به غرب بیشتر نموده و روند استحاله تدریجی فرهنگی سیاسی در ایران را آغاز می نمود. چرا که الگوی توسعه اقتصادی غربی به همراه خود الگوی مصرفی خاص، سبک زندگی خاص و حتی تغییر در باورهای اعتقادی وسیاسی را به همراه داشت. اظهارات و مواضع رئیس دولت سازندگی نیز موید همین مطلب است.

در همین راستا هاشمی رفسنجانی در18 آبان 1368در خطبه نماز جمعه معروف خود که بعدها به خطبه مانور تجمل معروف شد بیان داشت:« اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به "مانور تجمل" روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند. هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان "ملتی مفلوک" جلوه نکنیم لازم است تا "جلوه هایی از تجمل" در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود. شروع این کار را در دولت خود با انتقال دولت به کاخ سعدآباد و دکورهای چندمیلیونی برای وزارتخانه ها آغاز کرد. بعد از آن کاخ های شاه معدوم یک به یک به تصرف دولتی ها درآمد. یا در جایی دیگر رسما اظهار شد که «ایرادی ندارد اگر عده‌ای زیر چرخ‌های توسعه لِه شوند.» همین اظهارات و پیگیری عملی این سیاست ها توسط دولت سازندگی سبب گردید تا فرهنگ مصرف‌گرایی و تجمل در جامعه پررنگ شود، اختلاف طبقاتی زیادتر شده و به موازات این وضعیت، اوضاع اقتصادی کشور نیز به دلیل تورم شدید و شکست طرح‌های دولت در حوزه‌ اقتصاد به وخامت گرایید که بیشترین فشار را بر گروه‌های کم‌درآمد و مستضعف جامعه وارد می‌کرد. بدین ترتیب، اقشاری که در دهه‌ی 1360 صاحبان اصلی انقلاب بودند در زیر چرخ‌دنده‌های توسعه و سازندگی مورد نظر دولت هاشمی له شدند و به حاشیه رفتند. در آن دوران تکنوکرات ها با استفاده از فرصت های ناشی از رابطه قدرت - ثروت، منتعم شدند و ثروت متراکمی را برای خودشان به وجود آوردند و چون می دانستند که منشا این ثروت، قدرت دولتی است، کوشیدند که روند توسعه اقتصادی در کشور ادامه یافته وتفکرات غلط خود را به دولت سازندگی تلقین می نمودند.
هاشمی در جایی دیگر در راستای تئوریزه کردن و تطهیر جامعه طبقاتی وجود اختلاف طبقاتی را در اسلام طبیعی دانسته و در یکی از سخنرانی های دهه 70 خود گفته بود: « برای تحقق احکام خمس و زکات باید در جامعه حتما هم ثروتمند و هم فقیر و به عبارت دیگر اختلاف طبقاتی باشد. ( خبرگزاری تسنیم – 21 دی 1394 – شناسه خبر 968246 )»
5 - در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوران هاشمی و اصلاحات که در غربگرا بودنشان تردیدی وجود ندارد : ایده تشکیل مرکز تحقیقات استراتژیک، زمانی شکل گرفت که اکبر هاشمی رفسنجانی سکاندار دولت جمهوری اسلامی ایران بود، اما این مرکز به دلیل در برداشتن اعضایی که در حقیقت در زمره منتقدان دولت وقت بودند، چندان مورد توجه رئیس جمهور نبود. همزمان با قدرت گرفتن جناح راست در مجلس سوم و فشار روی دولت هاشمی و به تبع آن کنار زدن عناصر اصلی طیف چپ از پست‌های کلیدی دولت، سرانجام در بین سالهای 66 تا 67 مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری تاسیس شد و با حکم هاشمی رفسنجانی موسوی خوئینی‌ها به عنوان اولین رییس این مرکز انتخاب و با انتخاب وی چهره‌هایی مانند عباس عبدی، سعید حجاریان، محسن کدیور و ... در معاونت های مختلف این مرکز فعال شدند؛ این روند اما در پشت صحنه، نفوذ تئوریسینی کم حاشیه‌ یعنی دکتر حسین بشیریه را به همراه داشت که در سال 1361 با دكتراى «تئورى سياسى» از دانشگاه ليورپول انگلستان به تهران آمد و در مرکز ترجمه تئوری‌های «دموکراتیزاسیون» برای گذار از سنت به مدرنیته به تحقیق نشست.از دل مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، زمستان 1374 «حلقه آئین» شکل گرفت که سیدمحمد خاتمی و سعید حجاریان در مرکزیت آن قرار داشتند و کادر رهبری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مانند نبوی، تاج‌زاده، و آرمین در کنار هادی خانیکی، عباس عبدی، محمدتقی فاضل میبدی و محسن کدیور طیف اکثریت آن را تشکیل می‌دادند. آنان سال 1375 در زمره اعضاء کادر مرکزی ستاد انتخاباتیِ خاتمی با شعار «او آمد، پرده و پر بگشایید» درآمدند ( خبرگزاری مهر – 7 مهر 1392).
