دلالت معنای ولایت به پیشوایی وسرپرستی یا محبت ودوستی

جمعه - ۲ اسفند ۱۳۹۲

۱-عدم استناد امام علي به ايات ولايت فخر رازي ميگويد: ” امام علي(ع) كه اشناتر از ديگران به تفسير قران است به ايات ولايت بر امامت خود استدلال نكرده است… و اين موجب قطع به سقوط استدلال رافضي ها بر اين ايات ميشود “(۱)

شرح فرازنهم از” زیارت اربعین *”

دوشنبه - ۲ دی ۱۳۹۲

شرح فرازنهم از زیارت اربعین
خلاصه فرازها ی زیارت اربعین
فراز اول:
سلام های توصیفی
– السلامُ علی وَلیِّ الله و حبیبه؛ سلام بر ولی و حبیب – دوست – خدا.
– السلامُ عـَلی خلیلِ اللهِ وَ نجیبه؛ سلام و درود بر خلیل و گزیده خدا.
– السلامُ علی صَفیِّ اللهِ و ابن ِ صَفیّـه؛ درود بر برگزیده خدا و پسر انتخاب شده خدا.
– السلامُ علی الحُسین ِ المظلوم الشهید؛ درود بر حسین مظلوم شهید.
– السلامُ علی اسیرِ الکربات و قـَتیلِ العـَبرات؛ سلام بر کسی که اسیر و گرفتار بلایا و اندوه ها شد و کشته برای اشک ها.
فراز دوم:
شهادت و گواهی امام صادق علیه السلام به عظمت و برتری امام حسین علیه السلام
– اللهم انی اَشهَدُ  أنـَّهُ وَلیـُّکَ وَ ابنُ وَلیِّک؛ بار خدایا گواهی می دهم که ( امام حسین) ولی تو و فرزند ولی تو است .
– وَ صَفیـُّکَ وَ ابنُ صَفیـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک ؛ و نیز گواهی می دهم که او برگزیده ی تو و پسر برگزیده ی تو است که به کرم تو رستگار است.
– اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة ؛ خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی .
– و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة ؛ و به او سعادت عطا فرمودی.
– و اجتـَبـیتـَه بطیبِ الولادة ؛ و او را از اصل و نسب ، پاکی ولادت بخشیدی.
– و جَعَلتـَه سیداً من السادة و قائِداً من القادة ؛ او را آقایی از آقایان و رهبری از رهبران قرار دادی.
– و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطیتـَهُ مَواریثَ الانبیاء ؛ و او را مدافعی از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبیاء را به ایشان عطا فرمودی.
– و جعلته حُجَة ًعلی خـَلقِک مِنَ الاوصِیاء ؛ و شهادت می دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصیاء قرار دادی.
– فـَاَعذَرَ فی الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح ؛ پس امام حسین علیه السلام نیز در دعوت ، عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود.
فراز سوم:
اهداف قیام امام حسین علیه السلام
– و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ –  خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی،  سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

