کراماتی از حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

سه شنبه - ۱۱ تیر ۱۳۹۸

حضرت معصومه علیها السلام بیست و پنج سال بعد از تولد امام رضا علیه السلام در اول ذی قعده سال ۱۷۳ ه . ق . دیده به جهان گشود و در دهم، یازدهم، یا دوازدهم ربیع الثانی ۲۰۱ ه . ق . وفات یافت . پدرش امام موسی بن جعفر علیهما السلام و مادرش بانویی […]

حضرت معصومه علیها سلام

دوشنبه - ۱۰ تیر ۱۳۹۸

ابن جوزی یکی از علما و مورخان اهل سنت در قرن هفتم می نویسد: در بین اولاد امام موسی کاظم علیه السلام چهار دختر به نام فاطمه وجود دارد:
۱٫ فاطمه صغری که به او بی بی هیبت گفته می شود، و در مدخل جنوبی شهر باکو در آذربایجان شوروی (سابق) دفن است.
۲٫ فاطمه وسطی که در رشت مدفون می باشد.
۳٫ فاطمه وسطی (ستّی فاطمه) که در اصفهان دفن شده است.
۴٫ فاطمه کبری(۱) (فاطمه معصومه) که مدفن او در قم، زیارتگاه شیعیان و اهل دل می باشد.
ولادت و وفات
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در روز اوّل ذیقعده سال ۱۷۳ (ه . ق) در مدینه منوره، دیده به جهان گشود. چنان که مرحوم حاج شیخ علی نمازی، متوفای دوم ذیحجه ۱۴۰۵ (ه . ق) شرح زندگانی آن حضرت را با این عبارت آغاز می کند: «فاطِمَهُ الْمَعْصُومَهُ اَلْمَوْلُودَهُ فی غُرَّهِ ذی القعده سنه ۱۷۳؛(۲) فاطمه معصومه که در روز اوّل ذیقعده ۱۷۳ بدنیا آمده است.»
باید توجه داشت که در مورد ماه و روز ولادت آن حضرت، اتفاق نظر وجود دارد ولکن در مورد سال ولادت آن حضرت بین سالهای ۱۷۳ و ۱۸۳ (ه . ق) اختلاف وجود دارد؛ ولی با توجه به سال شهادت حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام ، یعنی سال ۱۸۳ (ه . ق) و اینکه آن حضرت در سالهای آخر عمر، در زندان و دور از خانواده به سر می برده اند و با توجه به منابع متعدد تاریخی(۳)، سال ولادت، همان سال ۱۷۳ صحیح تر به نظر می رسد.
پدر بزرگوار آن حضرت، امام موسی کاظم علیه السلام و مادر گرامی اش نجمه خاتون می باشد که بعد از تولد حضرت رضا علیه السلام به طاهره ملقب گردید.(۴) در نتیجه فاطمه معصومه علیهاالسلام باامام رضا خواهر و برادر ابوینی هستند. فاطمه معصومه علیهاالسلام در سال ۲۰۱ (ه . ق) در پی انتقال اجباری امام هشتم علیه السلام به مرو، بعد از یک سال تحمل دوری برادر بزرگوارش از مدینه منوره، عازم خراسان گردید که در مسیر سفر در ۲۳ ربیع الاوّل سال ۲۰۱ (ه . ق) وارد شهر قم شده و مورد استقبال عده زیادی از مردم مشتاق و شیفته اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت، و بعد از هفده روز اقامت در منزل موسی بن خزرج، در سن ۲۷ سالگی در سال ۲۰۱ (ه . ق) [به اتفاق مورخان(۵)] دیده از جهان فرو بست و در «باغ بابلان» محل فعلی مَزار آن حضرت، دفن گردید.
در مورد ماه و روز وفات آن حضرت بین مورخان، اختلاف است. برخی وفات آن حضرت را دهم ربیع الثانی دانسته(۶) و بعضی دیگر، دوازدهم ربیع الثانی(۷) و عده ای نیز هشتم شعبان را به عنوان روز وفات آن حضرت ذکر کرده اند(۸)؛ راز وفات آن حضرت را برخی محققان معاصر، مسمومیتی دانسته اند که از ناحیه دشمنان اهل بیت علیهم السلام نسبت به آن بانوی بزرگوار روا داشته شد.(۹)