ترکیب افرادی که این مرکز را تشکیل دادند کسانی بودند که غرب و غرب گرایی ایده و آمال زندگیشان بوده و هریک از ایشان در دوره های سازندگی و اصلاحات تلاش های زیادی را در نهادینه کردن سکولاریسم ، جدایی دین از سیاست ، حذف نمادهای دینی و انقلابی از فرهنگ مردم ، تشکیک و تردید در اصول اسلامی – شیعی و فرهنگ اصیل مردم از طریق تالیف و تدوین کتب و جزوات و مقاله های مختلف در رسانه ها و روزنامه های زنجیره ای بعمل آورده و در نهایت نیز با فتنه گران بر اندازی در فتنه های 78 و 88 به روی نظام اسلامی شمشیر کشیدند ایشان شاگردان مکتب نیاورانی بودند که هاشمی در تاسیس و ادامه حیات آن نقشی بسزا داشته است.
6 - نقش فرزندان در مدیریت کردن هاشمی رفسنجانی : در باره فرزندان هاشمی رفسنجانی یا آقازاده های 5 گانه که هریک در گوشه ای از این آب و خاک خبر ساز سیاسی جمهوری اسلامی می شوند سخنان زیادی رفته است . فاطمه / محسن / مهدی / یاسر/ فائزه کسانی هستند که در بزنگاه های سیاسی انقلاب به همراه مادر خویش هریک به سهم خود جای پایی به جد و یا طنز در عالم سیاست ایران گذارده اند که بیان آن در حوصله این نوشتار نیست اما نکته ای که می توان در این باره اشاره کرد نقشی است که فرزندان هاشمی در زاویه پیدا کردن هاشمی با نظام اسلامی پیدا کرده است بگونه ای که برابر برخی اظهارات هاشمی در جریان فتنه 88 نیز نامه ای در حمایت از انقلاب می نویسد لاکن فرزندان وی از اینکار جلوگیری می کنند . در هر صورت چه هاشمی تحت سیطره و تاثیر فرزندانش باشد یا فرزندانش در سایه جایگاه پدر حرف شنوی او باشند موضوع بصیرتی که رهبری در باره آن فرمودند شاخصی است که باید هاشمی را با آن سنجید که آیا وی در این رابطه در کدام طیف قرار می گیرد ؟کسی که درتمام مراحل انقلاب اسلامی حضور موثر داشته و از محرمانه ترین اخبار جمهوری اسلامی با اطلاع بوده است می توان او را نااگه دانست ؟. حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب، در دیدار جمعی از مداحان و ذاکرا با انتقاد شدید از کسانی که روزگار و دنیای فردا را دنیای مذاکره می دانند و نه موشک خاطرنشان کردند: روزگار، روزگار همه چیز است وگرنه به راحتی و به صراحت حق ملت را خواهند خورد. ایشان افزودند: اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است (بیانات رهبرانقلاب در دیدار با جمعی از مداحان اهل بیت(ع)- 11 فروردین 1395 )
7- در ششمین مورد به یکی دیگر از سخنان و مواضع هاشمی از زبان دکتر زاکانی می پردازیم که روحیاتی از وی را نشان می دهد که با سخنان سید جواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس همخوانی بیشتری دارد زاکانی :من گفتم نخستین اشکال آقای هاشمی این است که خودش را «حق» می‌داند و همه چیز را با خود می‌سنجد! و در هر مقطعی که قرار می‌گیرد به فراخور آن مقطع نکاتی را مطرح می‌کند که نفع خودش را شامل می‌شود، مثلاً سال 79 یکی از تشکل ها دو دیدار با وی داشتند که وی با صراحت گفته بود: من یک فرق با رهبری دارم من قائلم انتخابات محدود و کنترل‌ شده باشد و آدم‌ها را حساب شده از صندوق بیرون بیاوریم! اما رهبری قائلند که انتخابات با حضور گسترده مردم باشد و هر چه مردم می‌گویند، توجه شود. زاکانی گفت: البته نظام جمهوری اسلامی هیچگاه اجازه نداده که این ایده خطرناک آقای هاشمی عملی شود و هر آنچه در انتخابات اعلام شده آرای مردم بوده است و همواره تلاش نظام این بوده که انتخابات با مشارکت حداکثری مردم برگزار شود( فارس – 12 آبان 1394 – کد خبر :490129)
این سخنان آیا رفتن به راه نوعی دیکتاتوری سیاسی که در آن انتخابات بیشتر مهندسی شده بوده و مردم نیز نقشی تشریفاتی دارند .
