خلافت پس از عثمان رضی الله عنه در حقيقت، حق معاويه رضی الله عنه است نه حق علي رضی الله عنه
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده   
سه شنبه ، 5 بهمن 1395 ، 22:47

براي بررسي صحت ادعاي فوق، بايد شخصيت معاويه علیه الهاویه و تاريخ زندگاني او را، بررسي قرار دهيم:
او از خاندان بني اميه علیهم اللعنه مي‌باشد و پدرش ابي‌سفيان قائد و پيشواي مشركان قريش در جنگهايي است كه با پيامبر (صلي الله عليه وآله) بر پا كردند.  [1] مادرش در مكه به فسق و زنا مشهور بود [2] و اين همان زني است كه از شدت كينه و حقدي كه در دل به واسطه كشته شدن نزديكانش در جنگ بدر توسط مسلمانان داشت، جگر حمزه را در جنگ احد به دندان كشيد و پس از آن به هند جگرخوار شهره شد. بنا به نقل ابن ابي الحديد، زمخشري مفسر بزرگ اهل سنت در كتاب ربيع الابرار نوشته است: نطفة معاويه علیه الهاویه را بر چهار كس نسبت داده‌اند: سافر بن ابي عمروـ عماره بن وليدـ‌عباس بن عبدالمطلب و صباح جوان خوش قيافة زيبائي كه هند او را (براي عمل ناشايست) بسوي خود خواند.  [3] معاويه علیه الهاویه و پدرش ابي‌سفيان و مادرش هند، همه در روز فتح مكه به اجبار اسلام را پذيرفتند و از طلقاء (آزادشده‌گان به دست پيامبر(صلي الله عليه وآله)) محسوب مي‌گردند. [4] معاويه علیه الهاویه  بسيار جاه طلب و رياست پرست بود و شايد بتوان بغض شديد او را نسبت اميرالمؤمنين  (عليه السّلام)  و خروجش بر امام بر حق مسلمانان، به حب رياست او و نيز كشتن برادرش حنظله و دايي‌اش وليد ابن عتبه و بسياري از عموزادگانش به دست حضرت علي  علیه السلام در جنگ بدر منسوب داشت. [5] معاويه درزمان خليفه اول همراه با برادرش يزيد كه فرماندهي سپاه را داشت به دمشق عازم شد و هنگامي كه خبر مرگ يزيد به خليفه دوم رسيد،‌ معاويه را به امارت شام منصوب كرد [6] و تا زمان خلافت حضرت علي  (عليه السّلام)  امير شام بود و در اين هنگام از بيعت با اميرالمؤمنين  (عليه السّلام)  خودداري كرد و بر خليفه مشروع و مورد قبول مسلمانان خروج كرد و به بهانة خونخواهي خليفه مقتول (عثمان) جنگهايي به راه انداخت كه در جريان آن خون عده بسيار زيادي از مسلمانان بر زمين ريخت تا سرانجام در اثر توطئه خوارج حضرت علي  (عليه السّلام)  به شهادت رسيد و خلافت به امام حسن  (عليه السّلام)  رسيد.
معاويه علیه الهاویه بر امام حسن  (عليه السّلام)  هم خروج كرد و ادعاي خلافت خود را رسماً مطرح كرد. امام حسن  (عليه السّلام)  با توجه به شرايط ويژه‌اي كه پيش آمده بود صلاح در آن ديد كه براي جلوگيري از فتنة بيشتر و ريخته نشدن خون بيشتري از مسلمانان،‌ طي صلح نامه‌اي، به طور مشروط خلافت را به معاويه علیه الهاویه بسپارد. [7] معاويه علیه الهاویه در دوران خود دست به موارد خلاف شرع و ايجاد بدعت‌هاي زيادي زد كه الحاق بن ابيه بر برادري خود،  [8] كشتن چهل تن از صحابة‌ مهاجر و انصار، [9] دستور به سب (دشنام دادن) شخصيت بزرگي، مانند اميرالمؤمنين  (عليه السّلام)  بر روي منابر [10]  برگزيدن فرزند خود يزيد به ولايتعهدي همانند پادشاهان [11] و...از آن جمله مي‌باشند.
حال با توجه به اين موارد تاريخي آيا ادعاي حقانيت خلافت او(كه نه با اجماع و شوراي مسلمانان و نه با نص پيامبر (صلي الله عليه وآله) و نه با هيچ روش عقلاني ديگر ثابت شده است، بلكه فقط از طريق سركشي و خروج و فتنه‌گري خلافت اسلامي را به چنگ آورده) ادعايي باطل و پنداري بيش نمي‌باشد؟ آيا به راستي چنين شخصي شايستگي منصب عظيم جانشين رسول خدا (صلي الله عليه وآله) را دارد؟ يا آنكه به اتفاق مفسران شيعه و سني آية تطهير در شأن او نازل گشته است؟ و دقيقاً به همين جهت است كه وقتي ابراهيم بن سويد از امام حنبل مي‌پرسيد: خلفاي رسول الله (صلي الله عليه وآله) چه كساني هستند؟ امام حنبل در جواب مي‌گويد:‌ با وجود علي  (عليه السّلام)  كسي را شايستگي خلافت نيست.  [12]
هم چنين برخي از محدثان و بزرگان دربارة معاويه نظر داده‌اند:
بسياري از محدثان از قول ابن عباس نقل كرده‌اند كه گفت: روزي من به همراه عده‌اي از اطفال مشغول بازي بودم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) تشريف آوردند و من خود را پشت ديواري مخفي نمودم. حضرت مرا يافتند و فرمودند: برو معاويه (علیه الهاویه) را به سوي من بخوان. ابن عباس مي‌گويد: برگشتم و به پيامبر (صلي الله عليه وآله) عرض كردم كه او مشغول خوردن است. در اين هنگام رسول اكرم (صلي الله عليه وآله) فرمود: خداوند هيچ‌گاه او را سير نگرداند. [13] همچنين نقل شده كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) دائماً‌ معاويه علیه الهاویه را لعن مي‌كرد و مي‌فرمود: هرگاه معاويه علیه الهاویه را بر روي منبر من ديديد او را بكشيد.  [14] دانشمند بزرگ اهل سنت ابن ابي الحديد مي‌نويسد: در نزد مشايخ ما، معاويه علیه الهاویه در دين خود مورد اتهام و به كفر و زندقه منسوب است و چيزهايي از او نقل شده كه متضمن كفر و تعرض به نبي اكرم (صلي الله عليه وآله) است و بر فرض كه هيچ يك از اينها صحيح نباشد، همين كه با امام بر حق مسلمانان حضرت علي  (عليه السّلام)  به محاربه برخاسته است، در حكم كردن به فساد او كافي است. [15] ابن مسعود مي‌گويد: براي هر چيز آفتي است و آفت اين دين بني اميه است. [16] گروهي از مفسران، شجرة ملعونه‌اي را كه قرآن مي‌فرمايد،‌ به بني اميه تفسير كرده‌اند.  [17] خليفة دوّم نيز دربارة معاويه مي‌گفت: او كسراي عرب است. [18] و حقاً  كه رسم و آيين پادشاهي و ظلم را اولين بار معاويه علیه الهاویه در خلافت اسلامي وارد كرد

