فاطمه زهراء علیهاالسلام در منابع شیعه و اهل سنّت

قلب انسان نقش بسیار مهمی در تکامل او ایفاء می‌‌نماید.
از امام جواد الائمه(ع) نقل شده که فرمودند:
(القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال ).
با قلوب به سوی خدای تعالی روی آوردن رساتر وبلیغ تر است از به خستگی درآوردن اعضاء و جوارح با اعمال.
یکی از راههای ارتباط قلبی با خدا این است که انسان در شادی و غم، رنگ خدایی بگیرد.صبغه الله و من احسن من الله صبغه ) و این مهم هنگامی تحقق خواهد یافت که قلب انسان به مقتضای روایت ( الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا ) با اهل بیت که حجتهای خدا هستند در حزن و سرور هماهنگ گردیده و تابع محض ایشان شود. دراین میان حزن اهمیت بسزایی یافته. قلبی که برای خدای تعالی و اولیاء او محزون و اندوهگین شده سه ویژگی دارد:
1- قلب حزین و اندوهناک محبوب خداست،  چنان که درروایت آمده است:
(انّ الله یحب کلّ قلب حزین ) خدای تعالی هر دل اندوهناکی را دوست می‌‌دارد.
2- دل غمگین و قلب شکسته به مقام حضور پروردگار باریافته و آنرا درک خواد نمود. در حدیث قدسی است که خدای تعالی به داوود پیغمبر(ص) فرموده:
(انا عند المنکسره قلوبهم ) .من نزد کسانی هستم که دلهایشان شکسته است.
3- کسی که برای مصائب و غمهای اهل بین (ع) مهموم و دلش دردناک شده، نفس کشیدنش تسبیح خدا و اندوهش عبادت به حساب می‌‌آید.درروایت آمده:
( نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده ).
کسیکه غمناک است برای ظلمی که به ما شده، نفسش تسبیح و اندوهش برای ما عبادت است.
باید بدانیم که شراره‌های حزن واندوه درمصائب اهل بیت (ع) آنگاه روشن و مشتعل خواهد شد که این مصائب شناخته و معلوم گردد.
و از این بیان جایگاه معرفت به مصائب واضح و آشکار می‌‌شود. شیخ صدوق (ر) درعقاب الاعمال از امام باقر(ع) نقل نموده فرمودند:
( من لم یعرف سوء ما اتی الینا من ظلمنا و ذهاب حقّنا و ما رکبنا به فهو شریک من اتی الینا فی ما ولّینا به).
کسی که نشناسد بدی آنچه که به ما آمده است از ظلمی که به ما شده و از بین رفتن حقمان آنچه برآن حمل شده و وادار شدیم پس او شریک کسی است که (این ظلمها را) برسر ما آورده است ، در آنچه که ما (از طرف خداوند) ولی برآن شده بودیم .
مصیبت فاطمه زهراء (س) سخت تر و تلخ تر از محنت کربلا
امام صادق(ع) به مفضل فرمودند:
(ولا کیوم محنتنا بکربلاء و ان کان یوم السقیفة  و احراق النار علی باب امیرالمومنین و الحسن و الحسین و فاطمة و زینب و ام کلثوم و فضة و قتل محسن بالرفسة اعظم و ادهی و امر لانه اصل یوم العذاب).
و هیچ روزی مانند روز مصیبت ما در کربلا نیست، اگرچه روز سقیفه و آتش زدن درب خانه امیرمومنان(ع) و حسن و حسین و فاطمه و زینت و ام کلثوم و فضه و قتل محسن(ع) دراثر لگدی که به شکم مادرش زدند بزرگتر و ناگوارتر و تلخ تر است چرا که آن روز، اصل روز عذاب است .
آری اگر درب خانه فاطمه را آتش نمی‌زدند کسی جرات نمی‌کرد که خیمه‌های اهل بیت (ع) را در کربلا به آتش بکشد. اگر آن دست ناپاک و آن تازیانه‌ها بر جسم پاره تن پیامبر خدا (ص) فرود نمی‌آمد در کربلا هم بدنهای جگر گوشه‌های آل عبا زیر تازیانه یزیدیان مجروح نمی‌گشت. این ستمها همه برخواسته از سقیفه است،آنها غدیر خم را به فراموشی سپردند و با کودتای شوم سقیفه، آینده جامعه مسلمین را به تباهی کشاندند وا زا ینجاست که امام صادق(ع) می‌‌فرمایند:
(لانّه اصل یوم العذاب)
برای اینکه این روز(روز سقیفه) اصل روز عذاب است
و چه زیباست سروده علامه محقق آیه الله حاج شیخ محمد حسین اصفهانی قدس سرّه که فرمودند:
فما رماه اذ رماه حرمله                        و انما رماه من مهد له
سهم اتی من جانب السقیفه  و قوسه علی یدالخلیفه
و ما اصاب سهمه نحر الصبی                     بل کبد الدین و مهجه النبی
آن تیری که حرمله بسوی گلوی حضرت علی اصغر(ع) انداخت، به دست او پرتاب نشد، بلکه (درحقیقت) کسیکه مقدمه این کار را فراهم کرد این تیر را انداخت.
این تیری است که از جانب سقیفه آمده و کمانش در دستان خلیفه(ابوبکر و عمر) است. و این تیر به گلوی آن کودک شش ماهه نخورد بلکه (در حقیقت) به جگر دین و قلب پیامبر(ص) اصابت نمود. 
عهد الهی :صبر در مصائب
کمال انسانی در تخلّق به اخلاق و صفات الهی است. خدای تعالی تحمل مصائب را نشانی برای انسان کمل و خلیفه خدا قرار داده است و می‌‌خواهد به همه نشان دهد که امیرمؤمنان (ع) همان طور که (عین الله الناظره و اذن الله الواعیه و یدالله الباسطه و لسان الله الناطقه) هستند، در صبر نیز آیه اتم و اعظم و آینه تمام نمای صبر خدای متعال می‌‌باشند.
درکتاب اصول کافی  از موسی بن جعفر (ع) نقل شده که خدای تعالی، جبرئیل و میکائیل و ملائکه مقرب خود را به حضور پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) فرستاده تا در حضور ایشان عهد و پیمان الهی بر صبر نمودن در مصائب امیرمؤمنان(ع) عرضه شود. و آن حضرت(ع) در حضور پیامبر(ص) صبر و تحمل دراین مصائب را قبول فرموده و اعلام رضایت نموده.
بزرگترین مصیبتی که خدای تعالی از امیرمؤمنان(ع) پیمان گرفت تا در آن صبر نماید،واقعه تلخ مظلومیت فاطمه زهراء(ع) بود. دراینجا امیرمؤمنان (ع) فرمودند:
والذی فلق الحبه و برأ النسمه، لقد سمعت جبرئیل (ع) یقول للنبی: یا محمد عرفّه انّه ینتهک الحرمه الله و حرمه رسول الله صلی الله علیه وآله و علی ان تخضب لحیته من رأسه بدم عبیط. قال امیرالمومنین(ع) فصعقت حین فهمت الکلمه من الامین جبرئیل حتی سقطت علی وجهی و قلت :نعم قلبت و رضیت…
به آن خدایی که دانه را شکافت و نفس انسان را آفرید هر آینه شنیدم که جبرئیل (ع) به پیامبر(ص) می‌‌گفت:ای محمد برای او بیان کن که حرمت شکسته خواهد شد و آن همان حرمت خدا و حرمت رسول خدا(ص) (یعنی حرمت فاطمه زهراء ع) می‌‌باشد،و همچنین محاسنش با خون تازه سرش خضاب خواهد شد.امیرمؤمنان(ع) فرمود: چون این کلمه را از جبرئیل امین دریافتم بیهوش شدم تا اینکه با صورت به زمین افتادم (و به خدای تعالی) گفتم: بله قبول کردم و راضی شدم… پس این عهد الهی بر فاطمه زهراء(ع) و حسن و حسین (ع) عرضه شد و همه قبول فرموده و اعلام رضایت نمودند.
(اعلان حقانیت امیرمؤمنان(ع) و بطلان سقیفه)
احیای ایام فاطمیه احیای غضب حضرت زهراء (ع) و غضب الهی است بر غاصبان خلافت چرا که:
(ان الله لیغضب لغضب فاطمه)
خداوند به خاطر غضب فاطمه (س) غضب می‌‌کند.
برپایی خیمه‌های عزای فاطمی، کشیدن خط بطلان است بر خلافت سردمداران سقیفه. بزرگذاشت این ایام، تداوم نهضت فاطمی است در اعلان حقّانیت امیرمومنان (ع) .
آری فاطمیه فریاد مظلومیت علی (ع) است از حنجر تشیع در گوش عالمیان.
فاطمیه زمزمه بغض آلود محبّ علی (ع) است در ترویج ولایت و اصلاح عقائد و اخلاق امت پیامبر (ص).
تداوم نهضت فاطمّیه :
اصلاح اصول و فروع دین و اخلاق و فرهنگ دینی
آثار نهضت فاطمیه در سه بعد مهم ظهور می‌‌یابد:
1- اصلاح اصول دین:
مسئله امامت یکی از اصول دین اسلام است که پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم رسما آنرا اعلام نمودند امامت امیرمومنان (ع) در غدیر خم به امر خدا با نزول آیه (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته )
ابلاغ شد، خدای تعالی به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر امامت امیرمومنان(ع) ابلاغ نشود رسالت ایشان انجام نشده است. و پس از اعلام وصایت امیرمومنان(ع) در غدیر،آیه کمال دین (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علکیم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً  ) به عنوان تاکید بر اصل امامت نازل گردید. پس از ارتحال پیامبر اکرم (ص) تنها کسی که با سپر قرار دادن جان خود، از اصل امامت دفاع کرد حضرت فاطمه زهراء(ع) بود.
نهضت دفاع از امامت و اعتراض علنی به غاصبان خلافت توسط صدیقه کبری فاطمه زهراء(ع) بنیانگذاری شد.
تشییع شبانه و قبر مجهول،سند بزرگی است که آن حضرت برای اعتراض به خلفاء،به نسلهای آینده ارائه دادند.
2- اصلاح فروع دین:
یکی از آثار دفاع از اصل امامت،اصلاح فروع دین است. مکتب اهل بیت (ع) در فورع دین بیانگر همان احکامی است که توسط پیامبر اکرم(ص) از سوی خداوند تعالی آورده شد. انحراف از این مکتب موجب شد که بسیاری از احکام و قوانین اسلام به فراموشی سپرده شده و بدعتهای برخواسته از هواهای نفسانی به نام دین به مردم عرضه شود،عمر وابوبکر،مردم را از نقل کلمات پیامبر اکرم(ص) به نص آیه شریفه
( و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ) همه برخواسته از وحی بود. شمس الدین ذهبی عالم بزرگ اهل سنت در تذکره الحفّاظ  نقل حدیث از پیامبر(ص) را منع نمود. و احادیثی را که از آن حضرت نوشته شده بود به آتش کشید.
عمر،صحابه را از نقل حدیث از پیامبر(ص) منع نمود. ابن کثیر مورخ مشهور اهل سنت در تاریخ خود  از ابوهریره نقل می‌‌کند که گفت:
ما کنّا نستطیع ان نقول قال رسول الله(ص)حتی قبض عمر. تا زمانیکه عمر زنده بود ما نمی‌توانستیم از پیامبر حدیث نقل کنیم.
و در کتاب جامع بیان العلم  از ابی هریره نقل شده که گفت:
لقد حدثتکم با حادیث لو حدثّت بها زمن عمربن خطاب لضربنی عمر بالدّرة.
برای شما احادیثی بازگو می‌‌کنم که اگر در زمان عمر بن خطاب گفته بودم او مرا با تازیانه می‌‌زد. ذهبی نظیر همین مطلب را در تذکرة الحفاظ  آورده است .
همچنین او بعضی صحابی را تهدید نمود که اگر حدیث از پیامبر (ص) نقل نمایند آنها را تبعید خواهد کرد و به بعضی از صحابه اجازه خروج از مدینه نمی‌داد تا مبادا از پیامبر (ص) حدیثی نقل نمایند.
در منابع متعدد روایی و تارخی اهل سنت نقل شده که عمر،قرظة ابن کعب را از نقل حدیث از پیامبر نهی کرد . همچنین در طبقات ابن سعد  نقل شده که عمر از نوشتن سنن پیامبر(ص) اجتناب می‌‌کرد.
بسیار واضح است که ممنوعیت نگارش احادیث پیامبر(ص) موجب بروز انحرافات و اشتباهات بسیار بزرگ در احکام و قوانین مذهبی اهل سنت گردیده است. درحالیکه شیعیان احکام و فروع دین رااز ائمه (ع) بدون هیچ کم و کاست دریافت کرده و ازا نی انحرافات محفوظ و مصون مانده اند.
3- اصلاح نظام اخلاقی و فرهنگی جامعه:
یکی از نتایج مهم دفاع از امامت امیرمومنان(ع) نشر فضائل اخلاقی و فرهنگی در جامعه است ،چرا که امیرمومنان(ع) به شهادت آیه مباهله،نفس پیامبر(ص) بوده و مزیّن به همان اخلاق حسنه‌ای می‌‌باشد که خدای تعالی پیامبرش را به آن ستوده چنانکه می‌‌فرماید:
(و انّک لعلی خلق عظیم )
و همچنین امیرمومنان(ع) در علم و دانش نیز به شهادت خاصه (شیعه)  و عامه (سنی)  درب شهر علم می‌‌باشد. چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
( انا مدینة العلم و علیٌّ بابها)
حذف مسئله امامت امیرمومنان و اهل بیت علیهم السلام باعث انحطاط نظام اخلاقی در زمامداران و بالتبع جامعه مسلمین گردید. چرا که (الناس علی دین ملوکهم  ) در اینجا به دو نمونه اشاره می‌‌شود:
امیرمومنان(ع) در نهج البلاغه خطبه سوم (شقشقیه) در ضمن بیان انتصاب عمر توسط ابوبکر،اخلاق او را چنین تشریح می‌‌فرماید:
(فصیّرها فی حوزه خشناء یغلظ کلمها و یخشن مسها و یکثر العثار فیها و الاعتذارمنها)
پس ابوبکر خلافت را در جای درشت و ناهموار قرار داد(عمر را بعد از خود خلیفه ساخت) درحالیکه عمر سخن تند وزخم زبان داشت،ملاقات با او رنج آوربود و اشتباه او (در مسائل دینی )بسیار و عذر خواهی او (در انچه به غلط فتوی می‌‌داد) بیشمار بود .(ترجمه فیض الاسلام)
یکی ازنمونه‌های انحطاط فرهنگی در عصر عمر آتش زدن کتابخانه‌های بزرگ علمی ایرانیان در جریان فتح ایران می‌‌باشد کعبه دستور عمر انجام گرفت. با اینکه این کتابخا ذخائر بزرگی از علوم و دانشهای مختلف بود.
ابن خلدون مورخ بزرگ اهل سنت در تاریخ خود  این حرکت ضد فرهنگی را نقل نموده و می‌‌گوید:
این علوم الفرس التی امر عمر بمحوها عند الفتح
کجاست علوم و دانش فارسها که عمر به هنگام فتح (ایران) دستور داد آنها را محو نمایند.
برای تحقیق درا ین مساله به کتاب کشف الظنون (1/446) و الغدیر (6/301) رجوع نمایید.
درحالیکه اگر گذاشته بودند که امیرمومنان (ع) زمام جامعه اسلامی را به دست گیرد نه تنها مملکت ایران بلکه سایر سرزمینها بدون جنگ و خونریزی بلکه با عرضه تعالیم الهی و نظام اخلاقی و فرهنگی دینی به اسلام می‌‌گرویدند.

(1)
بعث ابوبکر عمر بن الخطاب الی علی علیه السلام حین قعد عن بیعته و قال : ائتنی به باعنف العنف…
هنگامیکه علی (ع) از بیعت با ابوبکر کناره گیری کرد،ابوبکر عمر بن خطاب را به سوی علی (ع) فرستاد و گفت :او را با سخت ترین تندی و عتاب به نزد من بیاور(برای بیعت گرفتن).
منابع شیعه:
1- الشافی 3/240 (الشریف المرتضی ره م.460)
2- تلخیص الشافی 3/75 (شیخ الطائفة ابوجعفر طوسی م460)
3- انوارالیقین/379 (الحسنی الزیدی م.670)
4- بحارالانوار28/388 (العلامة مجلسی م.1110)

منبع اهل سنت:
انساب الاشراف(ط.دارالمعارف قاهرة)1/587 و (ط.دارالفکر بیروت)2/269 (البلاذری م.279)
(2)
(قال)ابوبکر:…ان ابوا(علیک) فقاتلهم
ابوبکر گفت: اگر امتناع کردند با آنها بجنگ.
منابع شیعه:
1- نهج الحق و کشف الصدق /271 (علامة حلی م.726)
2- فاطمة بهجة قلب المصطفی 2/527-523 (رحمانی همدانی)
3- مظلومیت برترین بانو/105 (آیة الله سید علی میلانی)
منابع اهل سنت:
1- العقد الفرید (چاژ دار الکتاب العربی)4/242 و (چاژ مکتبة النهضة المصریة)4/259 و(ط.آخر)5/13 و(ط.آخر بمصر) 3/63″ و عبارته هکذا:ان ابیا(علی (ع) و العباس)  فقاتلهما(ابن عبد ربه م .328)
2- تاریخ ابی الفداء المختصر فی اخبار البشر(ط.دارالغرفة بیروت 1/156 و ط.قاهره مکتبة المبتنی /165 (ابوالفداء م732)
3- اعلام النساء 4/115-116 (عمر رضا کحالة)

(1)
و بلغ ابابکر و عمر ان جماعه من المهاجرین و الانصار فقد اجتمعوا مع علی بن ابیطالب فی منزل فاطمه بنت رسول الله فأتوا فی جماعه حتی هجموا الدار….
به ابابکر و عمر خبر رسید که عده‌ای از مهاجرین و انصار با علی بن ابیطالب درخانه فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) اجتماع نموده اند پس (عمر) با جماعتی آمدند تا اینکه به خانه هجوم آوردند…
منبع شیعه:
تاریخ یعقوبی 2/126 (یعقوبی م .292)
منبع اهل سنت:
السقیفة و فدک /72 (جوهری م.232)
(2)
فوجّهوا الی منزله فهجموا علیه…
پس به سوی منزل او (امیرالمومنین(ع) شتافتند و براو یورش بردند…
منبع اهل سنت:
1- اثبات الوصیة/143(طبع مرکز المصطفی/124)(مسعودی م345)
(3)
…انّ الهجوم الی بیت فاطمه الزهراء علیها السلام علی ما ذکره این قتیبه تکرر مرتین:
(الهجوم الاولی فی کلام ابن قتیبه)
ان ابابکر تعقد قوما تخلّفوا عن بیعته عند علی(ع) فبعث الیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی (ع) فابوا ان یخرجوا،فدعا بالحطب و قال :والذی نفس عمر بیده لتخرجن اولا حرقنها علی من فیها فقیل له : یا اباحفص ان فیها فاطمة قال:و ان!فخرجوا فبایعوا الا علیاً(ع).
(الهجوم الثانی فی کلام ابن قتیبه):
… فاتی عمر ابابکر فقال له الا تاخذ هذا المتخلف عنک بالبیعه؟ فقال ابوبکر لقنذ(و هو مولی له) اذهب فادع لی علیاً … فقال عمر الثانیه لا تمهل هذا متخلف عنک بالبیعه. فقال ابوبکر لقنفذ: عد الیه فقل له خلیفهرسول الله یدعوک لتبایع… ثم قام عمر فمشی معه جماعه حتی اتوا باب فاطمه(ع) فدقّوا الباب فلما سمعت اصواتهم نادت باعلی صوتها: یا ابت یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافة؟ فلمّا سمع القوم صوتها و بکاء‌ها انصرفوا باکین و کادت قلوبهم تنصدع و اکبادهم تنفطر و بقی عمر و معه قوم: فاخرجوا علیا (ع) فمضوا به الی ابی بکر فقالوا له:بایع فقال (ع) ان لم افعله فمه؟ قالوا: اذاً و الله الذی لا اله الا هو تضرب عنقک.
هجوم به خانه فاطمه زهراء (س) بنابر آنچه که ابن قتیبه ذکر نموده ،‌دو بار تکرار شده است:
(هجوم اول در کلام ابن قتیبه):
ابابکر گروهی را جویا شد که از بیعت با او تخلف کرده ونزد علی (ع) می‌‌باشند پس عمر را به سول آنها فرستاد، عمر نزد آنها آمده و آنها را صدا زد حال  آنکه ایشان در خانه علی (ع) بودند ولی آنها از خارج شدن خانه اباء و امتناع ورزیدند پس عمر هیزم طلب کرد و گفت به آن خدایی که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج می‌‌شوید یا خانه را با تمام کسانی که در آن هستند می‌‌سوزانم.
به عمر گفته شد‌ای ابا حفص فاطمه (س) در این خانه است. عمر گفت اگرچه (فاطمه (س) در خانه باشد) پس آن گروه خارج شده و با ابوبکر بیعت کردند جز علی (ع).
(هجوم دوم در کلام ابن قتیبه)
پس عمر نزد ابابکرآمد و هب او گفت: آیا از این کسی که تخلف نموده بیعت نمی‌گیری؟ پس ابوبکر به قنفذ(و او مولای قنفذ بود) گفت: برو و علی (ع) را بخوان… برای بار دوم عمر گفت: به این کسی که از بیعت با تو تخلف نموده مهلت نده. بعد ابوبکر به قنفذگفت: برگرد بسوی او و به او بگو خلیفه رسول الله (ص) تو را می‌‌خواند که با او بیعت کنی. سپس عمر برخواست و گروهی با او حرکت کردند تا به درب خانه فاطمه (س) رسیدند پس درب را کوبیدند.فاطمه (س) چون صدای آنها را شنید با ندای بسیار بلند فرمود:‌ای پدرذ،ای رسول خدا بعد از تو،از ابن خطاب و ابن ابی قحافه چه‌ها برسر ما آمد. پس جمعی از آن گروه چون صدای فاطمه(ع) و گریه اش را شنیدند بازگشتند در حالیکه اشک می‌‌ریختند و نزدیک بود که دلهایشان از جا کنده شود و جگرهایشان پاره پاره شود. ولی عمر با جمعی باقی ماند پس آنها علی (ع) را از خانه بیرون کشیده و او را بسوی ابوبکر بردند و به اوگفتند: بیعت کن پس فرمود: اگر بیعت نکنم چه می‌‌کنید؟ گفتند بنابراین قسم به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را خواهیم زد.
منبع اهل سنت:
الامامة و السیاسة( المعروف بتاریخ الخلفاء) 1/30 و (ط.مصطفی الحلبی و اولاده بمصر)/12 ( ابن قتیبة م.276)

عن سلمان و عبدالله بن عباس قالا:… فوثب عمر غضبان فنادی خالد بن ولید و قنفذا فامرهما ان یحملا حطبا و نارا…
از سلمان و عبدالله بن عباس نقل شده که گفتند: عمر غضبناک برخاست و خالدبن ولید و قنفذ را صدا زد و به آن دو دستور داد که هیزم و آتش بیاورند.
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم (چاپ اعلمی)2/250 و ص 386 از این کتاب به تحقیق محمد باقر انصاری (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2- بحارالانوار 43/197 و28/299 (علامه مجلسی م .1110)
(2)
عن فاطمه الزهراء: … فجمعوا الحطب الجزل علی بابنا و و اتوا بالنار لیحرقوه و یحرقونا…
…پس هیزم زیادی در کنار درب خانه ما جمع کردند و آتش آوردند که در را بسوزانند و ما را نیز بسوزانند…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/348 (علامه مجلسی م1110)
2- احقاق الحق 2/373 (قاضی نورالله شوشتری م.1119)
3- مجمع النورین /147 (ابوالحسن مرندی م.1349)
4- بیت الحزان /121 (شیخ عباس قمی م.1359)
(3)
نقل ابن خیزرانه (ابن خزانه،ابن خنزابه) فی غرره قال زیدبن اسلم کنت ممن حمل الحطب مع عمر الی باب فاطمه حین امتنع علی اصحابه عن البیعه …
ابن خیزرانه در کتاب غرر خود از زیدبن اسلم روایت می‌‌کند که من از جمله کسانی بودم که به هنگام خودداری علی (ع) و یارانش از بیعت، به همراه عمر هیزم به طرف درب خانه فاطمه(ع) بردیم…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم/83 (سلیم بن قیس الهلالی م30)
2- تاریخ یعقوبی(دارصادربیروت) (یعقوقی م .292)
3- مثالب النواصب /419 (ابن شهر آشوب م.588)
4- الطرایف /239 (سید بن طاووس م.664)
5- نهج الحق و کشف الصدق /271(علامه حلی م.726)
6- احقاق الحق /228 و(شرح احقاق الحق) 2/373 (قاضی نور الله شوشتری)
7- شفاء الصدور1/280 (علامه ابوالفضل تهرانی)
8- فاطمة بهجة قلب المصطفی (ترجمه)/743 (رحمانی همدانی)
9- ماساه الزهراء2/97-201 (علامه عاملی)
10- الهجوم علی بیت فاطمة /182 (عبدالزهراء مهدی)
(4)
عن ابی جعفر (ع): و ذلک الحطب عندنا نتوارثه …
آن هیزم (که از آتش زدن درب باقی مانده) نزد ما موجود است و آن را (به عنوان سند مظلومی فاطمه زهراء(ع) از یکدیگر به ارث می‌‌بریم…
منبع شیعه :
دلائل الامامه (ط.الغری) /238 (طبری م.310)
جمع آوری هیزم،پشت درب خانه امیرالمومنین(ع) در منابع زیر هم آمده است.