ولایت فقیه مجری عدالت اجتماعی در دوران غیبت

جمعه - ۲۹ آذر ۱۳۹۲

ولایت فقیه مجری عدالت اجتماعی در دوران غیبت
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) ولایت فقیه را به عنوان نظریه عدالت اجتماعی مطرح می کردند و اگر همه شئون اجتماعی بر مدار ولایت فقیه شکل وآن ولایتی که امام می فرمودند که شعبه ای از ولایت مفوضه ی نبی اکرم(ص) است ، شکل بگیرد این جامعه، جامعه عادله می شود.
اگر ما نتوانیم الزامات تحقق عدالتی را که به دنبال آن هستیم را در حوزه عمل فراهم کنیم، عدالت خواهی تبدیل به یک آرزو خواهد شد و عملاً ملت ها محاسبات ظالمانه ی عالم را به رسمیت خواهند شناخت؛ در حالی که آرزوی تحقق عدالت را هم دارند.
ما باید عدالت خواهی را تبدیل به یک برنامه عملیاتی کنیم تا بتوانیم بر اساس آن برنامه، ملت ها را در مسیر تحقق عدالت به همکاری و مشارکت عملی دعوت کنیم ، بنابراین ما ناچار هستیم ایده عدالت را تا مرحله ی برنامه ریزی تعقیب و تبدیل به برنامه ریزی های قابل تحقق نمائیم . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّـهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (۱) ای اهل ایمان، برای خدا پایدار و استوار بوده و به عدالت و راستی و درستی گواه باشید، و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر (از هر عمل) است، و از خدا بترسید، که البته خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.
وخداوند متعال فرمود: وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ(۲)  و همیشه (با هر دوست و دشمنی) عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می‌دارد.
بحث عدالت پژوهی، دامنه ی وسیع و گسترده ای در حوزه ی علوم اجتماعی و انسانی داردو باید در همه این عرصه ها به بحث عدالت بپردازیم.
عدل در عالم چیزی جز بسط و گسترش جریان الوهیت حضرت حق نیست و در تکوین و خلقت عالم، عدل محقق است و همه ذرات عالم از این منظر در موقِف خودشان هستند که: « وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ‏ وَ فِي‏ الْأَرْضِ إِله‏ (۳)
الوهیت خدای متعال در عالم، ضامن تحقق عدالت است ، عدالت چیزی جز جریان همین اولوهیت در عالم نیست. (فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (۴)
که بر اساس همین جریان الوهیت، اگر همه ی ذرات عالم را با دقت مورد بررسی قرار دهیم، در نظام آفرینش هیچ فطور و سستی و خروج از مدار عدالت و فساد نیست.
اگر در نظام آفرینش الهی غیر از حضرت حق می بود، به فطور و فساد عالم ختم می شد”  لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ(۵) اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایانی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه می‌یافت، پس (از نظم ثابت عالم) بدانید که پادشاه ملک وجود خدای یکتاست و از توصیف و اوهام مشرکان پاک و منزه است.

مفهوم اهل البیت( علیهم السلام )؟:

یکشنبه - ۱۷ آذر ۱۳۹۲

مفهوم  اهل البیت( علیهم السلام )؟:

بررسی درست و همه جانبه برخی دانشمندان درباره این تعبیر، ما را از شرح و تفصیل آن بی نیاز می کند:

واژه «اهل» در لغت به شایسته، سزاوار[۱] و مستوجب[۲] معنا شده و در عرف نیز در همین معنا ظهور دارد…، ولی وقتی به شیء یا شخصی اضافه شود که غالبا نیز چنین است، به مناسبت مضاف الیه معنای دیگری از آن فهمیده می شود. جمعی کلمه «اهل بیت» را به ساکنان خانه معنا کرده اند.[۳] فیومی پس از معنی کردن «الاهل» به «اهل بیت» گفته است: اصل در آن، خویشی است.[۴]راغب نیز از کاربرد مجازی «اهل بیت» شخص، در مورد کسانی که با وی پیوند نسبی دارند، سخن گفته است؛[۵] بنابراین می توان گفت «اهل بیت» در لغت به هر شخصی که ساکن خانه است، یعنی زن و فرزندان اطلاق می شود و به معنای خویشاوندان او نیز به کار می رود. در عرف نیز به همین معناست.

اما در مورد پیامبر خدا (ص) چون بیت آن حضرت محل نزول وحی و بیت نبوت نیز بوده، کلمه اهل بیت در مورد ایشان دو کاربرد پیدا می کند. گاهی اهل بیت پیامبر گفته می شود و از بیت، محل سکونت آن حضرت اراده می شود…؛ در این صورت کلمه اهل بیت در مورد آن حضرت نیز به همان معنایی است که در مورد دیگران به کار می رود؛ یعنی به معنای خانواده یا به معنای مطلق خویشاوندان آن حضرت می باشد؛ ولی گاهی اهل بیت پیامبر با لحاظ ویژگی محل نزول وحی و بیت نبوت است، در این صورت به معنای ساکنان خانه، خانواده یا مطلق خویشاوندان آن حضرت نیست، بلکه منظور افرادی است که از نظر علمی و عملی و صفات انسانی، شایسته بیت آن حضرت می باشند… .[۶]

