نماز جمعه

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

نماز جمعه ذكرالله است هنگامى كه صداى اذان براى نماز جمعه بلند مى‏شود، مردم موظفند، كسب و كار را رها كرده و به سوى نماز كه مهمترين ياد خداست بشتابند، اقامه نماز جمعه و ترك كسب و كار در اين موقع منافع مهمى براى مسلمانان در بر دارد و به خاطر اجتماع مردم براى نماز […]

حقيقت و روح نماز

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

حقيقت نمـاز نماز حقيقتى است كه شريعت اسلام آن را از امور مختلف به تصوير كشيده و انسان را به اقامه آن مكلف نموده است، كه عبارت از: روح نماز، نيت، قرب، اخلاص و حضور قلب مى‏باشد نيت، قيام، تكبيرة‏الاحرام، ركوع و سجود از اركان آن به شمار رفته و قرائت، ذكر، تشهد، سلام، ترتيب […]

حاكم الهى و اقامه نماز

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

يكى از مشخصات حاكم الهى اقامه نماز است

خداوند متعال وقتى اميرمؤمنان علىرا به عنوان ولّى خود در آيه ولايت معرفى مى‏كند، خصوصيتى را كه براى او ذكر مى‏كند، اقامه نماز و اداء زكوة در حال ركوع است، مى‏فرمايد:

«اِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ اَمَنُوا الَّذيِنَ يُقِيمُونَ الصَّلوةَ وُ يُؤتُونَ الزَّكوةَ وَ هُم راكِعُونَ(۱)». ولى و رهبر شما تنها خدا و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع، زكوة مى‏پردازند، مى‏باشند.

آيه مذكور در شأن علىبنا به قول شيعه و سنى نازل شده است. و براى كسب اطلاع بيشتر مى‏توانيد به تفسير الميزان جلد ۶ صفحه ۳۴-۱۹ مراجعه فرمائيد.

نماز و رابطه آن با امر به معروف و نهى از منكر

كسى كه مى‏خواهد امر به معروف نمايد، بايد خود معروف را بشناسد و عامل به آن باشد و در اين ميان نماز به عنوان بزرگترين فريضه الهى، معروفترين آنان بشمار مى‏رود.

«يَا بُنَىَّ اَقِمِ الصَّلوةَ وَ أمُرْ بِالْمَعْرُوفِ واَنَهُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْعَلَى مَا اَصابَكَ اِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ اْلأُمُورِ(۲)» پسرم نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر مصائبى كه به تو مى‏رسد، با استقامت و شكيبا باش، كه اين از كارهاى مهم و اساسى است.

اذان و اقامه

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

  چون بانك اذان بگوشتان رسيد، براى اقامه نماز شتاب نمائيد، زيرا شتاب كنندگان به سوى اين ندا كسانى خواهند بود كه در قيامت به لطف و مدارا، ايشان را مى‏خوانند. اذان با وصف خداوند به بزرگى و عظمت شروع و با نفى هر گونه معبودى جز او خاتمه مى‏يابد، پس بدانيم كه اول و […]

شهرك سازى و دسترسى به نماز جماعت

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

  يكى از عواملى كه در ساخت شهرها و شهرك‏ها بايد مورد نظر مهندسين و معماران شهرسازى قرار گيرد، ساخت مسجد است و بايد مسجد در نقطه‏اى از شهر ساخته شود كه عموم مسلمين به راحتى بتوانند به آن دسترسى داشته باشند، خصوصا بتوانند در كوتاهترين زمان ممكن براى اقامه جماعت در آن اجتماع كنند. […]

مهمترین برنامه مبارزه با شرک

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

مهمترين برنامه مبارزه با شرك قرآن كريم به عامه مؤمنين و مسلمين دستور به بازگشت و تقوى و پرهيزكارى مى‏دهد، كه جامع همه او امر و نواهى خداى متعال است و بر نماز تكيه مى‏كند، چرا كه نماز در تمام ابعادش مهمترين برنامه مبارزه با شرك و مؤثرترين وسيله تقويت پايه‏هاى توحيد و ايمان به […]

راه غلبه بر مشکلات

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

با نماز بر مشكلات غلبه كنيد انسان با اقامه نماز نوعى صلابت روحى در خود احساس مى‏كند كه زمينه‏سازى غلبه بر مشكلات را فراهم مى‏سازد، قرآن كريم در اين رابطه مى‏فرمايد: «يَا اَيُّهَا الَّذِينَ اَمَنُواِسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ اِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِريِنَ(۱)». اى افراد با ايمان از صبر و نماز كمك بگيريد، زيرا: خداوند با […]

نماز شب:

جمعه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۱

  حضرت آيت‏الله العظمى  امام خامنه‏ اى دعوت به نماز توسط مؤمنين را يكى از وظايف آنها دانسته و مى‏فرمائيد: «نماز همين بر زبان راندن كلمات و گزاردن حركاتى معين نيست، آن همه فيض و بركت بر پديد آوردن امواج صوتى و اعمال بدنى، بى آنكه روح ذكر و توبه در سراسر اين كالبد دميده […]

ترجمه لغات قران کریم در تفسیر شریف مجمع البیان ج۲۷

سه شنبه - ۲۸ شهریور ۱۳۹۱

تفسير عمومي آيات ‌۱ تا ‌۱۷ سوره طارق

جلد ‌۲۷ صفحه ‌۶ سطر ‌۲

شرح لغات :

طرقني فلان : يعني آنگاه كه شب نزد من آمد و اصل طرق دق ، و كوبيدنست و از آنست مطرقه آلت كوبيدن .

و الطريق : راه است زيرا رونده آن را با پاي خود مي‌كوبد .

و الطارق : آنست كه در شب آيد كه نياز به كوبيدن در دارد براي آگاهانيدن ، و پيامبر (ص) نهي فرمود كه مرد شبيكه از سفر رسيده با عيالش آميزش كند مگر اينكه موي عانه خود را چيده (و خود را صاف و تميز كرده باشد) و موي پريشان و غبارآلود خود را شانه زده باشد . هند دختر عتبه (زن ابو سفيان و مادر معاويه معروف بهند جگرخوار) گويد (نحن بنات طارق نمشي علي النمارق) ما دختران راه پيمايان و يا كوبندگان در شب هستيم كه بر روي فرشهاي زيبا و نرم راه ميرويم ، مقصودش اينستكه پدر مادر شرافت و بلندي مانند ستاره است .

شاعري گويد : يا راقد الليل مسرورا باوله ان الحوادث قد يطرقن اسحارا

اي كسي كه شب را در خواب و باول شب كه بيدار بوده اي خوشحالي ، البته حوادث و رويدادها در سحرها وارد ميشود . لا تامنن بليل طاب اوله فرب آخر ليل اجج النارا مامون نباش البته به شبي كه اولش خوش و پاك باشد ، پس چه بسا شبي كه آخرش آتشي را افروزد .

 

النجم : ستاره فروزاني است كه در آسمان طلوع نمايد ، بهر كس كه ظاهر شود ناجم مي‌گويند براي شباهتش به نجم ، و به گياه هم نجم گفته مي شود ، و نجم السن و نجم القرن هم مي‌گويند .

ترجمه لغات قران کریم در تفسیر شریف مجمع البیان ج۲۶

سه شنبه - ۲۸ شهریور ۱۳۹۱

تفسير عمومي آيات ‌۱ تا ‌۱۰ سوره مزمل
جلد ‌۲۶ صفحه ‌۵ سطر ‌۱۷
لغت :  
المزمل در اصل المتزمل يعني پيچيده در لباس تاء ادغام در زاء شده براي اينكه زاء قريب المخرج با تاء و م‌کنوس‌تر است بشنيدن از تاء و هر چيزي كه پيچيده باشد مزمل باشد .   امرء القيس گويد :   كان ثبيرا في عرانين وبله          كبير اناس في بجاد مزمل  
گويا كه كوه (ثبير) (كه بلندترين كوه‌هاي مكه است) در اولين باران و رطوبتش مردان بزرگ را در جامه فرو ميبرد . شاهد اين بيت كلمه مزمل است كه بمعناي پيچيده در جامه آمده و نصف يكي از دو بخش است بطور مساوي در مقدار چنانكه (ثلث) و يك سوم جز‏ي از سه جزء و (ربع) ، يك چهارم جز‏ي از چهار جزء و اين از صفات جسمها است و وقتي تركيبات از آن بر داشته شد اجزا‏ي باقي ميماند كه نميشود براي آن نصف و يا ثلث ، و يا ربعي باشد و عرض موصوف بنصف و جزء نمي‌شود . و قديم تعالي نيز موصوف بجزء نميشود براي اينكه اين تعبيرات از مركبات است بنابر صورتي كه گفته شد اگر گفته شود بنابر اين لازم است خداي قديم را تعريف بواحد كردن مدح نباشد .   پاسخ اين است كه معناي گفته ما كه او واحد است يعني ذات مقدس او داراي صفاتيستكه غير او مستحق آن نيست و آن صفات بودن ذات مقدس او است قادر و عالم (توانا و دانا) از قديم و مانند آن از صفات ثبوتيه چون حياة و بينا‏ي و شنوا‏ي و بينيازي و اراده و غيره .  ” نه مركب بود و جسم نه مر‏ي نه محل بي شريك است و معاني تو غني دان خالق ”   و وقتي گفته شود كه او جزء ندارد مدح او نيست مگر اينكه بگويند : كه   خداي تعالي (حي) زنده است كه جزء ندارد بخلاف غير او از زنده‌ها كه همه داراي جزء و تركيبند و ترتيل تريب و اداء حروف است از مخارج آن ، در موقع تلاوت آيات (چنانچه مقصود از قرا‏ت صحيح در حديث من لا قرا‏ة له لا صلوة له . كسي كه قرا‏ت ندارد نمازش هم نماز نيست و در تعريف قرا‏ت كه مرادف و يا يكي از معاني ترتيل است گفته‌اند . (هي حفظ الموقوف و اداء الحروف) رعايت وقفها و گفتن حروف از مخارج يعني مخرج زاء و تا اوا‏ل دهان و ظاء و طاء اواسط و ذال و دال سر زبان و حروف حلقيه چون حاء و  و خاء و عين و غين و هاء و … اواخر دهان و از حلق بايد اداء شود) . (مترجم)  

