مفهوم اهل البیت( علیهم السلام )؟:

مفهوم  اهل البیت( علیهم السلام )؟:

بررسی درست و همه جانبه برخی دانشمندان درباره این تعبیر، ما را از شرح و تفصیل آن بی نیاز می کند:

واژه «اهل» در لغت به شایسته، سزاوار[۱] و مستوجب[۲] معنا شده و در عرف نیز در همین معنا ظهور دارد…، ولی وقتی به شیء یا شخصی اضافه شود که غالبا نیز چنین است، به مناسبت مضاف الیه معنای دیگری از آن فهمیده می شود. جمعی کلمه «اهل بیت» را به ساکنان خانه معنا کرده اند.[۳] فیومی پس از معنی کردن «الاهل» به «اهل بیت» گفته است: اصل در آن، خویشی است.[۴]راغب نیز از کاربرد مجازی «اهل بیت» شخص، در مورد کسانی که با وی پیوند نسبی دارند، سخن گفته است؛[۵] بنابراین می توان گفت «اهل بیت» در لغت به هر شخصی که ساکن خانه است، یعنی زن و فرزندان اطلاق می شود و به معنای خویشاوندان او نیز به کار می رود. در عرف نیز به همین معناست.

اما در مورد پیامبر خدا (ص) چون بیت آن حضرت محل نزول وحی و بیت نبوت نیز بوده، کلمه اهل بیت در مورد ایشان دو کاربرد پیدا می کند. گاهی اهل بیت پیامبر گفته می شود و از بیت، محل سکونت آن حضرت اراده می شود…؛ در این صورت کلمه اهل بیت در مورد آن حضرت نیز به همان معنایی است که در مورد دیگران به کار می رود؛ یعنی به معنای خانواده یا به معنای مطلق خویشاوندان آن حضرت می باشد؛ ولی گاهی اهل بیت پیامبر با لحاظ ویژگی محل نزول وحی و بیت نبوت است، در این صورت به معنای ساکنان خانه، خانواده یا مطلق خویشاوندان آن حضرت نیست، بلکه منظور افرادی است که از نظر علمی و عملی و صفات انسانی، شایسته بیت آن حضرت می باشند… .[۶]

در اینجا باید به چند نکته توجه کرد:

۱-چون اهل بیت در معنای دوم قابلیت تطبیق بر افراد مختلف را دارد، باید از ناحیه شارع حد و حدود آن تعیین شود؛ از این رو، امکان دارد در تعیین شارع برخی افراد از اهل بیت به معنای اول نیز در این معنا داخل شوند و یا بیرون روند؛ برای نمونه، خداوند به حضرت نوح درباره فرزندش می فرماید: «…انه لیس من اهلک…»

۲-شایستگی انتساب به بیت نبوت(در معنای دوم) مراتبی گوناگون دارد که بر اساس معیارهای خاص ذاتی یا اکتسابی افراد احراز می شود؛ به همین دلیل سلمان فارسی با عبارت «منا اهل البیت؛ وی از ما اهل بیت است»[۷] معرفی شده است.

۳-اهل البیت در لسان مبارک پیامبر خدا، در عالی ترین نمونه شایستگی انتساب به بیت نبوت، تنها بر افرادی خاص تطبیق شده و به صورت اصطلاح درآمده است؛ به گونه ای که هرگاه کلمه «اهل بیت» (و گاهی با افزودن کلمه «عترت» به آن) به کار می رود، همین افراد به ذهن متبادر می شود، مانند «کتاب الله و عترتی اهل بیتی» در حدیث ثقلین؛[۸] «مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح»[۹] در حدیث سفینه؛ «اللهم هولاء اهل بیتی»[۱۰] در داستان مباهله و کساء؛ «اهل بیتی امان لامتی…»[۱۱] در حدیث نجوم؛ «اللهم صل علی محمد و آل محمد»[۱۲] در حدیث صلوات و …که تفصیل آنها با ذکر مدارک و شواهد کافی در گفتار اول از فصل دوم در کتاب اول تفسیر تطبیقی، بیان شد. مراد ما از واژه «اهل بیت» در این پژوهش همین معنای اصطلاحی است که همواره در سیره نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله از آنان با ارجمندی، والایی و فضیلت یاد شده و با عنوان «دوازده خلیفه» توصیف شده اند.[۱۳] در پاره ای از روایات نقل شده که چون رسول خدا صل الله علیه و آله، حدیث ثقلین را بیان فرمود، برخی اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا، عترت شما چه کسانی اند؟ فرمود: «علی، حسن، حسین و امامانی که از فرزندان حسین اند تا روز قیامت»[۱۴]. این مضمون در روایات انبوه و متواتر شیعی و برخی روایات اهل تسنن از پیامبر خدا و سایر معصومان نقل شده است.[۱۵] با جستجو در مدارک و منابع فریقین خواهیم دید کسی جز این دوازده پیشوا چنین ادعایی نکرده و نگفته و (نمی تواند داشته باشد) که در زمره این دوازده خلیفه و یا از افراد اهل بیت به این معنای اصطلاحی است.

طبقه بندی آیات درباره اهل بیت علیهم السلام و تنقیح موضوع :

هدف از این طبقه بندی، تبیین موضوع پژوهش است تا دقیقا مشخص شود مراد از «آیات ولایت» در عنوان کتاب چیست و در چه سطحی (از ظواهر و بطون آیات) مدنظر این پژوهش است. با درنگ در آیات وحی و سیری کوتاه در روایات شان نزول آیات و نیز بررسی احادیث معصومان در تبیین آیات پیرامون اهل بیت، می توان به یک دسته بندی کلی از آیات، در این زمینه دست یافته که به صورت فشرده بدین شرح است:

*اهل بیت در سطح ظواهر آیات

*اهل بیت در سطح بطون آیات

اهل بیت در سطح ظواهر آیات: مراد از ظواهر آیات در اینجا سطح «تنزیلی قرآن» (دربرابر بطون قرآن)، مرتبه ای از معنای قرآن است که هر کس مفهوم عربی کلام و یا در رتبه عمیق تر، مقدمات تفسیر را بر اساس شیوه محاوره عقلایی بداند، مراد خداوند را در آن سطح می فهمد؛ برای نمونه همان روایتی که عبدالله بن سنان از امام صادق پیرامون معنای آیه «ثم لیقضوا تفثهم…»(حج،۲۹) می پرسد و پیش از این در بررسی مبانی تفسیر فریقین ملاحظه کردید، امام
می فرماید: «گرفتن شارب و کوتاه کردن ناخن و همانند آنها» وی با تعجب
می پرسد: ذریح محاربی از شما چنین نقل می کند که فرموده اید: «لیقضوا تفثهم» لقای امام است! امام می فرماید:

