شناخت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم

شنبه - 5 ژانویه 2013

شناخت پیغمبر، بدون شناخت قرآن ممكن نیست و همان گونه كه شناخت حقیقت قرآن مقدور بسیاری از افراد نیست، شناخت حقیقت پیغمبر نیز چنین است و آنچه در حدیث آمده كه: “رسول خدا را جز خدا و علی ابن ابی طالب (علیه السلام) كسی نشناخت”(بحار الانوار ج39ص84)
ناظر به این بخش از معرفتهای نوری است چون كسی تا أم الكتاب را نشناسد پیغمبر را نمی تواند بشناسد، زیرا پیغمبر همان طور كه در نشئه ی كثرت، قرآن را در مرحله ی عربی مبین از خداوند آموخت، در نشئه ی وحدت نیز آن را در مرحله ی أم الكتاب از خداوند تلقّی كرد، پس رسول اكرم همه ی علوم و معارف قرآن را واجد است و شناخت او بدون شناخت همه ی مراحل قرآن، مخصوصاً مرحله ی أم الكتاب آن میسر نبوده اقتدا كردن به آن حضرت بدون شناخت وی، ممكن نیست.

سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

یکشنبه - 30 دسامبر 2012

فایل پاورپونت سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

فاطمه زهراء علیهاالسلام در منابع شیعه و اهل سنّت

چهار شنبه - 26 دسامبر 2012

قلب انسان نقش بسیار مهمی در تکامل او ایفاء می‌‌نماید.
از امام جواد الائمه(ع) نقل شده که فرمودند:
(القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال ).
با قلوب به سوی خدای تعالی روی آوردن رساتر وبلیغ تر است از به خستگی درآوردن اعضاء و جوارح با اعمال.
یکی از راههای ارتباط قلبی با خدا این است که انسان در شادی و غم، رنگ خدایی بگیرد.صبغه الله و من احسن من الله صبغه ) و این مهم هنگامی تحقق خواهد یافت که قلب انسان به مقتضای روایت ( الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا ) با اهل بیت که حجتهای خدا هستند در حزن و سرور هماهنگ گردیده و تابع محض ایشان شود. دراین میان حزن اهمیت بسزایی یافته. قلبی که برای خدای تعالی و اولیاء او محزون و اندوهگین شده سه ویژگی دارد:
1- قلب حزین و اندوهناک محبوب خداست،  چنان که درروایت آمده است:
(انّ الله یحب کلّ قلب حزین ) خدای تعالی هر دل اندوهناکی را دوست می‌‌دارد.
2- دل غمگین و قلب شکسته به مقام حضور پروردگار باریافته و آنرا درک خواد نمود. در حدیث قدسی است که خدای تعالی به داوود پیغمبر(ص) فرموده:
(انا عند المنکسره قلوبهم ) .من نزد کسانی هستم که دلهایشان شکسته است.
3- کسی که برای مصائب و غمهای اهل بین (ع) مهموم و دلش دردناک شده، نفس کشیدنش تسبیح خدا و اندوهش عبادت به حساب می‌‌آید.درروایت آمده:
( نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده ).
کسیکه غمناک است برای ظلمی که به ما شده، نفسش تسبیح و اندوهش برای ما عبادت است.
باید بدانیم که شراره‌های حزن واندوه درمصائب اهل بیت (ع) آنگاه روشن و مشتعل خواهد شد که این مصائب شناخته و معلوم گردد.
و از این بیان جایگاه معرفت به مصائب واضح و آشکار می‌‌شود. شیخ صدوق (ر) درعقاب الاعمال از امام باقر(ع) نقل نموده فرمودند:
( من لم یعرف سوء ما اتی الینا من ظلمنا و ذهاب حقّنا و ما رکبنا به فهو شریک من اتی الینا فی ما ولّینا به).
کسی که نشناسد بدی آنچه که به ما آمده است از ظلمی که به ما شده و از بین رفتن حقمان آنچه برآن حمل شده و وادار شدیم پس او شریک کسی است که (این ظلمها را) برسر ما آورده است ، در آنچه که ما (از طرف خداوند) ولی برآن شده بودیم .
مصیبت فاطمه زهراء (س) سخت تر و تلخ تر از محنت کربلا