در اینجا باید به چند نکته توجه کرد:

۱-چون اهل بیت در معنای دوم قابلیت تطبیق بر افراد مختلف را دارد، باید از ناحیه شارع حد و حدود آن تعیین شود؛ از این رو، امکان دارد در تعیین شارع برخی افراد از اهل بیت به معنای اول نیز در این معنا داخل شوند و یا بیرون روند؛ برای نمونه، خداوند به حضرت نوح درباره فرزندش می فرماید: «…انه لیس من اهلک…»

۲-شایستگی انتساب به بیت نبوت(در معنای دوم) مراتبی گوناگون دارد که بر اساس معیارهای خاص ذاتی یا اکتسابی افراد احراز می شود؛ به همین دلیل سلمان فارسی با عبارت «منا اهل البیت؛ وی از ما اهل بیت است»[۷] معرفی شده است.

با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟

شنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۲

با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟

اقرار صحابی به فضایل اهل بیت

«عبدالکریم بن روح » با اسناد خود از «شریک بن عبدالله » در کتاب «مناقب الفاخرة فی العترة الطاهرة » روایت کرده است که گوید:

«روزی امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، را دیدم، ایستاده و اصحاب رسول خدا، صلی الله علیه وآله، نشسته بودند و آن حضرت فرمود:

شما را سوگند می دهم به آن کسی که از همه عظیم تر است! آیا در میان شما غیر از من کسی هست که با رسول خدا، صلی الله علیه وآله، برادر باشد؟ همگی گفتند: خیر.

شما را به خدا سوگند می دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من هست که پیش از همه به پیامبر، صلی الله علیه وآله، ایمان آورده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما کسی هست که قبل از من به دو قبله نماز خوانده باشد؟ و قبل از من، دو بیعت کرده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما غیر از من کسی هست که عمویی مانند حمزه داشته باشد که شیر خدا، شیر رسول خدا و سید شهدا است و کسی است که ملائکه او را غسل دادند؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! آیا در میان شما کسی است که همسری همانند همسر من، سلیله مصطفی، صلی الله علیه وآله، اصل پاک و بزرگوار، والا مرتبه بزرگوار، فاطمه زهرا، علیهاالسلام، بانوی زنان عالمیان داشته باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! کسی از شما هست که او را فرزندی باشد، مانند فرزندان من، حسن و حسین که سادات جوانان بهشت اند؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما کسی هست که، منزلت او نزد رسول خدا، صلی الله علیه وآله، نزدیک تر از منزلت من به آن حضرت باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که رسول خدا، صلی الله علیه وآله، را غسل داده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که چشمان رسول خدا، صلی الله علیه وآله، را موقع جان دادن بسته باشد؟ همه گفتند: نه.

 

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که جانش را برای رسول خدا، صلی الله علیه وآله، فدا کرده و در خوابگاه خوابیده و از جان خود گذشته باشد؟ همه گفتند: نه.

با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟

شنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۲

  با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟ اقرار صحابی به فضایل اهل بیت «عبدالکریم بن روح » با اسناد خود از «شریک بن عبدالله » در کتاب «مناقب الفاخرة فی العترة الطاهرة » روایت کرده است که گوید: «روزی امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، را […]

ولایت در ایه تطهیر

شنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۲

ولایت در ایه تطهیر

قرآن کریم و امام معصوم دو چهرۀ یک واقعیت و دو ظهور یک حقیقت یعنی انسان کامل قرآن ممثل است و قرآن کریم مدوّن.امام معصوم قرآن عینی است و قرآن علمی.امام قرآن ناطق است و قرآن امام صامت.امام صراط عینی است و قرآن صراط علمی.