حضرت معصومه علیها السلام شفیعه روز جزا

دوشنبه - ۱۰ تیر ۱۳۹۸

کریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها السلام اول ماه ذی القعده سال ۱۷۳ ه . ق . در مدینه چشم به جهان گشود و در سن ۲۸ سالگی در روز ۱۰ یا ۱۲ ربیع الثانی سال ۲۰۱ ه . ق . در شهر مقدس قم به ریاض جنت پر کشید (۱) .
القاب شریف آن حضرت، معصومه، کریمه اهل بیت، ستی و فاطمه کبری است . پدر بزرگوارش حضرت امام موسی بن جعفرعلیهما السلام و مادر آن حضرت، «نجمه » است (۲) .
مادر آن حضرت
نجمه خاتون مادر بزرگوار امام رضاعلیه السلام و حضرت معصومه علیها السلام است . او از زنان برجسته زمان خود بود و در عقل، دین، حیا، جمال ظاهری و باطنی نظیر نداشت .
«حمیده » مادر امام هفتم علیه السلام همیشه از نجمه یاد می کرد و از روزی که او را به خانه برد مورد احترام قرار داد و هرگز پیش او نمی نشست مگر برای تعظیم و احترام او .
روزی حمیده به حضرت کاظم علیه السلام عرض کرد: «پسرم! نجمه کنیزی است که من بهتر از او را ندیده ام; او زنی زیرک و دارای محاسن زیادی است و می دانم هر نسلی از او بدنیا آید، پاک و مطهر است; او را به تو بخشیدم و از تو درخواست می کنم حال او را رعایت کنی . (۳) »
در روایتی آمده است: وقتی حمیده را خرید، شبی رسول خداصلی الله علیه وآله را در خواب دید که به او فرمود: «ای حمیده! نجمه را به فرزند خود موسی ببخش، همانا از او فرزندی به دنیا می آید که بهترین اهل زمین است .»
مقام و منزلت حضرت نجمه علیها السلام
مرحوم علامه مجلسی رحمه الله از کتاب ارزشمند عیون اخبار الرضاعلیه السلام روایتی را نقل کرده است که توجه به آن ما را به مقام و منزلت حضرت «نجمه خاتون » مادر بزرگوار امام هشتم و خواهرش حضرت معصومه علیها السلام آگاه می کند . روایت مورد نظر را ذیلا از نظرتان می گذرانیم:
روزی امام کاظم علیه السلام از هشام پرسید: آیا خبرداری که کسی از برده فروشان آمده باشد؟ عرض کرد: نه . هشام می گوید: پس آن حضرت فرمود: آمده است . و ما با هم نزد او رفتیم . برده فروشی را دیدیم که غلامان و کنیزان بسیاری آورده بود .
آن حضرت فرمود: کنیزانی که برای فروش آورده ای را بر ما عرضه کن، او نه کنیز را بیرون آورد . حضرت هر یک را می دید، می فرمود: این را نمی خواهم . آن گاه فرمود: آیا کنیز دیگری داری؟ گفت: نه، جز یک کنیز که او سخت بیمار است .

مبلغین معارف دینی و تبلیغ در گفتار و رفتار امام صادق (علیه السلام)