منابع شیعه:
1- تفسیر عیاشی 2/308 (عیاشی م.320)
2- المستر شد /224 (محمد بن جریر الطبری م.قرن4)
3- نوادر الاخبار(تحقق انصاری قمی)/183 (فیض کاشانی م.1091)
4- البرهان 2/424 (ط.اول دارالتفسیر قطعه رحلی)2/432 و(ط.آخر)2/424 (سید هاشم بحرانی م.1107)
5- حلیة الابرار 2/667 (سید هاشم بحرانی م.1107)
6- بحارالانوار 30/293 و 53/19 و 28/231 (علامه مجلسی م. 1110)
7- شرح احقاق الحق(مع تعلیقة سید المرعشی)33/360 (قاضی نورالله شوشتری م.1119)
8- تشیید المطاعن 1/433-434 (سید محمد قلی نیشابوری م.1268)
9- الغدیر 5/372 (علامه امینی
10- مستدرک سفینة 8/405 (آیت الله نمازی)
11- الکنی و الالقاب 1/386 (شیخ عباس قمی م.1359)
12- بیت الاحزان /82 (شیخ عباس قمی م/1359)
13- الانتصار 7/258 -325 (علامه عاملی)
منابع اهل سنت:
1- الامامة و السیاسة1/12-30(تحقیق الشیری)(ابن قتیبه م.276)
2- انساب الاشراف 1/587 و2/269(البلاذری م279)
3- العقد الفرید5/12 (ابن عبد ربه م328)
4- مروج الذهب3/77 (مسعودی م346)
5-موتمر علمای بغداد135-137 ( مقاتل بن عطیه م525 )
6- شرح نهج البلاغه 20/147 (ابن ابی الحدیدم656)
7- العام النساء/ قسمت حرف فاء(عمر رضا کحاله)
8- عمربن الخطاب /183 (عبدالرحمن احمد البکری)

(1)
ان عمر جاء الی بیت علی لیحرقه علی من فیه…
عمر بسوی خانه علی (ع) آمد تا این که خانه را با هر که در آن است بسوزاند…
منبع اهل سنت:
روضة المناظر(چاپ در حاشیه کتاب الکامل ابن اثیر)11/113 (چاپ افندی 7/164) (ابن شحنه م.882)(2)
انّ ابابکر ارسل الی علیّ یرید البیعة،فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیله فتلقّته فاطمة علی الباب…
ابوبکر سراغ علی (ع) فرستاد تا از وی بیعت بگیرد ولی او بیعت ننمود لذا عمر در حالیکه مشعل را به دست داشت آمد و فاطمه(ع) او را بر درب خانه اش مشاهده کرد…
منبع اهل سنت:
انساب الاشراف 1/586 و (ط.دارالفکر2/268 (البلاذری م.279)
(3)
فاقبل عمر بشی(بقبس) من نار علی ان یضرم(ع) الدار
عمر با پاره‌ای از آتش پیش آمد تا خانه را به آتش بکشد…
منابع اهل سنت:
1- العقد الفرید(دارالکتب العلمیة بیروت) 5/13 (ابن عبد ربه م.328)
2- المختصر فی اخبار البشر1/156 (ابی الفداء م732)

(1)
… فقال ابوبکر لقنفذ ارجع فان خرج فاقتحم علیه بیته فان امتنع فاضرم علیهم بیتهم النار…
… ابوبکر به قنفذ گفت بازگرد به خانه علی (ع) اگر از خانه هم خارج شد پس بر (خانه) او هجوم برید اگر (از خروج برای بیعت) امتناع کرد خانه اش را به آتش بکشد…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم 2/862 (سلیم بن قیس الهلالی م90)
2- بحارالانوار 28/270-269 (علامه مجلسی م1110)
(2)
فقال عمر بن خطاب:اضرموا علیهم البیت ناراً…
پس عمر گفت :خانه را بر آنها آتش بزنید…
منابع شیعه:
1- تفسیر امام عسکری المنسوب الی الامام العسکری (ط.مهر قم)108
2- امالی شیخ مفید(مطبعة /49 (شیخ مفید م 413)
(3)
و کان یصیح احرقوا دارها بمن فیها و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمة و الحسن والحسین…
عمر(به خانه فاطمه(ع) حمله ور شده و)فریاد کشید: خانه را با اهلش به آتش بکشید و در خانه کسی جز(حضرت) علی (ع) و فاطمه(ع) و امام حسن و حسین (ع) نبود…
منبع اهل سنت:
الملل و النحل(مکتبة الانجلو المصریة)1/59 (شهرستانی م 548)
(4)
قال عمر: والله لا حرقن علیکم او لتخرجن الی البیعة
عمر گفت : به خدا قسم یا بای بیعت بیرون می‌‌آئید یا خانه را به رویتان آتش می‌‌زنم
منبع شیعه:
نهج الحق و کشف الصدق /171( العلامة الحلی م 726)
منابع اهل سنت:
1- الامامه و السیاسه/18 (ط.مصر المجلدین فی مجلد واد 1/12( ابن قتیبه م 276)
2- تاریخ الامم الملوک(ط.بیروت)2/443 (ط.مطبع الاستقامه بالقاهره)3/198 و (ط.آخر)3/202 (طبری م.310)
(5)
قالت له طائفه خافت الله و رعت الرسول فی عقبه: یا ابا حفص،انّ فیها فاطمة فصاح لا یبالی و ان … 
طایفه‌ای که از خدا می‌‌ترسیدند و می‌‌خواستند رعایت حال پیامبر اکرم(ص) را در مورد دخترش بنمایند گفتند:‌ای اباحفض(کنیه عمر) در این خانه فاطمه(ع) است !او گفت: اگر چه فاطمه (س) باشد(خانه را به آتش می‌‌کشم).
منبع اهل سنت:
السقیفه و الخلافه /14 (عبد الفتاح عبد المقصود)

(6)
و قالت فاطمه یا بن الخطاب اتراک محرقا علی بابی قال: نعم و ذلک اقوی فیما جاء هب ابوک…
فاطمه (س) فرمود:ای پسر خطاب آیا می‌‌خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ عمر گفت: آری این محکمترین امر است در آنچه پدرت آورده …
منابع شیعه:
1- الشافی 3/241( الشریف المرتضی م .436)
2- تلخیص الشافی 3/76 (الشیخ الطائفه ابوجعفر طوسی م 460
3- مثالب النواصب /419( ابن شهر آشوب المازندرانی م.588)
منبع اهل سنت:
انساب الاشراف (دارالفکر بیروت )2/468 (بلاذری م.479
در منابع زیر ،نیز تهدید به آتش زدن خانه ذکر شده است:
منابع شیعه:
1- احتجاج (ط.نعمان النجف الاشرف) 1/109 (طبرسی م 560)
2- احقاق الحق 2/373 (قاضی نورالله شوشتری م.1020)
3- اثبات الهداه 2/334-383 (علامه مجلسی م1104)
4- مرآه العقول 5/319-318 (علامه مجلسی م1110
5- بحارالانوار43/197 (علامه مجلسی م.1110)
6- دلائل الصدق3/78 (الشیخ محمد حسن مظفر م.1375)
7-النص والاجتهاد (ط.مطبعةالنجف) /213 (سید شرف الدین عاملی م1377)
8- عوالم العلوم 11/401 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
منابع اهل سنت:
1- المصنف 7/432 (ابن ابی شیبه م.235)
2- الامامه و السیاسه1/12(ابن قتیبه م276)
3- انساب الاشراف (دارالمعارف مصر) 1/568 (البلاذری م 279)
4- السقیفه و فدک(مکتبه نینوا الحدیثه تهران)/71 (جوهری م323)
5- شرح نهج البلاغه (دار احیاء الکتب العربیه) 2/45-57 (ابن ابی الحدید م656)
6- اعلام انساء(ط.دمشق،قسمت حرف فاء) 3/125 (عمر رضا کحاله)

(1)
فوجّهوا الی منزله فهجموا علیه و أحرقوا بابه و استخرجوه منه کرهاً…
…پس راه خانه علی (ع) را در پیش گرفتند و به او یورش بردند،درب خانه اش را آتش زدند و او را به زور بیرون کشیدند…
منبع اهل سنت:
اثبات الوصیۀ /155 و(ط.مرکز المصطفی) 124 مسعودی م.346)
(2)
قالت فاطمه الزهراء(س) :… فسقطت لوجهی و النار تسعر و تسفع وجهی…
فاطمه زهراء (س) فرمودند: … پس به صورت روی زمین افتادم و آتش شعله می‌‌کشید و صورتم را می‌‌گداخت…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار 30/349 (علامه مجلسی م.1110)
2- فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی (عربی) 2/531 (رحمانی همدانی)
(3)
(قال علی (ع) لعمر) و لکأنّی انظر الیکما وقد اخرجتما من قریکما عضین طریین حتی تصلبا علی الدوحات فیکون ذلک فتنه لمن احبکما… ثم یومر بالنار و هی النار التی اضرمتموها علی باب داری لتحرقونی و فاطمه رسول الله (ص) و ابنی الحسن و الحسین و ابنتی زینب وام کلثوم حتی تحرقا بها…
حضرت علی (ع) به عمر فرمودند: و هر آینه می‌‌بینم شما دو تا را که از قبرتان با بدنهایی تازه بیرون کشیده شده اید(بوسیله فرزندم مهدی (ع) تا اینکه هب درختان تنومندی آویزان شوید پس البته این واقعه موجب گمراهی کسانی است که شما را دوست می‌‌دارند:…سپس امر می‌‌شود به آتش و آن همان آتشی است که برافروختید برخانه ام تا من و فاطمه (س) دختر پیامبر(ص) و دو پسرم،حسن و حسین و دو دخترم ،زینت و ام کلثوم(ع) را با آن بسوزانید…
منبع شیعه:
مدینه المعاجز(ط. موسسه معارف الاسلامیۀ) 2/245 (سید هاشم بحرانی م.107)
(4)
عن ابی عبدالله جعفر بن محمد (ع) قال : والله ما بایع علی (ع) حتی رای الدخان قد دخل علیه بیته.
به خدا قسم علی (ع) بیعت نکرد تا اینکه دید دود داخل خانه اش شده است.
منابع شیعه:
1- الغارات(ابراهیم بن محمد ثقفی)
2- الشافی(موسسه الصادق تهران) 3/241 (الشریف المرتضی م.460)
آتش زدن درب خانه فاطمه زهراء(ع) در منابع زیر،نیز آمده است”
منابع شیعه :
1- حلیه الابرار 2/667( سید هاشم بحرانی م.1107)
2- فاطمه بهجه قلب المصطفی /799 (ترجمه) (رحمانی همدانی)
منابع اهل سنت:
1- اثبات الوصیه /142 (مسعودی م.346)
2- موتمر علماء بغداد /135-137 (مقاتل بن عطیه م.525)

(1)
انه حصر فاطمه فی الباب حتی اسقطت محسناً
عمر فاطمه(ع) را چنان در میان در فشرد که محسن را سقط کرد.
منابع شیعه:
1- الصراط المستقیم 3/12 (علی بن یونس العاملی م .877)
2- شفاء الصدور 1/282(تحقیق علی موحد ابطحی )(علامه میرزا ابواالفضل تهرانی)
3-ماساه الزهراء 2/132 (علامه عاملی)
منبع اهل سنت:
بلاذری (علی ما فی اثبات الهداه) (م.289)
(2)
فرکلت الباب و قد الصقت احشاء‌ها بالباب تترسه و سمعتها و قد صرخت صرخه حسبتها قد جعلت اعلی المدینه اسفلها …

( اعتراف عمر در نامه به معاویه):
در حالیکه او سینه خود را به درب چسبانده و خود را به پشت درب پوشانده بود ،با لگد محکم به درب خانه زدم و شنیدم فریادی کشید که گمان کردم شهر مدینه زیروررو شده…
منابع شیعه :
1- النقض /302 (عبالجلیل قزوینی م.560)
2- عوالم العلوم 11/408 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3- بیت الاحزان /121 (شیخ عباس قمی م.1359)
در منابع زیر،نیز به فشار بین در و دیوار اشاره شده است:
منابع شیعه :
1- معانی الاخبار/205-207 (شیخ صدوق م.381)
2- بلدالامین /551 (کفعمی م.900)
3- وفاه الصدیقه (س) /67 (عبدالرزاق مقرم م.1043)
4- بحارالانوار 39/41 و82/264 (علامه مجلسی م.1110)
5- عوالم العلوم11/417(شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)

منابع اهل سنت:
1-اثبات الوصیه /142 (مسعودی م.346)
2- موتمر علماء بغداد/137-135(مقاتل بن عطیه م.525)
3- شرح نهج البلاغه 2/60(ابن ابی الحدید معتزلی م.656)

(1)
و لما جاء ت فاطمه خلف الباب لترد عمر و حزبه، عصر عمر فاطمه بین الحائط والباب عصره شدیده قاسیه حتی اسقطت جنینها و نبت مسمارالباب فی صدرها…
وقتی حضرت فاطمه (س) پشت درآمد تا عمر و حزبش را برگرداند عمر،فاطمه (س) را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در،به سینه زهراء(ع) فرورفت.
منابع شیعه:
1- فاطمه بهجه قلب المصطفی (ترجمه) /799(رحمانی همدانی)
2- مواقف الشیعه 3/126 (علی احمدی میانجی)
منبع اهل سنت:
موتمر علماء بغداد/135(مقاتل بن عطیه م.525)

قال الله عزوجل:
(یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید بدون اذن به خانه‌های پیامبر داخل نشوید.(احزاب /53)
و قال رسول الله(ص):
(الا ان فاطمه علیها السلام بابها بابی و بیتها بیتی فمن هتکه فقد هتک حجاب الله )
بدانید همانا درب خانه فاطمه (س) درب خانه من است و خانه فاطمه (س) خانه من است پس کسی که حرمت خانه فاطمه (س) را بشکند،به تحقیق حجاب خدا را هتک کرده است.(بحارالانوار 22/477)
(1)
عن ابی عبدالله(ع) قال: لما اسری بالنبی قال له :
… اما ابنتک فتظلم … ویدخل علی حریمها و منزلها بغیر اذن…
امام صادق(ع) نقل فرمودند: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) را هب معراج بردند جبرئیل به آن حضرت عرض کرد:… دخترت مورد ستم قرار می‌‌گیرد و بدون اجازه برحریم او و منزلش وارد می‌‌شوند…
منابع شیعه:
1-کامل الزایارات /335-332 (ابن قولویه م.367)
2- بحارالانوار 28/62(علامه مجلسی م.1110)
3- عوالم العلوم11/398(شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
(2)
فقالت(فاطمه الزهراء س): یا عمراما تتقی الله عزوجل تدخل علی بیتی و تهجم علی دارد؟ فابی ان ینصرف …
(فاطمه زهراء(س)  فرمود:‌ای عمر،از خدا پروا نداری به خانه ام وارد می‌‌شودی و برخانه ام هجوم می‌‌آوردی؟ پس او از بازگشتن امتناع کرد…
منبع شیعه:
بحارالانوار 28/299 (علامه مجلسی م.1110)

(3)
عن عمر و بن ابی المقدام عن ابیه عن جده قال:… و هی لا تشک ان لا یدخل علیها الا باذنها فضرب عمر الباب برجله فکسره و کان من سعف ثم دخلوا…
عمربن ابی المقدام از اجدادش نقل می‌‌کند…و او (حضرت زهراء (س) شک نداشت که بدون اجازه اش کسی وارد نخواهد شد پس عمر لگذی به درب خانه زد و آن را که از شاخه درخت خرما بود شکست سپس وارد خانه شد…
منابع شیعه:
1- تفسیر عیاشی ج2/67(عیاشی م.320)
2- الاختصاص /186-185 (شیخ مفید م.413)
3- تفسیر برهان 2/ 93(سید هاشم بحرانی م.1107)
4-بحارالانوار28/227(علامه مجلسی م.1110)
(4)
فجاء عمر فی اصابه فیهم اسید بن حضیر و سلمه بن سلامه بن قریش و همان منبنی عبدالاشمل فاقتحما الدار فصاحت فاطمه و ناشدتهما الله…
پس عمر با گروهی که در میان آنها اسید بن حضیر و سلمه بن سلامه بن قریش که آن دو از طایفه بنی عبدالاشمل بودند آمد پس آن دو داخل خانه شدند و فاطمه (ع) فریاد کشیده و آن دو را به خدا قسم داد(که از خانه خارج شوند)…
منبع اهل سنت:
اسقیفه و فدک (مکتبه نینوا الحدیثه تهران) /70(جوهری م.323)
(5)
وددت (لیتنی) انی لم اکن کشفت (فتشت) بیت فاطمه (ع) (و ترکته)…
(ابوبکر گفت): دوست می‌‌داشتم(ای کاش من) نمی‌گشودم(تفتیش نمی‌کردم) خانه فاطمه (ع) را و خانه او را واگذاشته بودم)…
«این عبارت با تفاوت اندکی در این منابع موجود است»
منابع شیعه :
1- الایضاح /159-160-161 (فضل بن شاذان م .260)
2- تاریخ یعقوبی 2/137 و(ط.آخر)2/126 (یعقوبی م292)
3- خصال /172(شیخ صدوق م381)
4- تقریب المعارف /366-397(ابوالصلاح الحلبی م447)
5- تلخیص الشافی 3/170(شیخ طوسی م.460)
6- مثالب النواصب(نسخه خطی )/155(ابن شهر آشوب م.588)
7- انوار الیقین /12(الحسینی الزیدی م 670)
8- تحفه الابرار /247(عماد الدین طبری م .قرن7)
9- نهج الحق/265(علامه حلی م.726)
10- منهاج الکرامه(ط.الحجر)/86(علامه حلی م 726)
11- شرح تجرید /377(علامه حلی م.726)
منابع اهل سنت:
1- جمهره النسب(ط.دارالیقضه العربیه دمشق)2/94 (ابن الکلبی م 240)
2- الامه و السیاسیه (ط.قاهره) 1/24(ابن قتیبه م267)
3- تاریخ طبری 3/430-431 (و ط.موسسه عزالدین بیروت)3/215 (طبری م.310)
4- السقیه و فدک(ط.مکتبة نینوا الحدیثه تهران)/73 (جوهری م323)
5- العقد الفرید(ط.مکتبه النهضه المصریه بیروت)4/268 و(ط.آخر )4/250 (ابن عبد ربه الاندلسی م328)
6- مروج الذهب(ط.بیروت)2/317 و(ط.آخر)2/301-302(مسعودی م 326)
7- معجم کبیر(ط.داراحیاء ترات العربی)162/طبرانی م360
8- تاریخ مدینه الدمشق 30/417-423 (ابن عسا کرم .517)
9- الاحدیث المختاره 10/88-90(ضیاء الدین الحنبلی م643)
10- شرح نهج البلاغه 2/46-48و6-51 (ابن ابی الحدیدم656)
11- میزان الاعتدال 3/108 ( ذهبی م.748)
12- سیر اعلام النبلاء سیر خلفاء راشیدن /17(ذهبی م.748)
13-تاریخ الاسلام عهد الخلفاء الراشدین(ط.دارالکتب العربی)/117-118 (ذهبی م 748)
14- جامع المسانید و السنن 17/65 (ابن کثیر دمشقی م825)
15- لسان المیزان 4/706(ابن حجر عسقلانی م 825)
16- مسند فاطمة الزهراء(ط.حیدرآباد)/17و(ط.موسسه الکتب السقافیة بیروت)/34-35 (سیوطی م911)
17- کنزالعمال 5/631(متقی هندی م 975)

(1)
لما اوقف علی (ع) تکلم فقال: ایتها الغدره الفجره … فاستعدوا للمساله جوابا و لظلمکم لنا اهل البیت احتسابا او تضرب الزهراء نهرا و یوخذ منا حقنا قهراً و جبراً فلا نصیر و لا مجیر و لا مسعد و لا منجد؟فلیت بن ابی طالب مات قبل یومه فلا یری الکفر الفجره قد ازدحموا علی ظلم الطاهره البره فتبا تباً و سحقاً سحقاً ذلک امر الی الله مرجعه و الی رسول الله مدفعه فقد عز علی علی بن ابیطالب ان یسود متن فاطمه ضرباً و قد عرف مقامه و شوهدت ایامه …
هنگامیکه حضرت علی (ع) سر پا نگه داشته شده بود (تا بیعت کند) لب به سخن گشود و چنین فرمود:‌ای نیرنگ بازان تبهکار آماده پاسخگویی کارهای خود و کیفر یباشید که براثر ستمی که بر ما اهل بیت روا داشتید در انتظارتان می‌‌باشد. آیا فاطمه (ع) در روز کتک بخورد و حق ما به زور گرفته شود و یاور و پناه و کمک کننده و معینی نباشد.
ای کاش علی بن ابیطالب(ع) پیش از این روز از دنیا رفته بود و کافران تبهکار فاجر را نمی‌دید که برظلم و ستم بر بانوی پاک و نیکوکار اجتماع و ازدحام نموده بودند.پس دستتان بریده باد،دستتان بریده باد،دور باشید از رحمت خدا،دور باشید از رحمت خدا. این امریست که بازگشتش به سوی خدا و رسول خدا (ص) است. چقدر دشوار و سخت است بر علی (ع) که پهلوی فاطمه(ع) از ضربات سیاه شود و حال اینکه مقام و منزلتش(برهمه)شناخته شده بود…
منابع شیعه:
1- فاطمه بهجه قلب المصطفی 2/532 (رحمانی همدانی)
2- نوائب الدهور3/157(علامه میرجهانی)
3- الصوارم الحاسمه فی تاریخ احوالات الزهراء فاطمه(کمالی استرآبادی)
(2)
در معراج به پیامبر خبر دادند: اما ابنتک… تبضرب و هی حامل…
…اما دخترت فاطمه(ع)… زده می‌‌شود و حال آنکه او باردار است…
منابع شیعه:
1-کامل الزیارات/333(شیخ ابوالقاسم جعفر بن قولویه م 367)
2- بحارالانوار 28/62(علامه مجلسی م1110)
3- عوالم العوم 11/398 (شیخ عبدالله بحران م .قرن11)
در فصلهای آینده نحوه‌های مختلف ضرباتی که توسط عمر و اطرافینش بر پیکر دختر رسول خدا(ص) وارد شده ذکر خواهد شد.