8- رفتار و سخنان برخی سیاستمداران و دولتمردان کشور در باره هاشمی و همچنین خود هاشمی در باره موضوعاتی مانند :مادام العمری یا تمدید دوره ریاست جمهوری هاشمی ، اظهار نظر هاشمی در باره قدرت نظامی و رابطه آن با فناوری و پیشرفت و نامه های بدون سلام و والسلامش به رهبری و هماهنگی مواض اصلاح طلبان و کشورهای غربی بخصوص آمریکا ، نماز جمعه معروف فتنه 88 هاشمی و همچنین مواضع و سخنان مهدی هاشمی بعنوان رابط بین هاشمی و آمریکا و نامه یکی از سران فتنه و هاشمی به رئیس جمهور آمریکا در استمرار تحریم ها و فشار به ملت ایران و مواردی بسیار از این دستهم می تواند ما را در رسیدن به درکی درست در باره ادعای سید جواد ابطحی در باره نظرات هاشمی در انتخابات سال آتی ریاست جمهوری رهنمون سازد که براستی باید در اعتقاد هاشمی به نظام حکومتی دینی تردید نزدیک به یقین را روا داشت.
در مجموع بازهم می توان از لابلای مطالب موجود در رسانه ها و فضای مجازی به موارد بیشتری هم دست یافت لاکن در نتیجه گیری این نوشتار باید گفت که با در نظر گرفتن کهولت سن هاشمی رفسنجانی و جایگاه سیاسی متزلزلی که بدلیل حمایت از فرزندان مجرم و فتنه گر خویش و همچنین روابط نزدیکی که اصلاح طلبان این فرزندان خلف و سرمایه های غرب و بخصوص آمریکا در میان مردم داشته است شاید بزرگترین هدف و فلسفه سیاسی هاشمی در این سن این باشد که مانند "امیر کبیر " کتابش که برایش اشک ها ریخته است به نوعی خود را در تاریخ انقلاب اسلامی ناجی ایران معرفی نماید.
نجات بخشی که در عین ملبس بودن به لباس روحانیت مانند امیر کبیر در سر سلسله افکارش : علوم و فنون غربی و استفاده از مستشاران غربی کاستن از نفوذ علما و روحانیون و جلوگیری از تعزیه خوانی اهمیت زیادی دارد . اتاق فکری که هاشمی در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و بعد در مجمع تشخیص مصلحت نظام بوجود آورد را شاید بتوان نتایج آنرا در مروجان مکتب نیاوران دید که با بررسی این نحله سیاسی – فکری می توان به صحت سخنان سید جواد ابطحی دست یافت و فقط محلی برای طرح نهایی خود می خواهد که انتخابات 96 بهترین و شاید آخرین فرصت برای هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست باشد.