دوشنبه - ۱۰ تیر ۱۳۹۸

آموزه های الهی گویای این است که یگانه رسالت انبیاء الهی و جانشینان آنها هدایت مردم به سوی پروردگار است . خداوند متعال به پیامبرش فرمود: «وما ارسلناک الا مبشرا ونذیرا» ; (۱) «و ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده .»
و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«رحم الله خلفائی، فقیل یا رسول الله من خلفائک؟ قال: الذین یحیون سنتی ویعلمونها عباد الله; (۲) خدا جانشینان مرا رحمت کند . سؤال کردند: یا رسول الله! جانشینان شما کیستند؟ فرمود: کسانی که روش مرا احیا می کنند و به بندگان خدا یاد می دهند .»
امام صادق علیه السلام که خود به دلیل مقام امامت دارای شان هدایتگری است، همین شان را برای عالمان دینی نیز قائل است و می فرماید: «الراویه لحدیثنا یشد به قلوب شیعتنا افضل من الف عابد; (۳) کسی که احادیث ما را روایت و دلهای شیعیان ما را به وسیله آن محکم کند، از هزار عابد بهتر است .»
از این روی، اینک که در آستانه شهادت (۴) آن امام هدایت قرار گرفته ایم، شایسته است نگاهی گذرا به شیوه های هدایتگری آن حضرت بیندازیم; شیوه هایی که سایه به سایه قرآن کریم پیش رفته و به پیروی از قرآن کریم هدایت را در شکلها و شیوه های متناسب به مسلمانان عرضه نموده است .
ناگفته نماند که شیوه های امام در هدایت و تبلیغ و تبشیر و ارشاد و دعوت و … که در راستای وظائف و شان امامت انجام می شد، تاثیرات عمیقی در جامعه آن روز برجای گذاشت . به گونه ای که علی رغم فراهم نبودن امکان برای اقدامات نظامی و براندازی علنی، همین دست فعالیتهای تبلیغی و هدایتی حضرت، خلفای وقت را به شدت هراسان ساخته و ارکان حکومت آنان را لرزان کرده بود .
از این روست که در مقابل اقدامات این امام هدایت، خلیفه وقت (منصور) می گوید: «وکان امره وان کان ممن لا یخرج بسیف اغلظ عندی و اهم علی من امر عبدالله ابن الحسن فقد کنت اعلم هذا منه ومن آبائه علی عهد بنی امیه; (۵) کار جعفر بن محمد اگرچه با شمشیر قیام نمی کند، اما برایم سخت تر و مهم تر است از قیام عبدالله بن الحسن . من این را از او و پدرانش در زمان بنی امیه می دانم .»

اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام

حجه الاسلام دکتر محسن زاده
پنج شنبه - ۶ تیر ۱۳۹۸

یکی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و کاردان در عرصه های اقتصادی است . پیامبران الهی نیز برای ایجاد قسط و عدالت در سطح وسیع آن در میان اقشار مختلف جامعه و تامین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آنان به وسیله توزیع عادلانه امکانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، اطلاع رسانی همگانی و بالاخره ترویج احسان، نیکوکاری و خدمت رسانی کوشیده اند تا مردم را به سوی سعادت و نیک بختی سوق دهند . این تلاشها که در جهت تحقق بخشیدن به مقاصد الهی و اهداف آسمانی ادیان توحیدی و پیامبران و فرستادگان از سوی خداوند متعال انجام می گیرد، به منظور فراهم نمودن زمینه های عبودیت و قرب الهی برای عموم انسانهای سعادت طلب و حقیقت خواه می باشد .
در این نوشتار به مناسبت میلاد حضرت جعفر صادق علیه السلام و ضرورت رفع مشکلات مادی شهروندان به بررسی برخی از اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام در عرصه جامعه اسلامی می پردازیم .
ارزش کارهای اقتصادی
آن حضرت کار و تلاش در راه تامین نیازهای ضروری زندگی را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد می کرد و می فرمود: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله; (۱) آن که برای تامین معاش خانواده اش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خدا است .»
از منظر پیشوای ششم علیه السلام افراد سست عنصر و بی کار و بی تفاوت، مورد خشم و غضب الهی هستند; چنان که می فرماید: «ان الله عز وجل یبغض کثره النوم و کثره الفراغ; (۲) خداوند متعال زیادی خواب و بی کار بودن را دشمن می دارد .»
علاء بن کامل یکی از یاران آن حضرت روزی به محضرش شتافت و التماس دعا گفت، و اضافه نمود که: ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله! از خداوند متعال بخواه که زندگی راحت و مرفهی داشته باشم! امام صادق علیه السلام پاسخ داد: «لا ادعولک، اطلب کما امرک الله عز وجل; (۳) من برایت دعا نمی کنم، تو [زندگی مرفه و راحت را] از همان راهی بخواه که خداوند متعال به تو فرمان داده است [یعنی از راه تلاش و کوشش] .»
بهبود بخشیدن به وضع زندگی و تدارک برخی از برنامه های اقتصادی در جامعه نه تنها نقص و عیبی برای یک انسان مسلمان به حساب نمی آید، بلکه ناشی از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والای معنوی است . رئیس مذهب جعفری علیه السلام بر این اندیشه پای می فشرد که: «ینبغی للمسلم العاقل ان لا یری ظاعنا الا فی ثلاث: مرمه لمعاش او تزود لمعاد او لذه فی غیر ذات محرم; کوچیدن برای یک مسلمان عاقل شایسته نیست مگر در سه مورد: بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی (سفرهای تجارتی و . .). ، کسب توشه آخرت (سفرهای زیارتی)، رسیدن به لذتهای حلال (سفرهای تفریحی) .» (۴)