(1)
عن النبی قال: ابکی من ضربتک علی القرن و لطم فاطمه خدها…
پیامبر اکرم فرمودند : (یاعلی ع) گریه می‌‌کنم از ضربت بر فرق تو و سیلی بر گونه فاطمه (ع)…
منابع شیعه:
1- امالی صدوق /118 و(ط.آخر)134 (شیخ صدوق م .381)
2- اثبات الهداه 1/281(حر عاملی م 1104 )
3- بحارالانوار2/51 و44/149 (علامه مجلسی م1110)
4- عوالم العلوم 11/397 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)

(2)
قالت فاطمه (ع) … فضربنی بیده حتی انتثر قرطی من اذنی…
حضرت فاطمه(ع): عمر چنان به صورتم سیلی زد که گوشواره ام از گوشم کنده شد.
(3)
عن الصادق(ع):
… فقال (عمر): هلمیه الی فابت ان تدفعه الیه… ثم لطمها فکانی انظر الی قرط فی اذنها حین نقفت…
از امام صادق(ع) نقل شده: عمر به حضرت زهراء (ع) گفت: نامه رد فدک را به من بده، حضرت از دادن نامه امتناع کردند…سپس عمر سیلی به صورت او زد گویا می‌‌بینم که (بر اثر سیلی او)گوشواره از گوشش بر زمین افتاد.
منابع شیعه :
1- الاختصاص /185(شیخ مفید م.413)
2- بحارالانوار29/192 (علامه مجلسی م1110)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفی(ترجمه)/771- عربی 4/546 (رحمانی همدانی)

(4)
… فصفقت صفقه علی خدیها من ظاهر الخمار فانقطع قرطها و تناثرت الی الارض…
(عمر گفت) :… پس از روی مقنعه چنان سیلی به صورتش زدم که گوشواره اش کنده شد و به زمین پرت شد…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/294 (علامه مجلسی م1110)
2- عوالم العلوم 11/409(شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
در منابع زیر به این مسئله، نیز اشاره شده است:
1- الهدایه الکبری /178(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- وفاه الصدیقه/41-67 (عبدالرزاق مقرم م .1403)

(1)
قال الصادق(ع) (للمفضّل ) :
… و لا کیوم محنتنا بکربلاء و ان کان کیوم السقیفة واحراق الباب علی امیرالمومنین و فاطمه و الحسن و الحسین و زینب و ام کلثوم و فضه و قتل محسن(ع) بالرفسه لاعظم و ادهی و امر لانه اصل و العذاب…
امام صادق (ع) به مفضل فرمودند :… هیچ روزی همچون مصیبت ما،در کربلا نیست اگر چه روز سقیفه  وآتش زدن درب خانه امیرالمومنین (ع) حسن و حسین و فاطمه و زینت و ام کلثوم وفضه و قتل محسن(ع) در اثر لگدی که به شکم مادرش زدند بزرگتر و ناگوارتر و تلخ تر است.چرا که آن روز،اصل روز عذاب است…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری (ط.بیروت موسسه البلاغ)/417 (حسین بن همدان الخصیبی م.334)
2- نوائب الدهور/194(علامه میر جهانی)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفی(ترجمه)/771- عربی 4/546 (رحمانی همدانی)
(2)
فقال (عمر) : هلمیه الیّی فابت ان تدفعه الیه فرفسها برجله و کانت حامله بابن اسمه المحسن فاسقطعت المحسن من بطنها…
عمر گفت:نامه فدک را به من بده حضرت زهراء (ع) از دادن نامه به عمر امتناع کرد.عمر لگدی به فاطمه(ع) زد، در حالیکه او باردار بود به ژسری که نامش محسن (ع) بود  ودر اثر آن لگد محسن(ع) را سقط کرد…
منابع شیعه:
1- الاختصاص /185-184 و344(شیخ مفید م.413)
2- بحارالانوار29/192 (علامه مجلسی م1110)
3- وفاه الصدیقه/78 (مع تفاوت یسیر)(عبدالرزاق مقرم م .1403)
4-فاطمۀ بهجۀ قلب المصطفی(ترجمه)/738- عربی 2/522 (رحمانی همدانی)
(2)
ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت محسن…
عمر با لگد به فاطمه(ع) کوبید که به این جهت محسن(ع) را سقط کرد…

منابع اهل سنت:
1- میزان الاعتدال 1/139 (ذهبی م.747)
2- لسان المیزان(مشابه همین تعبیر)1/268 (ابن حجر عسقلانی م.825)
(4)
… و صاح امیرالمومنین(ع) بفضه یا فضه مولاتک فاقبلی منها ما تقبله النساء فقد جاء‌ها المخاض من الرفسه و رد الباب فاسقطت محسنا…
علی (ع) فریاد کشید‌ای فضه به سوی بانویت بشتاب چنانچه زنان(بانویی را که وضع حمل دارد) در می‌‌یابند. چرا که در اثر لگد و اصابت درب به شکمش درد او را گرفته و محسن(ع) را سقط کرد…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /329-407-417 (حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2-حلیه الابرار2/669(سید هاشن بحرانی م.1107)
3- بحارالانوار29/192 (علامه مجلسی م1110)
4- نوائب الدهور/194(علامه میر جهانی)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی(ترجمه)/738- عربی 2/522 (رحمانی همدانی)
6- ماساه الزهراء 2/61 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(1)
فاخذ عمر السوط من یدقنفذ مولی ابابکر فضرب به عبضدی فالتوی السوط علی عضدی حتی صار کالدملج…
(حضرت زهراء (ع) فرمود)…
پس عمر تازیانه را از دست قنفذ (غلام ابوبکر) گرفته و بر بازوی من زد و چنان تازیانه بر بازویم پیچد که مانند بازوبند روی بازویم باقی ماند.
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /329-407-417 (حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- بحارالانوار30/348 (به نقل از ارشادالقلوب نسخه قدیم) (علامه مجلسی م.1110)
3- مجمع النورین/147 (ابوالحسن مرندی م1349)
4- فاطمه بهجه قلب المصطفی2/530 (رحمانی همدانی)

(2)
.. وضرب ید صدیقه الکبری فاطمه بالسوط…
( امبرالمومنین(ع) فرمودند):… تازیانه زدن به دستان صدیقه کبری(ع)…
منبع شیعه:
1- الهدایه الکبری (به نقل از بحارالانوار53/14) (الخصیبی م.334)
2-مختصر بصائر الدرجات(ناشر :مطبعه الحیدریه فی النجف) /187 (حسن بن سلیمان حلی)
(3)
فضربت کفیها بالسوط فالمها فسمعت لها زفیرا و بکاء ….
(عمر گفت): … با تازیانه به دستهایش زدم چنان که دردش گرفت و صدای ناله و گریه اش را شنیدم…
منابع شیعه:
1-بحارالانوار30/293 (علامه مجلسی م.1110)
2-مجمع النورین/110(ابوالحسن المرندی م1349)
3- رفیاه الائمه /23 (دارالبلاغه بیروت)
4- بیت الاحزان /120 (نشر دارالحکمه)(شیخ عباس قمی م1359)

(4)
فضربها قنفذ بالسوط علی ظهرها و جنبیها الی انهکها…
قنفذ با تازیانه به پشت و پهلوی فاطمه(ع) زد چنانکه او را سخت رنجور ساخت…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم 2/594-584 (اعلمی)و134(محمد باقر انصاری (سلیم بن قیس هلالی م.90)
2- بیت الاحزان /94 و(دارالحکمه ط.اول)117(شیخ عباس قمی م1359)
(5)
فالتفت عمر الی من حوله و قال: اضربوا فاطمه فانهالت السیاط علی حبیبه رسول الله…
عمر به اطرافیانش رو کرد و گفت: فاطمه (ع) را بزنید پس تازیانه‌ها بر حبیبه رسول خدا فرود آمد .
منبع شیعه:
مواقف الشیعه 3/126 (میانجی)
منبع اهل سنت:
موتمر علمای بغداد/137-135 (مقاتل ابن عطیه م525)
(6)
… فرفع السوط فضرب به ذراعها فصاحت یا ابتاه…
… عمر تازیانه را بلند کرد و بر بازوی فاطمه(ع) کوبید در آن هنگام فاطمه(در مقام استغاثه) فریاد زد‌ای پدر…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم2/868- و(تحقیق محمد باقر انصاری)150-387 (مع اختلاف یسیر) (سلیم بن قیس هلالی م90)
2- بحارالانوار28/299 و43/197(علامه مجلسی م.1110)
3- عوالم العلوم 11/401 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
4- مجمع النورین/81 (ابوالحسن مرندی م1349)
5- بیت الاحزان /94 و(ناشر:دارالحکمه)/110-115(شیخ عباس قمی م1359)
(7)
فضربها قنفذ بالسوط علی عضدها فبقی اثره فی عضدها من ذالک مثل الدملوج من ضرب قنفذ ایاها…
پس قنفذ با شلاق بر بازوی آن بانو کوبید و اثر آن بر بازوی او مثل بازوبند باقی ماند…
منبع شیعه :
1- احتجاج 1/83 و(ط.دارالنعمان) 1/109 (طبرسی م560)
2- بحارالانوار28/283 (مع اختلاف یسیر)(علامه مجلسی م.1110)
تازیانه زدن در منابع زیر، نیز آمده است:
1- کتاب سلیم/149 (تحقیق محمد باقر انصاری) (سلیم بن قیس هلالی م90)
2- الهدایه الکبری /408 (الخصیبی م.334)
3- کامل بهائی 1/306(شیخ عماد الدین الطبری م .قرن7)
4- نوادر الاخبار/183(ط.آخر تحقیق انصاری قمی)/208(فیض کاشانی م1091)
5- علم الیقین فی اصول الدین /678 (فیض کاشانی م1091)
6- حلیه الابرار2/668(سید هاشم بحرانی م1107)
7- بحارالانوار28/270 و53/19(علامه مجلسی م.1110)
8-مرآه العقول5/319-320(علامه مجلسی م.1110)
9-عوالم العلوم 11/442 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
10- ماساه الزهراء 2/60-175 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(1)
… فرفع السیف و هو فی غمده فوجا به جنبها فصرخت … فصاحت یا ابتاه…
… عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه (ع)زد،فاطمه (ع) ناله‌ای زد و صدا زد‌ای پدر…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم ( محمد باقر انصاری)2/862-868 (سلیم بن قیس هلالی م90)
2- بحارالانوار28/299 43/19(علامه مجلسی م. 1110
3- عوالم العلوم 11/401 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
4- مجمع النورین/82 (ابوالحسن مرندی م1349)
(2)
… وکان سبب وفاتها ان قنفذا مولی عمر نکزها بنعمل السیف بامره…
(امام صادق(ع) فرمود): … علت شهادت فاطمه (ع) این بود که قنفذ غلام عمر،به دستور اربابش با سر غلاف شمشیر به او زد…
منابع شیعه:
1-دلائل الامامه/134 (ابوجعفر محمد بن طبری م .قرن4)
2- بحارالانوار43/170(علامه مجلسی م. 1110)
3- عوالم العلوم 11/504-411 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
(3)
اخذ عمر عن خالدبن ولید سیفا فجعل یضرب بغمده علی کتفها حتی صارت مجروحه…
عمر از خالدبن ولید شمشیری گرفته و یا غلاف آنقدر برشانه حضرت زهراء(ع) کوبید که مجروح شد…
منابع شیعه:
1- مجمع النورین/82 (ابوالحسن مرندی م1349)
2- الجنه العاصمه1/251(علامه میرجهانی)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفی/816 (عربی)2/575 (رحمانی همدانی)

(1)
فقالت فاطمه:ما تشاء یا عمر؟! فقلت ما بال ابن عمک قد اورک للجواب و جلس من وراء الحجاب؟ فقالت لی طغیانک یا شقی اخرجنبی والزمک الحجه … فقلت دعی الاباطیل و اساطیر النساء …
( عمر می گوید : هنگام هجوم به منزل علی (ع) … فاطمه (ع) گفت چه می خواهی ای عمر؟ گفتم چه شده شوهرت تو را فرستاده پشت درب برای جواب دادن و خودش پشت پرده است (خودش را نشان نمی دهد)؟پس فاطمه (ع) گفت : ای شقی،طغیان تو مرا بیرون آودره و حجت بر تو تمام کرده من گفتم: این اباطیل و افسانه های زنانه را از سرت بیرون کن…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /408 (الخصیبی م.334)
2- بحارالانوار43/170(علامه مجلسی م. 1110)
3- مجمع النورین/82 (ابوالحسن مرندی م1349)
4- بیت الاحزان /12094 (شیخ عباس قمی م1359)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی2/559 (رحمانی همدانی)
(2)
(قال الصادق(ع) للمفصل) : … فقال لها عمر: دعی عنک یا فاطمه حمقات النساء فلم یکن الله لیجمع لکم النبوه و الخلافه …
… عمر به او گفت : فاطمه حماقت زنانه را از خودت دور کن خداوند نبوت و خلافت را برای شما در یک جا جمع نکرده است …
منابع شیعه :
1- الهدایه الکبری /408 (الخصیبی م.334)
2- حلیه الابرار2/668(سید هاشم بحرانی م1107)
3-بحارالانوار43/170(علامه مجلسی م. 1110)
4- عوالم العلوم 11/442 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
5- ماساه الزهراء 2/60 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(3)
قال سلیم:… فنادت وا ابتا وا رسول الله… و عمر یقول :انا لسنا من النساء و رایهنّ فی شی ء…
سلیم می‌‌گوید: … فاطمه(ع) فریاد می‌‌زد که‌ای پدر ،ای رسول خدا.. و عمر می‌‌گفت ما،زن نیستیم و سخنان زنان هیچ اهمیتی ندارد…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم 2/577 (سلیم بن قیس هلالی م90)
2- بحارالانوار28/270(علامه مجلسی م. 1110)
(4)
فلما سمع ابوبکر خطبتها شقّ علیه مقالتها فصعد المنبر وقال ایها الناس ما هذه الرعۀ الی کل قاله؟ این کانت هذه الامالنی فی عهد رسول الله؟… انما هو ثعاله شهیده ذنبه مرب لکل فتنه…
پس چون که ابوبکر خطبه فاطمه(ع) (هنگام اعتراض فاطمه(ع) به رد فدک) را شنید گفته‌های فاطمه(ع) بر او سنگین تمام شد، لذا بر منبر رفت و گفت:‌ای مردم این چه سست عنصری است که در برابر هر سخنی که می‌‌شنوید از شما می‌‌بینم؟ این ادعاها و آرزوها در زمان رسول خدا کجا بود؟… بدرستیکه او(علی ع) روباه ماده‌ای اس تکه شاهدش دم است.او بر پاکننده هر فتنه‌ای است. (ابوبکر می‌‌خواست بگوید که حضرت علی (ع) برای فتنه بپا نمودن حضرت فاطمه(ع) را جلو انداخته و او را شاهد حقانیت خود قرار داده است)
منابع شیعه:
1- مجمع النورین/136 (ابوالحسن مرندی م1349)
2- اللمعه البیضاء /744 (تبریزی انصاری م.1310)
3- بیت الاحزان /152 (شیخ عباس قمی م1359)
4-شبهای پیشاور/640(سلطان الواعظین)
5-فدک فی التاریخ /67(سید محمد باقر صدر)
6- مواقف الشیعه1/477(میانجی)
منبع اهل سنت:
1- السقیفه و فدک /152 و(ط.مکتبه نینوی الحدینه)/102(ابوبکر جوهری م.323)
2- شرح نهج البلاغه 16/215-214(ابن ابی الحدید المعتزلی م656)
(5)
(قال ابوبکر):… هو الذی یقول: کروها جذعه بعد ما هرمت یستعینون بالضعفه و یستنصرون بالنساء کام طحال احب اهلها الیها البغی…
ابوبکر گفت: علی کسی است که می‌‌خواهد جنگ خلافت را از سر بگیرد و می‌‌گوید این موضوع کهنه را پس از آنکه از هم مندرس شده تازه کنید و برای این منظور از زنان کمک و یاری می‌‌طلبد مانند ام طحال(زنی بدکاره در زمان جاهلیت بود که پرچم بدکارگی بر فراز خانه اش نصب نموده بود و لذا ضرب المثل شد) که محبوبترین افراد نزدش زن بدکاره بود…
(قال ابن ابی الحدید: قرات هذا الکلام علی النقیب ابی یحیی جعفر بن ابی یحیی بن ابی زید البصری و قلت له بمن یعرض؟ فقال بل یصرح .قلت لو صرح لم اسالک فضحک و قال:بعلی بن ابیطالب (ع) قلت هذالکلام کله لعلی یقوله قال نعم انه الملک یا بنی قلت فما مقاله الانصاری؟قال هتفوا بذکر علی (ع) فخاف من اضطراب الامر علیه فنها هم)
ابن ابی الحدید گفت،این سخن را برای نقیب ابن یحیی جعفر بن ابن یحیی بن ابی زید بصری خواندم و به او گفتم: ابوبکر به چه کسی اینگونه تصریح و بی پرده سخن می‌‌گوید؟ گفتم اگر ابوبکر تصریح می‌‌کرد لازم نبود که از تو سوال کنم که مقصودش که بوده!پس نقیب خندید و گفت:مقصود ابوبکر،علی بن ابیطالب(ع)است. گفتم آیا تمام آنچه گفته خطاب به علی بن ابیطالب(ع) است؟ نقیب گفت آری دعوای حکومت و خلافت بود‌ای فرزندم. گفتم: دراین میان انصار چه گفتند؟ گفت آنها صدا برای علی بلند کردند اما علی (ع) از اضطراب و اختلاف میان مردم ترسید و آنها را از هر اقدامی نهی کرد.
منبع اهل سنت:
شرح نهج البلاغه 16/214-215 (ابن ابی الحدید المعتزلی م 656)
(6)
… فقال عمر (لابی بکر)… عجبا للناس کیف و لوک امورهم و انت شیخ قد خرفت تجزع لغضب امراه و تفرح برضاها و ما لمن اغضب امراه،و قاما و خرجا…
…(هنگامی که فاطمه زهراء(ع) در بستر افتاده بود و پس زا این که این دو(عمر و ابابکر) را از غضب خود مطلع نمود) عمر به ابابکر گفت: عجب است که مردم چگونه تو را متولی امور خود کرده اند و حال آنکه تو پیرمرد خرفتی شده‌ای که به خاطر غضب یک زن جزغ می‌‌کنی باکی نیست برکسیکه زنی را به خشم درآورد و هردو بلند شده و بیرون رفتند.
منابع شیعه:
1- علل الشرایع (ط.المطبعه الحیدریه فی النجف) /187(شیخ صدوق م.381)
2- بحارالانوار43/204(علامه مجلسی م. 1110)
3- مجمع النورین/144 (ابوالحسن مرندی م1349)
4- بیت الاحزان /187 و(ط.دارالحکمه)/173(شیخ عباس قمی م1359)

(1)
… و اجتمع شیوخ اهل المدینه و اقبلوا الی امیرالمومنین علی (ع) فقالوا له یا اباالحسن ان فاطمه تبکی الیل و النهار فلا احد منا یتهنا بالنوم فی الیل علی فرشنا و لا بالنهار لنا قرار علی اشغالنا و طلب معایشنا و انا نخبرک ان تسالها اما ان تبکی لیلا اونهارا… فقالت یا ابالحسن و ما اقل مکثی بینهم…
… بزرگان مدینه جمع شدند و نزد امیرمومنان(ع) رفتند پس گفتند:‌ای اباالحسن همانا فاطمه(ع) روز و شب گریه می‌‌کند پس هیچ کس از ما شب در رختخواب برای خواب،آرامش ندارد و در روز برای کار وطلب معاش،قرا نداردپس ما به تو می‌‌گوییم تا از او بخواهی که یا روز گریه کند یا شب …پس حضرت فاطمه(ع) فرمودند: یا اباالحسن چه اندک در میان آنها خواهم ماند.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/177(علامه مجلسی م. 1110)
2- مجمع النورین/141 (ابوالحسن مرندی م1349)
3- بیت الاحزان /179(شیخ عباس قمی م1359)
اعتراض به گریه‌های حضرت زهراء(ع) در منابع زیر،نیز آمده است:
1- مناقب آل ابیطالب3/104(ابن شهر آشوب م.588)
2- ضیاء العالمین2/140 (الفتونی م.1138)
3- الحدائق الناظره 4/162(محقق بحرانی م.1186)

(1)
(قال السید شرف الدین)… و خروجها بولدیها فی لمه من نسائها الی البقیع یندبن رسول الل هفی ظل اراکهکانت هناک فلما قطعت بنی لها بیتافی البقیع تاوی الیه للنیاحه یدعی بیت الاحزان.
(امام شرف الدین می‌‌گوید): … او(حضرت زهراء (ع) و دو فرزندش و عده‌ای از زنان در بقیع زیر درختچه‌ای در فراق رسول خدا نوحه سرائی می‌‌کردند چون آن درختچه را قطع کردند علی (ع)برای فاطمه(ع) خانه‌ای در بقیع ساخت که برای نوحه سرائی در آن ماوی می‌‌گرفت. این خانه همان بیت الاحزان نامیده می‌‌شود.
منابع شیعه:
1- النص و الاجتهاد /234 و(ط.آخر)/301-302(سید شرف الدین عاملی م.1377)
2- ماساه الزهراء(ع) 1/348 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(توضیحی درباره بیت الاحزان)
…ثم انه بنی لها بیتا فی البقیع نازحا عن المدینه یسمی بیت الاحزان… (پس از رحلت پیامبر اکرم حضرت فاطمه شبانه روز گریان بودند لذا اهل مدینه از گریه‌های حضرت به امیرمومنان(ع) شکایت کردند)پس امیرمومنان دور از مدینه در بقیع برای حضرت زهراء (س) خانه‌ای ساختند که بیت الاحزان نامیده شد…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/177(علامه مجلسی م. 1110)
2- عوالم العلوم 11/489 (پاورقی)(شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3- بیت الاحزان /و(ط.دارالحکمه)/165(شیخ عباس قمی م1359)
منبع اهل سنت:
وفاء الوفاء 3/918 (سمهودی م.911)
…(و کان هذا البیت یزار فی کل خلف من هذه الامه کما تزار المشاهد المقدسه حتی هدم فی هذه الایام بامر الملک عبدالعزیزبن سعود الجندی لما استولی علی الحجاز و هدم المقدسات فی البقیع عملا بم ایقتضیه مذهبه الوهابی و ذلک سنه 1344 الهجره) و کنا سنه 1339 تشرفنا بزیاره هذا البیت(بیت الاحزان) اذ من الله علینا فی ذالک السنه بحج بیته و زیاره نبیه و مشاهد اهل بیته الطاهرین فی البقیع.
سید شرف الدین می‌‌گوید:و این خانه(بیت الاحزان) در هر نسلی از این امت زیاد می‌‌شد چنانچه مشاهد مقدسه هم چنین بود تا اینکه در همین روزها به دستور ملک عبدالعزیز ابن سعود الجندی هنگامیکه مسلط بر حجاز شد ویران گردید و همین طور مقدسات در بقیع هتک و ویران شد واین به مقتضای مذهب وهابیت وی بود. این واقعه در سال 1344 هجری قمری رخ داد.
در سال 1339 به زیارت این خانه(بیت الاحزان) مشرف شدیم زمانی که خداوند بر ما منت نهاد به زیارت خانه  اش و زیارت پیغمبر و اهل بیت طاهرینش در بقیع.
منبع شیعه:
النص و الاجتهاد /302 و(مطبعه النجف)/ 175(سید شرف الدین عاملی م.1377)
ابن جبیره در اوائل قرن هفتم در سفر خود(به مکه) از بیت الاحزان یا دکرده و می‌‌گوید بعد از قبه عباسیه،خانه فاطمه(ع) بنت رسول الله واقع شده و بنام بیت الاحزان شناخته می‌‌شود و گفته می‌‌شود که اینجا همان خانه‌ای است که بعد از وفات پدرش تا هنگامی که به ایشان ملحق شد درآنجا مسکن گزید و ملازم آنجا بود.
منبع شیعه:
ماساه الزهراء1/237(سید جعفر مرتضی عاملی)