«صدق ذریح و صدقت….ان للقران ظاهرا و باطنا و من یحتمل ما یحتمل ذریح؛ ذریح راست می گوید، تو نیز راست می گویی؛ همانا برای قرآن ظاهری و باطنی است؛ چه کسی می تواند آنچه را ذریح (از معانی بطنی قرآن) متحمل می شود، تحمل کند».[۱۶]

بر اساس این روایت، معنای «ثم لیقضوا تفثهم» در سطح ظاهر تنزیلی معنایی است که از مفهوم عربی این کلام به دست می آید و در سطح باطن تاویلی، لقای امام می باشد که راهکار خاص خود را برای رسیدن به این معنا می طلبد.

در این سطح از ظواهر آیات وحی، می توان آیات را به دو گروه کلی تقسیم کرد:

الف)جایگاه اهل بیت : برخی آیات به تبیین جایگاه والای اهل بیت با بیان ویژگی ها، فضائل و مناقب آنان (به طور عام، یا به طور خاص درباره امام علی علیه السلام) پرداخته است. این آیات اعم از آن است که شان نزولی آیه را همراهی کند، مانند آیات سوره انسان یا بدون شان نزول بر این موضوع ناظر باشد؛ مانند آیه شریفه: «ان الله اصطفی ادم و نوحا و ال ابراهیم و ال عمرن علی العلمین» (ال عمران، ۳۳) که در آن مقام، اصطفای اهل بیت را در قالب «ال ابراهیم» نشان داده است.

ب)حقوق اهل بیت: ایاتی که عهده دار بیان حقوق اهل بیت می باشند، گوناگون و متنوع اند که باید در جای خود بحث شوند. برخی از آنان عبارت اند از:

حق مودت: در آیه «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی و من یقترف حسنه نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور» (شوری، ۲۳) در این آیه از اهل بیت با تعبیر «قربی» یاد شده است.

حقوق مالی:از جمله در آیه معروف خمس که فرمود: «و اعلموا انما غنمتم من شی فان الله خمسه، و للرسول و لذی القربی…» (انفال،۴۱). امام رضا علیه السلام در تبیین این حق می فرماید: «خداوند اهل بیت را در کنار خود و رسولش قرار داد و آنچه برای خود پسندید، برای آنان نیز پسندید.» خدای متعال در این آیه نیز آنان را با عنوان «ذی القربی» معرفی نمود، و باز در آیه شریفه «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی…» (حشر، ۷) خداوند اهل بیت را در کتار خود و رسولش قرار داد و برای آنان حقوقی از اموال فیی در نظر گرفت.

حق وراثت کتاب: این حق در آیه شریفه«ثم اورثنا الکتب الذین اصطفینا من عبادنا…» (فاطر، ۳۲) آمده و با تعبیر «الذین اصطفینا» از آنان یاد شده است.[۱۷]

حق مرجعیت علمی: خداوند صلاحیت تام اهل بیت را در تبیین آموزه های دین و رفع شبهات و ..با عنوان «اهل الذکر» نشان داد و فرمود: «…فسیلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون…» (نحل،۴۳) روایات در مصادر فریقین در این باب فراوان و چندین حدیث با سند صحیح در منابع شیعی از این حق پرده برداشته است.[۱۸] آیات و روایات متعددی دیگر نیز این حق را برای اهل بیت ثابت می داند که در گفتار اول از بخش دوم کتاب بررسی تطبیقی مبانی تفسیر فریقین به تفصیل بحث شد.

حق ولایت: این حق همانند حق ولایت رسول مکرم اسلام صل الله علیه و آله، شامل ولایت در قضاوت، هدایت گری، تبیین و تعلیم وحی و مرجعیت دینی، حاکمیت سیاسی و اجتماعی و جز اینهاست که در سطح ظواهر آیات شریفه: «انما ولیکم الله و رسوله، و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم رکعون*و من یتول الله و رسوله، و الذین امنوا فان حزب الله هم الغلبون» (مائده، ۵۵-۵۶) از آن یاد شده و خداوند ولایت آنان را در ردیف ولایت خود و رسولش قرار داده است، و نیز در آیه شریفه اولواالامر که می فرماید: «…اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم…» (نساء، ۵۹)که در آن خداوند، بر اساس تعبیر امام رضا علیه السلام، اهل بیت را با عنوان «اولی الامر» خواند و اطاعت آنان را در ردیف اطاعت رسولش قرار داد و آنچه را از اطاعت خود و رسولش پسندید، برای آنان نیز پسندید و از اطاعت مطلق آنان پرده برداشت.[۱۹]

آنچه مدنظر ما در این پژوهش است، بررسی تطبیقی «حق ولایت اهل بیت، و ابعاد آن، از دیدگاه فریقین در سطح ظواهر آیات» است.

اهل بیت در این سطح، بنا به دلالت آیات قرآن، از حق ولایت برخوردارند. آنان دارای اوصاف ویژه متناسب با این مقام و رتبه اند که از آن با عنوان «اوصاف امامت» (امامت نور در برابر امامت نار) یاد می شود. از جمله این اوصاف عبارت است از: «نصب»؛ یعنی جز به نصب حق تعالی یا به نصب فردی معصوم با اذن خدا، چنین ولایتی برای هیچ کس روا نیست و نصب شرعی نخواهد داشت. «عصمت»؛ یعنی انسان های موحد ناب در تمام ابعاد توحید نظری و عبادی و در تمام شوون زندگی. و «برتری مقام امامت از نبوت»؛ این برتری در اندیشه شیعه، با الهام از تعالیم قرآن و اهل بیت، صورت پذیرفته است. این معارف در بررسی تفسیر آیه ابتلی (بقره، ۱۲۴) به خوبی آشکار می شود.