شیعه و سنّی از پیغمبر اکرم(ص) نقل کرده اند که فرمود:من دو گوهر گرانبها میان شما به میان شما به یادگار گذاشته ام،تا زمانی که به آن دو چنگ زنید،گرفتار زلالت و گمراهی نمی شوید.پس بنگرید که بعد از من چگونه با آن دو برخورد خواهید کرد:

«انّی تارﻙ فیکم الثقلین،ما إن تمسّکم بهما لن تضلّوا بعدی؛کتاب الله وعترتی أهل بیتی و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما[۱]»

یکی از آثار اتحاد و یگانگی قرآن کریم و عترت طاهره این است که هردو یادگار پیامبر(ص) انسانها را به صراط الهی که موجب حیات طیبه و نجات از مرگ جاهلی است،دعوت می کنند:

«یا أیها الذین آمنو اتستجیبوا الله و للرسول إذا ذعاکم لما یحییکم»[۲]؛ای کسانی که ایمان آوردید،اجابت کنید خدا و رسولش را ،زمانی که شمارا امر به حیات بخش فرا می خواند.

از این رو منکر قرآن عینی شیوه ای جاهلانه پیش گرفته است؛((من مات إمام،مات میتة جاهلیة))[۳].همانگونه که منکر امام علمی نیز در سلک جاهلان است؛«أفحکم الجاهلیة یبغون و من أحسن من الله حکماً لقوم یوقنون»[۴].مرگ،عصاره زندگی است و هرکسی همان گونه که از زندگی کرده،می میرد.پس از اگر مرگ کسی جاهلانه بود،معلوم می شود که زندگی جاهلانه ای داشته است.

یکی دیگر از آثار این اتحاد و یگانگی این است که هریک از این دو مخاطبان خود را به دیگری فرا میخواند:قرآن عینی جامعه بشری را به قرآن فرا می خواند .امام رضا(ع)می فرماید: ((لاتطلبوا الهدی فی غیر فتضلّوا))[۵]،چنان که قرآن علمی نیز جامعه را به تبعیت و پیروی از قرآن عینی دعوت می کند:«ما إتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»[۶].

 

ینابراین،اعراض از هریک از آن دو عملی جاهلانه و دور از عقل و سیرۀ عقلاخواهد بود.همانگونه که افراط در تمسک به قرآن علمی و سردادن شعار انحرافی ((حسبنا کتاب الله))[۷]_که نتیجه اش تفریط در تمسک به قرآن عینی،یعنی امام معصوم است_غلط و انحرافی بوده،سر از ضلالت و گمراهی در می آورد،افراط در تمسک به صراط عینی به گمان((حسبنا ما جاء عن العترة))[۸]_که نتیجه اش تفریط در تمسک به صراز علمی است_غیّ و غفلت بوده،فرجامی جز حیرت و غوایت ندارد.

امامت خاصه در قرآن

جمعه - ۱۵ آذر ۱۳۹۲

امامت خاصه در قرآن

مقدمه :

بحث امامت ،‌شامل دو بخش است : در بخش نخست به مباحث عامي همچون تعريف امامت ،‌ضرورت نصب امام واوصاف ويژگي هاي امام پرداخته مي شود . چنين مباحثي را امامت عامه گويند . در بخش دوم نيز امامت امام معيني تبيين مي شود و در واقع ،‌تعيين مصداق امامت است كه بدان امامت خاصه گويند و بحث امامت هر يك از ائمه اطهار از مباحث امامت خاصه است

مباحث امامت خاصه مانند مباحث امامت عامه ، به دو بخش تقسيم مي شود : مباحثي كه با روي آورد برون ديني و روشهاي كلامي و فلسفي و به طور كلي ، با روي آورد عقلي ،‌قابل طرح است و مباحثي كه با روي آوردن درون ديني و با مراجعه به كتاب و سنت ،‌قابل تحليل است كه دراين مقاله به بحث درون ديني از امامت خاصه مي پردازيم .