هاشمی و شاگرد برجسته مکتب نیاوران یعنی حسن روحانی آنچنان از نظر شخصیت سیاسی و سوابق طولانی مدت همکاری به هم گره خورده اند که نمی توان حسن روحانی را بدون هاشمی و اثر او در شکل گیری و رشد شخصیتش در نظر گرفت. هم هاشمی، روحانی را در سلک شاگردان و هم روحانی، هاشمی را در مسند پدر سیاست ورزی خود و دولتش پذیرفته است.
اگر بپذیریم که فتنه ها در یک پروسه زمانی مشخص متولد شده ، رشد می کنند و از الگوی خالقشان خوی و روش زیست در فضای پر چالش سیاسی را فرا می گیرند باید برای رئیس دولت یازدهم نگران بود. به قول یک ضرب المثل ایرانی که می گوید"بگو دوستت کیست تا بگویم کیستی " این حق را بخود می دهیم که این نگرانی را بر زبان آورده و برخی از نکات را به اعتدال گرایان که ترکیبی ازاصلاح طلبان ،تکنوکراتهای حزب کار گزاران سازندگی واصحاب فتنه 78و88هستند یاد اور شویم.
1 -  "فتنه و زمان" دو واژه و مفهوم کلیدی در درک درست حوادث حاد سیاسی است به این معنا که بین فتنه و زمان رابطه مستقیمی وجود دارد. هرگاه فتنه ای در بستر زمانی خود بوجود می آید و رشد می کند ‌می تواند در نوعی حیات بطئی و‌کند به زندگی خود ادامه داده و‌درزما ن مناسب دوباره در سطح اجتماع ظهور یابند .
2 – در دوره حیات اشکار فتنه ها ی اولیه در یک آزمایش و خطا می توانند به نقاط ضعف و قوت خویش واقف گشته و با شناسایی توان انسانی و لجستیکی – پشتیبانی خود به شناسایی میزان قدرت خود در رسیدن به اهداف را به بوته آزمایش بگذارد و صد البته این امر در باره حریف نیز صادق است به این معنی که فتنه گران هم به شناخت خویش دست می یابند و هم به شناخت حریف .
3 – مهمترین خصوصیت  یک فتنه اشکار اولیه این است که  قصد دارد تا با قدرتمند نشان دادن خود و ضعیف قلمداد کردن حریف ترس را در میان هواداران خویش به حداقل رسانیده و شجاعت دادن هزینه های انسانی و مالی را در میان آنان به حداکثر خود برساند تا از این گذر اگر شکستی هم دامن فتنه گران را گرفت بتوانند با حفظ  نیروی انسانی بالقوه و بالفعل خویش برای فتنه های آینده آماده شوند .
4 -  خصوصیت مشترک فتنه گران از ساده ترین مراحل تا پیچیده ترین آنها مخالفت صریح با رهبری الهی است.
5 – مبارزه میدانی و سخت افزاری تنها یک روش است نه هدف فتنه گران به این معنا که آنان برای براندازی مبارزه سیاسی و بقول خودشان روشنگرانه ! می کنند و خشونت میدانی نه تنها چاشنی انفجاری حرکات و تغییراتی است که در ساختار سیاسی و رسانه ها و محافل نخبگانی جامعه بستر سازی شده است و با فتنه میدانی قصد نتیجه گیری دارند.
تامس پول موتر تحلیل گر آمریکایی می گوید: هدف واقعی دولت آمریکا می بایستی مهار سیاسی و اقتصادی و از همه مهمتر مهار روانی باشد .
دیدیوکیو مامور سیا و رابط سازمان با عناصر ضد انقلاب  بوده است می گوید: مهمترین حرکت در براندازی جمهوری اسلامی تغییر فرهنگ جامعه ایران است .
6 -  تلاش برای یارگیری از شخصیت های ضعیف النفسی است که بواسطه برخی خصلت ها مانند : عافیت طلبی و آرامش طلبی به نفع عدم مبارزه با فتنه گران و با سخنرانی و یا با سکوت فتنه گران را یاری رسانیده اند .
7 - تمام این حرف ها را گفتیم تا در این مقطع از نوشتار کلامی را با دولتمردان وحامی پدر سالار انان اکبر هاشمب بهرمانی در میان بگذاریم.
