ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند‌، پس چرا امام علي (علیه السلام) با خلفا همكاري مي‌‌كرد؟

محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.comhttp://mohsenzade.com حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.com کتاب هاب چاپ شده ضیافه النور معرفه النور سلسله النور
شنبه - ۱۱ مرداد ۱۳۹۳

عبد الرحمن سليمي مي‌نويسد :
اگر حضرت على نسبت به حضرت عمر سوء نيتى مى‏داشت يا قلباً از او ناراضى بود و او را غاصب حق خود مى‏دانست ،

پاسخ به شبهات مطرح شده توسط یکی از وهابيون استان گيلان

محسن زاده دکتر محسن زاده حجه الاسلام محسن زاده http://mohsenzade.comسماع موتی شنیدن مردگان
سه شنبه - ۳۱ تیر ۱۳۹۳

پاسخ به شبهات مطرح شده توسط یکی از وهابيون استان گيلان كه به صورت شب نامه  در قالب یک مقاله بين اهل سنت منطقه توزيع شد،وشبهات توسط اینجانب استخراج  که پاسخ ان به شرح ذیل ارائه می گردد.

مفهوم”والله یعصمک من الناس”در ایه ابلاغ

یکشنبه - ۴ اسفند ۱۳۹۲

هر چند رسول خدا(ص) از ابلاغ این ماموریت هراس داشته و دل نگران بوده است لیکن هرگز این خوف به خاطر جان خودشان نبود

ايات ولايت در مکتب تشیع وتسنن

یکشنبه - ۴ اسفند ۱۳۹۲

از نظر شیعه ، امامت ، مقام و مسؤولیت الهی است که جعل و نصب امام تنها در اختیار خداوند است و مردم و حتی رسول خدا صلی الله علیه وآله در این زمینه اختیاری ندارند.

دلالت معنای ولایت به پیشوایی وسرپرستی یا محبت ودوستی

جمعه - ۲ اسفند ۱۳۹۲

۱-عدم استناد امام علي به ايات ولايت فخر رازي ميگويد: ” امام علي(ع) كه اشناتر از ديگران به تفسير قران است به ايات ولايت بر امامت خود استدلال نكرده است… و اين موجب قطع به سقوط استدلال رافضي ها بر اين ايات ميشود “(۱)

شرح فرازنهم از” زیارت اربعین *”

دوشنبه - ۲ دی ۱۳۹۲

شرح فرازنهم از زیارت اربعین
خلاصه فرازها ی زیارت اربعین
فراز اول:
سلام های توصیفی
– السلامُ علی وَلیِّ الله و حبیبه؛ سلام بر ولی و حبیب – دوست – خدا.
– السلامُ عـَلی خلیلِ اللهِ وَ نجیبه؛ سلام و درود بر خلیل و گزیده خدا.
– السلامُ علی صَفیِّ اللهِ و ابن ِ صَفیّـه؛ درود بر برگزیده خدا و پسر انتخاب شده خدا.
– السلامُ علی الحُسین ِ المظلوم الشهید؛ درود بر حسین مظلوم شهید.
– السلامُ علی اسیرِ الکربات و قـَتیلِ العـَبرات؛ سلام بر کسی که اسیر و گرفتار بلایا و اندوه ها شد و کشته برای اشک ها.
فراز دوم:
شهادت و گواهی امام صادق علیه السلام به عظمت و برتری امام حسین علیه السلام
– اللهم انی اَشهَدُ  أنـَّهُ وَلیـُّکَ وَ ابنُ وَلیِّک؛ بار خدایا گواهی می دهم که ( امام حسین) ولی تو و فرزند ولی تو است .
– وَ صَفیـُّکَ وَ ابنُ صَفیـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک ؛ و نیز گواهی می دهم که او برگزیده ی تو و پسر برگزیده ی تو است که به کرم تو رستگار است.
– اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة ؛ خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی .
– و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة ؛ و به او سعادت عطا فرمودی.
– و اجتـَبـیتـَه بطیبِ الولادة ؛ و او را از اصل و نسب ، پاکی ولادت بخشیدی.
– و جَعَلتـَه سیداً من السادة و قائِداً من القادة ؛ او را آقایی از آقایان و رهبری از رهبران قرار دادی.
– و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطیتـَهُ مَواریثَ الانبیاء ؛ و او را مدافعی از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبیاء را به ایشان عطا فرمودی.
– و جعلته حُجَة ًعلی خـَلقِک مِنَ الاوصِیاء ؛ و شهادت می دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصیاء قرار دادی.
– فـَاَعذَرَ فی الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح ؛ پس امام حسین علیه السلام نیز در دعوت ، عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود.
فراز سوم:
اهداف قیام امام حسین علیه السلام
– و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ –  خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی،  سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