در شان نزول آیه 38 سوره روم: (فآت ذا القربی حقّه )
اهل تسنن از ابن عباس ابی سعید خدری روایاتی را به این مضمون نقل می‌‌کنند:
لمّا نزلت(وآت ذا القربی حقّه) اعطی رسول الله فاطمه فدکاً…
هنگامی که این آیه «به خویشاوندت حقش رابده»نازل شد رسول خدا فدک را به فاطمه(ع) بخشید…
منابع اهل سنت:
1- المطالب العالیه 2/367 (ابن حجر عسقلانی م.285)
2- مسند ابی یعلی 2/534(موصلی م.307″)
3-الجرح والتعدیل1/275(رازی م.327)
4- شواهد التنزیل 1/570-442-4387(حاکم حسکانی م.490)
5- مقتل الحسین 1/70(خوارزمی م.568)
6- میزان الاعتدال 2/288 (ذهبی م.748)
7- درّالمنثور 2/158و5/274-273(سیوطی م.911)
8- کنزالعمال 2/158 (متقی هندی م.975)
9- تفسیر روح المعانی 5/58 (آلوسی بغدادی م.1270)
10- یناییع الموده/119-439-441 (قندوزی الحنفی م.1249)
11- حیاه الصحابه 2/519 (دهلوی هندی)
(1)
ان فاطمه قالت لابی بکر من یرثک؟ فقال ابوبکر: اولادی فقالت فاطمه (س)ایرثک اولادک و لا ارث انا من رسول الله(ص) …
(پس از غصب فدک) فاطمه(ع) نزد ابی بکر آمده و فرمود: چه کسی از تو ارث می‌‌برد؟ ابوبکر گفت: فرزندانم.پس فاطمه(ع)فرمود:آیا اولادت از تو ارث می‌‌برند و من از رسول خدا ارث می‌‌برم؟
منابع شیعه:
1- الصراط المستقم(ط.المکتبه المرتضویه)2/383 (علی بن یونس العاملی م.878)
2- بحارالانوار29/375 (علامه مجلسی م. 1110)
3- النص و الاجتهاد /61 (سید شرف الدین عاملی م.1377)
4-الغدیر 7/239 (علامه امینی)

منابع اهل سنت:
1-الطبقات الکبری(ط.دارصادر بیروت)2/314 (محمد بن سعد بن منبع البصری م.230)
2- مسند احمد(ط.دارصادربیروت)1/10(احمد بن حنبل م.241)
3- تاریخ المدینه(ط.قدس قم)1/198 (نمیری م.262)
4- ترکه النبی و السبل التی وجهها فیه/81(حما بن زید بغدادی م.267)
5- سنن الترمذی(ط.دارالفکر بیروت)3/81 (ابوعیسی ترمذی م.279)
6- فتوح البلدان/38(بلاذری م.279)
7- السقیفه و فدک(ط.شرکه الکتبی )/108(ابوبکر جوهری م.232)
8- السنن الکبری(ط.دارالفکر بیروت)6/302 (بیهقی م.323)
9- المبسوط(ط.دارالمعرفه)12/30 (شمس الدین سرخسی م.483)
10- جامع الاصول10/386 (ابن اثیر م.630)
11-شرح نهج البلاغه 16/218 (ابن ابی الحدید عسقلانی م.656)
12- فتح الباری(ط.دارالمعرفه بیروت)6/140(ابن حجر عسقلانی م.852)
13- کنز العمال(ط. موسسه الرساله)5/585 (متقی هندیم.975)
14- نیل الاوطار(ط.دارالجلیل بیروت)6/196 (شوکانی م.1250)

(2)
عن ععطيه العوفي انه سمع ابابكر يومئذ يقول لفاطمه… واما  فدك ما جعل لك ابوك…
عطيه عوفي مي گويد: از ابوبكر شنيدم كه به فاطمه (ع) مي گويد:فدك را پدرت براي تو قرار نداده است…
منبع اهل سنت:
بلاغات النساء /19 (ابن طيفور م.280)
(3)
… قالت  فاطمه ان ام ايمن تشهد لي ان رسول الله صلي الله عليه و آله اعطاني فدك،فقال لها:… ان هذا المال لم يكن للنبي و انما ن كان مالا من اموال الا مسلمين…
…(وقتي ابوبكر براي اثبا تاينكه پيامبر(ص) فدك را در زمان حيات خود به فاطمه(ع)* بخشيده بود شاهد خواست) فاطمه (ع) به ابوبكر گفت:ام ايمن شهادت مي دهد كه رسول خدا فدك را به من بخشيد.ابوبكر گفت:… اين مال پيامبر نبود(كه ببخشد) بلكه از اموال عمومي مسلمين بود…
منابع اهل سنت:
1- السقيفه و فدك(ط.مكتبه نينوي الحديثه)/101 الي102 (ابوبكر جوهري م.323)
2- شرح نهج البلاغه 16/213 (ابن ابي الحديد معتزري م.656)
(4)
قال عمر بن خطاب:فلما توفيس رسول الله قال ابوبكر انا ولي رسول الله،فجئتما تطلب ميراثك من ابن اخيك و تطلب هذا ميراث امراته من ابيها،فقال ابوبكر:قال رسول الله ما نورث، ما تركنا صدقه…
عمر(به عباس عمومي پيامبر و اميرمومنان) گفت: هنگامي كه رسول خدا(ص)از دنيا رفت،ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم شما دو نفر آمديد و ميراث خود را طلب كرديد. تو (عباس) ميراثت را از پسر برادرت و اين (علي ع) ميراث همسرش از پدرش را طلب نمود،پس ابوبكر گفت كه پيامبر فرموده: كسي از ما ارث نمي برد و اموالي كه به جاي مي گذاريم،صدقه است…
منبع اهل سنت:
صحيح مسلم/ح3302(مسمل م.261)
(5)
ان  فاطمه بنت النبي ارسلت الي ابي بكر تساله ميراثها من رسول الله مما افاء الله عليه بالمدينه و فدك و ما بقي من خمس خيبر …فابي ابوبكر ان يدفع الي فاطمه منها شيئاً.
همانا دختر رسول خدا فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود را از رسول خدا كه شامل في ء مدينه(غنائم جنگي)و  فدك و مابقي خمس خيبر و …بود را از او طلب كرد.اما ابوبكر از اينكه چيزي از اين اموال را به وي پس دهد خودداري كرد.
منابع اهل سنت:
1- مسند احمد/ح52و1/9(احمد بن حنبل م.241)
2- صحيح بخاري /ح3913و5/82(بخاري م.256)
3- صحيح مسلم /ح3304و5/103 (مسلم م.261)
(6)
…فقال اميرالمومنين (ع) : يا ابابكر اما تقرا كتاب الله؟قال: نعم،قال (ع) اخبرني عن قول الله عزوجل(انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) في من نزلت؟ فينا ام في غيرنا؟ قال:بل فيكم،قال (ع)اذن كنت عندالله من الكافرين.قال ولم؟قال(ع)لانك رددت شهاده الله لها بالطهاره و قبلت شهاده الناس عليها كما رددت حكم الله و حكم رسوله ان جعل لها فدكا قد قبضته في حياته…
پس اميرمومنان(ع) فرمود: اي ابوبكر آيا كتاب خدا را نخوانده اي؟ گفت بلي،حضرت فرمود:به من بگو  كه اين فرموده خدا(خداوند هرگونه رجس و ناپاكي را از شما اهل بيت دور كرده) درباره چه كسي نازل شده؟ آيا درباره ما نازل شده يا درباره غير ما؟ ابوبكر گفت: البته كه درباره شما نازل شده،حضرت(ع) فرمود: پس اگر عده اي برعليه حضرت فاطمه(ع)دختر رسول خدا به امر خلافي شهادت بدهند توچه خواهي كرد؟گفت:بر او حد جاري مي كنم كما اينكه برزنان مسلمين هم،چنين مي كنم حضرت علي (ع) فرمود:پس بنابراين تو نزد خدا از كافرين خواهي بود.ابوبكر گفت:چرا؟ حضرت فرمود: براي اينكه تو شهادت خدا را بر طهارت فاطمه(ع) رد كرده اي و شهادت مردم را قبول كرده اي كما اينكه تو حكم خدا و حكم رسول او را بر اينكه فدك ملك فاطمه(ع) بوده و در مزان پيامبر(ص) آنرا گرفته است رد كردي…
منابع شيعه:
1- الاحتجاج 1/122(طبرسي م.560)
2- كنز الدقائق 10/373 (محمد بن محمدرضا  قمي م.قرن11)
منابع ديگر كه در آن،نيز مسئله غصب فدك آمده:
منابع شيعه:
1- الاحتجاج 1/131-139(طبرسي م.560)
2- مناقب آل ابي طالب2/206(ابن شهر آشوب م.588)
3- طرائف /263(سيد بن طاووس م.664)
4-كنز الدقائق 2/378(محمد بن محمد رضا قمي م.قرن11)
منابع اهل سنت:
1- مشكل الاثار 1/47 (طحاوي م.321)
2- السنن الكبري 6/300(بيهقي م.458)
3- شرح نهج البلاغه 6/46(ابن ابي الحديد المعتزلي م.656)
4- البدايه و النهايه 5/285 (ابن كثير م.744)
5- التلخيص 3/154(ذهبي م.748)
6- تاريخ ابن كثير5/289 (ابن كثير م.944)
7- تفسير الوصول الي جامع الاصول 2/46(شيباني م.944)
8- تاريخ الخميس 2/173 (ديار بكري م.966)
9- كنزل العمال 5/584(متقي هندي م.975)
10- المستصفي 1/228(غزالي)

(1)
… فخرجت و الكتاب معها فلقيها عمر فقال ما هذا معك يا بنت محمد قالت: كتاب كتبه لي ابن ابي قحافه‌،قال ارينيه فابت فانتزعه من يدها و نظر فيه ثم تفل فيه و محاه و خرقه…
(در كوچه بني هاشم)…پس حضرت زهراء(ع) خارج شد در حاليكه نوشته با او بودپس عمر در راه به حضرت رسيد پس گفت: اي دختر محمد نوشته اي كه با خود داري چيست؟ فاطمه(ع) فرمود:نوشته اي است كه ابوبكر برايم نوشته است،عمر گفت آن را به من نشان بده،پس فاطمه(ع) ابا كرد پس عمر  آن را از او گرفت و درآنگاه كردپس در آن آب دهان انداخت و آن را پاره كرد…
منابع شيعه:
1- اصول كافي 1/543(كليني م.329)
2- بحارالانوار 48/157 (علامه مجلسي م.1110)
3- نورالثقلين 3/154 (حويزي م.1112)
(2)
قال الصادق(ع):… فخرجت والكتاب معها فلقيها عمر فقال:يا بنت محمد ما هذا الكتاب الذي معك؟فقالت:كتاب كتب لي ابوبكر برد فدك فقال :هلميه الي فابت ان تدفعه اليه … ثم رفسها… ثم لطمها… ثم اخذ الكتاب فخرقه …
(ابوبكر نوشته اي براي فاطمه(ع) در رد فدك نوشت) پس خارج شد فاطمه (ع) در حاليكه آن نوشته با او بود عمر در راه به او رسيد پس گفت:اي دختر محمد(ص) اين نوشته اي كه با خود داراي چيست؟فرمود: نوشته اي است كه ابوبكر در رد فدك نوشته است. پس عمر گفت: آن را به من بده،حضرت زهراء(ع) از دادن آن امتناع كردند… سپس لگدي به حضرت زد…سپس لطمه اي به صورت حضرت زد… سپس عمر نوشته را گرفت و پاره كرد…
منابع شيعه:
1- الاختصاص/185-184(شيخ مفيد م.413)
2- النقض /302(عبدالجليل قزويني م.560)
3- بحارالانوار 29/192 (علامه مجلسي م.1110)
4- جامع النورين /206 (اسماعين سبزواري م.1311)
5- ماساه الزهراء2/64(سيد جعفر مرتضي عاملي)
(3)
قال الصادق (ع) (للمفضل): … و قول عمر هاتي صحيفتك التي ذكرت ان اباك كتبها لك و اخراجها الصحيفله و اخذه اياها منها و نشره لها علي روس الاشهاد من قريش و المهاجرين و الانصار و سائر العرف و تفله فيها و تمزيقه اياها و بكائها…
در حديث مفضلا از امام صادق(ع) آمده است :…و گفتن عمر به فاطمه)ژ(ع) بياور نامه اي را كه گفلتي پدرت به تو داده است(براي فدك). و بيرون آوردن حضرت،نامه را و گرفتن عمر آن را از دست حضرت و گشودن آن نامه،در مقابل قريش و مهاجرين و انصار و ديگر اعراب و آب دهان در آن انداختن و آن را پاره كردن و گريستن آن حضرت (ع)…
منبع شيعه:
بحارالانوار 53/17 (علامه مجلسي م.1110)
(4)
… اخذ(عمر) الكتاب منها قهراً و بصق فيه و خرقه… فقالت:
عليها السلام : بقرت كتابي بقرالله بطنك.
(عمر) نامه فد كرا از حضرت زهراء(ع) به زور گرفت بعد آب دهان برروي آن انداخته و آنرا پاره كرد…پس حضرت فاطمه(ع) فرمود: خداوند شكمت را پاره كند چنانكه نامه مرا پاره كردي.
منابع شيعه:
1- وفاه الصديقه الزهراء/78(عبدالرزاق المقرم م.1403)
2- فاطمه بهجه قلب المصطي 2/527 (رحماني همداني)
منابع ديگر از اهل سنت كه در آن نيز،پاره كردن قباله فدك آمده:
منابع اهل سنت:
1- شرح نهج البلاغه 6/46(ابن ابي الحديد المعتزلي م.656)
2- السيره الحلبيه 3/362(برهان الدين شافعي م.1044)
مقدمه اول :
اموال پیامبر(ص) به قرار زیراست،که طبق قانون ارث به حضرت زهراء (س) منتقل می شود:
اموال حضرت رسول (ص)در هنگام رحلت :
از جهت ارث:
* منزل مادر بزرگوارشان آمنه
* خانه همسرشان حضرت خدیجه
منابع اهل سنت:
1- احکام السلطانیه /186-185 (ابی یعلی م .307)
2- احکام السلطانیه /171 (ماوردی م.450)
از جهت داد وستد :
* زمین منزل شخصی ایشان درمدینه

منبع شیعه :
1- دراسات و بحوث فی التارخی و الاسلام 1/181- 169 ( سید جعفر مرتضی عاملی)
*زمین منزل همسرانشان در مدینه
منابع اهل سنت:
1- طبقات ابن سعد 8/164 (ابن سعد م.230)
2- فتح الباری 6/148(ابن حجر عسقلانی م .852)
3- عمده القاری 15/29 (عینی م.855)
4- ارشاد الساری 5/190 (قسطلانی م.953)
از جهت هدیه :
*اموال مخیریق یهودی مشهور به باغهای هفت گانه
منابع اهل سنت:
1- سیره ابن هشام 2/168-164 (ابن هشام م.218)
2- تاریخ طبری 2/531 (طبری م.310)
3- شواهدا لتنزیل 1/441 (حاکم حسکانی م.490) 
4- تاریخ ابن اثیر 2/162 (ابن اثیر م.630)
5- تاریخ ابن کثیر 4/36 (ابن کثیر م.774)
6- وفاء الوفاء 1/283 و2/989 (سمهودی م.911)
7- مغازی واقدی 1/263-262
*زمینهایی که انصار به رسول خدا(ص) هدیه کردند که در مدینه و اطراف آن بوده است:
منبع اهل سنت :
الاموال /282 (ابوعبید م.224)
از جهت خمس :
*خمس دژهای خیبر
*خمس غنائم جنگهای مختلف
منابع اهل سنت:
1-طبقات ابن سعد 2 و1/77 (ابن سعد م .230)
2-معجم البلدان 4/437 (حموی م.626)
3-وفاءالوفاء 4/1292(سمهودی م.911)
4-خلاصه الوفاء598
5-عمده الاخبار/4098(احمدالعباسی)

از جهت فیء:
*زمینهای بنی نضیر
*قلعه و حصن و طیح
*قلعه سلالم
*زمینهای وادی القری
*سرزمین تیماء
*بازار مهزور
*فدک
منابع شیعه:
1-کنز الدقائق 13/161 (محمد بن محمدرضا قمی م. قرن11)
2- تفسیر برهان 5/235-334(سید هاشم بحرانی م.1107)
3- فدک والعوالی فی الکتاب و السنه /114 (سید محمد باقر حسینی)
منابع اهل سنت:
1-طبقات ابن سعد2/58(ابن سعد م.230)
2-انساب الاشراف 1/336(بلاذری م.279)
3-فتوح البلدان 1/18(بلاذری م.279)
4- تاریخ ابن کثیر 4/203 (ابن کثیر م.774)
5- مغازی واقدی 1/366
توضیح مختصر:
براساس مشهور فقه اهل بیت،زوجه از زمین ارث نمی برد و تمام انی اموال به تنها دخترایشان حضرت فاطمه(ع) منتقل می شود،اما ابوبکر با جعل حدیث ساختگی«نحن معاشر الانبیاء لا نورث» تمام اموال آن حضرت را مصادره و غصب نمود.
مقدمه دوم:
عن ابی بصیر قال ابوجعفر(ع) : الا اقرئک وصیه فاطمه(ع) ؟
قال قلت بلی. قال فاخرج حقا اوسفطا فاخرج منه کتابا فقراه بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد اوصت بحوائطها السبعه: العواف والدلال والبرقه و المثیب والحسنی والصافیه ومام لام ابراهیم الی علی بن ابیطالب…
امام باقر(ع) به ابابصیر فرمودند:آیا نمی خواهی وصیت فاطمه(ع) را برایت قرائت کنم.ابابصیر گفت: البته که می خواهم،پس صندوقچه ای را آوردند و نوشته ای از آن بیرون آوردن دو اینچنین قرائت نمودند:به نام خداوند بخشنده مهربان،این وصیتی  است که فاطمه(ع) دختر محمد رسول خدا (ص) به امیرمومنان(ع) نموده است،به باغهای هفتگانه اش،العواف والدلال و البرقه والمثیب و الحسنی والصافیه وآنچه بری ام ابراهیم بود…
منابع شیعه:
1-اصول کافی 7/48 (کلینی م.329)
2-دعائم الاسلام 2/341و344 (قاضی ابوحنیفه نعمانی م.363)
3-من لایحضره الفقیه4/244(شیخ صدوق م.381)
4-تهذیب الاحکام9/145 (شیخ طوسی م.460)
5-دلائل الامامه /129 (ابوجعفر محمد بن جریر الطبری الامامی م.قرن 4)
6- مختلف الشیعه 6/303 (علامه حلی م.726)
7-بحارالانوار 43/235و100/185 (علامه مجلسی م.1110)
8-الحدائق الناضره 22/183و137(محقق بحرانی م.1186)
9-مستدرک الوسائل 14/54(میرزا حسین نوری م.1320)
(1)
ان فاطمه بنت النبی ارسلت الی ابی بکر تساله میراثها من رسول الله مما افاء الله علیه بالمدینه و فدک و مابقی من خمس خیبر… فابی ابوبکر ان یدفع الی فاطمه منها شیئا
همانا فاطمه (ع) دختر رسول الله (ص) کسی را نزد ابوبکر فرستاد و از او خواست تا ارث خود از پیامبر(ص) را از او طلب کند این مطالبه شامل:فی ء و فدک و باقیمانده خمس خیبر بود… اما ابوبکر از اینکه چیزی ازا ین اموال را به وی پس بدهد خودداری ورزید
منابع اهل سنت:
1- مسند احمد1/10-9 (احمد بن حنبل م.241)
2- صحیح بخاری 5/83-82(بخاری م.256)
3- الامامه و السیاسه 1/30-20(ابن قتیبه م.276)
4-فتوح البلدان/38(بلاذری م.279)
5- تاریخ الامم الملوک(ط.بیروت)2/443 (ط.مطبع الاستقامة بالقاهرة)3/198 و (ط.آخر)3/202 (طبری م.310)
6-مشکل الآثار1/471-48(طحاوی م.321)
7-السنن الکبری(ط.دارالفکر بیروت)6/302 (بیهقی م.323)
8-جامع الاصول لاحادیث الرسول 4/482 (ابن اثیر م.630)
9- التخلیص 3/ 154 (در حاشه کتاب المستدرک علی الصحیحین به چاپ رسیده است (ذهبی م.748)
10- البدایه و النهایه5/285(ابن کثیر م.774)
11- وفاء الوفاء ج2/995(سمهودي م.911)
12-تفسير الوصول الي جامع الاصول من حدیث الرسول ج2/46(شيباني م.944)
13- تاریخ الخمیس 2/173 (دیاربکری م.966)
14-کنزالعمال 5/584(متقی هندی م 975)
(2)
عایشه خانه ای را که در آن سکونت داشت غصب و تصاحب کرد و حال اینکه سهمش ازا ین خانه فقط یک هفتاد ودوم قیمت اموال غیر منقوله است.
منبع اهل سنت:
حلیه الاولیاء 2/49 (ابونعیم اصفهانی م.430)
پیامبر،خانه توست از دفن امام حسن مجتبی(ع) در کنار قبر پیامبر ممانعت می کنی و اگر زنده بمانی روزی سوار بر فیل خواهی شد و فتنه ای بزرگتر بپا خواهی کرد. توصاحب یک نهم از یک هشتم یک هفتاد و دوم سهم زنان پیامبر می باشی و حال آنکه همه آن را برای خود تملک کرده ای.