چه شد که سلیمان بن صرد خزاعی از کربلا جاماند؟

جمعه - 7 دسامبر 2012

بی‌تردید قیام خونین عاشورا و در پی آن، نهضت تبلیغی اهل بیت(ع) به رهبری امام سجاد(ع) و زینب کبری(س)، روح بیداری، آزادگی، ظلم‌ستیزی، مقاومت و ایثار و جانفشانی در راه حق را در کالبد مرده جامعه اسلامی دمید و بخش وسیعی از جامعه اسلامی را که در خواب غفلت به سر می‌برد، بیدار کرد.

این حادثه، به ویژه خواص جامعه اسلامی را که از قافله کربلا عقب مانده و نتوانسته بودند رسالت سنگین خود را به درستی ایفا کنند و در شرایط حساس و بحرانی امام خود را تنها گذاشته بودند، به خود آورده و موجب توجه آنها به تقصیر و اشتباهشان شده بود. شیعیان عراق به دلیل عدم تصمیم‌گیری مناسب و اقدام به موقع، از حرکت اصلاحی امام حسین(ع) جا مانده بودند، از این رو بسیج همگانی شیعیان پس از عاشورا و برپایی قیام خونین توابین تأثیر چندانی نداشت.

اگر انتخاب عراق از سوی امام حسین(ع) و پافشاری بر آن را بر اساس معادله‌های معقول و محاسبه عقلانی اوضاع و شرایط مناسب عراق ارزیابی کنیم، بی‌گمان سیل نامه‌نگاری‌های مردم عراق به امام و بیعت گسترده آنان با نماینده امام، یعنی مسلم بن عقیل از جمله شرایط زمینه‌ساز برای انتخاب عراق بوده است. گرچه در جمع نامه‌نگاران به امام گروه‌های مختلف سیاسی با انگیزه‌های گوناگون وجود داشتند، اما طلایه‌دار نامه‌نگاری و دعوت از امام، شیعیان مشهور عراق بودند؛ کسانی که در کربلا کمترین حضور را داشتند.

نهضت توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی سرحلقه قیام‌های شیعی عراق و از شاخص‌ترین پیامد‌های اجتماعی واقعه عاشوراست. منطق قیام توابین جبران اشتباه تاریخی آنها در یاری نکردن امامشان است؛ و عدم حمایت از امام را گناهی می‌دانستند که تنها با کشتن قاتلان امام یا کشته شدن خودشان قابل جبران است. بنابراین، نخستین پرسش درباره توابین علت عدم حضور آنها در کربلاست. این پرسشی است که در مورد دیگر خواص شیعه، مانند محمد حنفیه، عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر همواره مطرح بوده و پاسخ‌های متفاوتی به آن داده شده است.

بی‌تردید قیام خونین عاشورا و در پی آن، نهضت تبلیغی اهل بیت(ع) به رهبری امام سجاد(ع) و زینب کبری(س)، روح بیداری، آزادگی، ظلم‌ستیزی، مقاومت و ایثار و جانفشانی در راه حق را در کالبد مرده جامعه اسلامی دمید و بخش وسیعی از جامعه اسلامی را که در خواب غفلت به سر می‌برد، بیدار کرد.