[1] ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 1، ص334.
[2] ـ همان منبع، ص336.
[3] ـ اصول كافي، مرحوم كليني، ج 5، ص550.
[4] ـ‌اسد الغايه في معرفه الصباحه، محمد بن عبدالكريم بن عبدالواحد شيباني معروف به ابن اثير،‌ ج 4، ص385.
[5] ـ شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص338 همان آدرس 1و2.
[6] ـ اسد الغابه....، ج 4، ص387.
[7] ـ تاريخ الخلفاء ص6ـ 195ـ اسد الغابه ج 4 ص386.
[8] ـ تاريخ الخلفاء ـ سيوطي جلال‌الدين ـ بيروت لبنان تحقق محمد محي الدين عبدالحميد ـ ص 196.
[9] ـ نهج الحق و كشف الصدق، علامه حسن بن يوسف حلي مطهر ـ انتشارات دارالبحره ـ قم 1407هـ. ق ـ حلّي ص312.
[10] ـ تاريخ الخلفاء، ص190ـ اسد الغابه، ابن اثير، ج1، ص134.
[11] ـ تاريخ الخلفاء،‌ سيوطي، ص196.
[12] ـ تاريخ الخلفاء،‌ ص196.
[13] ـ صحيح مسلم با دو سند آن را نقل كرده (به نقل از نهج الحق و كشف الصدق ـ علامه حلي ، ايضاً اسد الغابه، ج 4، ص387.
[14] ـ نهج الحق و كشف الصدق، ص309.
[15] ـ شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص340.
[16] ـ نهج الحق و كشف الصدق، ص312.
[17] ـ تفسير الميزان، محمد حسين طباطبائي، ج 13، ص150 و 140.
[18] ـ تاريخ الخلفاء،‌ ص195.

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

آخرین مطالب

ترجمه سایت

آمار سایت

حدیث تصویری

اوقات شرعی

ذکر امروز

ذکر روزهای هفته

ارتباط جهت طرح سوال و موضوع

ایمیل:
موضوع:
متن پیام:
5 + 2 =