در روي آورد درون ديني ،‌آيات فراوان و روايات متنوعي قابل بحث است كه براي اختصار ،‌در اين مقاله به بحث از يكي از مهمترين آيات مربوط به مساله «حصير » توجه شده است و آن ،‌آيه معروف به « ولايت » است : « انما وليكم الهه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون »[۱]

بحث از اين آيه در سه فصل ارائه مي شود : ابتدا به بررسي معاني واژگان آيه مي پردازيم و آنگاه ديدگاههاي مفسران در تفسير آيه و ادله ي آنها را بررسي مي كنيم و سپس به طرح انتقادات و شبهات مربوط به قول مختارمي پردازيم .

بررسي معاني كلمات

نسبت به اين كه آيه «‌انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون »[۲] مربوط به امامت است يا نه ،‌سه ديدگاه وجود دارد :

۱-اكثر اهل سنت وجماعت ، اعم از اشاعره و معتزله معتقدند كه آيه مذكور ، هيچ گونه ارتباطي به امامت ندارد .

۲-بعضي گفه اند كه اين آيه ،‌دال بر امامت ابوبكر است .

۳-اماميه متفقند كه اين آيه ،‌امامت بلافصل علي (ع) را اثبات مي كند و از جمله آيات روشن بر اين مطلب محسوب مي شود .

امامت خاصه در قرآن

جمعه - ۱۵ آذر ۱۳۹۲

امامت خاصه در قرآن

مقدمه :

بحث امامت ،‌شامل دو بخش است : در بخش نخست به مباحث عامي همچون تعريف امامت ،‌ضرورت نصب امام واوصاف ويژگي هاي امام پرداخته مي شود . چنين مباحثي را امامت عامه گويند . در بخش دوم نيز امامت امام معيني تبيين مي شود و در واقع ،‌تعيين مصداق امامت است كه بدان امامت خاصه گويند و بحث امامت هر يك از ائمه اطهار از مباحث امامت خاصه است .

مباحث امامت خاصه مانند مباحث امامت عامه ، به دو بخش تقسيم مي شود : مباحثي كه با روي آورد برون ديني و روشهاي كلامي و فلسفي و به طور كلي ، با روي آورد عقلي ،‌قابل طرح است و مباحثي كه با روي آوردن درون ديني و با مراجعه به كتاب و سنت ،‌قابل تحليل است كه دراين مقاله به بحث درون ديني از امامت خاصه مي پردازيم .

در روي آورد درون ديني ،‌آيات فراوان و روايات متنوعي قابل بحث است كه براي اختصار ،‌در اين مقاله به بحث از يكي از مهمترين آيات مربوط به مساله «حصير » توجه شده است و آن ،‌آيه معروف به « ولايت » است : « انما وليكم الهه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون »[۱]

بحث از اين آيه در سه فصل ارائه مي شود : ابتدا به بررسي معاني واژگان آيه مي پردازيم و آنگاه ديدگاههاي مفسران در تفسير آيه و ادله ي آنها را بررسي مي كنيم و سپس به طرح انتقادات و شبهات مربوط به قول مختارمي پردازيم .

پلورالیزم در اندیشه نعمت الله ولی

چهارشنبه - ۱۳ آذر ۱۳۹۲

پلورالیزم در اندیشه نعمت الله ولی

فصل اول:مفاهیم

مقدمه

شایسته است در ابتدای بحث واژه‌های مهمی که در عنوان این تحقیق آورده شده مورد بررسی قرار گیرد. واژه‌هایی همچون پلورالیسم و نعمت ا… ولی که گفتار اول این فصل عهده‌دار بیان این مطلب می‌باشد.

در گفتار دوم، سابقه پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این بخش دو کتاب مرتبط با این تحقیق مورد نقد قرار گرفته است. همچنین امتیاز نوشته حاضر نسبت به منابع مذکور مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

در گفتار پایانی این فصل به ضرورت و اهمیت عنوان مورد نظر پرداخته شده و این نکته بیان می‌شود که چرا باید در مورد اندیشه نعمت ا… ولی تحقیق کرد واندیشه پلورالیستی او را مورد نقد قرار داد.