بر اساس آنچه گفته شد، شاکله اصلی این کتاب بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت(آِیات۵۵ و ۵۶ سوره مائده)، آِیه اولواالامر (نساء، ۵۶)، آیه تبلیغ یا عصمت (مائده، ۵۷)، ایه اکمال (مائده،۳) خواهد بود و همه این آیات در باب ولایت امام علی علیه السلام به طور خاص و سایر اهل بیت علیهم السلام به طور عام قرار دارند. البته ایات ولایت از نگاه اندیشمندان شیعی به این تعداد محدود نیست؛ برای مثال، علامه حلی به آیات: «…لکل قوم هاد» (رعد، ۷)، «…و کونوا مع الصدقین» (توبه،۱۱۹) و …برای ولایت امام علی و سایر اهل بیت تمسک جسته است، بلکه قرآن پژوهان و متکلمان شیعی به آیاتی که درباره بیان اوصاف، فضائل و مناقب اهل بیت می باشد، به صورت شاهد(یا حتی دلیل) برای حقوق اهل بیت به ویژه حق ولایت آنان نیز استناد کرده اند که در اینجا به دلیل حجم گسترده بحث، از بررسی تفصیلی مفاد آنها چشم پوشیده ایم و به ذکر نمونه ای بسنده می کنیم: مرحوم علامه حلی در کتاب منهاج الکرامه فی الامامه که برای بخشی از استدلال خود بر امامت امام علی علیه السلام به ذکر فضائل امام و مطاعن دیگران بسنده کرده، می نویسد:

امامیه چون فضائل و کمالات امام علی را که مخالف و موافق هر دو نقل کرده اند، بیش از حد احصا کردند و مطاعن فراوان در کتاب های اهل تسنن برای دیگران دیدند، قول امام علی را پسندیدند و وی را برای خود امام قرار دادند…ما در اینجا تنها به اندکی از ذکر فضائل امام علی و مطاعن دیگران بسنده خواهیم کرد تا حجتی برای آنان در روز جزا باشد.[۲۰]

این شیوه از استدلال در بیان امامیه با ضمیمه حکم عقلی «قبح تقدم مفضول بر فاضل» صورت پذیرفته است.

اهل بیت در سطح بطونی آیات:

مراد از بطون آیات دراینجا معنای لغوی آن است یعنی معنای بطون و پوشیده از آیات که مراد خداست، ولی درنظر بدوی از مفهوم بسیط از کلام عربی قران و یا پس از پرده برداری از سطوح ظاهری آیات قران که به آن تفسیر اصطلاحی می گویند به دست نمی آید. به نظر می رسد بطن قران در نصوص روایی شیعه –همانگونه که درگفتار سوم کتاب اول ملاحظه کردید به همین معنای گسترده است. ازمعنای پنهانی دومراتب گرفته که از سنخ معنا و مفهوم است تا معارفی از سنخ وجود که هنوز تاویل آنها نیامده و در خارج به صورت عینی تحقق نیافته است و یا تاویلی پنهان که همراه با معنای ظاهری آیه مراد خدای تعالی است و بالاخره تاویلی که باتجرید خصوصیات نزول و تعمیم آن بر موارد مشابه صورت گرفته است. اگر در روایات،بطن قران تاویل نامیده شده، تاویل دراینجا به معنای مطلق ما یوول الیه الکلام، هر آنچه کلام به سوی آن می گردد می باشد (یعنی آنچه کلام به آن ناظر است اعم از مصداق عینی یا مفهوم ذهنی) که شامل همه موارد فوق میشود و اختصاص آن به یک معنا مانند تجرید آیه ازخصوصیات و تعمیم آن به موارد مشابه، دلیل میخواهد.

اگر معنای بطونی آیات به خوبی تبیین شوند،راه را برای درک احادیثی که درمنابع فریقین آمده و حکایت از حجم عظیمی ازآیات قرآن درباره اهل بیت دارد (مانند احادیثی که میگوید«ثلث یا ربع قران درباره اهل بیت است»[۲۱] هموار میکند)

فضائل و مناقب اهل بیت، حقوق و شوون ولایی آنان در این سطح از بتون آیات مدنظر این پژوهش نیست.

سیری کوتاه در پیشینه پژوهش :

کتاب ها و رساله هایی که درموضوع امامت نگاشته شده به نحوی با موضوع این پژوهش مرتبط اند.شمار این تالیفات بسیار زیادند. کتاب دائره المعارف تشیع ذیل عنوان الامامه می نویسد:

شمار آنچه تحت این عنوان ازمولفات شیعی به شیوه کلامی نگارش شده، بیش از ۱۲۰ تاب یا رساله است.[۲۲]

سپس ۱۱۰ عنوان از آنها را با ذکر اسامی نویسندگان به ترتیب تاریخی آورده است بنا به عقیده این کتاب،نخستین کسی که دراین باب قلم زده عیسی بن روضه تابعی، وابسته بنی هاشم وحاجب یاصاحب خلیفه منصور عباسی( د.۱۵۸ ق) است که نخستین مولف درکلام می باشد. منابعی که در این زمینه نگاشته شده رامیتوان به چنددسته کلی تقسیم کرد.

الف)منابع کلامی: دراین قلمرو، نویسندگانی نامدار به چشم می خورند که برخی ازآنان از اجلای اصحاب ائمه طاهرین وبزرگان ادب، دانش و مفاخر امامیه اند. مانند خلیل بن احمد فراهیدی( د. ۱۷۰ق) یونس بن عبدالرحمن(د۲۰۸ق) محمد بن ابوعمیر (د.۲۱۷ ق) خاندان نوبختیان ( که در علم کلام شهره اند) محمد بن یقطین از اصحاب امام جواد(ع) ابوجعفر محمد بن علی بن نعمان بجلی کوفی ملقب به مومن الطاق، ابومحمد فضل بن شاذان نیشابوری (د.۲۶۰ ق)، ابوالعباس عبدالله بن جعفر حمیری قمی مولف کتاب قرب الاستاد، ابوعبدالله سعد بن عبدالله اشعری قمی (د. ۲۹۹ یا ۳۱۰ ق) صدوق اول، ابوالحسن علی بن الحسین بن بابویه قمی (د.۳۲۹) که نجاشی کتاب اورا با عنوان الامامه و التبصره من الحیره یاد کرده است. شیخ صدوق ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی (د.۲۸۱ق)،شیخ مفید ابوعبدالله محمد بن محمد نعمان (د.۴۱۳ق) خواجه طوسی (د.۶۷۲ق) با عنوان الامامه وبیان شرایطها شیخ کمال الدین میثم بن علی بحرانی (د.۶۷۹ق)،شیخ زین الدین ابومحمد علی بن محمد عاملی بیاضی نباطی(د.۸۷۷ق) صاحب الصراط المستقیم و.. تا آنکه به عصر صفوی میرسیم. دراین عصر، پژوهش ها وتالیف ها در باب امامت و ولایت همانند سایر مسائل رونق بیشتری میگیرد و گسترده تر می شود.در دو قرن اخیر نیز این بحث کامل تر وپربارتر وگسترده تر شده و به ویژه در عرصه نقد، آثار قابل توجهی نمایان می گردد. مانند کتاب الامامه نوشته مرحوم وحید بهبهانی (د. ۱۲۰۶ ق)، کتاب ضربه الحیدریه تالیف سید محمد بن دلدار نقوی لکهنوی (د. ۱۲۸۴ق) که رد بر مبحث امامت از کتاب التحفه الاثنی عشریه است همچنین نویسندگانی مانند میرزا حبیب الله رشتی نجفی (د.۱۳۱۲ق) که کتابی استدلالی در این باره با نام الامامه نگاشته است.حاج آقا میر قزوینی که عنوان اثرش الامامه الکبری والخلافه العظمی است و با تعلیقات سید مرتضی قزوینی به چاپ رسیده است.شیخ محمد مهدی آصفی که کتابش الامامه فی التشریع الاسلامی نامبردار است.