ولایت فقیه مجری عدالت اجتماعی در دوران غیبت

جمعه - ۲۹ آذر ۱۳۹۲

ولایت فقیه مجری عدالت اجتماعی در دوران غیبت
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) ولایت فقیه را به عنوان نظریه عدالت اجتماعی مطرح می کردند و اگر همه شئون اجتماعی بر مدار ولایت فقیه شکل وآن ولایتی که امام می فرمودند که شعبه ای از ولایت مفوضه ی نبی اکرم(ص) است ، شکل بگیرد این جامعه، جامعه عادله می شود.
اگر ما نتوانیم الزامات تحقق عدالتی را که به دنبال آن هستیم را در حوزه عمل فراهم کنیم، عدالت خواهی تبدیل به یک آرزو خواهد شد و عملاً ملت ها محاسبات ظالمانه ی عالم را به رسمیت خواهند شناخت؛ در حالی که آرزوی تحقق عدالت را هم دارند.
ما باید عدالت خواهی را تبدیل به یک برنامه عملیاتی کنیم تا بتوانیم بر اساس آن برنامه، ملت ها را در مسیر تحقق عدالت به همکاری و مشارکت عملی دعوت کنیم ، بنابراین ما ناچار هستیم ایده عدالت را تا مرحله ی برنامه ریزی تعقیب و تبدیل به برنامه ریزی های قابل تحقق نمائیم . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّـهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (۱) ای اهل ایمان، برای خدا پایدار و استوار بوده و به عدالت و راستی و درستی گواه باشید، و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر (از هر عمل) است، و از خدا بترسید، که البته خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.
وخداوند متعال فرمود: وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ(۲)  و همیشه (با هر دوست و دشمنی) عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می‌دارد.
بحث عدالت پژوهی، دامنه ی وسیع و گسترده ای در حوزه ی علوم اجتماعی و انسانی داردو باید در همه این عرصه ها به بحث عدالت بپردازیم.
عدل در عالم چیزی جز بسط و گسترش جریان الوهیت حضرت حق نیست و در تکوین و خلقت عالم، عدل محقق است و همه ذرات عالم از این منظر در موقِف خودشان هستند که: « وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ‏ وَ فِي‏ الْأَرْضِ إِله‏ (۳)
الوهیت خدای متعال در عالم، ضامن تحقق عدالت است ، عدالت چیزی جز جریان همین اولوهیت در عالم نیست. (فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (۴)
که بر اساس همین جریان الوهیت، اگر همه ی ذرات عالم را با دقت مورد بررسی قرار دهیم، در نظام آفرینش هیچ فطور و سستی و خروج از مدار عدالت و فساد نیست.
اگر در نظام آفرینش الهی غیر از حضرت حق می بود، به فطور و فساد عالم ختم می شد”  لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ(۵) اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایانی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه می‌یافت، پس (از نظم ثابت عالم) بدانید که پادشاه ملک وجود خدای یکتاست و از توصیف و اوهام مشرکان پاک و منزه است.

مفهوم اهل البیت( علیهم السلام )؟:

یکشنبه - ۱۷ آذر ۱۳۹۲

مفهوم  اهل البیت( علیهم السلام )؟:

بررسی درست و همه جانبه برخی دانشمندان درباره این تعبیر، ما را از شرح و تفصیل آن بی نیاز می کند:

واژه «اهل» در لغت به شایسته، سزاوار[۱] و مستوجب[۲] معنا شده و در عرف نیز در همین معنا ظهور دارد…، ولی وقتی به شیء یا شخصی اضافه شود که غالبا نیز چنین است، به مناسبت مضاف الیه معنای دیگری از آن فهمیده می شود. جمعی کلمه «اهل بیت» را به ساکنان خانه معنا کرده اند.[۳] فیومی پس از معنی کردن «الاهل» به «اهل بیت» گفته است: اصل در آن، خویشی است.[۴]راغب نیز از کاربرد مجازی «اهل بیت» شخص، در مورد کسانی که با وی پیوند نسبی دارند، سخن گفته است؛[۵] بنابراین می توان گفت «اهل بیت» در لغت به هر شخصی که ساکن خانه است، یعنی زن و فرزندان اطلاق می شود و به معنای خویشاوندان او نیز به کار می رود. در عرف نیز به همین معناست.