چرا ابن خلدون روایت ناقصی از قیام عاشورا بیان کرد است؟

جمعه - 7 دسامبر 2012

آنچه پیش روی شماست نگرشی نقد گونه بر بخش‌های از یکی از کتاب‌های ابن خلدون است که پیرامون قیام حسینی می‌باشد.
ابن‌ خلدون‌ از سانحه عاشورا بسیار مختصر و نیمه‌ تمام‌ رها شده‌ و تحولات‌ شهر کوفه‌ در دوره‌ ابن‌ زیاد و اصل‌ واقعه‌ کربلا به‌ طور مطلق‌ مورد اشاره‌ قرار نگرفته‌ است‌. اینکه‌ چرا راوی‌، روایت‌ را نیمه‌ تمام‌ رها کرده‌ است‌، مشخص‌ نیست‌. ابن‌ خلدون‌ در جای‌ دیگری‌ هم‌ به‌ تحولات‌ دورة‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) و سانحه‌ عاشورا ـ اما این‌ بار ـ به‌ صورت‌ مبسوط‌ پرداخته‌ است‌ و آن‌ فصل‌ سی‌ام‌ مقدمه‌ (1/402-418) با عنوان‌»در ولایت‌ عهد» می‌باشد. مؤلف‌ در این‌ فصل‌ به‌ مقوله‌ جانشینی‌ پرداخته‌ و علت‌ انتخاب‌ یزید را از طرف‌ معاویه‌ در قالب‌ نظریه ویژه خود ـ عصبیت‌ ـ مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار داده‌ و در ادامه‌ به‌ تحولات‌ دوره‌ یزید و رخداد کربلا اشاراتی‌ نموده‌ که‌ حدوداً شانزده‌ صفحه‌ به‌ این‌ موضوع‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌. راوی‌ نه‌ در مقدمه و نه‌ در العبر به‌ منابع‌ خود هیچ‌ اشاره‌ای‌ نکرده‌، اما از محتوای‌ گزارش‌، چنین‌ برمی‌آید که‌ از منابع‌ تاریخی‌ اهل‌ سنّت‌ همانند تاریخ‌ طبری‌ استفاده‌ نموده‌ است‌. چرا که‌ تناسب‌ معنوی‌ بین‌ روایت‌ ابن‌ خلدون‌ و دیگر روایات‌ اهل‌ سنّت‌ به‌ طور کامل‌ مشاهده‌ می‌شود. بنابراین‌ می‌توان‌ ادعا کرد که‌ گزارش‌ ابن‌ خلدون‌ از واقعه‌ طف‌ماریه‌ کاملاً یک‌ تحریر سنّی‌ است‌.
ابن‌ خلدون‌ در طول‌ حیات‌ اجتماعی‌ خود در عرصه‌های‌ مختلفی‌ وارد شده‌ است‌ تا آنجا که‌ در حال‌ حاضر از او با عناوین‌ سیاستمدار، متفکر، مورخ‌، جامعه‌شناس‌ و قاضی‌ القضات‌ یاد می‌شود. حیات‌ و زیست‌نامه‌ او پس‌ از دوران‌ تحصیل‌ به‌ سه‌ دوره‌ عمده‌ تقسیم‌ می‌کنند: دوره‌ نخست‌، دوران‌ فعالیت‌های‌ سیاسی‌ وی‌ در سرزمین‌های‌ مغرب‌ (731 ـ 753 ق)، دوره‌ دوم‌، روزگار انزوا، تفکر و تألیف‌ وی‌ در قلعه‌ ابن‌ سلامه‌ در نزد فرزندان‌ بنی‌عریف‌ (753 ـ 757 ق‌)، دوره‌ سوم‌، ایام‌ اشتغال‌ وی‌ به‌ تدریس‌ و امور قضایی‌ با مراجعه‌ و تجدیدنظر در تألیفات‌ خویش‌ (757 ـ 785 ق‌).
ابن‌ خلدون‌ مسلمان‌ سنّی‌ مذهب‌ مالکی‌ مشرب‌، اگرچه‌ در حوزه علوم‌، فلسفی‌ اندیش‌ بوده‌ است‌، در حوزه‌ مسائل‌ اعتقادی‌ بیشتر به‌ عنوان‌ نویسنده‌ای‌ مقید به‌ ظاهر دیانت‌ و بسیار قشری‌ مسلک‌ شناخته‌ شده‌ است‌. معتقدین‌ به‌ این‌ رفتار، مواضع‌ و قضاوت‌های‌ ابن‌ خلدون‌ را در دوره‌ای‌ که‌ در مصر به‌ عنوان‌ قاضی‌القضات‌ مالکیان‌، از خود بروز داده‌ است‌؛ مبنای‌ چنین‌ قضاوتی‌ اظهار می‌کنند. از قرار معلوم‌، وی‌ در جایگاه‌ قاضی‌ مالکی‌، اندیشه‌ هرگونه‌ تجدید نظر نه‌ در مبانی‌ که‌ حتی‌ کوچکترین‌ نوآوری‌ در تفسیر هر نکته‌ دینی‌ را امری‌ نادرست‌ می‌دانسته‌ است‌.
الف‌. راوی‌ در بخشی‌ از روایت‌ خود آورده‌ است: یزید در روزگار خلافت‌ خود به‌ فسق‌ دست‌ یازیده‌ است‌ ولی‌ مبادا هرگز گمان‌ بری‌ که‌ معاویه‌، از این‌ رفتار وی‌ آگاه‌ بوده‌ است‌؛ چه‌ او عادلتر و افضل‌ از آن‌ است‌ که‌ چنین‌ تصوری‌ درباره وی‌ روا داریم‌ بلکه‌ معاویه‌ در ایام‌ حیات‌ خود، یزید را از شنیدن‌ غنا (موسیقی‌) سرزنش‌ می‌نمود و وی‌ را از آن‌ نهی‌ می‌کرد.

عکس‌العمل شیطان پس از شهادت امام‌حسین(ع)

جمعه - 30 نوامبر 2012

یکی از مسائل بسیار خواندنی که در کشمکش حرکت و قیام امام حسین(ع) به وقوع پیوسته معجزاتی است که از حضرت سیدالشهدا (ع) بسیار دیده شده ، خواه زمان حرکت از مدینه خواه حتی پس از شهادت!
حضرت سیدالشهدا(ع) که از هر نظر به شهادت خود آگاه بودند و هنگامی که می‌خواستند از مدینه حرکت کنند، ام سلمه همسر پیامبر(ص) به خدمت ایشان رسید و عرض کرد: ای نور دیده من، مرا اندوهناک مکن در بیرون رفتن از مدینه بسوی عراق، چون من از جدت رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمودند: فرزند دلبند من حسین، در عراق، در زمینی که آنرا کربلا می‌گویند به تیغ ظلم و جفا کشته می‌شود.
سپس آن حضرت فرمودند: ای مادر، می‌دانم که شهید خواهم شد و چاره‌ای جز رفتن ندارم و به فرموده خدا عمل می‌کنم.
و چنانچه که در کتب مدینه المعاجز و ملحقات احقاق الحق نقل است، ایشان می‌فرمایند: به خدا سوگند؛ می‌دانم در چه روزی کشته می‌شوم، و چه کسی مرا خواهد کشت، و در کدام بقعه مدفون خواهم شد و می‌دانم چه کسی با من از اهل بیت من و خویشان من کشته خواهد شد، و می‌خواهی ای مادر نشان بدهم جای شهادت خود را؟
و سپس آن حضرت با دست مبارک خود به سوی کربلا اشاره نمودند و به اعجاز آن حضرت زمین‌ها فرو رفت و زمین کربلا بالا قرار گرفت…
به احتمال قوی این نخستین معجزه‌ای بوده که از حضرت سیدالشهدا(ع) در راه رسیدن به شهادت و تقرب به خدا، از ایشان سرزده و جالب است بدانید که پس از آن نیز معجزاتی بسیار عجیب تر از این حضرت نمایان گردیده به نحوی که اکثر راویان و منابع آنها را نقل کرده‌اند. متوسل در باب این معجزات می‌نویسد:
امام حسین(ع) پس از طی مراحل و رسیدن به خاک کربلا، دیگر اسبشان قدم از قدم برنمی‌داشت تا آن اسب را عوض کردند، سپس اسبی دیگر برای حضرت آوردند و آن هم گامی برنداشت تا آن که پنج اسب را به همین منوال عوض کردند و هیچکدام راه نرفتند و حضرت پس از دیدن این صحنه‌ها از نام آن سرزمین جویا شدند و پی به ماجرا بردند!
چشمه‌ای که بدست امام حسین (ع) نمایان شد
در روضة الشهدا این گونه نقل شده است که در روز هشتم محرم بود که در لشگرگاه امام حسین (ع) آبی پیدا نمی‌شد و تمامی لشگر و اطفال به تشنگی مبتلا شده بودند و فریاد العطش العطش سر می‌دادند. امام حسین(ع) پس از دیدن این وضعیت برخاستند و به موضعی تشریف بردند و فرمودند: این موضع را بکنید.
زمانی که کندند، چشمه آبی زلال و شیرین پدیدار گشت و همه لشگر از آب خوردند و اسبان خود را نیز سیراب کردند و پس از آن فوراً آن چشمه ناپدید شد و هر چه جستجو کردند از آن اثری ندیدند!
تو به سوی ما می آیی!

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی

جمعه - 30 نوامبر 2012

پرونده ای تاریخی؛
توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی
«ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: مُحمّد؛ إیلیا (علیّ)؛ شَبَر (حَسَن‌)؛ شُبَیْر (حُسَین‌)؛ فاطِمَه‌؛ آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند، جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!»
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
“و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟”
در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.

عاقبت برخی مبارزین با امام حسین(ع) در کلام اهل سنت

جمعه - 30 نوامبر 2012

در این مطلب برای آنکه بدانیم وسعت دائره فضایل و مقبولیت امام حسین(ع) بین عموم مسلمین گسترده است، براى نمونه چند معجزه که مورخین و محدثین بزرگ اهل سنت در مورد عاقبت قاتلین و مبارزین با سیدالشهدا أبا عبدالله الحسین(ع) بیان کرده‌‌اند، تقدیم دوستان و محبان امام حسین(ع) مى‌‌کنیم.
“عماریون”- در این مطلب برای آنکه بدانیم وسعت دائره فضایل و مقبولیت امام حسین(ع) بین عموم مسلمین گسترده است، براى نمونه چند معجزه که مورخین و محدثین بزرگ اهل سنت در مورد عاقبت قاتلین و مبارزین با سیدالشهدا أبا عبدالله الحسین(ع) بیان کرده‌‌اند، تقدیم دوستان و محبان امام حسین(ع) مى‌‌کنم.
باز هم تأکید می‌‌کنم که آنچه می‌خوانید فقط معجزات و کراماتی است که در کتابهای اهل سنّت آمده است.

1. طبرى نقل مى‌‌کند: بعد از آنکه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد نوشت که سیدالشهداء(ع) و اصحابش را از نوشیدن آب منع نماید، عمر سعد، عمرو بن حجاج را با پانصد سوار بر شریعه فرات گماشت. آنها میان آن حضرت و اصحابش و میان آب حایل شدند و نگذاشتند قطره‌‌‌اى از آب بنوشند، و این واقعه جانسوز سه روز پیش از شهادت آن حضرت اتفاق افتاد عبیداللّه بن ابى حصین ازدى گفت: یا حسین! آیا نگاه نمى‌‌کنى به آب که مانند شکم آسمان نمایان است؟ به خدا سوگند قطره‌‌‌اى از آن نچشى تا از تشنگى بمیرى.

حسین(ع) فرمود: «اَللّهُمَّ اقتُلْهُ عَطَشاً وَ لا تَغْفِرْ لَهُ اَبَداً»؛ خدایا او را تشنه بکش، و هرگز او را نیامرز.

حُمَید بن مسلم گفت: به خدا قسم او را بعد از این، در بیماریش عیادت کردم، به خدائى که غیر از او خدائى نیست سوگند، دیدم او را که آب مى‌‌آشامید تا شکمش پر مى‌‌شد پس قى مى‌‌کرد، دوباره آب مى‌‌نوشید، همچنان سیراب نمى‌‌شد. و همواره چنین بود تا تشنه کام جان سپرد.

2. نیز طبرى مى‌‌گوید: هشام از پدرش محمد بن سائب از قاسم بن أصبغ بن نباته روایت کرده که گفت: یکى از کسانى که در کربلا حاضر شده بود گفت: وقتى سپاه حسین(ع) مغلوب شدند، آن حضرت سوار بر اسب شد، و به سوى فرات روان گردید. مردى از بنى ابان بن دارم گفت: واى بر شما، تا شیعیانش به او نپیوسته‌‌‌اند، میان او و میان آب حایل شوید. این را گفت و بر اسب خود زد و لشکر به دنبال او رفتند و میان آن حضرت و آب مانع شدند.

حسین(ع) گفت: «اَللّهُمَّ اَظْمِهِ»؛ خدایا! او را تشنه ساز.

نام و تعداد دقیق شهدای کربلا

جمعه - 30 نوامبر 2012

منابع تاریخی، تعداد مشهور شهدای کربلا را 72 نفر عنوان می‌کنند اما در عین حال، برخی دیگر تعداد شهدا را حتی تا 155 نفر هم ذکر کرده‌اند.

حجت‌الاسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد، مدیرگروه پژوهشی دانشنامه امام حسین(ع) در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس گفت: مشهورترین تعداد شهدای کربلا 72 نفر است اما وقتی در منابع مختلف بررسی می‌کنیم به تعدادی از اسامی می‌رسیم که به دلیل آنکه در آن زمان نقطه‌گذاری کمتر انجام می‌شد ممکن است بعضی از این اسامی با هم مشترک بوده، شبیه هم باشند یا اشتباه شده باشد. 
وی اظهار داشت: گروه تحقیقاتی دانشنامه امام حسین(ع) ادعایی ندارد مبنی بر اینکه تعداد شهدای کربلا حتما 155 نفر است،  بلکه تعداد و اسامی را از زیارت ناحیه مقدسه و سایر منابع مستندی که وجود داشته، بیان کرده است. 
بنابراین با توجه به اینکه تعداد دقیق شهداى کربلا، مشخص نیست اما برای اینکه بتوانیم استفتایی میان تعداد و اسامی شهدایی که همراه اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسیده‌اند، داشته باشیم این اسامی را از کتاب «دانشنامه امام حسین(ع)» برای علاقه‌مندان ذکر می‌کنیم.
شهداى واقعه کربلا را به چهار دسته مى‌توان تقسیم کرد: شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)، شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)، شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع) و شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع).

شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)    شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)    شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع)    شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع)
اَنَس بن حارث    ابو ثُمامه عمرو بن عبد اللّه صائِدى    على اکبر(ع)    ابراهیم بن حُصَین اسدى
عبد الرحمان بن عبد ربّه انصارى    حبیب بن مُظاهر اسدى    عبد اللّه (على اصغر)    برادرزاده حُذَیفة بن اَسید غِفارى
زاهر ، غلام عمرو بن حَمِق    عبد اللّه بن على    ابو هَیّاج
عمّار بن ابى سلامه دالانى     عثمان بن على    اَدهَم بن امیّه
سعد بن حارث خُزاعى، غلام امیر مؤمنان(ع)    جعفر بن على    انیس بن مَعقِل اَصبَحى
عبد اللّه بن عُمَیر کَلْبى    عبّاس بن على    بُرَیر بن خُضَیر
کَردوس بن زهیر    ابو بکر بن على    بشیر بن عمرو حَضرَمى
نافِع بن هلال جملى    محمّد بن على    جابر بن حَجّاج
ابو بکر بن حسن    جَبَلة بن على شیبانى

