اسماء وصفات قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

۱-قرآن
هرگاه بخواهیم موجودی را بشناسیم، اولین چیزی که لازم است مورد مطالعه و شناخت قرار گیرد، ویژگیها و مشخصات آن شیء می‌باشد، خداوند متعال، قرآن کریم را با اسماء و صفات خاصی معرفی فرموده، که هرکدام از این اسماء و صفات، بیانگر وجهی از وجوه گسترده این کلام الهی می‌باشد و ما در این فصل صرفاً به بیان این اسماء و صفات پرداخته و در بعضی موارد پیرامون آن توضیحاتی ارائه کرده و پژوهشگران عزیز را جهت شناخت کامل این اسماء و صفات و اینکه چرا این ودیعه الهی به این اوصاف نامیده شده را به کتب تفسیر ارجاع می‌دهیم.
در مورد لفظ قرآن، این سؤال مطرح است که ،‌آیا کلمه «قرآن» انحصاراً بر این کتاب اطلاق شده و یا موارد استعمال دیگری نیز دارد؟ در منطق وحی این کلمه به عنوان وصف یا اسم برای هیچ کتاب دیگری بیان نشده است، و بر حسب استعمال خود قرآن «القرآن» عَلَم، ولی بعدها در عرف مسلمین قرآن عَلَم شده است لازم به ذکر است، در قرآن همه جا این لفظ به عنوان وصف، ذکر شده است.
در اینکه چطور در میان اسماء و صفات این کتاب الهی، این اسم جنبه شبه علمیت پیدا کرده وجوهی ذکر کرده‌اند.

معاندین در برابر قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

کفار قرآن را سحر می‌خواندند
هنگامی که کفار آیاتی را که رسول خدا۶ برآنان تلاوت می‌کرد، می‌شنیدند، آن را کلامی غیر از نوع کلام بشر می‌ افتند، کلامی خارق العاده که دلها را مجذوب می‌کرد و جان‌ها را شیفته خود می‌ساخت لذا آن را سحر و بیان کننده آن  را ساحر می‌نامیدند.
قرآن کریم می‌فرماید:
«قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ»(۱۹۹) کافران می‌گفتند: بدرستیکه این قرآن از ساحری آشکار است – و آن را تکذیب می‌کردند، قرآن کریم علت تکذیب کفار را بیان می‌کند و آن را از دو جهت مورد بررسی قرار می‌هد.
اول اینکه :
کفار وحی بودنش را تکذیب می‌کردند، به دلیل اینکه در بردارنده معارفی صحیح و حق و غیر قابل تردید، نمی‌تواند سحر باشد.
دوم اینکه :
قرآنی که کفار آن را خواندند، کتابی است الهی و حق و سحر نیست و کسانی که به آیاتش کافر شده و در برابر آن استکبار بورزند در قیامت به آنان آبی  بسیار متعفن و سوزنده، خورانده می‌شود و اینچنین به عذابی دردناک، مبتلایشان می‌سازد.

عظمت وجایگاه والای قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

قرآنی که در دست ماست نازله هفتم قرآن است
بنابر نص کلام الهی، قرآن کریم کتابی ارجمند و بلند مرتبه است که از ام‌الکتاب و یا لوح محفوظ گرفته شده و یا مراتبی که در نزول آن رخ داده از جانب خداوند متعال بدست ما رسیده است.
در این کتاب الهی به تعبیراتی بر می‌خوریم که همه بیانگر عظمت و جایگاه والای قرآن می‌باشد و لذا می‌فرماید: «وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»(۱۶۴) و «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ»(۱۶۵) و «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ»(۱۶۶) این آیات و بسیاری از آیات دیگر بر معنای مذکور دلالت دارند و اگر نبود مراتب نزول قرآن، دست هیچ بشری به آن نمی‌رسید.
حضرت امام خمینی رضوان الله علیه در این زمینه می فرماید:
«بعد از آنکه اتصال پیدا کرد مقام مقدس نبوی، ولیّ اعظم با مبدأ فیض به آن اندازه‌ای که قابل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و منزلتا    ً کسب کرد، در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول هفتگانه به زبان مبارکش جاری شد، قرآنی که الان در دست ماست نازله هفتمت قرآن است و این از برکات بعثت است و همین نازله هفتم آنچنان تحول در عرفان اسلامی، در عرفان جهانی بوجود آورد که اهل معرفت شمه‌ای از آن را می‌دانند و بشر از همه ابعاد او یعنی جمیع ابعاد او برای بشر باز معلوم نشده است و معلوم نیست معلوم شود».

نزول قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

کیفیت نزول قرآن
همه می‌دانیم که قرآن کریم از سوی پروردگار توانا، توسط، جبرئیل، بر قلب رسول الله۶ نازل شده است و مقصود از نزول همان وحی می‌باشد.
در نزول قرآن دو تعبیر انزال و تنزیل بکار رفته است، انزال از باب افعال و تنزیل از باب تفعیل است، باب افعال «انزال» بر نزول دفعی و یک‌باره دلالت دارد و باب تفعیل «تنزیل» عموماً نزول تدریجی قرآن را بیان می‌کند. گفته می‌شود قرآن در شب قدر بر بیت‌المعمور نازل شده، منظور از بیت‌المعمور چیست؟ آیا بیست المعمور قلب نازنین پیامبر۶می‌باشد؟ آیا بیت المعمور آسمان اول دنیاست و آیا منزلگاه خاصی برای نزول قرآن بوده است؟ همه اینها سئوالاتی است که تاکنون جواب قطعی به آن داده نشده، ولی آنچه به واقع نزدیکتر است، همان قول اول، یعنی منظور از آن قلب مبارک پیامبر۶ می‌باشد، که در شب قدر، قرآن یکجا بر آن نازل شده است.
در اینجا برای تبیین و توضیح مطلب به نقل بعضی از اقوال در این زمینه می‌پردازیم.

عدم تحریف قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

تعریف تحریف

تحریف در لفظ با کلمه انحراف از یک ریشه است و هر دو از ماده حرف یعنی کنار و حاشیه می‌باشند.

تحریف در لفظ: یعنی چیزی از راه اصلی و وسط به بیراهه بردن.

تحریف در اصطلاح: تحریف در اصطلاح قرآنی به هر گونه تغییر و زیاده و نقصان و یا جابجائی در آیات قرآن گفته می‌شود.

اقسام تحریف

تحریف بر سه قسم است: قسم اول تحریف معنوی، قسم دوم تحریف لفظی، که تحریف لفظی شامل، تحریف به زیاده و تحریف به نقصان می‌شود. قسم سوم تحریف به معنای تغییر و جابجا کردن است.

اعجاز قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

تعریف معجزه
اعجاز در لغت، به معنی عاجز ساختن است و در اصطلاح دینی، انجام کار و اظهار امری است بوسیله انبیاء یا امامان، برای صدق ادعایشان، بطوری که هیچکس قادر به آوردن مثل آن نباشد و خود مردم نیز برعاجز بودن خویش بر این امر واقف شوند، البته لازم است این امر خلاف عادت و قوانین طبیعی بوده و از طریق آموزش و اکتساب هم نتوان به آن دست یافت و آن را انجام داد.
بعضی در تعریف معجزه قید «فعل خدا بودن» را نیز آورده‌اند(۲۸) و بعضی دیگر معجزه را چنین تعریف کرده‌اند:
معجزه امری خارق عادت، مقرون به تحدی و محفوظ از معارضه است».(۲۹)
به نظر می‌رسد تعریف اول تعریفی جامع و مانع و در بر گیرنده تمام ابعاد آن باشد.

شروط معجزه
در معجزه بودن یک فعل اموری شرط است که بطور خلاصه می‌توان در هفت مورد آن را بر شمرد:
۱-    باید حجت کافی باشد.
۲-    باید همراه دعوت باشد.
۳-    تصدیق نمودن و مشاهده همه مردم لازم نیست.
۴-    کسی که نبی مسلم یا معصومی خبر به نبوت یا امامت او بدهد نیازی به معجزه ندارد.
۵-    عصمت مدعی برای تصدیق او و صدق ادعایش کافی است.
۶-    تکرار معجزه بنا به درخواست مردم لازم نیست.
۷-    لازم نیست نبی یا امام در هر زمانی قادر به آوردن معجزه باشد، زیرا درخواست تکرار معجزه ممکن است بازیچه‌ای در دست استهزاء کنندگان و هوسبازان باشد، و از طرفی چون معجزه در اصل فعل خداست و به اذن و مشیت او تحقق می‌یابد، ضرورتی ندارد که نبی یا امام هر لحظه قادر به آوردن آن باشند.

شناخت قران

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

شناخت
شناخت قرآن برای هر فردی ضروری است، چون در سرنوشت جوامع اسلامی، بلکه در سرنوشت بشریت مؤثر می‌باشد و بدون شناخت آن، نمی‌توان شناخت جامع و دقیقی از جوامع اسلامی و تأثیرات اسلام بر جوامع دیگر، در چهارده  قرن اخیر ارائه نمود.
قرآن معیار و مقیاس برای منابع دیگر نیز بشمار می‌رود و منابعی چون کتب روائی تاریخی فرع بر قرآنند و به اندازه قرآن قطعیت ندارند، با توجه به این مطلب اساسی است که اهمیت و ضرورت شناخت قرآن برای همگان روشن می‌شود.
اقسام شناخت قرآن
شهید مطهری (رض) در این خصوص می‌گوید:
بطور کلی در بررسی و مطالعه هرکتابی سه نوع شناخت ضروری است.

اول : شناخت سندی یا انتصابی
این نوع شناخت آن چیزی است که قرآن از آن بی‌نیاز است، زیرا کوچکترین تردیدی نیست که آورنده این آیات، حضرت محمد۶می‌باشد که آنها را به عنوان معجزه و کلام الهی آورده و احدی نمی‌تواند ادعا کند و یا احتمال دهد که نسخه دیگری از قرآن وجود داشته یا دارد.
یک نکته لازم یادآوری شود و آن اینکه در اثر توسعه سریع قلمرو اسلام و روی آوردن چشم‌گیر مردم جهان به قرآن و نیز بواسطه دور بودن عامه مسلمین از مدینه که مرکز صحابه و حافظان قرآن بود، این خطر وجود داشت که تدریجاً لااقل در نقاط دور افتاده به عمد یا اشتباه کم و زیادها و یا تغییراتی در نسخه‌های قرآن رخ دهد ولی هوشیاری و موقع سنجی مسلمین مانع این کار شد.

فهرست مطالب کتاب معرفه النور

دوشنبه - ۲۷ شهریور ۱۳۹۱

معرفة النور

در شناخت قرآن کریم

تحقیق و تدوین :‌
محمدعلی محسن‌زاده

مؤسسه انتشاراتی استاد مطهری

دفتر مرکزی:‌قم، خیابان پور زند (هدف)، بعد از سه راه مولوی،‌نرسیده به مجسد رضائی، پلاک ۱۹۹٫
۶۶۳۳۱۸۶ 
شعبة ۱: قم،‌خیابان ارم، پاساژ قدس، طبقة چهارم، پلاک ۱۳۸ .
۷۷۴۷۱۳۸

شناسنامه کتاب
نام کتاب: معرفة‌النور در شناخت قرآن کریم
 مؤلف: محمدعلی محسنزاده
ناشر: انتشارات استاد مطهری
 نوبت چاپ: چاپ اول
تیراژ: ۳۰۰۰ نسخه
تاریخ نشر: پائیز ۸۱
 قیمت:  ۱۰۰۰ تومان
 چاپخانه: امین
شابک:     ۸-۰۳-۷۷۳۳-۹۶۴
ISBN: 964 – ۷۷۳۳ – ۰۳ – ۸

مفهوم ولایت

امام خامنه ای محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.com بیانات رهبری
پنج شنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

 

ولاء و تولی یعنی دوستی و صمیمیت که دو معنی از آنها حاصل می‌شود و افزون می‌گردد تا جائی که میان آن چیزی که از‌ آ‌نها نباشد نیست و این معنی یعنی برای نزدیکی مکانی، نسبی، دینی، بخشش و یاری کردن و اعتقاد و ایمان بکار می‌رود.
ولایت با کسر حرف (و) یاری کردن است ولی وَلایت با فتح حرف (و) سرپرستی است و نیز گفته شده هر دو واژه حقیقتش همان سرپرستی است که کاری برعهده بگیرد. در مورد شخص با ایمان گفته می‌شود «ولی‌ الله» یعنی دوست خدا و در آیاتی از قرآن کریم کلمه ولی بکار رفته است مانند: «الله ولی الذین آمنوا۱۸» و «و  الله ولی المؤمنین۱۹»  و در آیاتی نیز واژه «مولی» به کار رفته مانند:‌«نعم المولی و نعم النصیر۲۰» و «اعتصموا بالله هر مولاکم فنعم المولی۲۱» و گاهی از واژه «والی» استفاده شده مانند «و ما لهم من دونه من وال۲۲».
واژه «مولی» نیز اگر فعل متعدی باشد معنی ولایت دارد که همان قرب و نزدیکی است مانند: «فول وجهک شطر المجسد الحرام۲۳».

ولایت انبیاء

امام خامنه ای محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.com بیانات رهبری
پنج شنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

هدف از آفرینش انسان این است که با انجام افعال اختیاری به سوی کمال نهائی خود حرکت کرده و به آن دست یابد، انسان در مسیر زندگی خود و در دو راهی قرار داده شد تا زمینه انتخاب و گزینش برای او فراهم شود، راهی به سوی سعادت و کمال و راه دیگر به سوی عذاب و شقاوت ختم می‌شود و از طرفی اختیار و انتخاب آگاهانه نیاز به شناخت صحیح نسبت به کارهای خیر و شر و راههای شایسته و ناشایسته، دارد و در صورتی انسان می‌تواند راه تکامل خویش را آزادانه و آگاهانه انتخاب کند که هم هدف و هم راه رسیدن به آن را بشناسد و از فراز و نشیبها و پیچ و خمها و لغزش‌های آن آگاه باشد.
پس مقتضای حکمت الهی این است که ابزار و وسائل لازم برای تحصیل چنین شناخت‌هائی را در اختیار بشر قرار دهد.
از طرفی شناخت‌های عادی و متعارف بشری از طریق همکاری حس و عقل فراهم می‌آید، ولی برای شناختن راه سعادت و کمال،‌ کافی نیست و باید راه دیگری، و رأی حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار بشر قرار داده شود تا انسانها بتوانند مستقیماً یا با وساطت فرد یا افراد، دیگری از آن بهره‌مند شوند،‌ که همان راه وحی می‌باشد.

ولایت اهل بیت

امام خامنه ای محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.com بیانات رهبری
پنج شنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

ولایت گاهی به معنای محبت است و گاهی به معنای مالکیت تدبیر و صاحب اختیار و تصرف قانونی در اموری است که تصرف در آنها مستلزم پیروی و تبعیت دیگران و وجب طاعت او بر دیگران است.
ولایت اهل بیت :هر دو معنای ولایت را در برمی‌گیرد هم محبتشان بر ما فرض و واجب است به دلیل آیه «قل لااسئلکم علیه اجراً اِلاً المودة فی القربی»۹۶ و هم مالکیت تدبیر و صاحب اختیاری را دارند چون ولایتشان استمرار ولایت رسول الله ۶می‌باشد «النبی اولی بالمؤمنینَ من انفسهم»۹۷ و این ولایتی است که اهل بیت۷نیز دارا می‌باشند.
برای ولایت اهل بیت:معنای دیگری نیز هست و آن اینکه خداوند اراده امور بندگان خود را به دارنده آن مقام واگذار کند و از آن پس او مدبر امور بندگان خدا و متصرف در شؤؤن ایشان باشد که این ولایت بالاصالة از خدای متعال بوده و خداوند اهل بیت:را به این ولایت منصوب فرموده است.
این قسم از ولایت در توحید درج است زیرا توحید شاخه‌هائی دارد که یکی از شاخه‌هایش توحید در حاکمیت و ولایت و رهبری است و می‌دانیم امامان ۷ولایت و رهبری خود را از ناحیه خدیا متعال گرفته‌اند و از خود استقلالی ندارند.

امیر المومنین علی علیه السلام

محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.comhttp://mohsenzade.com حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.com کتاب هاب چاپ شده ضیافه النور معرفه النور سلسله النور
پنج شنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

ابی‌حمزه ثمالی از امام باقر۷ روایت کرده که حضرت فرمودند: چون محمد۶ دوران نبوت خود را گذرانید و ایام عمر خود را به آخر رسانید خداوند تعالی به او وحی کرد که ای محمد به راستی نبوت خود را گذراندی و زندگی خود را به سر رساندی اکنون آن دانش و ایمان و اسم اکبر و میراث علم و آثار نبوت خاندان خود را به علی‌بن ابیطالب۷ بسپار زیرا دانش  ایمان و اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت را از نسل پیامبران گذشته بریدم.۱۴۸

علی۷ ولی الله است
در روایتی از ابوذر علیه الرحمه نقل شده است که گفت: روزی با رسول خدا در مسجد نماز می‌خوانیدم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، اما کسی به او توجه نکرد،‌ او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا، تو شاهد باش، که من در مسجد رسول تو، تقاضای کمک کردم، ولی کسی مرا مساعدت نکرد،‌ در این هنگام، علی۷ در حال رکوع بود،‌ به انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد، سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد، پیامبر اکرم، که ناظر این واقعه بود، بعد از فارغ شدن از نماز، سر به سوی آسمان بلند کرد و با خدا مناجات نموده و گفت:‌
«اللهم و انا محمدٌ نبیکَ‌و صفیکَ اللهم فاشرح لی صدری و یسرلی امری و اجعل لی وزیراً من اهلی علیاً و اشدُ دبه ظهری»
خداوندا! من محمد پیامبر و برگزیده تو هستم سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان فرما و از خاندانم علی۷ را وزیر من گردان تا بوسیله او پشتیبانی قوی و محکم یابم.
ابوذر گفت:‌هنوز دعای پیامبر۶ پایان نیافته بود که جبرئیل این آیه را نازل کرد ۱۴۹ «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»۱۵۰  سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردند و نماز به پای می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.