پنج کلید خوشبختی از امام صادق علیه السلام

چهارشنبه - ۵ تیر ۱۳۹۸

آنچه در ادامه می آید برخی از توصیه های امام صادق علیه السلام است که در زمانها و شرایط مختلفی برای افراد گوناگون بیان شده است. اختصاصی نبودن این توصیه ها به فرد یا زمان خاصی، سبب می شود تا همه آنها برای تمام کسانی که خواهان رسیدن به کمالات انسانی و قرب الی الله هستند مفید و راهگشا باشد.
توصیه اول
مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: به من توصیه ای کنید. امام صادق علیه السلام به او فرمودند:
لَا یَفْقِدُکَ اللَّهُ حَیْثُ أَمَرَکَ وَ لَا یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ
جایی که امر خدا حاضر است تو غایب نباش و در جایی که نهی خدا حاضر است تو غایب باش.
معنای این سخنِ کوتاه و سراسر حکمت و اندرز؛ انجام تمام واجبات و ترک تمام محرمات است. اگر خداوند در زمین و زمانی کاری را بر انسان واجب کرده است؛ مبادا به بهانه هایی که شیطان به ذهن او می اندازد از انجام آن، شانه خالی کرده و میدان اطاعت و بندگی را ترک کند.
و اگر خداوند از کاری نهی کرده و آن را حرام دانسته است؛ مبادا فریب وسوسه های شیطان را خورده و روح پاک خود را به آن آلوده کند؛ بلکه تلاش کند که خداوند بصیر هیچگاه او را در صحنه های گناه نبیند.
بعد از این سخن آن مرد به حضرت عرض کرد: بیش از این مرا توصیه کنید. امام علیه السلام فرمود: «لَا أَجِدُ» ؛ یعنی من بیش از این سراغ ندارم.[۱]

مهم‌ترین ویژگیهای کار گزاران نظام اسلامی از دیدگاه امام صادق(علیه السلام)

سه شنبه - ۴ تیر ۱۳۹۸

امام صادق علیه السلام در طول ۳۴ سال امامت با برکت خویش، نقش ارزنده‌ای در گسترش فرهنگ متعالی اسلام ایفا کرد. در این فرصت به مناسبت شهادت آن گرامى، به برخی رهنمودهای رهبر دوراندیش مذهب جعفری در ارتباط با ویژگیهای مدیران دولت اسلامی می‌پردازیم.
عدالت‌محورى
از اوصافی که می‌توان برای یک مدیر مؤمن و شایسته مطرح کرد، اهتمام به عدالت اجتماعی و عدل‌محور بودن است. این واژه مقدس که در قرآن کریم و متون روایی اسلامی به طور گسترده، مطرح و بر فراگیر بودن آن تأکید شده است، مفهومی پربار، امیدآفرین و نشاط انگیز دارد.
خداوند با تأکید فراوان به گسترش عدالت اجتماعی و سیاسی در لایه‌های گوناگون جامعه اسلامی عنایت ورزیده است و به اهل ایمان فرمان می‌دهد: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون»؛[۲] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید، مبادا دشمنی با گروهى، شما را به ترک عدالت [و انصاف] متمایل کند. عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک است و تقوای الهی پیشه کنید که خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهید با خبر است.»
امام صادق(ع) درباره الگوی مدیران حکومت اسلامى، یعنی حضرت محمد(ص) می‌فرماید: «آن بزرگوار، چنان عدالت را در برنامه‌های مدیریتی خود به مرحله عمل درآورده بود که حتی لحظات خود را در جلسات عمومی در میان حاضران تقسیم می‌کرد و در نگاه خودش بین افراد، تبعیض قائل نبود.»[۳]
رسول اکرم(ص) همواره می‌فرمود: «وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُم؛[۴] من مأمور شده‌ام که عدالت را میان شما برقرار سازم.»
قاطعیت در اجرای عدالت
اساسا یک مدیر عادل، همزمان با اجرای عدالت در تمام ابعاد آن، ناچار است برای اجرای عدالت با مفسدان اقتصادى، اجتماعی و فرهنگى، مروجان فساد، فحشا و بی‌بندوبارى، بر هم زنندگان عزت و استقلال کشور و سایر موانع عدالت مقابله کند.
امام ششم در این باره فرمود: «لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ؛[۵] تنها شمشیر، مردم را استوار می‌گرداند.»
آری در سایه مدیریت مدیران عدالت محور، باید اهل تقوا و انسانهای پاکدامن، در آسایش زندگی کنند و خائنان و افراد آلوده‌دامن در هراس به سر برند. به همین سبب، صادق آل محمد(ع) می‌فرماید: «حَدٌّ یُقَامُ لِلَّهِ فِی الْأَرْضِ أَفْضَلُ مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً؛[۶] اجرای یک مورد حد برای خدا در زمین بهتر از باریدن چهل روز باران خواهد بود.»