گفتار اول:

بررسی عناوین موضوع

برای ورود به بحث پلورالیسم در اندیشه نعمت ا… ولی باید ابتدا واژگان و مفاهیم اساسی آن تحلیل و بررسی شود. از این رو در این گفتار سعی خواهد شد توضیحی مختصر درباره مفاهیم اصلی این تحقیق بیان شود.

پلورالیسم

واژه پلورلیسم در فارسی به تکثر گرایی ترجمه شده است، این واژه از لحاظ مفهومی دارای تعاریف متفاوت، بعضا متناقض هم می باشد. بهره مندي يكسان اديان از حق و باطل، اديان همگي راه هايي به سوي حق هستند، پلوراليسم ديني بر پايه ي پوزيتيويسم[۱]، پلورالیسم به معنای مدارا با حفظ ادعای حقانیت خود و… از این تعاریف به شمار می روند .

 

بعضی از این عناوین مثل مدارا با حفظ حقانیت خود یا پلورالیزم طولی مورد قبول علمای شیعه با توجه به منابع کلامی تشیع می باشد و بعضی مثل بهرمندی یکسان از حق و باطل و پلورالیزم به معنای پوزیتیویسم مورد قبول علمای شیعه نیست که در فصل دوم به تعریف و توضیح آن ها به صورت مفصل پرادخته خواهد شد.

دیدگاه معتزله پیرامون هستی شناسی

شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۹۲

دیدگاه معتزله پیرامون هستی شناسی
هستی شناسى معتزله بر دیدگاه ایشان دربارۀ اصل توحید استوار بوده و از متفرعات آن محسوب می شود. معتزله، از طرفداران توحید صفاتى بوده و ذات حق تعالى را منزه از هرگونه تشبیه مى دانند. از این رو هر چه به جز اوست، مخلق و حادث است. معتزله، قائل به ایجاد عالم هستى از معدوم اند. لیکن در دوام و بقأ اجسام اختلاف نظر دارند برخى چون جاحظ معتقدند که محال است اجسام پس از آنکه پدید آمده اند نابود شوند. در موضوع معدوم، برخى از معتزله معتقدند که معدوم شیئى نیست. بعضى، دیگر از معتزله معدوم را چیز (شیئى) دانسته اند لیکن آنرا جوهر و عرض نمى دانند. جبائى، اعتقاد به جوهر و عرض داشتن اشیأ در حالت عدم داشت. (الفرق بین الفرق، ص ۱۲۴). اما تقریبا همه معتزله معدوم را جسم نمى دانند. تنها خیاط جسم را در حالت عدمى هم جسم مى داند. چرا که از نظر او هر وصفى که در حالت حدوث بر جسم جایز باشد در حالت عدم نیز جایز است. به همین دلیل است که به فرقه منسوب به خیاط «معدومیه» نیز مى گویند. ( الفرق بین الفرق، ص ۱۲۵٫)
تأثیر هستی شناسى معتزله از دیدگاه های ماقبل اسلام
ظاهرا هستی شناسى معتزله، متأثر از بینش و هستى شناسى یونان و ایران و هند، مخصوصا یونان است. در آثار و افکار طبقات اول معتزله و پیشگامان این نهضت فکرى ـ کلامى، کمتر به مباحث هستی شناسى برمى خوریم. بیشترین بحث ها در این زمینه مرهون دقت کسانى چون، ابوالهذیل، جاحظ، نظام، ابو على و ابوهاشم جبائى، کعبى و برخى از دیگر معتزله است. مشابه این قضاوت را مى توان در موضوعات مربوط به انسان شناسى معتزله هم مطرح کرد.
اگر به دیده دقت در بعضى سخنان معتزله بنگریم، اثر فکر فلاسفه اى چون هراکلیتوس، دموکرتیوس، پارمنیدس، آناکساگوراس و … و حتى سوفسطائیان را خواهیم یافت. مثلا اگر بحثى را پیرامون عدم و معدوم مطرح کردیم، با دقت بررسى کنیم، مى توان اثر فکرى فلاسفه اى چون آناکسیماندروس را در آن دید. وقتى که معتزله از شیئى بودن عدم، در کتار مسبوق بودن وجود به عدم سخن مى گویند، در واقع این نظر آنها اندیشه آرخهarche)) یا اصل نخستین آناکسیماندروس را به یاد مى آورد که اصل نخستین عالم وجود را شیئى نامتعین یاApiron)=آپایرون) می دانست.