تجربه انقلاب اسلامی به ما ثابت کرد که به گفته امام راحل (قدس سره الشریف) انقلاب اسلامی با هیچکس چه اصول گرا ، چه اصلاح طلب و چه اعتدال گرا ،عقد اخوت و مودت همیشگی نبسته است.
چه بسیار کسانی که در بالاترین مسندهای اجرایی کشور تکیه زده بودند، اما امروز در خیابانهای اروپا و آمریکا آواره و منتظر یک لقمه نانی که باید در قبال فروختن دین و میهن خویش باید بدترین اهانتها را به ملت ایران بکنند و چه افراد مشهوری که در بزنگاه های حساس انقلاب با امامت جمعه فتنه گران بر انداز ، یار دیرین خویش را با نامه بدون سلام و والسلام آزرده خاطر کردند و بالاخره چه بسا افراد بسیاری که زانوی تلمذ حوزوی را برزمین زده و شاگرد بزرگان انقلاب بودند و در دوران مبارزه از السابقون مبارزه تلقی می شدندو آنزمانی که کسی جرات درگیری فیزیکی را نداشت ایشان از پیشگامان  محسوب می شدند، اما امروز نامشان تداعی کننده فتنه و فتنه گران و زخم زننده به چهره نورانی امام و رهبری در فتنه 88 شده اند .
پس بدانید و بدانیم که "عقد نبسته" همچنان به قوت خود باقی است .
امروز در آستانه انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری رسیده ایم آنهم با خصوصیاتی منحصر بفرد که هر خواننده منصفی بر موجه بودن نگرانی ها صحه می گذارد:
*  عملکرد ضعیف و بعضا غیر قابل دفاع دولت تا به امروز اگر چاره ای برای معضلات اشتغال و بیکاری و گرانی تدبیر نشود، قطعا حسن روحانی را در جایگاه هزینه های  تمدید دولت حسن روحانی خواهد نشانید و شکست او را قطعی خواهد ساخت.

*  رهبر معنوی و سیاسی حسن روحانی که کسی جز هاشمی رفسنجانی نمی تواند باشد تاکنون در بزنگاه های مختلف انقلاب اسلامی نمره قبولی نگرفته است، در نتیجه حضور در سایه  اما پر قدرت هاشمی بطور حتم و یقین هزینه های سیاسی و اجتماعی مضاعفی را به دولت و شخص حسن روحانی تحمیل خواهد کرد .
* برخی از تحلیلگران متمایل به هاشمی و اصلاح طلبان دوست دارند که نقش هاشمی و مجموعه جریان اصلاحات  را در انتخاب روحانی به ریاست جمهوری پررنگ سازند .
بعبارت دیگر برای روحانی و جریان اعتدال نقشی بیش از یک جریان در سایه قائل نیستند ( فیاض زاهد در مصاحبه با روزنامه آفتاب یزد) و دائما ذکر می دهند که اگر روحانی در دولت آینده سهم بیشتری برای ایشان قائل نشود فکر کردن روی نفر یا نفرات جایگزین برایشان دور از انتظار نخواهد بود .
* چندی است که از سوی برخی از ورزا و از جمله شخص هاشمی بر روی انتخاب مجدد روحانی در دوره دوازدهم در سال آتی تاکید می شود و این سیره و روشی است که  در ذات و شخصیت برخی از سیاسیون ما نهادینه شده است . مگر ممکن است یادمان برود که سران فتنه گر و محصور فتنه 88 هم با همین روش خود را پیروز انتخابات خواندند و آن همه جنایت را در کشور ببار آوردند. امروز هم دوباره همان رایحه پلید و عطر مشمئز کننده فتنه گری و ضد دینی و ملی به مشام همه ما می رسد ، ان هم به دست اربابان فتنه وعناصر داخلی انان که بر مسند قدرت اجرائی تکیه زده اند ؟
* شکست برجام قطعی شده است و متولی سیاست خارجی و معاونانش یا با سکوت و یا با گوشه و کنایه این امر را می پذیرند لکن امروز در فضای خبری در باره وزیر خارجه خواندیم که :
کریمی قدوسی در گفتگوی تفصیلی با بسیج عنوان کرد: در یک جایی آقای ظریف به یک مقامی میگوید که من میخواستم که مذاکرات را  با آن استراتژی خودم پیش ببرم ولی آقای روحانی آقای فریدون را فرستاد کنار من در مذاکرات؛ من هرجایی که روی خطوط قرمز می ایستادم و میخواستم به آن عهدی که با رهبری بسته بودم و میخواستم روی آن پافشاری کنم حسین فریدون کنارم بود با آرنج به پهلوی من میزد و به من میگفت از این موضوع رد شو؛ من به آقای فریدون میگفتم که من به رهبری قول داده ام اما حسین فریدون میگفت که از این موضوع عبور کن و نمیگذاشت من کارم را انجام بدهم.