مبانی حکومت امام زمان علیه السلام -۳

چهارشنبه - ۸ خرداد ۱۳۹۸

مبارزه با ستمگران وطواغیت از جمله سر نوشت ساز ترین برنامه های حکومتی امام زمان علیه السلام مبارزه با ستمگران وطواغیت است ، حضرت با انها به مبارزه بر می خیزد وکاخها وخانه های ظلمشان را در سراسر عالم ویران می سازد، همانا این کاخها وابنیه، ابنیه شرک ونفاق است وفرقی نمی کند که کاخ […]

تفسیرسوره القدر

شنبه - ۴ خرداد ۱۳۹۸

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ (۱) وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

پاسخ به شبهه وهابیون

رمضان حجه الاسلام دکتر محسن زاده
شنبه - ۴ خرداد ۱۳۹۸

وهابیون با بهره گیری از روایت جعلی وتمسک تخریف گونه از قران کریم می کویند انبیاء ارث نگذارده وفدک ارث زهرا نبوده ولذا ابابکر ان را گرفته است!!!
پاسخ:

نبوت ارثی نیست. «الله أعلم حیث یجعل رسالته»[۱]. رسالت، نبوّت، امامت، اینها به عصمت برمی‏گردد، اینها ارثی نیست. این میراث کتاب ـ به معنای نبّوت ـ را ارث بردن نیست.
کتاب را پیامبر به امت ارث می‏دهد. مثل این‏که فرمود: «إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین». از ارث به “ترکه” و “ماتَرَک” یاد می‏کنند. در تعبیرات دینی، به “ترکه” یاد شده است. ما هم تعبیر عرفی‏مان این است که: تَرَکه میّت چیست؟ حضرت (ص) هم فرمود: «میراث من قرآن و عترت است؛ “إنّی تارکٌ فیکم الثَقَلَین”، این ترکه، این إرث در بین شما هست». به این معنا ، همه چیز برای همه امّت، چه ظالم، چه صالح، چه طالح ارث است.
وقتی که وجود مبارک زکریا (ع) از خداوند متعال فرزند می‏خواهد، چون طبق دو آیه، دو خصیصه‏ی تلخ برای فرزندها ذکر شده، برای اینکه به آن دو خصیصه مبتلا نشود هم در آیه سوره مبارکه آل عمران به خدا عرض کرد: «و اجعله مِن لدُنکَ ذرّیهً طیبه» یعنی فرزند طیب؛ هم در آیه مبارکه سوره مریم عرض کرد: «و اجعله ربِّ رضیا».
در مسأله ارث [ارث گذاشتن انبیاء در آیاتی مثل “یرثنی و یرث من آل یعقوب” و “ورث سلیمان داود”] اقوال متعدّدی است. گفته‏ اند:
منظور از میراث، نبوّت است.
منظور از میراث، علم و حکمت است.
منظور از میراث، مال است.
این اقوال سه‏گانه در قالب کتاب‏های تفسیری ـ مخصوصاً در جامع قُرطبی ـ آمده.