منابع شیعه:
1- الایضاح /262(فضل بن شاذان م .260)
2- شرح الاخبار (ط.موسسه نشر الاسلامی )2/19(قاضی نعمان مغربی م.363)
3-الارشاد(ط.دارالمفید)2/19 (محمد بن محمد بن نعمان م.413)
4- مناقب آل ابی اطالب(ط.مطبعه الحیدزیه نجف) 3/204 (ابن شهر آشوب م.588)
5- شرح اصول کافی 6/167 (مولی محمد صالح مازندارنی م.1081)
(1)
جبرئیل به پیامبر اکرم(ص) گفت: … اما ابنتک … و یکسر ضلعها…
… اما دخترت… شکسته می شود استخوان پهلویش.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار98/44 (علامه مجلسی م.1110)
2- ماساه الزهراء2/38 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(2)
درروایتی آمده:
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده … المکسوره ضلعها…
سلام بر صدیقه شهیده… که استخوان پهلویش شکسته.
منابع شیعه:
1- اقبال الاعمال (یک جلدی )/625 (ط.مکتب الاعلام الاسلامی 3/166) (سید بن طاووس م.664)
2- بحارالانوار97/200 (علامه مجلسی م.1110)

(3)
… فارسل ابوبکر الی قنفذ اضربها فالجاها الی عضاده بیتها فدفعها فکسر ضلعها من جنبها…
ابابکر قنفذ را فرستاد و به او گفت که فاطمه(ع) را بزن،پس قنفذ فاطمه (ع) را مجبور کرد به سمتی از خانه اش (به لنگه در) پناه ببرد پس قنفذ فاطمه(ع) را پرت کرد (هل داد) پس استخوانی از پهلویش را شکست…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم /153(تحقیق محمد باقر انصاری) (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2-احتجاج1/109 (طبرسی م 560)
3-بحارالانوار43/198 و28/283 (العلامة مجلسی م.1110)
4-مجمع النورین /99 (ابوالحسن مرندی م.1349)
5- بیت الاحزان /115 (شیخ عباس قمی م/1359)
6- ماساه الزهراء2/298 (سید جعفر مرتضی عاملی)
***
درمنابع زیر به عنوان شکسته شدن (استخوان)پهلو اشاره شده است.
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم /151و (ط.آخر.تحقیق محمد باقر انصاری) (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2- امالی صدوق/99-101(شیخ صدوق م .553)
3- بشاره المصطفی /200-197 (محمد بن علی الطبری م.553)
4- ارشاد القلوب 1/295(دیلمی م.771)
5- غایه المرام /48 و (موسسه التاریخ العربی بیروت) 1/170-1 (سید هاشم بحرانی) 6-  بحارالانوار43/198 و28/283 (العلامة مجلسی م.1110)
7-مراه العقول 5/320 (علامه مجلسی م.1110)
8-عوالم العلوم 11/391-392 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
9- مستدرک سفینه البحار 8/619 (شیخ علی نمازی)
10- ماساه الزهراء2/38 (سید جعفر مرتضی عاملی)
منبع اهل سنت:
فرائد السمطین 2/34-25( جوینی م.730
(1)
قال رسول الله (ص) … اللهم العن من ظلمها … و خلد فی نازک من ضرب جنبها (جنبیها)…
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:… خدایا آنان که به فاطمه ام ظلم می کنند لعنت کن و کسانیکه به پهلویش ضربه می زنند به آتش ابدی خود بسوزان…
منابع شیعه :
1- امالی صدوق/99-101(شیخ صدوق م .553)
2- بشاره المصطفی /200-197 و(ط.موسسه النشر الاسلامی)/307(محمد بن علی الطبری م.553)
3- المحتضر/106و (ط.الحیدریه نجف)/110(شیخ عزالدین حلی م.قرن8)
4- غایه المرام /48 و(ط.موسسه التاریخ العربی بیروت)1/170-171(سید هاشم بحرانی م.1107)
5- بحارالانوار28/39 و 43/172-173 و31/620 (علامه مجلسی م .1110)
6-عوالم العلوم11/391-392(شیخ عبدالله بحرینی م.قرن11)
7-بیت الاحزان(ط. دارالحکمه)/48(شیخ عباس قمی م.1359)
8- ماساه الزهراء2/38 (سید جعفر مرتضی عاملی)
منبع اهل سنت:
فرائد السمطین 2/34-35(جوینی م.730)
(2)
… فتقدم الیها و رفسها برجله… و کانت حامله فاوجع جنبها … ثم استندت باحدی یدیها الی الجدار و جعلت الاخری علی جنبها و کرت راجعه الی بیتها و بعدها سقطت علی الارض و نادت(قتلنی عمر).
عمر به سوی حضرت آمد و با پا لگد محکمی به حضرت زد… و حال آنکه فاطمه (ع) باردار بودپس پهلوی فاطمه (ع) را به شدت به درد آورد… سپس با یکی از دو دستش به دیوار تکیه نمود و دست دیگرش را به پهلو گرفت و با همان حالت به خانه بازگشت و درآنجا به زمین افتاد و فریاد زد(عمر مرا کشت)
منبع شیعه:
جامع النورین/ 206 (اسماعیل سبزواری م.1311)

(3)
… فرفع(عمر) السیف و هو فی غمده فوجا به جنبها فصرخت (فاطمه)…
… عمر شمشیر را که در غلاف بود بالا برده و چنان به پهلوی فاطمه(ع) زد که ناله و فریاد حضرت بلند شد…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم 1/862 -868 و(تحقیق محمد باقر انصاری)/150(سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2- کامل بهائی1/306 (شیخ عمادالدین طبری م.قرن 7)
3-بحارالانوار28/299 و43/197 (العلامة مجلسی م.1110)
4-مجمع النورین /81 (ابوالحسن مرندی م.1349)
5- بیت الاحزان /109 (شیخ عباس قمی م/1359)
6- الانوار العلویه /287 (شیخ جفر نقدی م.1370)
7- ماساه الزهراء2/155-165 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(4)
و ضربها قنفذ بالسوط علی متنها فصاحت فاطمه یا ابتاه …
قنفذ با تازیانه بر پهلوی  حضرت زهراء (ع) زد و حضرت با ناله،فریاد زندند ای پدر…
منبع شیعه:
کامل بهائی /306 (شیخ عمادالدین طبری م.قرن7)
(5)
فاخذ عمر سیفه و هو فی قرابه و ضربها به علی جنبیها …
… پس عمر شمشیر را  که در غلاف بود برداشت و با آن،به هر دو پهلوی حضرت زد
منبع شیعه:
کامل بهائی /306 (شیخ عمادالدین طبری م.قرن7)
به منابع زیر هم رجوع شود:
1- نوادر الاخبار/183و(ط.آخر.تحقیق انصاری قمی)/208(فیض کاشانی م.1091)
2- علم الیقین فی اصول الدین/687(فیض کاشانی م.1091)
3- الصوارم الحاسمه فی تاریخ احوالات الزهراء(کمالی استرآبای)
4- نوائب الدهور 3/158 (علامه میرجهانی)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی2 /531رحمانی همدانی)
(1)
… وحینئذ جاء عمر الی قنفذ و اخذ سوطه و ضربها بالسوط علی ظهرها…
… در این هنگام عمر به سوی قنفذ آمد و تازیانه قنفذ را گرفت و بر کمر حضرت زهراء(ع)زد…
منبع شیعه:
ضیاء العالمین(مخطوط)2/60-64 (ال فتونی م.11138)
(2)
فامرعمر،قنفذ بضربها بسوطه فضربها قنفذ بالسوط علی ظهرها … الی آن انهکها…
عمر به قنفذ امر کرد که فاطمه(ع)را با تازیانه بزند.÷س قنفذ با تازیانه بر کمر او زد… و او را بسیار رنجور ساخت.
منابع شیعه:
1- نوادر الاخبار(تحقق انصاری قمی)/183 و(ط.آخر.تحقیق انصاری قمی)/208(فیض کاشانی م.1091)
2- علم الیقین فی اصول الدین/686-688(فیض کاشانی م.1091)
3- بیت الاحزان/117(شیخ عباس قمی .م.1359)
(3)
…فقال له المقداد:ذهبت بنت رسول الله و کان الدم یخرج من ظهرها…بسبب ضربک لها بالسیف و السوط…
مقداد به عمر گفت:دختر رسول خدا(ص) به سبب ضربه شمشیر و تازیانه تو،در حالیکه خون از کمرش جاری بود از دنیا رفت…
منبع شیعه:
کامل بهائی 1/312-313-(314 ط.مرتضوی)(شیخ عمادالدین طبری م.قرن7)
(4)
بعد دفن فاطمه سلام الله علیها من دون علم الخلیفه… جاء(عمر) الی علی (ع) و قال یا بن ابی طالب لا تترکون الحسد القدیم…والیوم تصلی علی فاطمه دوننا،فقال له عقیل رحمه الله و انتم والله لا شدَالناس حسداًواقدام عداوه لرسول الله و اهل بیته ضربتموها بالامس و خرجت من الدنیا و ظهرها بدم وهی غیر راضیه عنکما.
بعد از دفن حضرت فاطمه(ع)که بدون اطلاع ابی بکر بود…عمر به سوی حضرت علی (ع)آمد و گفت‌ای پسر ابی طالب حسادت قدیمی را ترک نمی‌کنید …و امروز بدون ما بر فاطمه نماز می‌‌خوانید پس عقیق(خدا او را رحمت کند) فرمود: به خدا قسم)شما از همه مردم حسودترید و قدیمی ترین دشمنان پیامبر خدا و اهل بیتش هستید.قبل از این فاطمه را زدید و ازدنیا رفت در حالیکه کمرش آغشته به خون بود و او از شما دو تا(عمر و ابوبکر)راضی نبود.
منابع شیعه:
1-کامل بهائی 1/312-313(شیخ عمادالدین طبری م.قرن 7)
2- ماساه الزهراء4/75 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(1)
اخذ عمر عن خالدبن ولید سیفا فجعل یضرب بغمده علی کتفها حتی صارت مجروحه/
عمر از خالدبن ولید شمشیری گرفته و با غلاف(درحالیکه شمشیر دداخل آنبود)آنقدر با شانه حضرت (ع)زد که مجروح شد.
منابع شیعه:
1-ملتقی البحرین/82(ابوالحسن المرندی م.1349)
2- الجنه العاصمه /251(علامه میرجهانی)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفی /816(فارسی)و2/757(عربی)(رحمانی همدانی)

(1)
عصر عمر فاطمه بین الحائط والباب عصره شدیده… و نبت مسمار الباب فی صدرها…
عمر فاطمه(ع)را بین در و دیوار فشار شدیدی داد… ومیخ در به سینه حضرت(ع)فرورفت…
منبع شیعه:
مواقف الشیعه3/126(میانجی)
منبع اهل سنت:
موتمر علماء بغداد/135(مقاتل بن عطیه م.525)
(2)
… ان الاخباریین من الشیعه رووا:ان ابابکر کتب لفاطمه (ص)بفدک کتابا فلما خرجت به وجدها عمر فمد یده الیه لیاخذه مغالبه فمنعته فدفع بیده فی صدرها و اخذالصیفه فخرقها…
… اخباریین شیعه روایت کردند:همانا ابوبکر نامه‌ای درباره فدک برای حضرت فاطمه(ع) نوشت.وقتی حضرت با نامه خارج شد،عمر حضرت را یافت پس دستش را دراز کرد که با خشونت و غلبه بتواند نامه را بگیرد ولی حضرت نگذاشتند و عمر با دستش به سینه حضرت زد و نامه را گرفت وسوزاند.
منبع اهل سنت:
اعلام النساء4/124(عمر رضاکحاله)
(3)
…ونبع الدم من صدرها
… وخون از سینه اش جاری بود…
منبع شیعه:
الکوکب الدری (ط.شریف رضی حیدریه النجف)/194-195

(1)
… ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه
…بدرستیکه عمر در روز بیعت ضربه‌ای به شکم فاطمه(ع) زد…
منابع شیعه:
1- النقض /298(عبدالجلیل قزوینی م.560)
2-احقاق الحق 2/372(حاج نورالله توستری م.1020)
3- عوالم العلوم11/416(شیخ عبدالله بحرینی م.قرن11)
4-بیت الاحزان/124(شیخ عباس قمی م.1359)
منابع اهل سنت:
1- الملل و النحل(مکتبه الا نجلوالمصریه)1/59(شهرستانی م.548)
2-الوافی بالوفیات 6/17 و(ط.آخر 5/347(صفدی شافعی م.764)

(2)
حدیث مفضل از امام صادق(ع): … و رکل عمر الباب برجله حتی اصاب بطنها…
در حدیث مفضل از امام صادق(ع):… عمر با پایش لگدی به در زد،تا اینکه به شکم او اصابت کرد…
منابع شیعه:
1- هدایه الکبری /407(خصیبی م.334)
2- بحارالانوار53/19 (علامه مجلسی م.1110)
3- عوالم العلوم 11/441-443 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
(3)
بعث (ابابکر)الیها عمر حتی ضربها علی بطنها…
(ابابکر)عمر را به سوی حضرت زهراء(ع) فرستاد تا اینکه عمر بر شکم حضرت زد…
منبع شیعه:
اللوامع اللهیه فی المباحث الکلامه /302(الفاضل المقداد السیوری م.826)
***
در منابع زیر به ضربتی که عمر به شکل حضرت زهراء(ع) زده اشاره شده است.

منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /312(خصیبی م.334)
2- تلخیص الشافی 3/156-157(شیخ الطائفة ابوجعفر طوسی م460)
3- النقض /302 (عبالجلیل قزوینی م.560)
4- بحارالانوار53/14 (علامه مجلسی م.1110)

(1)
عن فاطمه الزهراء (ع) قالت:… فاخذ عمر السوط من ید قنفذ –مولی ابی بکر-فضرب به عضدی فالتوی السوط علی عضدی حتی صارکالدملج
از حضرت زهراء(ع) نقل شده که ف رمودند…پس عمر تازیانه را از دست قنفذ-غلام ابی بکر-گرفته و بر بازوی من زد و چنان تازیانه بر بازویم پیچید که اثر آن مانند بازوبند روی بازویم باقی ماند…

منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/348-349 (علامه مجلسی م.1110)
2- مجمع النورین /147 (ابوالحسن مرندی م.1349)
(2)
فی حدیث عن الامام الصادق(ع):…وضرب عمر لها بالسوط علی عضدها حتی صار کالدملج الاسود…
در حدیثی از امام صادق نقل شده… تازیانه زدن عمر،بر بازوی حضرت فاطمه(ع) بگونه‌ای که مانند بازوبند سیاه شد…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /407(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- حلیه الابرار2/652 و(ط.دارکتب العمیه )2/668(سید هاشم بحرانی م.1107)
3- بحارالانوار53/19 (العلامة مجلسی م.1110)
4- نوائب الدهور 3/150(علامه میرجهانی)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی 2/532(رحمانی همدانی)
6- ماساه الزهراء 2/60 (سید جعفر مرتضی عاملی)

(3)
از کتاب سلیم:
… و حالت بینهم(مهاجمین)و بینه(علی ع) فاطمه علیها السلام عند باب البیت فضربها قنفذ المعلون بالسوط فماتت حین ماتت و ان فی عضدها مثل الدملج من ضربته لعنه الله…
… حضرت زهراء (ع) بین هجوم آورندگان و حضرت علی(ع)مانع شد،پس ا دنیا رفت در حالیکه اثر آن بر بازوی او مثل بازوبند باقی ماند…
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم 2/862 (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2- احتجاج1/210-216-83 (طبرسی م 560)
3- بحارالانوار28/270 و43/198 (العلامة مجلسی م.1110)
4- مراه العقول(مع تفاوت یسیر)5/319-320(علامه مجلسی م.1110)
5- عوالم العلوم 11/400(الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
6- مجمع النورین /82 (ابوالحسن مرندی م.1349)
7- بیت الاحزان /94 (شیخ عباس قمی م/1359)

(1)
عن النبی (ص) قال: ابکی من… لطم فاطمه خدها از پیامبر(ص)نقل شده که فرمودند:گریه می‌‌کنم از… سیلی بر گونه فاطمه (ع)…
منبع:
در بخش 1فصل 11 حدیث 1صفحه75 ذکر شده است.
(2)
عن الامام الصادق(ع):… ثم لطمها…
از امام صادق(ع) … سپس سیلی بر او زد…
منابع شیعه:
1- الاختصاص /185 (شیخ مفید م.413)
2- بحارالانوار29/192(العلامة مجلسی م.1110)
در این دو روایت کلمه لطم ذکر شده است از کتب لغت معتبر استفاده می‌‌شود که ماده لطم در موردی به کار می‌‌رود که صورت در اثر ضربه کف دست رنگش کبود(مابین رنگ سیاه و خاکستری )شود.
برای تحقیق در این واژه بیانات بعضی از لغویین مشهور ذکر می‌‌شود:
الف: اللطم الضرب علی الوجه بباطن الراحه
لطم عبارت است از زدن به صورت باکف دست(السان العرب5/500)
ب: ابن الاعرابی:اللطم ایضاح الحمره
لطم عبارت است از آشکار کردن سرخی(لسان العرب 5/500)
ج:تلطم وجهه:اربد(یعنی صورتش کبود شد)(تاج العروس 9/60)
زبیدی در تاج العروس 2/349 می‌‌گوید: الربده بالضم الغبره او لون الی الغبره و قال ابوعبیده لون بین السواد و الغبره(غبره یعنی خاکستری) فی الحدیث کان اذا نزل علیه الوحی اربد وجهه‌ای تغیر الی الغبره

(1)
… حین اقبل(الرجل )یلطم خدها حتی احمرت عینها
آن مرد(عمر) چنان سیلی به صورت فاطمه(ع) زد که چشمان ایشان سرخ شد….
منبع شیعه:
وفاه الصدیقه الزهرا/41(عبدالرزاق المقرم م.1403)
(2)
انهم لما ارادوا الدخول الی بیتها،واخراج علی منه،ارادت ان تحول بینهم و بین ذلک،ضربها قنفذ علی وجهها و اصاب عینها
درآن هنگام که آنها قصد نمودند به خانه ایشان (فاطمه ع) داخل شوند و علی (ع) را خارج نمایند فاطمه(ع) قصد کرد که بین آنها و علی (ع) حائل شود،قنفذ تاریانه را بر صورت حضرت زد و بر چشم ایشان اصابت کرد.
منابع شیعه:
1- سیره الائمه الاثنی عشر 1/132(1/145)(هاشم معروف حسنی م.406)
2- ماساه الزهراء 2/190 (سید جعفر مرتضی عاملی)
3- الهجوم علی بیت فاطمه ع(ط.اول)/126و(ط.ثانی)/122(عبدالزهراء مهدی)
(1)
عن فاطه الزهرا:…فضربنی بیده حتی انتثر قرطی من اذنی…
حضرت زهراء(ع)فرمودند: … پس عمر چنان به من سلی زد که گوشواره از گوشم کنده شد…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /179(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- بحارالانوار30/349 (العلامة مجلسی م.1110)
3- بیت الاحزان (ط.دارالحکمه) /121(شیخ عباس قمی م/1359)
4- ماساه الزهراء 2/48-293 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(2)
قال الصادق(ع):… ثم لطمها،فکانی انظر الی قرط فی اذنها حین نقف…
امام صادق(ع) فرمودند: … سپس (عمر) سیلی به صورت حضرت(ع) زد،گویی به گوشواره گوش می‌‌نگرم،که شکسته شد…
منابع شیعه:
1- الاختصاص /185 (شیخ مفید م.413)
2- بحارالانوار29/192 (العلامة مجلسی م.1110)
3- وفاه الصدیقه الزهرا/67-75(عبدالرزاق المقرم م.1403)
4- ماساه الزهراء 2/64 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(3)
قال عمر:… فصفقتعلی خدیها من ظاهر الخمار فانقطع قرطها و تناثرت الی الارض…
… چنان با دو دست محکم بر صورت فاطمه(ع) سیلی زدم که گوشواره اش کنده شد و روی زمین افتاد.
(این مصیبت دلخراش در کوچه‌های بنی هاشم هم اتفاق افتاده که پیش از این در فصل غصب فدک ذکر شده است)
منابع شیعه:
1- النقض /302 (عبالجلیل قزوینی م.560)
2- بحارالانوار30/294 (العلامة مجلسی م.1110)
3- عوالم العلوم 11/409(الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
4- مجمع النورین /110 (ابوالحسن مرندی م.1349)
5- بیت الاحزان (ط.دارالحکمه) /121(شیخ عباس قمی م/1359)
6- ماساه الزهراء 2/296(سید جعفر مرتضی عاملی)

(1)
…فالتفت عمر الی من حوله و قال: اضربوا فاطمه فانهالت السیاط علی حبیبه رسول الله و بضعته حتی ادموا جسمها.
… عمر نگاهی به اطرافش کرد و به هوادارانش گفت: فاطمه(ع) را بزنید!رداین حال شلاقهائی بر بدن حبیبه و پاره تن رسول خدا وارد آمد تا اینکه بدن او را مجروح و پر از خون نمود…
منبع شیعه:
مواقف الشیعه 3/127(میانجی)
منبع اهل سنت:
موتمر علمای بغداد/181(مقاتل بن عطیه م.525)

(2)
اما انت یا مغیره بن شعبه فانک لله عدو…وانت ضربت فاطمه بنت رسول الله(ص) حتی ادمیتها…
امام حسن مجتبی(ع)به مغیره بن شعبه فرمود:اما تو‌ای مغیره دشمن خدائی…توفاطمه(ع) دختر رسول خدا(ص)را به گونه‌ای کتک زدی،که او را خونین ساختی…
منابع شیعه:
1- احتجاج/137-143 (طبرسی م 560)
2- بحارالانوار44/834 (العلامة مجلسی م.1110)
3- ضیاء العالمین(مخطوط)قریب به همین مضمون را آورده 2/60-64(الفتونی م.1138)
4- فاطمه بهجه قلب المصطفی (ترجمه)/800(رحمانی همدانی)
(3)
قال عقیل لعمر:…ضربتموها بالامس و خرجت من الدنیا و ظهرها بدم
عقیل به عمر گفت:…پیش از این او را (حضرت فازمهع)زدید او از دنیا رفت در حالیکه کمرش آغشته به خون بود.