دراین فهرست باید از دو کتاب گران سنگ و پر بها الشافی فی الامامه از علم الهدی شریف مرتضی( د.۴۳۸) وتلخیص الشافی از شیخ الطائفه طوسی( د.۴۶۰) که درواقع بازخوانی الشافی است، یاد کرد وکتاب های کلامی را نیز بر آنها افزود. متکلمان شیعی از ایات وروایات دراین زمینه الهام گرفته وبا مقدمات برهانی وجدلی این بحث را مانند سایر مباحث کلامی، سامان داده اند.

ب)منابع روایی:دسته دوم از منابع دراین زمینه کتابهایی است که به جمع آوری روایات درباره آیات ناظر به اهل بیت پرداخته اند. اهتمام این نوع منابع به گردآوری تمام شواهد از کتاب خداست که به نحوی به معرفی فضائل ومناقب اهل بیت (ع) و حقوق و موقعیت آنان اشاره دارد ازجمله آنها، کتابهایی است که به بیان شان نزول ها و یا تبیین های نبی اکرم(ص) وخوداهل بیت درباره آیات وحی پرداخته است.از این نمونه میتوان به جز کتابهای مناقب که عرصه ویژه با کمیتی قابل توجه در این باره اند، از شواهد التنزیل نوشته حاکم عبیدالله حسکانی حنفی( د. حدود ۴۷۰ ق)،تاویل الایات الظاهره تالیف السید شرف الدین استرآبادی (از دانشمندان قرن دهم) ومراه الانوار نگاشته فتونی عاملی( د. قرن دوازدهم )، اللوامع النورانیه فی اسما علی (ع) واهل بیته القرانیه نوشته سید هاشم بحرانی (د. ۱۱۰۹ق) و اخیرا اهل بیت فی القران الکریم تالیف علی جلالیان[۲۳] و اهل بیت فی الکتاب والسنه نوشته محمد ری شهری یاد کرد. محقق ارجمند تفسیر الحبری- ابوعبدالله الکوفی الحسین بن الحکم –د۲۸۶ق –در مقدمه عالمانه خود ۶۵ کتاب دراین باره نام برده وتاکید میکند قصد تتبع کامل را نداشته است.[۲۴]

در کتاب تبویب الذریعه نیز به پاره ای از این منابع[۲۵] (مانند آیات الئمه از لاریجانی،الایات النازله فی فضائل العتره الطاهره اثر شیخ تقی الدین عبدالله الحلبی و …) بر میخوریم. این کتاب ها غیر از تفاسیر جامع ماثور مانند الدرالمنثور جلال الدین سیوطی (د. ۹۱۰ق) والبرهان فی تفسیر القرآن سید هاشم بحرانی ( د. ۱۱۰۹ق) یا کتابهای اسباب النزول مانند اسباب النزول واحدی نیشابوری، لباب النقول جلال الدین سیوطی و به طور مشخص تر کتاب رجال انزل فیهم قرانا اثر عبدالرحمن عمیره می باشد که به تناسب آیات، به ذکر روایات در اسباب النزول پرداخته و روایات را ارزش گذاری کرده است. درهمان مقدمه تفسیر الحبری فهرست ۲۹ کتاب درباب اسباب النزول را مشاهده میکنیم.[۲۶]ناگفته پیداست پژوهشگر در استفاده از این منابع باید درجه اعتبار این کتابها و میزان استحکام روایات درآنها را در نظر گیرد.

ج)کتاب های جامع: اندیشمندان ولایت مدار شیعی در باب امامت پژوهی، کتاب های جامعی نیز رقم زده اند مانند مناقب آل ابی طالب نوشته محمد بن علی بن شهر آشوب (د. ۵۸۸ ق)، کشف الغمه فی معرفه الائمه تالیف علی بن عیسی اربلی(د.۶۹۲ق) احقاق الحق وازهاق الباطل اثر قاضی سیدنورالله شوشتری (د.۱۰۱۹ق) اثبات الهداه بالنصوص والمعجزات اثرشیخ محمد حسن حر عاملی (د.۱۱۰۴ق) مدینه معاجز الائمه نوشته از سید هاشم بحرانی (د.۱۱۰۷ق)،عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار از سید حامد حسین الکهنوی (د.۱۳۰۶)، الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب تالیف شیخ عبدالحسین احمدالامینی (د.۱۳۹۰ق)

د)کتاب های انتقادی: پاره ای از نگاشته ها در این زمینه انتقادی است وتناسب بیشتری با موضوع پژوهش مادارد از این نظر که در تفسیر آیات ولایت، ناظر به دیدگاه های مخالف نیز هست. این نگاشته ها را میتوان به دوصورت متفرق و مدون تقسیم کرد.پژوهش های متفرق در تفاسیر غیر ماثور فریقین در ذیل آیات ولایت مطرح شده اند ،به ویژه در تفسیر مفاتیح الغیب فخر رازی، روح المعانی آلوسی و المیزان علامه طباطبایی که به نقد و نظر دراین باره توجهی خاص مبذول داشته اند.