این نقش حسین فریدون در بحث مذاکرات بود؛ آقای ظریف این را یک جایی میگویند که ببینید چرا خطوط قرمز رد شده است؛ چرا آقای روحانی عجله میکند که زود به توافق برسند برای این که بتواند در مجلس دهم و انتخابات اثر بگذارد و برای ادامه پروژه هایشان؛ این همان مسائلی است که امام خامنه ای روحی فداه با عنوان خط نفوذ و یا با عنوان استحاله فرهنگی عنوان می کنند.
* افزایش قیمت دلار به بالای 4000 تومان /گرانی افسار گسیخته قیمت ها / احتمال بازگشت تورم دو رقمی به اقتصاد/ تعطیلی صنایع یکی پس از دیگری /انباشتگی نقدینگی /کاهش ارزش پول ملی به پایین ترین سطح خود تاکنون /کاهش اعتبار پاسپورت ایران حتی از برخی کشورهای دست چندم آفریقایی / و....   و بالاخره بی تحرکی مسئولان دولتی خصوصا در مورد افزایش نرخ دلار و اینکه بانک جهانی اقتصاد ایران را در صورن رسیدن قیمت دلار به 5000 تومان ورشکسته اعلام می کند در رفع و رجوع این مشکلات  باید یقین حاصل کنیم که دولت یازدهم برای چاره جویی شکست برجام بازهم حاضر شده است تا با ایجاد چالش و تنش های اقتصادی وباز تولید فتنه 88 و فشار بیشتر به مردم به امتیازات بیشتری را به غرب اهدا کند و این همان برجام های 1 و 2 و 3 و... بود که منتقدان اگاه نسبت به آن بارها هشدار داده و می دهند .
* با استقرار دولت حسن روحانی وی واژگان سیاسی جدیدی را در فرهنگ سیاسی کشور وارد ساختند که تا قبل از آن یا دیده نشده و یا کمتر نمودی در محاورات و نوشتارهای سیاسی روز داشته است واژه هایی مانند : اعتدال ، برجام ، کلید ،‌ تعامل ، دولت قبل .
* برخی از مسئولان ارشد دولتی در خفا و آشکار به "استراتژی ته دره ای" اشاره می کنند(آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور و از چهره‌های کارگزارانی کابینه رئیس‌جمهور روحانی، اخیراً در نشست ارائه گزارش عملکرد پروژه‌های اقتصاد مقاومتی وزارت صنعت، طی اظهاراتی گفته است : کشوری که به ته درّه برده شده، حال چند پله بالاتر آمده و هنوز ته درّه است، اتفاقی که در تورم سال 91 و 92 انجام شد و رکود حاصل از آن درآمد سرانه مردم را به قدری کاهش داد که دولت هر چه تلاش می‌کند، تاکنون نتوانسته آنچنان که باید جبران نماید / 2/11/95 خبرگزاری فارس)  به یاد داریم که در سالهای اول انقلاب نیز جریانات معاند با انقلاب اسلامی این استراتژی را با عنوان بن بست سیاسی  در رسانه های خود فریاد می زدند که امام راحل نیز با بیان اینکه ملت اسلام  به بن بست نمی رسد سیلی محکمی به دهان این جریانات زدند و امروز نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی با همان موضع امام ته دره ای بودن انقلاب و اقتصاد کشور اسلامی را رد کرده و این اوصاف را شایسته کشورهای غربی دانستند که در تنگنای شدیدی هم  قرار دارند .دولت یازدهم در جای پایی قدم می زند که حسن روحانی با این فضاها بیگانه نبود و می شود از گذر توجه به این موضوعات برخی از مواضع و دیدگاههای وی را رصد کرد :جریان آمدن  مک فارلین بعنوان نماینده ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا و دیدار با برخی از سیاسیون ایرانی که روحانی و هاشمی را از جمله این افراد می دانند.