اسامي همسران امام حسين ـ عليه السلام به همراه فرزندان انان

جمعه - 30 نوامبر 2012

با توجه به منابع معتبر، همسران امام حسين ـ عليه السلام ـ پنج نفر مي باشند،[1] كه اسامي آنها در منابع تاريخي ضبط شده است و همگي داراي اولاد بودند. مرحوم شيخ عباس قمي (ره)، همسر ديگري براي امام حسين ـ عليه السلام ـ ذكر كرده است كه نام او معلوم نيست و صاحب حمل بوده، بعد از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ اسير شده و در نزديكي حلب طفل خود را سقط كرده است.[2]
شيخ مفيد تعداد اولاد آن حضرت را مرحوم شيخ مفيد (ره)، شش نفر، چهار پسر و دو دختر دانسته،[3] و بعضي از جمله علامه سيد محسن امين[4] و ابن خشاب[5]، نه فرزند، شش پسر و سه دختر براي حضرت ذكر كرده و برخي از منابع مثل ابن شهر آشوب در مناقب[6] و مرحوم اربلي در كشف الغمه، تعداد اولاد آن حضرت را ده نفر، شش پسر و 4 دختر،[7] و بعضي حتي بيشتر از ده نفر ذكر كرده اند.
با اين كه منابع در تعداد اولاد حضرت: اختلاف دارند ولي هر كدام به نوبه خود داراي اعتبار و ارزش هستند، پس با توجه به منابع مذكور، اسامي آنها همراه با نام هر يك ذكر مي شود.
1. علي بن الحسين، و كنيه او ابو محمد و ملقب به زين العابدين است و مادرش شاه زنان، شهر بانو دختر يزدگرد شاه ايران است.
2. علي بن الحسين الاصغر، معروف به علي اكبر كه در كربلا شهيد شد و مادرش ليلي، دختر ابو مرّة بن غزوة بن مسعود ثقفيه است.
3. جعفر بن الحسين، مادرش قضاعيه از قبيله قضاعه است.
4. عبد الله بن الحسين، و نام مادرش رباب، دختر امرء القيس است. كه همان عبدالله رفيع (شيرخوار) است و به علي اصغر معروف است.
5. سكينه بنت الحسين، مادر او نيز رباب، دختر امرء القيس است.
6. فاطمه، نام مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله تيميه است.[8]
7. محمد، كه در كربلا شهيد شد و مادر او رباب، دختر امرء القيس است.[9]
8. علي اصغر، نام مادرش رباب. همان عبدالله بن حسين يا عبدالله رفيع است.[10]
9. زينب، نام مادر او معلوم نيست.[11]
10. رقيه ـ سلام الله عليها ـ مرحوم حائري مادرش را شهربانو دختر يزدگرد سوم ذكر كرده است،[12] و مطابق بعضي از نقلها ام اسحاق نام داشت.[13]
11. ديگر از زوجات حضرت ابا عبدالله، زني بوده كه نامش معلوم نيست و حامله بوده بعد از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ اسير شده و هنگاميكه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را از كوفه به شام مي بردند در نزديكي حلب طفل خود را سقط كرده و اسمش محسن ابن حسين است.[14] و اين محل فعلاً در سوريه زيارتگاه است.

تصحیح چند اشتباه تاریخی رجال شناسان درباره شهیدان کربلا

دوشنبه - 26 نوامبر 2012

تاریخ، آینه ای روشن برای دریافت برخی حقایق است و در علم رجال و تراجم نیز بسیار کاربرد دارد. بدون تکیه و استناد به تاریخ نمی توان ترجمه افراد را آن گونه که هست به دست آورد. در این مقاله به بررسی برخی از افرادی- به اشتباه- که ادعا شده است در شمار شهیدان کربلا می باشند پرداخته و در پایان به این نتیجه می رسیم که برخی از کتب رجالی، دشمن امام حسین(ع) یا اهل بیت(ع) را در شمار شهدای کربلا آورده اند از این رو، باید یک بازنگری جامع و دقیق درباره تاریخ معصومان علیهم السلام و به طور ویژه درباره داستان کربلا انجام پذیرد.

مقدمه

تاریخ، تنها منبع دسترسی به حوادث و رویدادهای گذشته می باشد که برای دستیابی به حقیقت، بسیار کارگشاست و در باز کردن گره های کور نقش بسیار موثری ایفا می کند. علم رجال نیز با تکیه بر تاریخ، در شناخت و وثاقت و ضعف و شرح حال افراد توان برطرف کردن و جداکردن سره از ناسره را عهده دار است. رجال شناسان با مراجعه به متون تاریخی معتبر در شناخت راویان بسیار بهره برده و می برند.

امام حسین(ع)

جمعه - 16 نوامبر 2012

امام حسین(علیه‏السلام) به حسب ظاهر قیامی که کرد برای این بود که حکومتی مادّی و شیطانی را براندازد تا به‏جای آن حکومتی الهی و رحمانی بر مسلمین حکومت کند. لذا عرض می کنیم ما دو نوع حکومت داریم؛ حکومتی داریم مادّی و بر محور هواهای نفسانی و حکومتی داریم الهی و بر محور خداخواهی؛ یکی محورش خودخواهی است و دیگری خداخواهی. حکومتی که بر محور خودخواهی و جنبه‏های نفسانی است، چه در حدوث و چه در بقا ابزار خاص به خودش را دارد. عرض کردم اهرم‏هایی را که برای حدوث و بقای خود از آن استفاده می‏کنند، معمولاً سه چیز است؛ تطمیع و تهدید و تحمیق. گروه یزیدیان از همین سه عامل استفاده می‏کردند که اوّلین مرحله آن مسأله عبیدالله بود که از هر سه اهرم استفاده کرد؛ هم تطمیع، هم تهدید و هم تحمیق.
عبدالله بن‏عمر و بهره‏گیری از اهرم‏های شیطانی
این تقریباً اشاره‏ای بود به جلسه گذشته؛ امّا برای تأیید این مطلب من این بحث را ادامه می‏دهم. جلسه گذشته عرض کردم بعد از مرگ معاویه، یزید نامه‏ای نوشت به ولید بن‏عتبه و در آن نامه سه نفر را اسم برد و گفت از این سه نفر بیعت بگیر. اوّل هم امام حسین(علیه‏السلام) را نام برد که داشت: «خُذ بِالحُسَین»؛ یعنی حسین را بگیر؛ بعد هم عبدالله بن‏عمر و سوم عبد الله بن‏زبیر بود. حالا می‏خواهم بروم سراغ عبدالله بن‏عمر؛ عبد الله بن‏عمر، قبل از آنکه امام حسین برای عمره از مدینه به سمت مکّه برود، او برای عمره مستحب به مکه رفته بود. امام حسین بعد از او وارد مکّه شد. او عمره‏اش را انجام داده بود و ‏میخواست برگردد مدینه که خبردار شد امام حسین به مکّه آمده است. رفت خدمت امام حسین؛ حالا خوب دقت کنید! رفت آنجا و ظاهراً امام حسین را نصیحت کرد! نصیحت کرد و نصیحتش این بود که به امام حسین گفت بیا با یزید بیعت کن! یعنی پیشنهاد صلح و بیعت را به حضرت داد و بعد هم از عواقب خطرناک مخالفت و جنگ با یزید برحذر داشت.