برخی آثار مدون دراین زمینه نیز عبارتند از : کتاب های پربهای علامه حلی( د.۷۲۸ق) در باب امامت همانند الالفین و نهج الحق که درآن به۸۴ آیه از قران در امر ولایت اهل بیت مورداستناد قرار گرفته است و یا کتاب منهاج الکرامه فی الامامه و نقدآن توسط ابن تیمیه حرانی (د. ۷۲۸ق) به نام منهاج السنه النبویه و به طور کلی کتاب هایی که ازناحیه دوطرف برای نقادی دیدگاه طرف مقابل نگاشته شده است. مانند کتاب پرارج النقض نصیرالدین عبدالجلیل قزوینی (ق۶ه) که کارایی بیشتری در تفسیر تطبیقی از آیات ولایت خواهند داشت از نگاشته های معاصرنیز غیر ازالغدیر علامه امینی که از آن نام بردیم، باید ازکتاب دلائل الصدق مرحوم محمد حسین مظفر وکتاب پر آوازه وگران سنگ المراجعات سید شرف الدین عاملی (د.۱۳۷۷ق) که در آن به ۵۴ آیه دراین زمینه استناد شده و کتاب الامامه واهل البیت شهید سید محمد باقر حکیم ومعرفه اهل البیت فی ضو الکتاب و السنه از السید راضی الحسینی نام برد.

به هر صورت، درمنابع فهرست شناسی مانندمعجم  ما کتب عن الرسول و اهل البیت (جلد ۹ و ۱۰) از عبدالجبار الرفاعی، کتاب شناخت اهل البیت مجمع جهانی اهل بیت،معجم التراث الکلامی موسسه امام صادق(ع) ( که تنها در واژه امام بالغ بر ۳۵۰ منبع معرفی کرده است) و بالاخره به منابع بسیار فراوان دیگر در این باره بر میخوریم .لوح فشرده نورالولایه نیز که در آن متن کامل ۱۲۶جلد ازمنابع مهم در زمینه امامت و ولایت گردآمده، راه گشاست.

با این پیشینه کهن و پربار در بحث ولایت وامامت، باز هم به نظر می رسد جای بررسی تفسیر آیات ولایت به صورت مقارن مشهود است تفسیری که درآن بر اساس طبقه بندی دیدگاه ها، نقاط اشتراک و افتراق فریقین کشف گردد از صحت و سقم دلایل طرفین پرده بردارد و در پرتو آن شبهات را پاسخ گوید و سرانجام، راهکارهای برون رفت از اختلاف ها واتهام ها رانمایان سازد. به آن امید که این شیوه در بررسی تفسیر ایات ولایت اهل بیت(ع)بر غنای بحث( ژرف وگسترده) امامت بیفزاید و زوایای بیشتری از آموزه امامت رانمایان سازد.

حکمت عدم تصریح نام ائمه در قرآن :

چرا نام ائمه اهل بیت و مقام پیشوایی و امامت آنان در قران به طور صریح نیامده است؟

پیشینه این پرسش به عصر ائمه معصومین می رسد ونصوص روایی بر جای مانده در مصادر فریقین شاهد آن است که برخی از آن ها را خواهید دید، در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه مطرح است:

دیدگاه افراطی:دراین دیدگاه گفته میشود نام اهل بیت ومقام پیشوایی آنان در قران به طور صریح بوده، لیکن پس از وفات پیامبر خدا(ص) ودر عصر جمع آوری قران وتدوین آن،قرآن تحریف گشت و نام اهل بیت از قرآن ساقط شد. این دیدگاه درمیان فریقین طرفدارانی بسیار اندک دارد استناد این افراد چیزی جز روایات نیست،روایاتی که از نظر سند و دلالت مخدوش و بسیاری از مصادر آنها بی اعتبارند.از این طیف میتوان به این شنبوذ بغدادی (محمد بن احمد المقری م.۳۲۸ق) ازاهل سنت اشاره کرد.وی برای نمونه آیه شریفه: ولقدنصرکم الله ببدر وانتم اذله (آل عمران،۱۲۳) را چنین قرائت می کرده است. و لقد نصرکم اللهببدر –بسیف علی و انتم اذله[۲۷] این نبوذ تاویل آیه و موردنزول آن را با تنزیل آیه خلط کرده بدون آنکه بر این توهم خود دلیلی اقامه کند و یا مانند محدث نوری(م. ۱۳۲۰ق) از شیعه که گفته شده انگیزه وی در تدوین کتاب فصل الخطاب اثبات همین مدعاست که نام اهل بیت در قران بوده و سپس به تحریف ساقط شده است.

وی در دلیل نهم خود می گوید: نام اوصیای خاتم پیامبران ودختر ایشان حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها و برخی از صفات و ویژگی آنان در تمام کتاب های آسمانی گذشته بوده است. پس بایدنام آنان در قرآن نیزکه بر کتابهای پیشین سیطره دارد و کتاب جاودانه است وجود داشته باشد.[۲۸]

در واقع محدث نوری با این قول ناخواسته با خود قران مخالفت میکند زیرا اگر قران سمت سیطره بر کتاب های آسمانی پیشین را دارد،همان گونه که فرموده: وانزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب ومهیمنا علیه (مائده،۴۸) وما این کتاب قران را که سراسر حق است بر تو فرود آوردیم، درحالی که حقانیت کتابهای آسمانی پیش از خود راتایید می کند و بر آنها سیطره و نگهبانی دارد. بنابراین باید قرآن معیار صحت و سقم محتوای کتابهای پیشین باشد وتکلیف آنها را تعیین کند، اما محدث نوری معیار صحت و سقم آیات قران را کتاب های آسمانی قبل می داند و تکلیف قرآن را باآنها روشن میکند و در پی آن، باحکم به تحریف قرآن، می گوید: نام ائمه از قرآن ساقط شده است. محدث نوری دراین باره دلیل های دیگری، بنا به گمان خودش،آورده است که از دیدگاه محققان همه آنها ازنظر سند و دلالت مخدوش اند.[۲۹]

دیدگاه تفریطی : در این دیدگاه گفته میشود نه تنها نام اهل بیت درقران نیامده،بلکه هرگز مقام پیشوایی وامامت آنان به طور مطلق مطرح نشده است و هر آیه ای که درباره اهل بیت به طور عام و یا امام علی(ع) به طور خاص نازل شده باشد، تنها بیان کننده فضائل ومناقب آنهاست، نه آنکه خداوند از امامت آنان سختی گفته باشد این دیدگاه جمهور اهل تسنن است.ضعف این دیدگاه در بررسی تطبیقی آیات ولایت اهل بیت آشکار خواهد شد.