سبک زندگی سیاسی امام حسن علیه السلام درپاسداری از ارزش‏ها

حجه الاسلام دکترمحسن زاده
دوشنبه - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

سبک زندگی سیاسی  امام حسن علیه السلام درپاسداری از ارزش‏ها

اشاره
ابعاد صلح شجاعانه امام حسن علیه السلام با معاویه بن ابی سفیان که یگانه عامل بقای اقلیت‏ شیعه در آن عصر بود، چنان با عظمت است که تاکنون محققان زیادی را به تحلیل و تبیین آن واداشته است. بدون اغراق می‏توان گفت: اکثر مقالات و تحقیقات پیرامون آن حضرت، در اطراف این رویداد دور می‏زند. این نوع نگرش هر چند بیانگر عمق و عظمت صلح امام علیه السلام است اما در دوره دیگر (قبل از امامت و بعد از صلح) کمتر مورد توجه قرار گرفته‏ اند و به تبع آن میزان آگاهی مردم نیز از این دوره‏ ها اندک است. بر این اساس و به مناسبت‏ سالگرد شهادت حضرت،  با دوران امامت‏ حضرت بعد از صلح (۹ سال و اندی) آشنا می‏شویم.

نفوذ اموی‏ها در حاکمیت دین

مهم‏ترین چالشی که امام حسن علیه السلام در طول دوره امامت و بلکه حیات خود با آن رو به رو شد، مساله نفوذ اموی‏ها در حاکمیت دینی دوره‏های قبل و بروز آثار آن در این دوره است. نفوذی که از زمان رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۸ سالگی) شروع و در خلافت عثمان به اوج خود رسید. طبیعی است که باید سابقه نفوذ اموی‏ها را از دوره فراگیری حکومت اسلامی (فتح مکه) پی گرفت زیرا به موازات گسترش اسلام، گروه‏های مختلفی به علل گوناگون به اسلام رو آوردند. منافقان نیز از باب ناچاری نتوانستند در مقابل این سیل خروشان قرار بگیرند و به ناچار با آن بنای هم‏سویی گذاشتند. این هم‏سویی نه از روی میل که از باب اضطرار و بی‏نتیجه بودن مقاومت‏بود. آن‏ها تنها زمانی که پرچم لا اله الا الله را بر فراز شهر دیدند، لب به شهادتین گشودند و به این ترتیب دوران حیات خود را با تاکتیک هم‏سویی موقت ادامه دادند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله با درایت کامل متوجه این حرکت‏خزنده بود. لذا اهداف پلید آنان را این‏گونه افشا می‏کرد:

«اذا بلغ بنو العاص ثلاثین اتخذوا مال الله دولا و عباد الله خولا و دین الله دخلا; (۱)

زمانی که فرزندان عاص (بنی امیه) (۲) به سی برسند، مال خدا را میان خود دست‏به دست می‏کنند، بندگان خدا را بنده خود و دین خدا را مغشوش می‏کنند.»

قرآن در سخن امام حسن مجتبی (علیه السلام)

موقوفه مجازی حجه الاسلام دکتر محسن زاده
دوشنبه - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

یکی از رسالت‌های مهم امامان معصوم تبلیغ دین، بیان احکام و تفسیر قرآن است. میراث قرآنی باقی مانده و ارزشمند وجود مبارک امام حسن مجتبی(علیه السلام) از نمونه‌های اعلی و عظیم ذخایر تفسیری معصومان(علیهم السلام) است. در این مقاله با نگرش قرآنی و تفسیری امام حسن مجتبی(علیه السلام) آشنا می‌شویم.

هر کس درباره قرآن، با رأی و پیش داوری خود سخن گوید و تفسیر کند، گر چه حق باشد، باز گناه کرده استمنزلت و پیشوایی قرآن در زندگی

قرآن در آیات فراوانی به بیان منزلت رفیع و شأن والای خویش پرداخته است تا هیچ کس حجتی در رویگردانی از قرآن نداشته باشد و کسی هم که به قرآن روی می‌آورد، با معرفت و بینش در وادی آن گام نهد. اهل بیت(علیهم السلام) که عارف به حقیقت قرآن هستند، همپای آن، این منزلت و فضیلت را به خوبی تبیین کرده‌اند. اینک نمونه‌ای از سخنان امام حسن مجتبی(علیه السلام) در این خصوص ذکر می‌شود: