امر به معروف و نهی از منکر در کلام معتزله

شنبه - ۱۱ آبان ۱۳۹۲

امر به معروف و نهی از منکر در کلام معتزله

مقدمه

معتزله یکی از مهم¬ترین فرقه¬های کلامی اسلامی به شمار می¬رود که بر مبنای عقل¬¬گرایی به تبیین آموزه¬ها و مسائل پرداخته است. آنها دارای پنج اصل اساسی هستند که جزء اصول ایمانی و اجماعی آنان شمرده می¬شود. این اصول عبارت¬اند از: توحید، عدل، منزلةٌ بین المنزلتین، وعد و وعید و امر به معروف و نهی از منکر.[۱

در میان این اصول، امر به معروف و نهی از منکر عملی¬ترین و سیاسی¬ترین اصل محسوب می¬شود که می¬تواند توضیح دهندة زوایا و جنبه¬های سیاسی این گروه باشد. در واقع دیگر مسائل و جوانب سیاسی، ارتباطی اندام¬وار و قوی با این اصل داشته و به نوعی در آن مندرج¬اند. از این رو می¬توان این اصل را مبدأ مستقیم آرا، اندیشه¬ها و رفتارهای سیاسی معتزلیان دانست. در این مقاله برآنیم تا ابعاد گوناگون اندیشه و رفتار سیاسی این گروه را بر این پایه، سنجیده و تبیین نماییم.

امر به معروف و نهی از منکر در کلام معتزله

معتزله همانند دیگر فرق اسلامی بر اصل وجوب این فریضه اتفاق نظر دارند.[۲ البته گفته شده که ابوبکر اصم در موضوع کاربرد شمشیر موضعی مخالف داشته است.[۳ برخی بزرگان معتزله همانند ابوهاشم جبائی و قاضی عبدالجبار برآنند که راه وجوب آن تنها شرع است و فقط در یک مورد عقل اثبات¬گر وجوب است.[۴ امّا رمانی،[۵ ابوعلی جبائی، ابوالحسین خیاط و ابن ابی الحدید،[۶ طریق عقل را نیز در تمامی موارد در کنار راه شرع قرار می¬دهند. اینان هر کدام دلایلی برای نظر خود برمی¬شمارند. دلایل نقلی وجوب نیز آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سورة مبارکة آل عمران، چند روایت از پیامبر اکرم (ص) و اجماع ذکر گردیده است. بیشتر معتزله مانند قاضی عبدالجبار، زمخشری و ابن ابی الحدید، وجوب امر به معروف و نهی از منکر را کفایی می¬دانند[۷

اما ابوعلی جبائی بر عینی بودن آن نظر داده است[۸٫ معتزله معتقدند که امر به معروف بر دو گونة واجب و مستحب است، اما نهی از منکر بدون تقسیم و بسیط می¬باشد[۹٫ البته کسانی چون قاضی و ابن ابی الحدید قائل به تمایز و تقسیم در منکرات¬اند. برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر پنج شرط برشمرده شده است: شناخت آمر و ناهی از معروف و منکر، آماده یا در حال وقوع بودن منکر، علم یا ظن قوی به تأثیر گفتار، عدم مفسده و عدم رساندن ضرر و زیان در جان و مال آمر و ناهی[۱۰٫ معتزله برای امر و نهی، سلسله مراتبی قائل¬اند. روند مراتب امر و نهی از خفیف به شدید است. ابتدا قلب، سپس زبان، دست و آن¬گاه شمشیر و تا مرحلة خفیف به انجام نرسد عبور از آن جایز نیست.[۱۱ این فریضه، همة آحاد جامعه از مردم و حاکمان را دربر می¬گیرد. مردم می¬توانند حاکمان را امر و نهی کنند و در صورت استبدادورزی و فساد، با رعایت شرایط و مراتب بر او بشورند و عزل و خلعش نمایند[۱۲٫ امام جامعه و حاکمان نیز می¬توانند و باید از موضع قدرت نسبت به امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اقدام نمایند[۱۳٫

تاریخ امامت

سه شنبه - ۲۳ مهر ۱۳۹۲

تاریخ امامت

جهانی شدن اسلام

جمعه - ۱۹ مهر ۱۳۹۲

جهانی شدن اسلام

فایل پاورپونت محرم

چهارشنبه - ۱۷ مهر ۱۳۹۲

محرم

امام حسن علیه السلام.

یکشنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۲

امام حسن علیه السلام.

تصوف _ نعمت الله ولی

یکشنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۲

تصوف  _  نعمت الله ولی

فایل پاورپونت فدک

یکشنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۲

فایل پاورپونت فدک

متن قرارداد و مواد صلحنامه امام حسن مجتبی علیه السلام

سه شنبه - ۱ مرداد ۱۳۹۲

متن قرارداد و مواد صلحنامه امام حسن مجتبی علیه السلام
مخفی نماند که روایت کاملی که شامل تمامی مواد قرارداد و صلحنامه باشد ظاهرا به دست نیامده ،
و آنچه نقل شده و به طور پراکنده و مختلف در کتابها و روایات آمده ، جمعا از پنج ‏یا شش ماده تجاوز نمی‏کند…
و بلکه در پاره‏ای از روایات مانند روایت طبری آمده که معاویه کاغذ سفیدی را مهر و امضا کرد ،
و برای امام (علیه السلام) فرستاد و نوشت هر چه می‏خواهی در آن بنویس که مورد قبول من قرار خواهد گرفت (۱)…

اما در روایات دیگر به طور پراکنده موادی از قرارداد و صلحنامه ذکر شده که از آن جمله است :
۱- حکومت‏ به معاویه واگذار می‏شود بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر (صلی الله علیه و اله) (۲) و سیره خلفای راشدین عمل کند. (۳)

۲- پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است (۴) و اگر برای او حادثه‏ای پیش آمد، متعلق به حسین (۵).و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.