دیدگاه معتدل: این،دیدگاه جمهور متکلمان، مفسران و محدثان شیعه است آنان بر این باورند که هر چندنام اهل بیت به طور صریح در قران نیامده است لیکن خداوند آیاتی متعدد درباره پیشوایی اهل بیت به طور خاص( به وِیژه امام علی(ع) ومناقب آنان به طور عام نازل کرده و پیامبر خدا (ص) که مبین ومعلم آیات خداست، آنها را به طور صریح و روشن برای امت بیان کرده است، به گونه ای که اگر جهالتها و عنادها رخت بربندد، برای همگان آشکار خواهد شد.[۳۰] ودر پی آن تبیینی معقول از برخی احادیث به دست خواهد داد که میگوید: اگر قران را همان گونه که نازل شده، بخوانند ما را بانام می یابند.[۳۱]

درمنابع فریقین روایاتی است که دلالت برحجم عظیمی از آیات قران درباره اهل بیت (ع) دارد مانند این حدیث که از امام باقر(ع) ودیگر معصومان (ع) نقل شده است:

(آیات) قران به چهار گروه نازل شده است یک چهارم آن درباره ما و یک چهارم درباره دشمنان ما و … [۳۲]

احادیثی دیگر به این مضمون در مصادر فریقین فراوان اند.مانند احادیثی که به نقل از ابن عباس میگوید: درباره هیچ کس به اندازه امام علی ایه نازل نشده است.[۳۳]نیز حدیثی دیگر به نقل از ابن عباس که میگوید« خداوند خطاب «یا ایها الذین آمنوا» در قرآن را نازل نکرد جز آنکه علی (ع)پیشگام در این خطاب است. خداوند یاران پیامبر را درمواردی متعدد مورد عتاب قرار داد، اما از علی (ع) جز خیر وخوبی یاد نکرده است.[۳۴]

در این میان احادیثی دیگر نیز وجوددارد که از این مقوله درتمام کتابهای آسمانی حکایت می کند مانند این حدیث از امام کاظم(ع) که می فرماید: ولایت علی بنابی طالب درتمام کتابهای دنیا آمده است وخداوند هیچ پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه بر نبوت حضرت محمد(ص) و ولایت علی-وصی – او (قرار گرفت)[۳۵]

تفسیر پیامبر خدا (ص) و دیگر معصومان از آیاتی که درباره اهل بیت نازل شده این دیدگاه را تایید میکند،برای نمونه مرحوم کلینی با سند صحیح از ابوبصیرچنین نقل میکند:

از امام صادق(ع) درباره آیه اطیعوالله واطیعوالرسول و اولی الامر منکم پرسیدم، فرمود:ایه درباره علی وحسن وحسین نازل شده و مراداز اولی الامر آنان اند. گفتم: مردم میگویند چرا نام امام علی واهل بیت او درکتاب خدا نیامده است؟ فرمود: به آنان بگویید (کلیات ) نماز بر رسول خدا(ص) نازل شده ولی تعداد سه یاچهار رکعت آن نامیده نشده است و رسول خدا (ص) آن را برای مردم تفسیر کردند…( به همین گونه کلیات ولایت به طور عام در قران نازل شد و پیامبر اکرم آن را تبیین کردند)[۳۶]

در حدیثی دیگر با سند صحیح از امام باقر(ع) چنین نقل شده است:

فامر الله محمد(ص) ان یفسر لهم الولایه کما فسر لهم الصلاه و الزکاه والصوم

خداوند به حضرت محمد(ص) فرمان داد، ولایت (امام علی) رابرای آنان تفسیر کند، همانگونه که احکام نماز و زکات و روزه و حج را تفسیر میکند….[۳۷]

ابن طاووس ضمن نقل این نمونه از احادیث از کتاب تفسیر ابوالعباس بن عقده (که هم اکنون مفقود است) مضمون این حدیث را آورده و میگوید:

وی با سندهای متعدد آن را نقل کرده است.[۳۸]

درمصادر اهل سنت نیز از این نمونه احادیث (که درآن تبیین ولایت به عهده رسول خدا(ص) نهاده شده است) به چشم میخورد.[۳۹]به زودی روایات متعدد فریقین را در این باره در بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت،خواهید دید.

پاسخ امام صادق(ع) به ابابصیر درآن روایت بر اساس جدال احسن است یعنی آنچه مورد قبول خصم می باشد، مقدمه برای احتجاج علیه او به کار رفته است زیرا آنان پذیرفته اند که کلیات نماز و سایر احکام در قران آمده ولی شرح وتبیین جزییات، شروط و قیود آنها به عهده پیامبر خداست درباره نام ائمه و ولایت آنان نیز به همین شکل است اگر راوی پرسش خود را ادامه میداد و از امام می پرسید: چرا خداوند این تبیین را به عهده پیامبرش گذاشته است؟ شایدپاسخ امام به گونه ای دیگر، غیر از شکل جدال احسن مطرح می شد.

[۱] -ر. ک .ابراهیم انیس ،المعجم الوسیط.ص۳۱

[۲] -ابن سیده،المحکم، ج۴،ص۲۵۶

[۳] -فراهیدی، العین،ج۴، ص۸۹، ابن منظور، لسان العرب،ج۱،ص۲۵۳

[۴] -قیومی،المصباح المیر، ص۳۳

[۵] -راغب، مفردات الفاظ قران، ص۲۵

[۶] -بابایی،مکاتب تفسیری، ج۱، ص۶۷-۶۸

[۷] -کلینی،الکافی،کتاب الحجه، ج۱، ص ۴۰۱-ح ۳، مزی، تهذیب الکمال،ص۲۵۱، رقم ۲۴۳۸

[۸] -از مصادر اهل سنت ر.ک سنن الترمذی ، ج ۵،ص ۶۲۲، ح۱۵۵۳ و ص۶۳۰، ح ۱۵۵۸، ابن حنبل،مسند،ج۱۷،ص ۱۶۱، ح۱۱۱۰۴، طبرانی،المعجم الکبیر، ج۳، ص۶۵-۶۷ ،ج ۲۶۷۸، ۲۶۸۰، ۲۶۸۱، و ج۵ ،ص۱۶۶-ح ۴۹۷۱ ابن حمید،مسند،ص ۱۰۷-۱۰۸ ح۲۴۰، درکتاب کتاب الله و اهل البیت فی حدیث الثقلین من مصادر اهل السنه تا حدودی این حدیث را استقصا کرده اند.از مصادر شیعه نیز ر. ک صدوق کمال الدین، ج ۱، ص۲۳۴،باب ۲۲،ح ۴۴-۶۴ محمودی،ترتیب الامالی،ج۳، ص۱۵۸، ح۱۲۱۰، و ص۱۶۰-۱۶۲ح ۱۲۱۳-۱۲۱۵ و…