هاشمی وحسن روحانی دو یار غاری بودند که در جریان پذیرش قطعنامه 598  که امام آن را جام زهر خوانده بودند همراه و همگام و همفکر بودند.
حسن روحانی و خود فروخته ای بنام مهاجرانی در جریان ریاست جمهوری مادام العمری و یا تمدید دوره ریاست جمهوری هاشمی در اوایل دهه 70 یقه خود را برای هاشمی می دراندند.
برخی از فتنه گرانراس فتنه 88امروز در دولت یازدهم بعنوان وزیر فعالیت دارند پس آنهایی که در غم دوران آن فرد معلوم الحال زانوی غم سیاسی در بغل می گیرند باید بگویند که امروز چه دسته گلی به سر این ملت کشیده اند و چه باری از دوش ملت بر داشته اند  (سید جواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر/فارس /11/10/95/کد خبر :  63069  )
.در تمام دوران سازندگی و اصلاحات تا سال 84 حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی بعنوان دبیر شورا فعالیت کرده و مذاکرات هسته ای با غرب را هدایت و راهبری می کرد که در اواخر دوره اصلاحات بود که بدلیل ضعف و وادادگی در مذاکرات و قراردادهای مختلف پاریس و بروکسل و تهران چنان منافع ملی ایران و انقلاب اسلامی را به خطر انداختند که با ورود هوشمندانه امام خامنه ای روحی فداه موضوع خاتمه یافت و اگر نبود ورود ایشان، که مصادف با پایان دوران اصلاحات هم بود، قطعا تاریخ در باره حسن روحانی و تیم مذاکره کننده قضاوتی دیگر می داشت و طنز تلخ تاریخ نیز در همین جاست که همان تیم بعدها در سال 92 به بعد  کار مذاکرات را به همان سبک و سیاقی که رهبری جلوی آنرا گرفته بودند مجددا ادامه دادند .
و در نهایت امروز با در نظر گرفتن تمام موضوعات یاد شده در سطور بالا و لحاظ کردن دورانی دولت یازدهم باید اینگونه نتیجه گرفت که هاشمی و شاگرد برجسته مکتب نیاوران یعنی حسن روحانی آنچنان از نظر شخصیت سیاسی و سوابق طولانی مدت همکاری به هم گره خورده اند که نمی توان حسن روحانی را بدون هاشمی و اثر او در شکل گیری و رشد شخصیتش در نظر گرفت و شاید دیدار هاشمی با روحانی در اولین روزهای حضور روحانی در پاستور و نحوه رفتارها و سخنان هاشمی می توانست حکایت از این داشته باشد که هم هاشمی، روحانی را در سلک شاگردان و هم روحانی، هاشمی را در مسند پدر سیاست ورزی خود و دولتش پذیرفته است.
لذا طبیعی ترین رفتارها و عملکردهای روحانی اگر در همراهی و باز تولید دولت سازندگی وافکار هاشمی در زمینه حکومت دینی که بعضا از زبان بعضی از فرزندانش هم بیان شده است و اصلاحات و همچنین بروز چالش و تنش هایی با رنگ و بوی سازندگی و اصلاحات و البته با تجربه ، شدت و سازماندهی کامل تر در مجموعه جریانات سازندگی،اصلاح طلبان و فتنه گران آشکار و پوست انداخته سیاسی با عنوان اعتدال باشد امری عجیب نخواهد بود .
امروز شاهدیم فتنه گران، برای تکرار حوادث ضد امنیتی 88 برای انتخابات آینده هیزم جمع می کنند و اینگونه تجهیزات وارد کردند و بنای تکرار آن روزها را دارند.به عنوان شاهد مثال سخن
جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری بسیج پیرو اظهارات رئیس دستگاه قضا درباره انتقال تجهیزات فنی امنیتی به ساختمان پاستور را می اوریم که بیان کرد: ما چند سند در ارتباط با فتنه 88 داریم که تاکنون بخش فنی فتنه 88 به اطلاع مردم رسیده نشده و آنچه تاکنون به اطلاع مردم رسیده فقط بخش‌های سیاسی آن بوده است.