امامت د ر مکتب متکلمان امامیه ، معتزله و اشاعره

شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۹۲

امامت د ر مکتب متکلمان امامیه ، معتزله و اشاعره
پرسش از منزلت و اهمیت امامت در اندیشه کلامی شیعه از مباحث مهمی است که مورد تصریح و تدوین قرار گرفته است و در روایات نیز به صورتهای گوناگون به میان آمده است ، اما در آثار کلامی اهی اعتزال و اشاعره ، این پرسش به صورت بحث مستقل و مصرح ، نیامده است و این ، سبب شد که در تحقیق حاضر ، با گزارش و تحلیل آرای آنها در باب منزلت و اهمیت امامت ، دست یابیم . اما در باب اندیشه های متکلمان امامیه ، مساله منزلت ، به صورت مدون طرح شده و جست و جو در آثار آنها ، مقدور است و این ، ریشه در گفتار ائمه اطهار علیه السلام دارد.
برای مثال ، روایتی که عبدالعزیز بن مسلم از امام رضا علیه السلام نقل می کند ، چنین است :
امامت ، مقام و منزلت انبیاء و میراث اوصیاست. امامت ، خلافت خدا در روی زمنین است … امامت ، زمام دین ، نظام مسلمانان ، صلاح و عزت مومنان است . امامت ، اساس اسلام رشد یابنده و پایه بلند آن است. با امام است که نماز و روزه و حج و جهاد ، تمامیت می یابد  امام است که حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام و حدود خدا را اقامه و دین خدا را پاسداری می کند .و مردم را با حجمت و اندرزهای که با نورش ، عالم را درخشان می کند.
امام ف امین خدا در بین خلقش و حجت او در میان بندگانش و خلیفه او در سرزمینهایش است و مردم را به دین خدا دعوت و از حریم او ، حراست می کند . امام ، کسی استا که از گناهان ، پاک و از عیوب میراست . به علم ، مخصوص و به حلم ، موسوم است . رشته اتصال دین ، عزت مسلمانان ، مایه خشم منافقان و نابودی کافران است.
امام ، در روزگار خویش ، یگانه است و هیچ کس به پای او نمی رسد و هیچ عالمی با او برابر نیست . جانشینی برای او یافت نمی شود و مانند ی برای او نیست . تمام فضایل و نیکیها را دراست ؛ بدون این که آنها را طلب یا کسب کرده باشد ، بلکه از جانب خداوند کریم به او اعطا شده است . پس کدامین شخص است که به حد شناسایی امام برسد و یا بتواند او را انتخاب کند ؟ هیهات !هیهات! خرد درباره اش گمراه و خاطرها در گمگاه ، عقلها سرگردان و چشمها ، بی دید است. بزرگان در این جا کوچکند و حکیمان ، در حیرت و بردباران ، کوتاه نظر . هوشمندان ، گیچ و نادان ،شعرا ، لال و گنگ و سخندانان بی زبانند. شرح یک مقامش نتوانند و وصف یکی از فضایلش ندانند و همه به عجز ، معترفند. چگونه می توان کنهش را وصف کرد و اسرارش را فهمید …. او در مقام خود ، اختری است که بر افزوزد و از وصف و اصفان ، فراتر است….. امام ، عالمی است که چیزی بروی پوشیده نیست . پاسداری است که از انجام وظایف ، کوتاهی نمی کند.