ازمصادر زیدیه نیز ر. ک .ابن شجری،الامالی الخمیسیه، ج۱،ص۱۵۵، الکوفی،مناقب، ص۱۱۲، ح۶۱۶، ص۱۱۶، ح۶۱۸، ص ۱۳۵، ح ۶۳۳، ص ۱۷۰، ح۶۶۳، ، ص ۳۱۳، ح ۷۹۹، ص ۴۳۵-۴۳۶، ح۹۲۸-۹۲۹و ص۴۴۹-۴۵۰، ح۹۴۸-۹۴۹

برخی منابعی که حدیث ثقلین را ازمصادر گوناگون گرد آورده اند عبارتند از بحرانی، البرهان، ج۱، ص۹-۱۵ راضی، الهوامش التحقیقیه،(ملحق به کتاب المراجعات) ص ۳۲۷، تستری،احقاق الحق، ج۹،ص۳۰۹-۳۷۷،هندی، عبقات الانوار، ج۱، ص۱۷-۳۲۸ و ج۲،ص۱۰-۳۹۲درکتاب اول در بحث حجیت سیره اهل بیت در تفسیر پیرامون اسناد ومقاد این حدیث به تفصیل سخن گفتیم.

[۹] -حدیث کشتی نوح یا حدیث سفینه ( که درآن،پیامبر خدا(ص) اهل بیت خود را همانند کشتی نوح میدانند که هر کس سوار شود نجات می یابد وهرکس تخلف کند غرق میشود) باطرق گوناگون درمصادر فریقین نقل شده و برخی اساتید آن صحیح می باشد. ر. ک حاکم نیشابوری ،مستدرک، ج ۲، ص۳۴۳، و ج ۳،ص۱۵۰-۱۵۱ هندی،کنزالعمال، ج ۲،ص ۴۳۲و ح ۴۴۲۹٫ابن مغازلی ، مناقب ص۱۳۲-۱۳۴، ح ۱۷۳-۱۷۷ وی با پنج طریق این حدیث را نقل کرده است.شهرستانی ، مفاتیح الاسرار، ص۱۹۹، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص۱۸۴ و ۲۳۴، حموثی،فرائد السمطین،ج۲، ص۲۴۳، ح ۵۱۷ و ص۲۴۶ ح ۵۱۹، طبرانی ،المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۹، و ج ۲،ص۲۲، ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیا، ج۴، ۳۰۶ و…از مصادر شیعه نیز رک .حر عاملی اثبات الهداه ج۱، ص۵۵۲، ح۳۸۳ و ۳۸۵

[۱۰] -صحیح مسلم، ج۴، ص ۱۸۷۱، ح ۲۴۰۴، سنن الترمذی،ج۵،ص۲۲۵ وح ۲۹۹۹، و ج ۵ ، ص ۶۳۸، ح ۳۷۲۴، حاکم نیشابوری،مستدرک، ج ۳ ، ص۱۵۰، طوسی، امالی، ص۵۶۴ و ح۱۱۷۴ و …

[۱۱] -ر. ک: حاکم نیشابوری،مستدرک، ج۲، ص ۴۴۸، ج ۳، ص ۱۴۹ و ۴۵۷،هیتمی،الصواعق المحرقه، ص۱۹۱ و ۱۴۰ طبری،ذخائرالعقبی، ص ۱۷، قندوزی، ینابیع الموده،ص۱۹-۲۱ و ۱۸۸-۱۸۸ حموثی،فرائد السمطین، ج۱، ص۴۵ و ج۲،ص ۲۵۲ ،ح۵۲۲

[۱۲] -صحیح بخاری، ج۳،ص۱۲۳۳، ح ۳۱۹۰ و ج ۴،ص ۱۸۰۲،ح ۱۵۹، صحیح مسلم، ج۱،ص ۳۰۵، ح ۴۰۶، درباره مصادر حدیث صلوات ،رک زمانی ،محمد حسن، کیفیت صلوات ازنگاه فریقین، ص ۳۴-۳۷

[۱۳] -ر.ک. صحیح مسلم،ج۳، ص۱۴۵۳، ح ۷ و ۸،سنن الترمذی،ج۴،ص۵۰۱، ح ۲۲۲۳، ابن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، ج ۷،ص۴۱۲، ح ۲۰۸۸۲، و..درباره اساتید، مصادر فریقین و معنای این حدیث،ر. ک .اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۱۱۳-۱۳۰ آل محسن، مسائل الخلاقیه، والرای الحق فیه، ص۹-۴۳

[۱۴] -صدوق، معانی الاخببار، باب معنی الثقلین و العتره ص ۹۰-۹۱ ح۴(سند این حدیث صحیح است) و ح ۵ و باب معنی الان والعتره والامه ص ۹۳-۹۵حموئی فرائد السمطین، ج۱،ص۳۱۲-۳۱۸،ح۲۵۰ ،ابن عقده،کتاب الولایه، ص۲۰۲ و …

[۱۵] -دراین باره.ر.ک ری شهری  ،اهل البیت فی الکتاب و السنه، باب معنی اهل بیت ص ۲۷-۸۰ ،وی این روایت را از مصادر گوناگون فریقین نقل کرده است.

[۱۶] ۱-کلینی ،الکافی،ج۴،ص۵۴۹، کتاب الحج،ح ۴

[۱۷] -همان، ج ۱، کتاب الحجه، ص۲۳۶- ح۷، صدوق ،عیون الاخبار الرضا،ج۱، ص ۲۲۸-۲۲۹

[۱۸] -ر.ک. همان،ص ۲۱۰-۲۱۲، حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱،ص ۴۲۲-۴۳۷ و …

[۱۹] -صدوق،عیون الاخبارالرضا، ج۱، ص۲۲۸-۲۲۹

[۲۰] -حلی،منهاج الکرامه،ص۸۴-۱۱۱

[۲۱] -ر.ک کلینی، الکافی، کتاب فضل القرآن، باب النوادر، ج۲، ص۶۲۷،ج۲و۴:عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱ص۸۴-۸۵ ج۲۵و ۳۱و صدوق ، علل الشرایع، ص ۶۴-۶۵حسکانی، شواهد التنزیل،ج ۱، ص۵۶-۵۷ ج۵۷-۶۰ ابن مغازلی، مناقب،ص ۳۲۸، ج۳۷۵،نهج البلاغه، خطبه ۸۷ و ۱۵۴٫علامه مجلسی در جلد ۲۳ و ۲۴ بحارالانوار در ۶۷ باب ۱۵۰۷ روایاتی دربیان آیات مربوط به فضائل اهل بیت (ع ) و شیعیانشان و قدح دشمنان آنان آورده که بخش عمده آنها به نحو تاویل ، بیان معنای باطنی آیات میباشد.