اما در مورد پیامبر خدا (ص) چون بیت آن حضرت محل نزول وحی و بیت نبوت نیز بوده، کلمه اهل بیت در مورد ایشان دو کاربرد پیدا می کند. گاهی اهل بیت پیامبر گفته می شود و از بیت، محل سکونت آن حضرت اراده می شود…؛ در این صورت کلمه اهل بیت در مورد آن حضرت نیز به همان معنایی است که در مورد دیگران به کار می رود؛ یعنی به معنای خانواده یا به معنای مطلق خویشاوندان آن حضرت می باشد؛ ولی گاهی اهل بیت پیامبر با لحاظ ویژگی محل نزول وحی و بیت نبوت است، در این صورت به معنای ساکنان خانه، خانواده یا مطلق خویشاوندان آن حضرت نیست، بلکه منظور افرادی است که از نظر علمی و عملی و صفات انسانی، شایسته بیت آن حضرت می باشند… .[۶]

در اینجا باید به چند نکته توجه کرد:

۱-چون اهل بیت در معنای دوم قابلیت تطبیق بر افراد مختلف را دارد، باید از ناحیه شارع حد و حدود آن تعیین شود؛ از این رو، امکان دارد در تعیین شارع برخی افراد از اهل بیت به معنای اول نیز در این معنا داخل شوند و یا بیرون روند؛ برای نمونه، خداوند به حضرت نوح درباره فرزندش می فرماید: «…انه لیس من اهلک…»

۲-شایستگی انتساب به بیت نبوت(در معنای دوم) مراتبی گوناگون دارد که بر اساس معیارهای خاص ذاتی یا اکتسابی افراد احراز می شود؛ به همین دلیل سلمان فارسی با عبارت «منا اهل البیت؛ وی از ما اهل بیت است»[۷] معرفی شده است.

با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟

شنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۲

با توجه به ایه تطهیرغیر از اهل کساء چگونه دیگر اهل بیت شمول این ایه می شوند؟

اقرار صحابی به فضایل اهل بیت

«عبدالکریم بن روح » با اسناد خود از «شریک بن عبدالله » در کتاب «مناقب الفاخرة فی العترة الطاهرة » روایت کرده است که گوید:

«روزی امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، را دیدم، ایستاده و اصحاب رسول خدا، صلی الله علیه وآله، نشسته بودند و آن حضرت فرمود:

شما را سوگند می دهم به آن کسی که از همه عظیم تر است! آیا در میان شما غیر از من کسی هست که با رسول خدا، صلی الله علیه وآله، برادر باشد؟ همگی گفتند: خیر.

شما را به خدا سوگند می دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من هست که پیش از همه به پیامبر، صلی الله علیه وآله، ایمان آورده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما کسی هست که قبل از من به دو قبله نماز خوانده باشد؟ و قبل از من، دو بیعت کرده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما غیر از من کسی هست که عمویی مانند حمزه داشته باشد که شیر خدا، شیر رسول خدا و سید شهدا است و کسی است که ملائکه او را غسل دادند؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! آیا در میان شما کسی است که همسری همانند همسر من، سلیله مصطفی، صلی الله علیه وآله، اصل پاک و بزرگوار، والا مرتبه بزرگوار، فاطمه زهرا، علیهاالسلام، بانوی زنان عالمیان داشته باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! کسی از شما هست که او را فرزندی باشد، مانند فرزندان من، حسن و حسین که سادات جوانان بهشت اند؟ همه گفتند: نه.

شما را به خدا! در میان شما کسی هست که، منزلت او نزد رسول خدا، صلی الله علیه وآله، نزدیک تر از منزلت من به آن حضرت باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که رسول خدا، صلی الله علیه وآله، را غسل داده باشد؟ همه گفتند: نه.

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که چشمان رسول خدا، صلی الله علیه وآله، را موقع جان دادن بسته باشد؟ همه گفتند: نه.

 

شما را سوگند می دهم به خدا، آیا در میان شما کسی غیر از من هست که جانش را برای رسول خدا، صلی الله علیه وآله، فدا کرده و در خوابگاه خوابیده و از جان خود گذشته باشد؟ همه گفتند: نه.