منابع شیعه :
1- کامل بهائی 1/312-313(شیخ عماد الدین الطبری م .قرن7)
2- ماساه الزهراء 2/175 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(4)
فقال مقداد لعمر:لقد ذهبت بنت رسول الله من الدنیا و کان الدم یخرج من ظهرها و جنبها بسبب ضربک لها بالسیف و السوط…
(هنگامی که عمر جریان دفن مخفیانه فاطمه زهراء (ع)را از مقداد شنید او را زد) مقداد به عمر گفت :دختر رسول الله(ص) از دنیا رفت در حالیکه خون از کمر و پهلوی او جاری بود به سبب ضرب شمشیر و تازیانه‌ای که شما بر او زدید…
منابع شیعه:
1- کامل بهائی /314(ط.مرتضوی) (شیخ عماد الدین الطبری م .قرن7)
2- ماساه الزهراء 2/175 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(1)
مرحوم فیض کاشانی می‌‌نویسد:
فلحقته فاطمه علیها السلام الی المسجد لتخلصه فلم تنمکن من ذلک فعدلت الی قبر ابیها فاشارت الیه بحزن و نحیب و هی تقول:… ابکی مخافه ان تطول حیاتی و خرت مغشیه علیها فضج الناسب بالبکاء و صارالمسجد ماتما.
فاطمه(ع) سریع خود را به علی (ع) رسانید تا او را از چنگال آنان خلاص کند ولی موفق نشد،پس رو به قبر پدر کرد و با اندوه و شیون و گریه شدید،اشاره به آن(قبر مطهر) نمود،در حالیکه می‌‌فرمود:
… گریه ام از این است که می‌‌ترسم زندگی ام طولانی باشد… بعد از این کلمات بیهوش برزمین افتاد،مردم می‌‌گریستند و مسجد ماتمکده شد.
منابع شیعه:
1- علم الیقین فی اصول الدین /686-688(فیض کاشانی م.1091)
2- امام علی (ع)/711(رحمانی همدانی)
(2)
حین ما جروا امیرالمومنین (ص) مع حلس کان مستقرا علیه لزمت فاطمه (ص)… بطرف الحلس تجره و یجر القوم علیا (ص)علی خلافها… اخذ عمر من خالدبن الولید سیفا فجعل یضرب بغمده علی کتفها حتی صارت مجروحه فعل ذلک ثلاث… حتی اغمی علیها ثم افاقت و رات الدار خالیه من علی (ع) …
هنگامی که امیرالمومنین(ع) را با طنابی که به ایشان بسته بودند می‌‌کشیدند،فاطمه(ع) طناب را گرفته به طرف دیگر می‌‌کشد… عمر شمشیر خالدبن ولید را گرفته و سه بار،با غلافش بر کتف حضرت زهراء(ع)زد که کتف ایشان مجروح گردید… تا اینکه آن حضرت از هوش رفت سپس بهوش آمد و دید که خانه از حضرت علی (ع) خالی است.
منبع شیعه:
مجمع النورین /82(ابوالحسن املمرندی م.1349)
(3)
…فتقدم الیها و رفسها برجله… ثم اخذ الکتاب و تفل فیه و مزقه …فلما افاقت فاطمه(ص) علیها نظرت الی الکتاب فی المسجد تلعب بها الریح.
… عمر نزدیک فاطمه(ع)آمد و با لگد محکم بر پهلوی فاطمه(ع) زد و نامه را گرفت و در آن آب دهان انداخت و پاره کرد… وقتی حضرت بهوش آمد،دید باد با تکه پاره‌های نامه فدک در مسجد بازی می‌‌کند.
منبع شیعه:
جامع النورین /206(ابوالحسن المرندی م.1349)
(3)
… فتقدم الیها و رفسها برجله… ثم اخذ الکتاب و تفل فیه و مزقه … فلما افاقت فاطمه(ص) علیها نظرت الی قطعات الکتاب فی المسجد تلعب بها الریح.
… عمر نزدیک فاطمه(ع) آمد و با لگد محکم بر پهلوی فاطمه(ع) زد و نامه را گرفت و در آن آب دهان انداخت و پاره کرد… وقتی حضرت بهوش آمددید باد با تکه پاره‌های نامه فدک در مسجد بازی می‌‌کند.
منبع شیعه:
جامع النورین /206(اسماعیل سبزواری م.1311)
(4)
… در اثر ضربتهائي كه مهاجمان به حضرت زهراء(ع) وارد كردند آن حضرت غش كردند.زماني بهوش آمد كه خانه خالي شده بود و علي (ع) را برده بودند…
منبع شيعه:
جنه العاصمه /458 (علامه ميرجهاني)
***
به منابع زير هم رجوع شود:
منابع شيعه :
1- علم اليقين في اصول الدين/686-688(فيض كاشاني م.1091)
2- نوادر الاخبار /183 و(ط.آخر.تحقيق انصاري قمي) /208 (فيض كاشاني م.1091)
منبع اهل سنت:
الامام علي بن ابيطالب (ع) 1/109(عبدالفتاح عبدالمقصود

(1)
عن الامام الصادق (ع): … (قال عمر لفاطمه الزهراء(ع) فاختاري ان شئت خروجه(الي)لبيعه ابي بكر او احراقكم جميعا (والا احرقكم بالنار) فقالت و هي باكيه اللهم اليك نشكوا قد نبيك و رسولك وصفيك…
در حديث مفضل از امام صادق(ع) : …(عمر به حضرت زهراء(ع) گفت اگر مي خواهي انتخاب كن خروج علي را براي بيعت با ابابكر يا به آتش كشيدن همه شما را، فاطمه در حال گريه فرمود:پروردتگار به تو شكايت مي كنيم از نبودن پيغمبرت و رسولت و برگزيده ات …
منابع شيعه :
1- عوالم العلوم 11/401 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
2- بحارالانوار53/19-18-19 (علامه مجلسی م.1110)
(2)
… فلما شمع القوم صوتها وبكاء‌ها انصرفوا باكين فكادت قلوبهم تتصدع و اكبادهم تنفطر و بقي عمر و معه قوم…
وقتي مردم صداي او (فاطمه ع)و گريه اش را شنيدند،همه گريه كردند و رفتند و نزديك بود قلبشان شكافته شود، اما عمر و هوادارانش همانجا ماندند…
منابع شيعه:
1- بحارالانوار28/356 (علامه مجلسی م.1110)
2- بیت الاحزان /83 (شیخ عباس قمی م/1359)
3- الغدیر5/273(علامه امینی)
4- الامام علی (ع) /709(رحمانی همدانی)
منابع اهل سنت:
1- الامامه و السیاسه 1/30-20(ابن قتیبه م.276)
2- اعلام النساء 4/114-115(عمر رضا کحاله)
(3)
… و سمعتها و قد رخت صرخه حسبتها قد جعلت اعلي المدينه اسفلها…
(عمر در نامه اش به معاوي هضمن بيان لگد زدنش به فاطمه زهراء(ع) نوشت) :… و شنيدم كه او (فاطمه زهراء(ع) فريادي كشيد كه گمان كردم شهر مدينه زيروروشد.
منابع شيعه:
1- بحارالانوار30/294 (علامه مجلسی م.1110)
2- عوالم العلوم 11/409 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3- بیت الاحزان /121 (شیخ عباس قمی م/1359)
(4)
قال الصادق(ع) : لمفضل … و هجوم عمر و قنفذ و خالد و صفقه خدها… و هي تجهر بالبكاء و تقول وا ابتاه وا رسوالله …
امام صادق(ع) فرمودند:و هجوم عمر و قنفذ و خالدبن وليد…كه در اين هنگام فاطمه(ع) بلند مي گريست و مي گفت وا ابتاه وا رسول الله…
منابع شيعه:
1- الهدایه الکبری /407(الخصیبی م.334)
2- حلیه الابرار2/652 و(ط.دارالحکمه الکتب العلمیه)2/668(سید هاشن بحرانی م.1107)
3- بحارالانوار53/19 (علامه مجلسی م1110)
4- عوالم العلوم 11/443-441 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
5- ماساه الزهراء 2/60 (سید جعفر مرتضی عاملی)
6- نوائب الدهور3/150(علامه میر جهانی)
7- فاطمۀ بهجۀ قلب المصطفی(ترجمه)/738- عربی 2/522 (رحمانی همدانی)

(5)
فرفع(عمر) السيف و هو في غمده فوجا به جنبها… فصاحت يا ابتاه…
عمر شمشيرش را كه در غلاف بود بلند كرد و به پهلوي فاطمه(ع) زد،فاطمه (ع)ناله اي زد اي پدر…
منابع شيعه :
1- کتاب سلیم 2/584-594 ( تحقیق محمد باقر انصاری/150-387)(سلیم بن قیس هلالی م.90)
2-  عوالم العلوم 11/409 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3- بحارالانوار28/269-43/197 (علامه مجلسی م1110)
4- مجمع النورین /81 (ابوالحسن مرندی م.1349)
5- بیت الاحزان /109 (شیخ عباس قمی م/1359)
6- ماساه الزهراء 2/155 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(6)
… ثم امسكها خالد و ساقهما عمر و من معه سوقا عنيفا و اجتمع الناس ينظرون وامتلات شوارع المدينه بالرجال و رات فاطمه (ع)ما صنع عمر،فصرحت و ولولت…
… عمر با يارانش آنها را (علي ع و بعضي از يارانش) با خشونت مي كشاندند،كوچه هاي مدينه پر از جمعيت بود همه در آنجا حاضر و نگاه مي كردند،از آن طرف فاطمه(ع) مي ديد كه عمر چه مي كند پس ناله و فغان سرداد و كمك مي طلبيد…
منابع شيعه :
1- بحارالانوار28/222-323(علامه مجلسی م1110)
2- النص والاجتهاد /21(سید شرف الدین عاملی م1377)
3-بیت الاحزان /113 (شیخ عباس قمی م/1359)
منابع اهل سنت:
1- السقیفه و فدک/72 (جوهری م323)
2- شرح نهج البلاغه 6/49-48-57 (ابن ابی الحدید م656)
(7)
… فضربت كفيها بالسوط فالمها فسمعت لها زفيرا و بكاء
(عمر در نامه اش به معاويه نوشت)… با تازيانه به دستهاي فاطمه(ع) زدم آنقدر دستهايش درد گرفت كه صداي ناله و گريه اش بلند شد…

منابع شيعه:
1- بحارالانوار30/293 (علامه مجلسی م1110)
2-عوالم العلوم 11/409 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3- مجمع النورین /110 (ابوالحسن مرندی م.1349)
(8)
عن مولي اسماعيل سبزواري:… فلطمها علي وجهها … فارتفع صوتها بالانين و البكاء…
از مولي اسماعليل سبزواري :… عمر چنان سيلي به صورت فاطمه(ع) زد كه گوشواره اش شكست و ناله و گريه بانو بلند شد…
منبع شيعه :
جامع النورین /206(ابوالحسن المرندی م.1349)
(9)
عن جعفر بن محمد عن آبائه (ع):لما حضرت فاطمه الوفاه بكت فقال لها اميرالمومنين: يا سيدتي ما يبكيك ؟قالت: ابكي ما تلقي بعدي…
از امام صادق(ع) :حضرت زهراء(ع) در لحظات آخر عمرشان شروع به گريه كردند،اميرالمومنين(ع) فرمودند: يا سيدتي چرا گريه مي كني حضرت  فرمودند: گريه ام بخاطر ظلمهايي است كه بعد از من به تو مي رسد.
منابع شيعه:
1- بحارالانوار43/218(علامه مجلسی م1110)
2-بیت الاحزان /192 (شیخ عباس قمی م/1359)
(10)
بعد ايقافهم اميرالمومنين(ع) بين يدي ابي بكر و شكايا فاطمه (ع)الي رسول الله (ص) انها انت انه و قالت: وامحمداه،واحبيباه،واابالقسماه،وا احمداه،واناصراه،واقله ناصراه،واغوثاه،واطول كربتاه،واحزناه،وامصيبتاه،واسوء صباحاه…
بعد از آنكه اميرمومنان را نزد ابي بكر بردند و حضرت زهراء(ع) شكوه هايي از آنها به پيامبر فرموده: با فرياد،ناله زد: اي محمد(ص) به فريادم برس !واي حبيب من!واي اي پدر!اي ابوالقاسم به فريادم برس!اي احمد به فريادم برس!اي ياري كننده به فريادم برس!واي از كمي يار!واي اي فريادرس!واي از طول كشيدن سختيها!واي از اندوه فراوان!واي از براي مصيبتها!واي از براي بدي روزها!
منابع شيعه:
1-علم الیقین فی اصول الدین /686-688 (فیض کاشانی م1091)
2- بیت الاحزان /188 (شیخ عباس قمی م/1359)
3- امام علی (ع)/710(رحمانی همدانی)
به منابع زير هم رجوع شود:
منابع شيعه:
1-علم الیقین فی اصول الدین /686-688 (فیض کاشانی م1091)
2- امام علی (ع)/710(رحمانی همدانی)
(1)
فصاحت يا ابتاه فرفع السوط به ذراعها فنادت يا رسول الله لبئس ما خلفك ابوبكر و عمر …
(در هنگام هجوم به خانه)… پس (فاطمه ع) فرياد زد اي پدر جان پس عمر با تازيانه بر بازوي حضرت زد پس حضرت ندا برآورد اي رسول خدا ببين بعد از شما عمر و ابي بكر چه ظلمهايي  به ما كردند…
منابع شيعه:
1- کتاب سلیم 2/577 ( تحقیق محمد باقر انصاری/150-387)(سلیم بن قیس هلالی م.90)
2- بحارالانوار28/269(علامه مجلسی م1110)
3-جامع النورین /98(ابوالحسن المرندی م.1349)
4- بیت الاحزان /110 (شیخ عباس قمی م/1359)
منابع اهل سنت:
1- موتمر علمای بغداد135-137 ( مقاتل بن عطیه م525 )
2-الامامه والسیاسه1/30(ابن قتیبه م.276)
(2)
قال فاطمه زهراء(ع):يا رسول الله هكذا كان يفعل بجبيبتك وابنتك…
فاطمه زهراء(ع) فرمود:اي پيامبر خدا اين گونه با جگر گوشه و دخترت رفتار شد…
منابع شيعه:
1- بحارالانوار30/294(علامه مجلسی م1110)
2-عوالم العلوم 11/409 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
3-جامع النورین /110(ابوالحسن المرندی م.1349)
4- بیت الاحزان /121 (شیخ عباس قمی م/1359)
(3)
وجعلوا يقودون اميرالمومنين(ع) حتي اوقفوه بين يدي ابي بكر فلحقته فاطمه(ع) الي المسجد لتخلصه فلم يتمكن من ذلك فعدلت الي قبر ابيها فاشارت اليه بحزنه و نحيب …. ثم قالت وا اسفاه عليك يا ابتاه و اثكل حبيبك ابي الحسن الموتمن و ابي سبطيك الحسن و الحسين و من ربيته صغيرا و آخيته كبيرا و اجل احبائك لديك و احب اصحابك عليك اولهم سبقا الي الاسلام و مهاجره اليك يا خير الانام فها هو يساق في الاسر.
بعد از اينكه اميرالمومنين(ع) را به زور نزد ابي بكر بردند و حضرت زهراء(ع)خود را به علي (ع)رسانيد تا ايشان را از دست آنها خلاص نمايد ولي نتوانست چنين كند پس رو به قبر پدرش كرده و با حزن و شيون و گريه شديد به قبر پدر اشاره نموده و بعد از سرودن اشعاري فرمود:
پدر جان واحسرتا بر تو واي بر مصيبت و داغ ابوالحسن حبيب و دوست مورد اعتماد تو و پدر نوه هايت(حسنين ع)،همانكه در كودكي او را پرورش دادي و در بزرگي او را برادر خويش ساختي،بهترين دوست و محبوبترين يارت،اولين مسلمان و هجرت كننده به سويت اي سرور خلق،آنها او را اسير كرده اند.

منابع شيعه:
علم الیقین فی اصول الدین /686-688 (فیض کاشانی م1091)
(4)
قال الصادقع:… فقالت وهي باكيه:اللهم اليك نشكوا فقد نبيك و رسولك و صفيك وارتداد امته علينا و منعهم ايانا حقنا الذي جعلته لنا في كتابك …و هي تجهر بالبكاء و تقول :وا ابتاه وا رسول الله ابنتك فاطمه تكذب و تضرب و يقتل جنين في بطنها…
امام صادق(ع) فرمودند:… پس حضرت زهراء(ع)در حاليكه گريان بودند فرمودند:اي خدا به تو شكايت مي كنم از نبودن پيامبرت و برگزيده ات و مرتد شدن امتش بر ضد ما و منع كردن اينها حق ما را ،همان حقي كه تو براي ما در كتابت قرار داده اي … (بعد از سيلي زدن او) حضرت فاطمه‌(ع) بلند گريه مي كردند و مي گفتند:وا ابتاه،وا رسول الله،دخترت فاطمه تكذيب شده و زده مي شود و فرزند او در شكمش كشته مي شود…
منابع شيعه:
1- الهدایه الکبری /407(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2-حلیه الابرار2/652(سید هاشن بحرانی م.1107)
3- بحارالانوار53/19 (علامه مجلسی م1110)
4- عوالم العلوم 11/441-443 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
5- نوائب الدهور3/149(علامه میر جهانی)
6- فاطمۀ بهجۀ قلب المصطفی2/533 (رحمانی همدانی)
7- ماساة الزهراء 2/60 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(1)
الخطبه الفدكيه:
عن ابي عبدالله جعفربن محمد عن ابيه عن جده علي بن الحسين عن عمته زينب بنت اميرالمومنين علي بن ابيطالب انه لما اجمع ابوبكر و عمر علي منع فاطمه فدكا و بلغها ذلك لاثت خمارها علي راسها واشتملت بجلبابها و اقبلت في لمه من حفدتها ونساء قومها تطا ذيولها،ما تخرم مشيتها مشيه رسول الله حتي دخلت علي ابي بكر و هو في حشد من المهاجرين و الانصار و غيرهم،فنيطت دونها ملاء ه فجلست ثم انت انه اجهش القوم لها بالبكاء.
فالخطبه تشتمل علي محامد الله و المعارف و الاحكام وعلل تشريعها والشكايا و تذمم الامه لا نحرافها بعد رسول الله(ص) ونحن ناتي ببعضها اليسير:
ايها المسلمون ااغلب علي ارثيه،يابن ابي قحافه افي كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابي ؟لقد جئت شيئا فريا(علي الله و رسوله) افعلي عمد تركتم الله و نبذتموه وراءظهوركم اذ يقول: (و ورث سليمان داوود)
خطبه فدك:
امام صادق(ع) از پدر خويش و آن حضرت از امام سجادع و آن حضرت از حضرت زينب(ع)دختر اميرالمومنين علي (ع) نقل كرده اند كه چون عمر و ابوبكر در گرفتن فدك از حضرت  فاطمه(ع) همدستي نمودند واين خبر به آن حضرت رسيد،فاطمه زهراء(ع)مقنعه بر سر نموده و چادر پوشيده و به صورت كشيدند و با جمعي از كنيزان و خويشاوندان و زنان بني هاشم در حاليكه به خطر بلندي لباس،مقداري از آن بر زمين و زير پاي حضرت قرار مي گرفت و راه رفتن ايشان مثل راه رفتن پدرشان رسول خدا بود به طرف مسجد حركت كردند تا اينكه بر ابوبكر وارد شدند در حاليكه او در جمع زيادي از مهاجرين و انصار و غير ايشان بود پس ميان حضرت ابوبكر پرده اي نصب شد و حضرت جلوس فرمودند و ناله اي جانسوز كشيدند چنانكه گريه انصار و مهاجرين را بلند كرد.
پس اين خطبه مشتمل بر حمدها و شكرهاي الهي و معرفت و احكام و علل تشريع بعضي از احكام و شكايتها و مذمت قوم بر انحراف بعد از رسول خدا مي باشد.
و ما به مقدار كمي از آن اشاره مي كنيم:
اي مسلمانان آيا رواست كه از ارث محروم گردم،اي پسر ابي قحافه آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم.هر آينه سخن دروغي به خدا و رسول نسبت دادي.آيا از روي عمد كتاب خدا را ترك كرديد و پشت انداختيد؟! در حاليكه (خداوند) مي فرمايد: و سليمان از داوود ارث برد. (نمل /16)
(اين خطبه سندهاي متعددي دارد كه در منابع شيعه و سني ذكر شده،در بعضي از اين منابع متن كال خطبه يا قسمتي از آن آمده است)
منابع شيعه:
1- تثبیت الامامه /30(امام الزید الیمنی م.298)
2- شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار/36(قاضی نعمان مغربی م.363)
3- دلائل الامامه/117(ابوجعفر محمد طبری م.قرن4)
4- تلخیص الشافی 3/143(شیخ طوسی م.240)
5- الاحتجاج1/131-139(طبرسی م.560)
6- طرائف /263(سید بن طاووس م.664)
7- بحارالانوار29/226 (علامه مجلسی م.110)
8- تفسیر نورالثقلین 2/172و1/450(حویزی م.1112)
9- کنز الدقائق 2/378(محمد بن محمد رضا قمی م.قرن11)
10- عوالم العلوم 11/468 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
11-مجمع النورین /130 (ابوالحسن مرندی م.1349)
12- الغدیر 7/192(علامه امینی)
13- المیزان15/370(علامه طباطبائی)
14- بیت الحزان /121 (شیخ عباس قمی م.1359)
15- مواقف الشیعه 1/463 (میانجی)
منابع اهل سنت:
1- بلاغاه النساء/12(ابن طیفور م.280)
2- السقیفه و فدک/101(ابوبکر جوهری م.323)
3- مروج الذهب2/311 و(ط.آخر)2/304 راجع به غصب فدک اشاره کرده به کتاب اخبار الزمان والاوسط(مسعودی م.346)
4- مناقب اهل بیت/417(ابن مغازلی م.483)
5-شرح نهج البلاغه 16/263 و(ط.آخر)16/251(ابن ابی الحدید معتزلی م.656)
6- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی (ع) 1/161(الباعونی شافعی م.871)
(2)
العلامه المجلسي عن الصدوق و هو باسناده عن عبدالله بن الحسن عن امه فاطمه بنت حسين بن علي بن ابيطالب (ع)قالت،لما اشتدت عله فاطمه بنت رسول الله و غلبها،اجتمع عندها نساء المهاجرين و الانصار فقلن لها يا بنت رسول الله عائفه لدنيا كن قاليه لرجالكن… و شئتهم (شناتهم) بعد ان سبرتهم … و يحهم اني زحزحوها عن رواسي الرساله،و قواعد النبوه و مهبط الوحي (الروح)الامين،و الطبين (الطيبين)بامر الدنيا و الدين،الا ذلك هوالخسران المبين.
علامه مجلسي از مرحوم صدوق و ايشان با اسنادشان از عبدالله بن حسن از مادرش فاطمه دختر امام حسين(ع) نقل كرده كه حضرت فاطمه دختر امام حسين فرمود:در دوران شدت بيماري حضرت زهراء(ع) زنان مهاجر و انصار به عيات حضرت رفتند و به حضرت (ع) گفتند: اي دختر رسول خدا با اين بيماري چگونه صبح كردي؟ پس حضرت (ع) فرمودند:
به خدا سوگند صبح كردم در حاليكه از دنياي شما ناخوشنود و ازمردان شما خشمگين و ناراحتم… و بعد از آنكه آنها را آزمودم از آنان بيزاري جستم… واي بر آنها خلافت را از پايگاه استور رسالت،و پايه هاي محكم نبوت و از انسان آگاه به امور دين و دنيا منحرف كردند و آگاه باشيد اكه اين همان خسران آشكار است.
منابع شيعه:
1- معانی الاخبار/354-355
2- الاحتجاج 1/147
3- دلائل الامامه(ط.موسسه البعثه)/118 و(ط.آخر)/40-41
4- بحارالانوار43/158 و159
5-النص و الاجتهاد(ط.سیدالشهداء)/62
6- ابوهریره (ي.بهمن انتشارات انصاریان)/140
7- کشف الغمه فی معرفه الائمه(ناشر:دارالاضواء بیروت)2/14(ابوالفتح الاربلی م.693)
8- بیت الاحزان/173
9-مواقف الشیعه 1/488
10- فاطمه بهجه قلب المصطفی (ترجمه )/526
منابع اهل سنت:
1- السقیفه و فدک(شرکه الکتبی بیروت)120 (جوهری م323)
2- شرح نهج البلاغه 16/233 (ابن ابی الحدید م656)
3- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی (ع) (ناشر:مجمع احیاء الثقاله الاسلامیه)1/169

مقدمه :
درا ين فصل روايات زيادي از كتب معتبر روائي و تاريخي اهل سنت ذكر شده و همگي گواه بر اين است كه فاطمه زهراء(ع) تا لحظه شهادت برابوبكر و عمر غضبناك بوده و هرگز از آنان راضي نشدند.
در انتهاي اين تحت عنوان تكمل بيان از بسياري منابع معتبر شيعه و سني نقل شده كه غضب فاطمه زهراء(ع) همان غضب پيامبر (ص)و عين غضب خداست.
در نتيجه كسانيكه فاطمه زهراء(ع) را غضبناك كردند خدا و رسولش(ص) را غضبناك نمودند.

(1)
فقال عمر لابي بكر: انطلق بنا الي فاطمه فانا قد اغضبناها… فلم تاذن لهما… قالت فاني اشهد الله و الملائكه انكما اسخطتماني و ما ارضيتماني و لئن لقيت النبي لاشكونكما اليه…
عمر به ابي بكر گفت: بيا به سراغ فاطمه(ع) برويم چرا كه ما او را غضبناك كرده ايم اما حضرت به آنها اجازه عيادت ندادند…
حضرت فاطه(ع) فرمود: همانا من،خدا و ملائكه را گواه و شاهد مي گيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورده و مرا از خود خشنود نساخته ايد و هر گاه رسول خدا(ص) را ملاقات كنم از شما به آن حضرت شكايت خواهم كرد….
منبع شيعه :
بحارالانوار28/357 و29/628(علامه مجلسی م.110)
منابع اهل سنت :
1-  الامامه و السیاسه 1/20-31(ابن قتیبه م.276)
2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)
3- عمر بن الخطاب /88(عبدالرحمن احمد البکری)

(2)
فغضبت فاطمه بنت رسول الله فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتی توفیت…
فاطمه(ع) دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم رفت و از او کناره گیری کرد و آن دوری از ابوبکر پیوسته استمرار یافت تا حضرت از دنیا رفتند…
منابع شیعه:
1- خلاصه عبقات الانوار1/86(آیه الله سید علی میلانی)
2- اضواء علی الصحیحین (ط.پاسدار اسلام)/378(شیخ محمد صادق نجمی)
منابع اهل سنت:
1- مسند احمد(ط.دارصادر بیروت)1/6(احمد بن حنبل م.241)
2- صحیح بخاری (دارالفکر بیروت)4/42 و ح2862(بخاری م.256)
3- السنن الکبری(دارالفکر بیروت)6/300 (مع اختلاف یسیر) (بیهقی م.458)
4- سیره النبویه (ط.دارالمعرفه بیروت)4/576(ابن کثیر م.774)
5- البدایه و النهایه(ط.داراحیاء التراث العربی بیروت)5/306(ابن کثیر م.774)
6- فتح الباری(ط.دارالمعرفه للطباعه و النشر بیروت)6/139(این حجر عسقلانی م.852)
(3)
…فوجدت فاطمه علي ابي بكر في ذلك فهجرته…
فاطمه(ع) بر ابوبكر غضب نمود و با او  قطع رابطه كرد…
منابع شيعه :
1- العمده (ط.جامعه مدرسين)/390(ابن البطريق حلي م.600)
2- الطرائف(ط.الخيام)/285(سيد بن طاووس م.664)
3- شرح اصول كافي(12 جلدي)7/218(مولي محمد صالح مازندراني م.1081)
4- بحارالانوار29/112(علامه مجلسی م.110)
5- مجمع النورین /238(ابوالحسن مرندی م.1349)
6- النص والاجتهاد (ط.سيدالشهداءع) 51و59 (سید شرف الدین عاملی م1377)
7- وصول الاخيار الي اصول الاخبار(ط.الخيام)/169
8- الغدير(ط.دارالكتاب اعربي بيروت) 7/227(علامه اميني)
9- كتاب الاربعين في امامه الائمه الطاهرين(ط.مطبعه الامير )/522(محمد طاهر قمي شيرازي)
10- الامام علي (ع)(ناشر : المنير للطباعه و النشر تهران)/740(رحماني همداني)
11- ابوهريره(ط.بهمن انتشارات انصاريان)/138(سيد عبدالحسين شرف الدين)
12- اضواء علي الصحيحين(ط.پاسدار اسلام )/379(شيخ محمد صادق نجمي)

منابع اهل سنت:
1- الطبقات الکبری(ط.دارصادر بیروت)2/315(محمد بن سعد بن منبع البصری م.230)
2- صحيح بخاري(ط.دارالفكر بيروت)5/82-ح3913-ح6230(بخاري م.256)
3- صحيح مسلم(ط.دارالفكر بيروت) 5/153-ح 3304(مسلم م.261)
4- تاريخ المدينه(ناشر :دارالفكر)1/196(نميري م.262)
5- مشكل الاثار1/47-48(طحاوي م.321)
6- السقيفه و فدك (ط.شركه الكتبي)/107 (ابوبكر جوهري م.323)
7- مسند الشاميين (ط.موسسه الرساله البيروت)4/198 (طبراني م.360)
8- شرح نهج البلاغه 16/218 (ابن ابی الحدیدمعتزلي م.656)
9- سير اعلام النبلاء(ط.موسسه الر ساله )2/121(ذهبي م.748)
10- اعلام النساء(عمر رضا كحاله)
11- صحيح ابن حبان(ط.موسسه الرساله )11/153 و14/573(ابن حيان)
(4)
قال ابن ابي الحديد: والصحيح عندي انها ماتت و هي واجده علي ابي بكر و عمر و انها اوصت الا يصليا عليها…
ابن ابي الحديد گويد نظر صحيح نزد من اين است كه:
همانا فاطمه(ع) از دنيا رفت در حاليكه بر ابي بكر و عمر غضبناك بو دو (اين غضب در حدي بود كه)وصيت كرد آن دو بر او نماز نخوانند…
منبع اهل سنت:
شرح نهج البلاغه 6/50 (ابن ابی الحدیدمعتزلي م.656)
(5)
والله لا ارضي عنكما ابدا حتي القي ابي رسول الله(ص) و اخبره بما صنعتما فيكون هو الحاكم فيكما…
در روايت است كه حضرت زهراء(ع) به اين دو (عمر و ابوبكر)فرمودند:شما مرا به غضب درآورديد و راضي نمي شوم از شما تا اين كه پدرم رسول خدا(ص)را ملاقات كنم و به او خبر دهم از آنچه كه شما انجام داديدپس او درباره شما حكم نمايد…
منابع شيعه:
1- بحارالانوار28/388 (العلامة مجلسی م.1110)
2- بيت الاحزان/186(شيخ عباسي قمي م.1359)
(6)
قال الصادق(ع):فخرجا من عندها (ع) و هي ساخطه عليهما….
امام صادق(ع) فرمودند: آن دو (عمر و ابوبكر) از نزد فاطمه(ع) خارج شدند در حاليكه بر آنها غضبناك بود…
منابع شيعه:
1- دلائل الامامه(ط.موسسه البعثه )/135 (ابوجعفر محمد طبري م. قرن4)
2-بحارالانوار 43/171(علامه مجلسي م.110)
(7)
… فضربني بيده حتي انتثر قرطي من اذني… فهذه امه تصلي علي ؟!
و قد تبرا الله و رسوله منهم و تبرات منهم…
(حضرت زهراء(ع) فرمودند) … او چنان سيلي به صورتم زد كه گوشواره ام از گوشم افتاد.. آيا چنين امتي مي خواهند بر من نماز بخوانند؟!با اينكه خدا و رسولش از آنان بيزارند و من نيز از آنان تبري مي جويم…
منابع شيعه:
1- مجمع النورين /147(ابوالحسن المرندي م.1349)
2- فاطمه بهجه قلب المصطفي 2/513 (رحماني همداني)

« تكميل بيان»
(1). قال رسول الله(ص): فاطمه بضعه مني  فمن اغضبها اغضبني…
از پيامبر اكرم(ص) فاطمه(ع) پاره تن من است،هر كس او را به خشم آورد مرا به خشم در آورده.
منابع شيعه:
1- مناقب آل ابي طالب /112(ابن شهر آشوب م.588)
2- الطرائف /262(سيد بن طاووس م.664)
3- مختلف الشيعه 1/121(علامه حلي م.726)
4- شرح اصول كافي 7/218(مولي محمد صالح مازنداراني م.1081)
5- بحارالانوار29/236 و31/59(علامه مجلسي م.1110)
6- قواعد الاحكام 1/122
7- ارشاد الاذهان 1/143
8- الغدير7/174(علامه اميني)
منابع اهل سنت:
1- صحيح بخاري /ح3483-3437(بخاري م.256)
2- نظم در رالسمطين /176(زرندي حنفي م.750)
3- كنزالعمال 6/220(متقي هندي م.975)
4- فيض القدير 4/142(مناوي م.103)
5- ينابيع الموده 2/52(قندوزي الحنفي م.1294)
6- الاحادوالمثاني 5/361(ابن ابي عاصم)
(2). انما فاطمه بضعه منني يوذيني ما آذاها …
همانا فاطمه(ع) پاره تن من است،هر آنچه او را بيازارد مرا مي آزارد.
منابع شيعه:
1-الايضاح /541(مع اختلاف يسير)(فضل بن شاذان م.260)
2- تثبيت الامامه(ط.دارالامام السجاد)/28(امام الزيد اليمني م.298)
3- اقبال الاعمال (ط.مكتب الاعلام الاسلامي)3/164(سيد بن طاووس م.664)
4-الطرائف(م.الخيام)/262(سيد بن طاووس م.664)
5- كتاب الاربعين(ط.المحقق)/158(محمد طاهر قمي شيرازي)
منابع اهل سنت:
1- صحيح مسلم 7/141 و ح 4483(مسلم م.261)
2- سنن ترمذي 2/319 و 5/360(ابوعيسي ترمذي م.279)
3- الاحاد و المثاني 5/362(ابن ابي عاصم)
(3). قاتل رسول الله لفاطمه : ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك
رسول خدا به فاطمه(ع) فرمود: همانا خداوند به غضب تو،غضب مي كند و به خشنودي تو خشنود مي شود.
منابع شيعه:
1- مسند زيدبن علي (ناشر:دارالحياه بيروت)/459(زيدبن علي م.122)
2- عيون اخبارالرضا(موسسه العلمي بيروت )/51 (شيخ صدوق م.381)
3- امالي صدوق(موسسه البعنه)/467(شيخ صدوق م.381)
4- التعجب(ناشر:مكتبه المصطفوي)/55(الكراجي م.449)
5- امالي طوسي(ناش:دارالثقافه)/427(شيخ طوسي م.460)
6- روضه الواعظين /149(ابوعلي فتال نيشابوري م.508)
7- بحارالانوار 21/279(علامه مجلسي م.1110)
8- الغدير 7/235(علامه اميني)
منابع اهل سنت:
1- مسند ابي يعلي 1/190(موصلي م.307)
2- السقيفه و فدك(ط.شركه الكتبي )/108(ابوبكر جوهري م.323)
3- اسد الغابه 5/522(ابن اثير م.630)
4- مجمع الزوائد(ناشر: دارالكتب العلميه)9/203(علي بن ابي بكر الهيثمي م.807)
5- تهذيب التهذيب 12/441(ابن حجر عسقلاني م.852)
6- الاصابه 8/159 و(ط.دارالكتب العلميه)9/203(علي بن ابي بكر الهيثمي م.807)
7- كنز العمال 7/111و(ط.موسسهن الرساله بيروت)13/674(متقي هندي م.975)
8- ينابيع الموده 2/56(قندوزي الحنفي م.1294)
9- مستدرك علي الصحيحين 3/154(حاكم نيشابوري)
(4). قال رسول الله (ص): ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها.
رسول خدا(ص) فرمودند: همانا خداوند غضبناك مي شود به خاطر غضب فاطمه(ع) و راضي مي شود به خاطر رضاي او.
منابع شيعه:
1- امالي صدوق(ط.موسسه البعثه)/467(شيخ صدوق م.381)
2- عيون اخبار الرضا(ط.موسسه الاعلمي بيروت)1/51(شيخ صدوق م.381)
3- التعجب(ط.مكتبه المصطفي )/55(الكراجي م.449)
4- الاحتجاج(طبرسي م.560)(بحارالانوار از اين منبع نقل كرده)
5-كشف الغمه(ط.دارالاضواء بيروت)2/95(ابوالفتح الاربلي م.639)
6- بحارالانوار43/19-21(علامه مجلسي م.1110)
7- الغدير 7/235(علامه اميني)
منبع اهل سنت :
1- كنز العمال 12/111(متقي هندي م.975)
2- يناييع الموده 2/56(قندوزي الحنفي م.1294)
(5) .قال رسول الله(ص) :فاطه بضعه مني من آذاها فقد اذاني و من آذاني فقد آذي الله و من آذي الله اكبه الله في النار.
رسول خدا(ص) فرمودند:فاطمه(ع)پاره تن من است،كسي كه او را بيازارد مرا آزرده و كسي كه مرا بيازارد خدا را آزرده و كسي كه خدا را بيازارد خدا او ر ابا صورتش در آتش خواهد انداخت.
منبع شيعه:
عوالي اللالي 4/93(احصائي)
به منابع زير،نيز رجوع شود:
منابع اهل سنت:
1- مسند احمد/ح52(احمد بن حنبل م.241)
2- السنن الكبري 6/300(بيهقي م.458)
3- جامع الاصول لاحاديث الرسول 4/482و10/386(ابن اثير م.630)
4-التلخيص 3/154(ذهبي م.748)
5- البدايه و انهاغيه 5/249(ابن كثير م.774)
6- وفاء الوفاء2/995(سمهودي م.911)
7- تفسير الوصول الي جامع الاصول 2/42(شيباني م.944)
8- تاريخ الخميس 2/173(ديار بكري م.966)
9- كنز العمال 5/584(متقي هندي م.975)

(1)
… وهي تقول: و الله لادعون الله عليك في كل صلاه اصليها.
حضرت فاطمه(ع) به ابابكر فرمودند:به خدا قسم تو را در هر نمازي كه بخوانم نفرين خواهم كرد.

منابع شيعه:
1- بحارالانوار28/35721(علامه مجلسي م.1110)
2- عوالم العلوم 11/416(شيخ عبدالله بحراني م.قرن11)
3- مجمع النورين/135(ابوالحسن المرندي م.1349)
3- بیت الاحزان /84 (شیخ عباس قمی م/1359)
منبع اهل سنت:
الامامه و السياسه(انتشارات شريف راضي قم )1/31-20(ابن قتيبه م.276)
(2)
… قالت(فاطمه عليها السلام) و الله لادعون الله عليك
فاطمه(ع) به ابابكر فرمودند: به خدا قسم تو را نفرين خواهم كرد.
منابع اهل سنت:
1- السقيفه و فدك/104(ابوبكر جوهري م.323)
2- شرح نهج البلاغه 16/214(ابن ابی الحدیدمعتزلي م.656

(1)
قالت فاطمه زهراء(ع) لعلي بن ابيطالب(ع) سالتك بحق رسول الله(ص) اذا انا مت ان لا يشهداني و لا يصليا علي .
حضرت فاطمه(ع)به اميرالمومنين(ع) فرمودند: من از تو بحق رسول خدا(ص) مي خواهم بعد از آنكه از دنيا رفتم آن دو نفر (عمر و ابابكر) بر جنازه من حاضر نشوند و بر بدنم نماز نخوانند.
منابع شيعه :
1- علل الشريع 1/177(شيخ صدوق م.381)
2- الاختصاص /185(شيخ مفيد م.413)
3- بحارالانوار 29/193و8/103(چاپ قديم) و30/348(علامه مجلسي م.1110)
4- مجمع النورين /123(ابوالحسن المرندي م.1349)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفي (ترجمه)/771(رحماني همداني)

(2)
شيخ صدوق روايت كرده است كه از امام صادق(ع) پرسيدند: به چه دليل حضرت زهراء (ع) را شبانه دفن كرده و ايشان را در روز به خاك نسپردند؟
امام (ع) فرمودند:
لانها اوصت ان لا يصلي عليها الرجلان الاعرابيان
زيرا كه آن حضرت (ع) وصيت نمود كه آن دو عرب جاهلي (عمر و ابابكر) بر جنازه وي نماز نخوانند.
منبع شيعه:
علل الشرايع/185(شيخ صدوق م.381)
(3)
… ان فاطمه لما حضرتها الوفاه اوصت عليا ان لا يصلي عليها ابوبكر و عمر فعمل بوصيتها…
همانا حضرت فاطمه(ع) هنگام شهادت،به اميرمومنان(ع) وصيت كرد كه عمر و ابابكر بر او نماز نگذارند پس حضرت علي (ع) بوصيت او عمل كرد…
منبع شيعه:
مناقب آل ابي طالب(ط.مطبعه الحيدريه نجف)3/137(ابن شهر آشوب م.588)
(4)
فلما حضرتها الوفاه اوصت الا يصلي (ابابكر)عليها…
چون لحظات احتضار فاطمه(ع) فرا رسيد وصبت كرد كه (ابابكر) به وي نماز نخواند.
منبع شيعه :
بحارالانوار 29/329(علامه مجلسي م.1110)
منابع اهل سنت:
1- السقيفه و  فدك /104(ابوبكر جوهري م/323)
2- شرح نهج البلاغه 16/214(ابن ابي الحديد المعتزلي م.656)
(5)
وردت به الروايات المستفيضه الظاهره التي هي كالتواتر انها اوصت بان تدفن ليلا حتي لا يصلي الرجلان عليها و صرحت بذلك و عهدت فيه…
روايات مستفيضه كه در حد تواتر است دلالت مي كند كه حضرت زهراء(ع)وصيت نمود،وي را شبانه دفن كنند براي انكه آندو مرد(ابوبكر و عمر) بر او نماز نخوانند و به اين خواسته اش تصريح و تاكيد فرمود و بر انجام آن پيمان گرفت.
منبع اهل سنت:
شرح نهج البلاغه 16/281(ابن ابي الحديد معتزلي م.656)
(6)
فلما حضرتها الوفاه اوصت… ولا يدع احدا منهم يصلي عليها…
حضرت فاطمه(ع) در هنگام شهادت به اميرمومنان (ع) وصيت نمودند كه نگذارد احدي از ظالمان بر ايشان نماز گذارد…
منابع شيعه:
1- الاستغاثه 1/10
2- حديث نحن معاشر الانبياء…الشيخ المفيد/28(شيخ مفيد م.413)
در منابع زير،نيز به اينكه آن دو در تشييع و نماز حاضر نشوند اشاره شده است.
منابع شيعه :
1- علل الشرايع(ط.شريعت قم)1/246(شيخ صدوق م.381)
2- تلخيص الشافي(ط.مكتبه العلمين )3/150(شيخ طوسي م.460
(1)
عن ابي عبدالله (ص)… لم تدع احدا ممن آذاها يدخل عليها…
ازا مام صادق (ع)… (فاطمه ع) به هيچ يك از آزار كنندگانش اجازه عيادت نداد.
منابع شيعه:
1- دلائل الامامه /45(ابوجعفر محمد طبري م.قرن4)
2- بحارالانوار 43/170(علامه مجلسي م.1110)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفي 2/575(رحماني همداني)
(2)
عن ابي عبدالله (ع):… فلما مرضت فاطمه(ع) مرضها الذي ماتت فيه اتياها عائدين و استاذنا عليها فابت ان تاذن لهما…
از امام صادق(ع) :… هنگاميكه فاطمه(ع) بيمار شد،همان بيماري كه در آن از دنيا رفت آن دو به بهانه عيادت آمده و اجازه خواستند وارد منزلش شوند ولي او ابا كرد كه به آن دو اجازه دهد…
منابع شيعه:
1- علل الشرايع1/187(شيخ صدوق م.381)
2- بحارالانوار 43/203(علامه مجلسي م.1110)
3- بیت الاحزان /186 و(ط.دارالحكمه)/172(شیخ عباس قمی م/1359)
(3)
… فاستاذنا علی فاطمه فلم تاذن لهما…
… عمر و ابابکر به عیادت فاطمه(ع) رفتند ولی ایشان اجازه ورود ندادند…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار28/388 (العلامة مجلسی م.1110)
2- الغدیر 7/229(علامه امینی)
منابع اهل سنت:
1- الامامه و السیاسه 1/20-31 و(ط.آخر)1/13(ابن قتیبه م.276)
2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)
3-الامام علی بن ابیطالب1 /192(رحمانی همدانی)
4- عمر بن خطاب /88(عبدالرحمن احمد بکری)
(1)
(لما لم تاذن لهما) فاتیا علیا فلکماه فادخلها علیها فلما قعدا عندها حولت وجهها الی الحائط …
(چونکه فاطمه زهراءع به آن دو اجازه عیادت نداد)پس نزد امیرالمومنین(ع) آمده و با ایشان صحبت کردند(بالاخره امیرالمومنین ع به آنان اجازه ورود داد) و آن دو را وارد منزل نمود،اما هنگامی که در مقابل آن حضرت نشستند،آن حضرت صورتش را از آنها به طرف دیوار برگرداند.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار28/357 و31/621 (علامة مجلسی م.1110)
2- الغدیر 7/229(علامه امینی)
منابع اهل سنت:
1- الامامه و السیاسه 1/20-31 و(ط.آخر)1/13(ابن قتیبه م.276)
2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)
3-الامام علی بن ابیطالب1 /192(رحمانی همدانی)
4- عمر بن خطاب /88(عبدالرحمن احمد بکری)
(2)
(لما وردا فی منزلها باذن امیرالمومنین)…حولت وجهها عنهما فتحولا و استقبلا وجهها حتی فعلت مرارا وقالت یا علی جاف الثوب و قالت لنسوه حولها حولن وجهی.
(پس از آنکه از امیرمومنانع طلب وساطت کردند و وارد شدند)حضرت فاطمه(ع) صورتش را از آن دو برگرداند،پس آن دو (عمر و ابابکر)برخواسته و مقابل آن حضرت نشستند تا اینکه چند بار این مسئله (روبرگرداندن فاطمه زهراءع از آن دو)تکرار شد.دراین هنگام حضرت فاطمه(ع) فرمود: یا علی : جامه را روی صورتم برگردان و به زنانی که اطرافش بودند فرمود: روی مرا برگردانید.
منابع شیعه:
1- علل الشرایع (ط.المطبعۀ الحیدریۀ فی النجف) /187(شیخ صدوق م.381)
2- بحارالانوار43/204(علامه مجلسی م. 1110)
3-بیت الاحزان /187 و(ط.دارالحکمه)/173(شیخ عباس قمی م1359)
مقدمه:
« سلام نمودن وجواب سلام دادن به بعضی افراد، در روایات نهی شده است».
از امام صادقع نقل شده: لا تسلموا علی الیهود و لا علی النصاری و لا علی المجوس و لا عبده الاوثان  و…
بر یهودی و نصرانی و مجوس و بت پرستان و … سلام نکنید.
لا تسلم علی شارب الخمر ان مررت به و ان سلم علیک فلا ترد علیه،السلام
اگر بر کسیکه شراب می‌‌آشامد عبور کردی بر او سلام نکن و اگر او بر تو سلام کرد جوابش نده.
(1)
عن الامام الصادق ع فی حکایه ورودهما فی منزلها… فلما وقع بصرهما علی فاطمه سلما علیها فلم ترد علیهما.
امام صادقع در بیان حکایت ورود آن دو (عمر و ابابکر به بهانه عذر خواهی ) به منزل حضرت فاطمه(ع) فرمودند:…وقتی حضرت فاطمه (ع) را دیدند بر ایشان سلام کردند ولی آن حضرت جواب آن دو را ندادند…
منابع شیعه:
1- علل الشرایع1/177 و (ط.المطبعۀ الحیدریۀ فی النجف) /187(شیخ صدوق م.381)
2- بحارالانوار43/203(علامه مجلسی م. 1110)
3- بیت الاحزان /و(ط.دارالحکمه)/172(شیخ عباس قمی م1359)
(2)
فلما قعدا عندها حولت وجهها الی الحائط فسلما علیها فلم ترد علیهما السلام.
در قضیه عیادت… این دو(عمر و ابی بکر) نزد فاطمه (ع) نشستند و سلام کردند لکن فاطمه(ع) جواب سلامشان را نداد.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار28/388 (العلامة مجلسی م.1110)
2-الغدیر 7/229 (علامه امینی)
3-بیت الاحزان /84 (شیخ عباس قمی م/1359)
4- فاطمه بهجه قلب المصطفی (ترجمه )/735 (رحمانی همدانی)
منابع اهل سنت:
1-الامامه و السیاسه 1/13 و(ط.امیر)1/20-31(ابن قتیبه م.276)
2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)
3- الامام علی (ع) /709(رحمانی همدانی
(1)
(عن ابی عبدالله ع فی قضیه عیادتهما عنها (ع) قالت : (لا میرالمومنین ع) و الله لا آذن لهما ولا اکلمهما کلمه من راسی حتی القی ابی فاشکوهما الیه بما صنعاه و ارتکباه منی.
(از ام صادق ع در قضیه عیادت آن دو از حضرت زهراءع نقل شده که) آن حضرت (ع) به امیرالمومنین ع فرمودند: به خدا قسم به این دو(عمر و ابابکر) اذن نمی‌دهم و یک کلام با این دو صحبت نمی‌کنم تا اینکه پدرم را ملاقات کنم و از آنچه این دو انجام دادند و مرتکب شدند هب پدرم شکایت بنمایم.