ترجمه لغات قران کریم در تفسیر شریف مجمع البیان ج۲۵

سه شنبه - ۲۸ شهریور ۱۳۹۱

تفسير عمومي آيات ‌۱ تا ‌۵ سوره جمعه
جلد ‌۲۵ صفحه ‌۵ سطر ‌۱۴
لغت :  
الاسفار : كتابها ، مفرد آن سفر است از اين جهت آنرا سفر گفته اند كه كشف معني ميكند و پرده از روي معني برميدارد گفته ميشود : سفر الرجل عمامته . وقتيكه آنرا باز كند ، و سفرت المراة عن وجهها فهي سافرة ، هنگامي   كه زن با صورت باز بيرون آيد ، و آن است ، و الصبح اذا اسفر ، و صبح هنگاميكه طلوع كند و روشن شود . 
جلد ‌۲۵ صفحه ‌۶ سطر ‌۴
اعراب :  
( و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ) ان در اينجا مخفف از ان و براي همين در خبر كان ( لفي ضلال . . . ) لاميكه مميز ميان ان مخففه و ان نافيه آمده تا اينكه اشتباه با آن نشود ( و آخرين ) مجرور است براي آنكه آن صفت محذوف عطف شده بر اميين است ، يعني و في قوم آخرين ، و محتمل است كه منصوب باشد بسبب عطف شدن بر هم ( يعلموهم ) . 
يحمل اسفارا ، بنابر حاليت در موضع نصب است ( بئس مثل القوم ) در   اين آيه آنكه مخصوص بذم است حذف شده و تقديرش اينست ( بئس مثل القوم الذين كذبوا بايات الله مثلهم ) پس الذين در موضع جر است ، و ممكن است كه تقدير اين باشد :
بئس مثل القوم مثل الذين كذبوا ، پس مضاف حذف شده و مضاف اليه قا‏م مقام او شده باشد و بنابراين الذين در موضع و محل رفع خواهد بود و آن مخصوص ذم است . 

ترجمه لغات قران کریم در تفسیر شریف مجمع البیان ج۲۴

سه شنبه - ۲۸ شهریور ۱۳۹۱

تفسير عمومي آيات ‌۱ تا ۱۰ سوره قمر
جلد ‌۲۴ صفحه ‌۵ سطر ‌۱۸
لغات آيات :
در اقتربت مبالغه زيادي است در نزديك بودن چنانچه در اقتدر مبالغه بسيار است بر قدرت و توانا‏ي براي آن كه اصل افتعل مهيا كردن معناست بمبالغه مثل ( اشتق ) هرگاه كبابي بگيرد يا بسازد بسبب مبالغه در آماده كردن آن .   
و اهواء : جمع هوي و آن رقت قلب است بميل و خواهش طبيعت‌ها ، مثل لطافت هواي فضا ، مي‌گويند : هوي يهوي هوي هو ، هرگاه طبيعتش مايل بچيزي باشد .  
المزدجر : يعني ، متعظ بر وزن مفتعل ، از زجر مگر آن كه تاء تبديل به دال شده تا آن كه موافق زاء شود با آشكارا نمودن ، و گفته مي‌شود انكرت الشيئ  فهو منكر ، و نكرته فهو منكور ، و اعشي جمع بين دو لغت كرده و گويد :
و انكرتني و ما كان الذي نكرت     من الحوادث الا الشيب و الصلعا  
و انكار كرد آن زن مرا و دوري نمود از من و نبود موجب نفرت او از رويدادها مگر سفيدي و محاسن و ريختن موي جلوي سرم . و النكر و المنكر چيزي است كه نفس امتناع از آن مي‌كند و آن را نمي پذيرد از جهت نفرت طبع از آن ، و اصل آن از انكاريست كه آن نقيض و ضد اقرار است .
الاجداث : گورها جمع جدث و جدف بفاء نيز لغتي است در اين معني .  
الاهطاع : سرعت و شتاب در رفتن است ، يعني تند روي .