۳- معاویه باید ناسزا به امیر المؤمنین (علیه السلام) و لعنت‏ بر او را در نمازها ترک کند (۶) و علی (علیه السلام) را جز به نیکی یاد ننماید. (۷).
مردم در هر گوشه از زمینهای خدا -شام یا عراق یا یمن و یا حجاز- باید در امن و امان باشند و سیاه‏پوست و سرخ‏پوست از امنیت‏برخوردار باشند،
و معاویه باید لغزشهای آنان را نادیده بگیرد و هیچ کس را بر خطاهای گذشته‏اش مؤاخذه نکند، و مردم عراق را به کینه‏های گذشته نگیرد (۸).

نقش هرتصل در پیدایش رژیم خون اشام صهیونیستی

یکشنبه - ۲۴ دی ۱۳۹۱

امروزه صهیونیسم لغتی آشنا در ادبیات سیاسی است. رژیم اشغالگر اسرائیل بر پایه ایدئولوژی صهیوینستی شکل گرفته است و نژادپرستی رایج در میان اسرائیلی‌ها نیز ریشه در همین مکتب دارد. صهیونیسم به صورت کلی به معنای بازگشت یهودیان به سرزمین موعود است. اما صهیون به چه معناست و چرا این جنبش با عنوان مصهیونیسم خوانده می‌شود؟ چه تفاوتی در میان طرفداران صهیوینسم وجود دارد؟ آیا تمام نحله‌های صهیونیستی دارای ریشه مذهبی هستند؟ صهیونیسم سیاسی که بنیانگذار آن را تئودور هرتصل می‌نامند چیست و چه تأثیری در شکل‌گیری دولت غاصب اسرائیل داشته است؟
نگاهی مختصر به صهیوینسم و شعب مختلف آن
صهيون، درزبان عبري، به معناي پُرآفتاب و نيزنام كوهي در جنوب غربي بيت‌المقدس است. كوه صهيون، زادگاه و آرامگاه داود پيامبر عليه ‏السلام و جايگاه سليمان عليه ‏السلام بود. گاه اين واژه نزد يهوديان، به معناي شهر قدس، شهر برگزيده و شهر مقدس آسماني به كار مي‌‏رود؛ ولي در متون ديني يهود، صهيون، اشاره به آرمان و آرزوي ملت يهود براي بازگشت به سرزمين داود عليه ‏السلام و سليمان عليه ‏السلام و تجديد دولت يهود دارد. به ديگر سخن، صهيون براي يهود، سمبل رهايي از ظلم، تشكيل حكومت مستقل و فرمان‏روايي بر جهان است و ازاين رو، يهوديان خود را فرزندان صهيون مي ‏دانند.
درتعريف صهيونيسم بايد آنرا به دو دسته تقسيم کرد؛ يک صهيونيسم معنوي و ديگري صهيونيسم سياسي. صهيونيسم معنوي يا مذهبي بر پايه کتاب مقدس شکل يافته و انديشمنداني مانند احد ‌هائان درسال ۱۸۹۷ صهيونيسم معنوي را تعريف کردند. بر پايه نظر و يافته‌هاي چنين انديشمنداني از کتاب تورات، يهوديان قومب رگزيده جهان هستند و در سراسر دنيا پراکنده‌اند. بر اين اساس نوع نگاه صهيونيسم‌هاي معنوي به موضوع فلسطين دارند اين است که فلسطين يک تاريخ براي يهوديان است و به عنوان يک تاريخ بايد مورد احترام قرار گيرد. لذا نوع نگاه طرفداران صهيونيسم معنوي يا مذهبي تاريخي و همراه با اعتقادات ديني است.

هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

شنبه - ۲۳ دی ۱۳۹۱

قریش در برابر اسلام
ظهور اسلام در مکه و مخالفت آن با منافع طبقه مسلط، آنان را وا داشت تا در مقابل اسلام به معارضه برخیزند و با انواع روشها برای خاموشی شعله های آن بکوشند. به این ترتیب جامعه مسلمانان در برابر فشارهای طاقت فرسای قریش قرار گرفت. در این مسیر، مشرکان به تناسب نوع و تازگی موقعیت مسلمانان، از تمام شیوه های ممکن استفاده می کردند. سیره نویسان نیز به این حقیقت اشاره کرده اند که عذب قوم لا عشائر لهم ولا مانع; (۱)
«گروهی شکنجه می شدند که پشتوانه و بازدارنده ای نداشتند.»
مهم ترین عکس العمل های خشونت بار قریش بر علیه مسلمانان را می توان در چند عنوان توضیح داد.
۱- شکنجه:
معمولا طبقات ضعیف اجتماعی (بیشترین حامیان پیامبر صلی الله علیه و آله) گرفتار این نوع رفتار می شدند. بلال به دست امیة بن خلف، (۲) عمار و پدر و مادرش به دست بنی مخزوم، (۳) و زنی از کنیزان در بنی عدی توسط عمر بن خطاب که آن زمان مشرک بود، شکنجه می شد. (۴) در باره بلال نقل شده است که او را بر زمین داغ می خواباندند و سنگ بر سینه اش می گذاشتند. ریسمان بر گردنش آویزان می کردند و به دست بچه ها می دادند تا او را در میان کوچه های مکه به این سو و آن سو بکشند. (۵) بلال خود نیز می گفت: مرا یک شبانه روز تشنه نگاه می داشتند و بعد روی سنگ داغ می خواباندند. (۶)