یکی از بخش‌های فنی فتنه 88، وارد کردن تجهیزات مخابراتی و پارازیت انداز برای ایجاد اخلال در شبکه‌های صداوسیما در زمان فتنه 88 بود، این تجهیزات توسط مهدی هاشمی از طریق سرویس‌های انگلیسی وارد تهران شد و در دستگاه‌های مختلفی نیز نصب شد و توانست شبکه یک صداوسیما را در آن برهه برای مدت 5 دقیقه مختل کند.
عضو کمیسیون امنیت ملی ادامه داد: این موضوع به خاطر ایجاد پارازیت‌هایی بود که آن زمان در سیگنال‌های صداوسیما فرستادند و آقای عسگری رئیس فعلی صداوسیما به‌اتفاق چند نفر در بالگرد بر فراز تهران به دنبال پیدا کردن مرکز پارازیت بر روی شبکه‌های صداوسیما بود که آن را پیدا کرده و مختل کردند.
وی بابیان اینکه این بخش از ده‌ها بخش فنی فتنه 88 با محوریت مهدی هاشمی بود گفت: این تجهیزات توسط دولت خبیث انگلیس در اختیار مهدی هاشمی و شبکه فتنه قرار داده شده بود که عملا نظام جمهوری اسلامی نتواند لحظه به لحظه مسائل مهم را در بحث فتنه به اطلاع مردم برساند و آن اخلالی که در بحث انتخابات ایجاد کردند را بتوانند پیگیری کنند.
اظهارات مهم آیت الله آملی لاریجانی درباره ورود تجهیزات فنی و امنیتی به داخل ساختمان پاستور در همین ارتباط است و بنا دارند فضای انتخابات ریاست جمهوری 96 را به سمت دوقطبی کردن پیش ببرند و برای تکرار حوادث ضد امنیتی 88 برای انتخابات آینده نیز هیزم جمع می کنند و اینگونه تجهیزات وارد کردند و بنای تکرار آن روزها را دارند و بدون پشتیبانی سرویس‌های جاسوسی دنیا مثل انگلیس، امریکا، کانادا، فرانسه و موساد راه به جایی نمی‌برند بنابراین در بحث فتنه این بخش فنی قضیه ایست که گفته نشده و لذا این اظهارات رئیس قوه قضائیه آغاز تشریح بحث‌های فنی و سخت فتنه 88 بود تا به این نتیجه برسند.
جریان فتنه با استقرار دولت آقای روحانی به صورت خزنده بازگشته است و تلاش دارد که از ظرفیت دولت و جایگاه قانونی آن اتاق‌های پاستور و مکان‌های امن دولت برای ایجاد شبکه امن و اتاق‌های فکر و مراکز تصمیم‌گیری که به‌صورت خوشه‌ای در فتنه نیز حضور داشتند در اختیار بگیرد؛ نمونه های آن جلسه جماران، بنیاد باران و جلسه صبحانه که مشهور است.
به این جهت است که اخیرا نیز شاهد هستیم که آقای روحانی ساختمان پاستور را ترک کرده؛ همان‎طور که آقای هاشمی در کاخ مرمر نشسته، رئیس جمهور پاستور را تحویل برادر و فرزندانش داده است و خودش در کاخ سعدآباد نشسته و صبح‌ها ساعت 10 سرکار می‌آید و ساعت 14 آنجا را ترک می‌کند؛ یکی از علت‌هایی که به کاخ سعد آباد رفته همین ورود تجهیزات فنی و امنیتی ارتباطی و مخابراتی و شنود و ضد شنود است؛ در واقع نه اینکه آقای روحانی این کارها را انجام دهد، اما این اقدامات چتر ضد امنیتی برای قضایای فتنه شده است .

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

آخرین مطالب

ترجمه سایت

آمار سایت

حدیث تصویری

اوقات شرعی

ذکر امروز

ذکر روزهای هفته

ارتباط جهت طرح سوال و موضوع

ایمیل:
موضوع:
متن پیام:
5 + 2 =