[۲۲] -دائره المعارف تشیع،ج ۱، ص۳۸۴

[۲۳] -دو جلد از این کتاب تا پایان سوره بقره را به خود اختصاص داده است.

[۲۴] -ر. ک جلالی. مقدمه تفسیر الحبری، ص۱۵۲

[۲۵] -ر. ک : دیباجی، تبویب الذریعه، ص۸۰-۸۱

[۲۶] -جلالی، مقدمه تفسیر الحبری، ص۱۳۲-۱۳۸

[۲۷] -ر. ک. قرطبی. الجامع الاحکام القران،ج ۱، ص۸۰، خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد، ج ۱،ص ۲۸۰،رقم ۱۲۲و مقدسی، المرشد الوجیز، ص۱۸۷

[۲۸] -ر. ک . نوری، فصل الخطاب، ص۱۸۳

[۲۹] -برای توضیح بیشتر ر. ک نجارزادگان(محمدی)سلامه القران،من التحریف ص۷۹-۸۴ و نیز ر. ک مبحث فصل الخطاب ونقاط مهمه ص ۹۳-۱۲۵ از همان کتاب

[۳۰] -دیدگاه این گروه بر سه پایه اصلی استوار است.

ی)تحریف ناپذیری قران دو)علاج معقول از احادیث تحریف نما سه)تفسیر قران بر اساس قراین درونی ایات و تمسک به قول معصومان

[۳۱] -تفسیر العیاشی، ج۱،ص۱۳،ج۴

[۳۲] کلینی،الکافی،ج۲، ص ۶۲۸و نیز ر. ک تفسیرالعیاشی، ج۱،ص۸۴، ح ۲۵، ابن مغازلی شافعی، مناقب،ص ۳۲۸، ح۳۷۵، ابن طاووس،بنا مقاله الفاطمیه فی نقض الرساله العثمانیه،به نقل از کتاب ما نزل من القران فی علی از ابونعیم اصفهانی، و ابوالفرج اصفهانی، (م. ۳۵۶ق) ونیز قندوزی، ینابیع الموده، ص۱۲۶، ابن همام ، حبیب السیر، ج۲، ص ۱۳(به نقل از ابن مردویه) حسکانی، شواهد التنزیل،ج۱،ص۵۶-۵۷،ح ۵۷-۶۰ (ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد حسکانی قرشی نیشابوری از محدثان بزرگ حنفی در قرن پنجم است. ذهبی در سیر اعلام النبلا درباره وی مینویسد: الامام المحدث البارع، وی پیشوا و محدث و سرامددیگران است.سیر اعلام ، ج ۱۸، ص ۲۶۸، رقم ۱۳۶) وی درکتاب تذکره الحفاظ ازاو چنین یاد میکند شیح متقن ذو عنایه تامه بعلم الحدیث، استاد استوارکار که عنایتی تمام به دانش حدیث دارد (تذکره الحفاظ، ج۳،ص ۱۲۰۰، رقم ۱۰۳۲) و نیز. ر.ک سودونی،تاج التراجم، ص۲۰۲، رقم ۱۵۷)ابن مردویه،مناقب، ص۲۱۸، ح۳۰۲٫

[۳۳] -ر. ک : ابن مردویه، مناقب،ص ۲۱۸، ابن حچر، الصواعق المحرقه، ص۱۲۷، ابن عساکر،ترجمه الامام علی بن ابی طالب من تاریخ دمشق، ج ۲۷، ص۴۲۸، ح ۹۳۵-۹۴۰، ابن عساکر با پنج طریق این حدیث را از ابن عباس نقل کرده است.

[۳۴] -ر.ک. ابن مردویه،مناقب، ص ۲۱۹، ح ۳۰۵، ابن عساکر، ترجمه الامام علی من تاریخ دمشق، ج ۲، ص۴۳۰، ح ۹۳۹، طبرانی،المعجم الکبیر، ج۱۱، ح ۱۱۶۸۷،کوفی،مناقب الامام امیرالمومنین، ج ۱، ح۶۷-و۸۱،حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱،ص۵۳، ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیا،ج۱،ص۶۴، خوارزمی، مناقب، ص ۱۷۹و …

[۳۵] -ر.ک. کلینی،الکافی، ج۱،ص۴۳۷،رقم ۶،حسکانی، شواهدالتنزیل،ج۲،ص۲۲۲، حاکم نیشابوری، معرفه علوم الحدیث،نوع ۲۴، ص۹۶، ابن عساکر،ترجمه الامام علی بن ابی طالب من تاریخ دمشق،ج۲،ص۹۷، ح۶۰۲، خوارزمی، مناقب،فصل ۱۹،ص۲۲۱، ثعلبی، الکشف والبیان، ج۸،ص۳۳۸

[۳۶] -کلینی،الکافی، ج۱،ص۲۸۶-۲۸۷، ح۱و نیز ر. ک .تفسیر العیاشی، ج۱، ص ۴۰۸، ح۱۰۱۲، و ص ۴۱۰، ح ۱۰۱۳، حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱،ص ۱۹۱، ح ۲۰۳، حموئی، فرائد السمطین،ج۱،ص۳۱۷، ابن عقیده،کتاب الولایه ،ص ۲۰۲

[۳۷] -کلینی،الکافی، ج۱، ص۲۸۹، ح۴، و ص۲۹۲-۲۹۵ ،ح ۲،تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۶۴

[۳۸] -ابن طاووس، سعدالسعود، ص۱۴۴-۱۴۵

[۳۹] -برای نمونه، ر.ک حموثی،فرائد السمطین،ج۱،ص ۳۱۲، باب ۵۸، حسکانی،شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵، ح ۲۴۹


جستجو