منابع شیعه :
1- علل الشرایع 1/177 (ط.المطبعۀ الحیدریۀ فی النجف)1 /186(شیخ صدوق م.381)
2- بحارالانوار43/203(علامه مجلسی م. 1110)
3- بیت الاحزان /187 و(ط.دارالحکمه)/173(شیخ عباس قمی م1359)
4- مجمع النورین/143 (ابوالحسن مرندی م1349)
(2)
فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت…
فاطمه (ع) از ابی بکر سخت ناراحت شده و از او دوری کرد و تا زنده بود با وی سخن نگفت …
منابع اهل سنت:
1- المصنف(ط.الاعلمی بیروت)5/472(صنعانی م.211)
2- صحیح بخاری 5/-83 و8/3(بخاری م.256)
3- صحیح مسلم 5/154(مسلم م.261)
4- مسند الشامیین(ي.موسسه الریاسه)4/198(طبرانی م.360)
5- فتح الباری(ط.دارالمعرفه بیروت)6/139(ابن حجر عسقلانی م.852)
6- شرح مسلم (ط.دارالکتاب العربی بیروت)12/77
(3)
… و هجرته فلم تکلمه حتی ماتت (توفیت)…
… فاطمه (ع) تازنده بود با وی (ابوبکر) سخن نگفت …
منابع شیعه:
1- العمده (ط.جامعه مدرسین)/390 (ابن البطریق حلی م.600)
2- الطرائف(ط.الخیام)/258 (سید بن طاووس م.664)
3- کشف الغمه فی معرفه الائمه (ناشر:دارالاضواء بیروت)2/102(ابو ال فتح الاربلی م.984)
4- وصول الاخیار الی اصول الاخبار(ط.الخیام)/69(عبدالصمد العاملی و الد شیخ بهائی م.984)
5- کتاب الاربعین فی امامه الائمه الطاهرین(ط.مطبعه الامیر)/552(محمد طاهر قمی شیرازی م.1098)
6- شرح اصول کافی (2 جلدی)7/218 (مولی محمد صالح مازندرانی م.1081)
7- کتاب الاربعین فی امامه الائمه الطاهرین(ط. مطبعه الامیر)/522 (محمد طاهر قمی شیرازی م.1098)
8- بحارالانوار 29/12 (علامه مجلسی م.1110)
9- مجمع النورین /238 (ابوالحسن المرندی م.1349)
10- النص والاجتهاد (ط.سیدالشهداءع) /51و59 (سید شرف الدین عاملی م1377)
11- الغدیر(ط.دارالکتاب العربی بیروت) 7/227(علامه امینی)

منابع اهل سنت:
1- صحیح بخاری (ط.دارالفکر بیروت)5/82 و ح3913-ح6230(بخاری م.256)
2- صحیح مسلم((ط.دارالفکر بیروت)5/153 وح 3304(مسلم م.261)
3- تاریخ المدینه(ط.قدس قم)1/198 (نمیری م.262)
4-الطبقات الکبری(ط.دارصادر بیروت)2/314 (محمد بن سعد بن منبع البصری م.230)
5-تاریخ الامم الملوک(ط.بیروت)2/443 (ط.مطبع الاستقامة بالقاهرة)3/198 و (ط.آخر)3/202 (طبری م.310)
6- مشکل الآثار1/471-48(طحاوی م.321)
7-السقیفه و فدک(ط.شرکه الکتبی )/108(ابوبکر جوهری م.232)
8- مسند الشامیین(ط.موسه الرساله البیروت)4/198(طبرانی م.360)
9- السنن الکبری(ط.دارالفکر بیروت)6/302 (بیهقی م.323)
10- سیر اعلام النبلاء(ط.موسسه الرساله)2/121(ذهبی م.748)
11- سیره النبویه(ط.دارالمعرفه )4/567(ابن کثیر م.774)
12- البدایه و النهایه(ناشر:داراحیاء التراث العربی بیروت)5/306(ابن کثیر م.774)
13- وفاءالوفاء 2/995-996(سمهودی م.911)
14- صحیح ابن حیان (ط.موسسه الرساله)11/153 و14/573(ابن حبان)
15- شرح مسلم (ط.دارالکتاب العربی بیروت)12/75
(4)
عن فاطمه الزهراء (ع):
… و الله لا اکلم عمر حتی القی الله…
از حضرت زهراءع نقل شده است:
… به خدا قسم تا زنده ام با عمر سخن نخواهم گفت…
منابع شیعه:
1- کتاب الاربعین /155-156(محمد طاهر قمی شیرازی م.1098)
2- بیت الاحزان /113 (شیخ عباس قمی م/1359)
منابع اهل سنت:
1- السقیفه و فدک(مکتبه نینوا الحدیثه)/72 (ابوبکرجوهری م323)
2- کامل ابن اثیر 11/112-113(ابن اثیر م.630)
3-  شرح نهج البلاغه 6/49 (ابن ابی الحدید م656)
4- عمربن خطاب/182(عبدالرحمن احمد البکری)
(5)
قالت فاطمه الزهراء(ع) لابی بکر:
والله لا کلمتک ابدا والله لا هجرتک ابدا…
(حضرت فاطمه(ع) خطاب به ابوبکر فرمودند)
… به خدا قسم با تو هیچ وقت سخن نخواهم گفت و به خدا قسم برای همیشه از تو دوری می‌‌جویم…
منبع اهل سنت:
السقیفه و فدک(مکتبه نینوا الحدیثه)/72 (ابوبکرجوهری م323)
***
در منابع زیر،نیز به تکلم نکردن حضرت(ع) تا آخر عمر،با آن دو اشاره شده است.
منابع اهل سنت:
1- جامع الاصول لاحادیث الرسول4 /482 (ابن اثیر م.630)
2- شرح نهج البلاغه 6/46و16/218و(16/246 نقل مشابه) (ابن ابی الحدید م656)
3- التخلیص 3/154(ذهبی م.748)
4- فتح الباری 6/139(ابن حجر عسقلانی م.852)
6- کنزالعمال 5/584(متقی هندی م 975)
7- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)

(1)
طلب کافور بهشتی:
و عن اسماء بنت عمیس قالت: لما حضرت فاطمهع الوفاه قالت لی : ان جبرئیل اتی النبی (ص) لما حضرته الوفاه بکافور من الجنه فقسمه اثلاثا ثلثا لنفسه و ثلثا لعلی ع و ثلثا لی و کان اربعین در هما فقالت: یا اسماء ایتینی ببقیه حنوط والدی من موضع کذ وکذا فضعیه عند راسی ثم تسجت بثوبها وقالت: انتظرینی هنیهه ثم ادعنی فان اجبتک و الا فاعلمی انی قد قدمت علی ابی …
اسماء بنت عمیس می‌‌گوید: هنگامیکه رحلت فاطمه(ع) نزدیک شد به من فرمود: جبرئیل در موقع رحلت پدرم کافور برایش آورد.پدرم آنرا سه قسمت کرد. یک قسمت را برای خودش برداش،یک قسمت را به علی ع اختصاص داد و قسمت سوم را به من داد و به اندازه چهل درهم بود. من قسمت خود را در فلان جا نهاده ام و اینک بدان نیاز دارم. آنرا برایم حاضرنما! و نزد من بیاور،سپس فرمود: اسماء ساتی صبر کن پس مرا صدا کن اگر جواب ندادم بدان من هم به پدر بزرگوارم ملحق شده ام…
منابع شیعه:
1- کشف الغمه /500(اربلی م.639)
2- بیت الاحزان(ط.فدک قم )/194
(2)
عن عبدالله بن الحسن عن ابیه عن جده ع: ان فاطمه بنت رسول الله (ص) لما احتضرت نظرت نظرا حادا ثم قالت: السلام علی جبرائیل،السلام علی رسول الله،اللهم مع رسولک،اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دارالسلام ثم قالت: اترون ما اری ؟ فقیل لها ما تری؟ قالت: هذه مواکب اهل السموات و هذا جبرائیل و هذا رسول الله و یقول :یا بنیه اقدمی فما امامک خیر لک.
عبدالله بن حسن از جدشع روایت می‌‌کند: که  فاطمه (ع) دختر پیامبر هنگام احتضار نگاه عمیقی به اطراف خویش کرده و فرمود:سلام بر جبرئیل،سلام بر پیامبر خدا،بارخدایا مرا همراه پیامبرت در رضوان جوارت و خانه ات که منزلگاه سلامت است قرارم ده،سپس به حاضران فرمود:آنچه را می‌‌نگرم شما نیز می‌‌بینید؟ پرسیدند: مگر چه می‌‌بینی؟ فرمود: این‌ها انبوه موکب فرشتگان آسمانها و این نیز جبرئیل و آن هم پدرم پیامبر خداست که می‌‌فرماید: دخترم نزد ما بیا که آنچه در پیش رو داری برای تو نیکوتر است.
(3)
و عن زید بن علی ع: ان فاطمه ع لما احتضرت سلمت علی جبرائیل و علی النبی ص و سلمت علی ملک الموت و سمعوا حس الملائکه و وجدوا رائحه طیبه کاطیب ما یکون من الطیب.
از زیدبن علی روایت شده: که حضرت فاطمه (ع)هنگام احتضار به جبرئیل ،و پیامبر اکرم(ص) و عزرائیل سلام کرد. حاضران حس ملائکه و صدای ظریف آنها را شنیدند و بهترین بوی خوش را نیز استشمام نمودند.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/200 (العلامة مجلسی م.1110)
2- بیت الاحزان (شیخ عباس قمی م/1359
(4)
صدا کردن اسماء و پاسخ نشنیدن
قال الروای: فانتظرتها اسماء هنیهه ثم نادتها فلم تجبها فنادت یا بنت محمد المصطفی … یا بنت من کان من ربه قاب قوسین او ادنی قال : فلم تحبها فکشفت الثوب عن وجهها فاذا بها قد فارقت الدنیا فوقعت علیها تقبلها…
پس اسماء لحظاتی حضرت را به حال خودا واگذاشت و بعد صدا زد و جوابی نشنید ؛صدا زد‌ای دختر محمد مصطفی (ص)‌ای دختر کسیکه به پروردگارش چنان قرب پیدا کرد که به درجه قاب قوسین او ادنی رسید؛اما جوابی نیامد!چون جامه را از روی صورت حضرت برداشت مشاهده کرد که ازدنیا رخت بربسته است پس خود را به روی حضرت انداخت و ایشان را می‌‌بوسید…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/186 (العلامة مجلسی م.1110)
2- بیت الاحزان (ط.فدک قم)/194 (شیخ عباس قمی م/1359
(5)
آمدن حسنین (ع) بر بالین مادرشان
… ثم شقت اسماء بنت عمیس جیبها و خرجت فتلقاها الحسن و الحسین ع فقالا:این امنا فسکتت فدخلا البیت فاذا هی ممتده فحرکها الحسین(ع) فاذا هی میته فقال : یا اخاه آجرک الله فی الوالده فوقع علیها الحسن (ع) یقبلها مره و یقول: یا اما کلمینی قبل ان تفارق روحی بدنی،قالت: فاقبل الحسین(ع) یقبل رجلیها و یقول: یا اماه انا ابنک الحسین کلمینی قبل ان یتصدع قلبی فاموت…
سپس اسماء گریبان چاک زده و از خانه بیرون آمد،حسنین (ع) به او رسیده و گفتند : اسماء، مادر ما کجاست؟ وی ساکت شد وجوابی نداد. آنان وارد اتاق شده دیدند مادرشان دراز کشیده،امام حسین(ع) مادرش را تکان داد،دید از دنیا رفته است،فرمود:ای برادر،خداوند تو را در مصیبت مادرمان اجر دهد. امام حسن(ع) خود را برروی مادر انداخته می‌‌بوسید و می‌‌گفت:‌ای مادر با من سخن بگو پیش از آنکه روح از بدنم جدا شود،امام حسین(ع) جلو آمده و پاهای مادر را می‌‌بوسید و می‌‌گفت‌ای مادر من پسرت حسینم با من سخن بگو پیش از آنکه قلبم پاره پاره شود و بمیرم…
منابع شیعه:
1- کشف الغمه /500(اربلی م.639)
2-  بحارالانوار43/200 (العلامة مجلسی م.1110)
3- بیت الاحزان (شیخ عباس قمی م/1359
(6)
از هوش رفتن امیرمومنان(ع) و آمدن ایشان بر بالین حضرت زهراء(ع)
… ثم اخبرا(الحسین ع) علیا (ع) و هو فی المسجد فغشی علیه حتی رش علیه الماء ثم افاقه فحملهما حتی ادخلهما بیت فاطمه و عند راسها اسماء تبکی…
سپس امام حسن و امام حسین(ع) به مسجد رفته و خبر رحلت مادرشان را به امیرمومنان(ع) رساندند حضرت با شنیدن این خبر غش کرده و از هوش رفتند تا اینکه آب بر (صورت) آن حضرت پاشیدند،سپس به هوش آمدند،و به همراه حسنین(ع) به خانه فاطمه (ع) رفتند و دیدند اسماء بر بالای سر آن حضرت(ع) نشسته و گریه می‌‌کند.
منابع شیعه:
1- کشف الغمه /500(اربلی م.639)
2-  بحارالانوار43/187 (علامة مجلسی م.1110)
3- بیت الاحزان /195
(7)
وصیتنامه حضرت زهراء (ع)
… فکشف علی (ع): عن وجها فاذا برقعه عند راسها فنظر فیها فاذا فیها: بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمه بیت رسول الله (ص) و هی تشهد ان الا اله الا الله و ان محمد عبده و رسوله و ان الجنه حق والنار حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور ی اعلی انا فاطمه بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا والاخره انت اولی بی من غیری حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل و صل علی وادفنی باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامه.
… پس حضرت علی (ع) جامه را از روی صورت حضرت فاطمه (ع) کنار زد رقعه‌ای را دید که در آن نوشته شده بود:
به نام خداوند بخشنده مهربان،این (وصیتنامه‌ای ) است که فاطمه دختر رسول خدا (ص) به آن وصیت نموده است ،و او گواهی می‌‌دهد که الهی جز الله نیست و اینکه محمد(ص) بنده و فرستاده او است،و اینکه بهشت حق است و دوزخ حق است و رستاخیز فرا می‌‌رسد و هیچ شکی در ان نیست و خداوند آنان را که در قبول هستند بر می‌‌انگیزد.‌ای علی (ع)!من فاطمه دخت محمد(ص) هستم خداوند مرا به تزویج تو درآوده تا آنکه در دنیا و آخرت همسر تو باشم. تو از دیگران به من سزاوارتری،مرا شب حنوط کن و غسل بده و شبانه کفن کن و بر من نماز بگزار و شب مرا به خاک بسپار و هیچ کس را باخبر مکن!و تو را به خدا می‌‌سپارم و سلام مرا به فرزندانم تا روز قیامت برسان.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/214 (علامة مجلسی م.1110)
2-بیت الاحزان (ط. فدک قم) /195(شیخ عباس قمی م.1359)
(8)
الکلینی عن محمد بن یحیی عن العمرکی بن علی عن علی بن جعفر عن اخیه ابی الحسن (ع) قال: (ان فاطمه(ع) صدیقه شهیده)…
کلینی از محمد بن یحیی از عمر کی بن علی از علی بن جعفر از برادرش حضرت امام ابالحسن موسی الکاظم (ع) نقل کرده که چنین فرمود: به درستی که فاطمه (ع) صدیقه شهیده است.
منابع شیعه:
1- اصول کافی 1/458(کلینی م.329)
2- منتقی الجمان 1/224(شیخ حسن صاحب المعالم م.1011)
3- مسائل علی بن جعفر /325
4- الحدائق الناظره 3/296(محقق بحرانی م.1186)
(9)
فی زیاره سیدتنا فاطمه الزهراء(ع):
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
در زیارت فاطمه زهراء(ع) آمده: سلام بر تو‌ای صدیقه شهیده

منابع شیعه:
1- من لا یحضره الفقیه2/573 (شیخ صدوق م.381)
2- تهذیب الاحکام 6/10(شیخ طوسی م.460)
3- مصباح المتهجد /711(یخ طوسی م.460)
4- اقبال الاعمال 3/163(طبع یک جلدی /624-625)(سید بن طاووس م.664)
5- الجامع العباسی /170(شیخ بهائی م.1031)
6- بحارالانوار 97/195(علامه مجلسی م.1110)
7- الحدائث الناظره 17/429(محقق بحرانی م.1186)
(10)
السلام علی البتوله الشهیده ابنه نبی الرحمه
سلام بر بتول شهیده دختر پیامبر رحمت
منابع شیعه:
1- المزار/82(شیخ مفید م.413)
2- المهذب1/277(قاضی ابن براج .481)
3- بحارالانوار43/214 (علامة مجلسی م.1110)

(11)
السلام علیک ایتها البتول الشهیده
سلام بر تو‌ای بتول شهیده
منابع شیعه:
1-  المزار/179(شیخ مفید م.413)
2- بحارالانوار97/197(علامة مجلسی م.1110)
(12)
قال النبی (ص) … فتکون اول من یلحقنی من اهل بتی فتقدم علی محزوته مکروبه مغمومه مغصوبه مقتوله…
پیامبر(ص) فرمودند: … و(فاطمه زهراءع) اولین فرد از خاندانم است که به من ملحق می‌‌شود با حزن و غم و اندوه در حالیکه به شهادت رسیده است…
منابع شیعه:
1- الفضائل ابن شاذان/10(ابن شاذان م.260)
2- بشاره المصطفی /200-197 و(ط.موسسه نشر اسلامی)/307(محمد بن علی الطبری م.553)
3- امالی صدوق(ط. موسسه بعثت)/176 و(ي.دیگر)/99-101(شیخ صدوق م .553)
4- بحارالانوار28/39 و31/620 و43/173(علامة مجلسی م.1110)
5- عوالم العلوم 11/392 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
6- اللمعه البیضاء/854(تبریزی انصاری م.1310)
7- بیت الاحزان /48(شیخ عباس قمی م.1359)
(13)
عن سلمان سلام الله وعبدالله بن العباس:… فلم تزل صاحبه فراش حتی ماتت من ذلک شهیده.
از سلمان(سلام خدا بر او باد) و عبدالله بن عباس نقل شده:… سپس (فاطمه ع)پیوسته در بستر افتاده بود تا بر اثر آن (ضربات شهید) از دنیا رفت.
منابع شیعه:
1- کتاب سلیم/151 (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2-احتجاج 1/109(طبرسی م.560)
3- بحارالانوار 43/198 و28/284 (علامه مجلسی م .1110)
4- مجمع النورین /82 (ابوالحسن مرندی م.1349)
5- بیت الحزان /116 (شیخ عباس قمی م.1359)
6- الانوار العلویه /287(شیخ جعفر نقدی م.1370)

(14)
… ماتت شهیده
… از دنیا رفت در حالیکه شهیده بود
منبع شیعه:
بیت الاحزان /27 (شیخ عباس قمی م/1359)
***
در منبع زیر،نیز به کلمه مقتوله اشاره شده است
المحتضر/109(شیخ عزالدین حلی م.قرن8)

(1)
تغسیل و آب ریختن اسماء بنت عمیس
و قالت اسماء: اوصت الی فاطمهع ان لا یغسلها اذا ماتت الا انا و علی ع ،فاعنت علیا علی غسلها
اسماء می‌‌گوید: فاطمه(ع) به من وصیت فرمود که او را فقط من و علی (ع) غسل دهیم پس من امیرالمومنین(ع) را در غسل دادن فاطمه(ع) کمک کردم.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار 43/184-186 (علامه مجلسی م .1110)
2- بیت الاحزان (ط.فدک قم) /196(شیخ عباس قمی م/1359)
(2)
سئل ابوعبدالله (ع) عن فاطمه(ع) من غسلها؟ فقال : غسلها امیرالمومنین(ع) لانها کانت صدیقه لم یکن لیغسلها الا صدیق…
از امام صادق(ع) سوال شد که حضرت فاطمه (ع) را  چه کسی غسل داد؟ حضرت فرمودند: فاطمه(ع) را امیرمومنان(ع) غسل دادند،زیرا که فاطمه،صدیقه بود و صدیقه را فقط صدیق باید غسل دهد.
منابع شیعه:
1- مناقب ابن شهر آشوب3/364(ابن شهر آشوب م.588)
2- بحارالانوار43/184(علامه مجلسی م.1110)
3- مستدرک الوسائل 2/185(میرزای نوری)

(3)
وداع حسنین و زینبین(ع) با مادرشان
قال علی (ع)… و کفنتها و ادرجتها فی اکفانها فلما هممت ان اعقد الرداء نادیت یا ام کلثوم یا زینب یا سکینه یا فضه یا حسن یا حسین هلموا تزودوا من امکم فهذا الفراق و اللقاء فی الجنه فاقبل الحسن و الحسین (ع) هما ینادیان وا حسرتا لا تنطفی ابدا من فقد جدنا محمد و امنا فاطمه الزهراء…
حضرت علی (ع) می‌‌فرمایند:… فاطمه را کفن کردم و پیش از آنکه بند کفن را ببندم صدا زدم‌ای ام کلثوم،ای زینت،ای فضه،ای حسن،ای حسین،بیایید و از مادرتان بهره بگیرید که لحظه جدایی فرا رسیده و دیدار در بهشت خواهد بود؛حسنین جلو آمده و می‌‌گفتند: آه و افسوس همیشگی از فقدان جدمان محمد(ص) و مادرمان فاطمه زهراء(ع)…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/179(علامه مجلسی م.1110)
2- بیت الاحزان(ط.فدک قم) /197 (شیخ عباس قمی م/1359)

(4)
تکلم حسنین (ع) با مادرشان
… یا ام الحسن یا ام الحسین اذا لقیت جدنا محمدا المصطفی فاقرایه منا السلام و قولی له: انا قد بقینا بعدک یتیمین فی دارالدنیا فقال امیرالمومنین(ع) انی اشهدالله انها قد حنت و انت و مدت یدیها و ضمتهما الی صدرها ملیا و اذا بهاتف من السماء ینادی: یا اباالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا والله ملائکه السماوات…
امام حسن و امام حسین (ع) می‌‌گفتند:‌ای مادر هنگامیکه جدمان را ملاقات کردی سلام م ارا به او برسان و به آن حضرت بگو ما بعد از تو در دنیا یتیم شدیم.امیرمومنان (ع) می‌‌فرماید:من گواهی می‌‌دهم که در آن لحظه فریاد و ناله فاطمه(ع) بلند شد دستهای خود را بلند کرده و حسنین (ع) را در آغوش کشید و به آهستگی به سینه چسبانید،دراین هنگام هاتف غیبی صدا زد‌ای اباالحسن(ع) حسنین(ع) را از روی سینه زهراء(ع) بردار به خدا سوگند فرشتگان آسمان را به گریه انداختند…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/179(علامه مجلسی م.1110)
2- بیت الاحزان(ط.فدک قم) /197 (شیخ عباس قمی م/1359)

(1)
و فی روایه روضه الواعظین قال: فلما ان هدات العیون و مضی شطر من اللیل اخرجها علی و الحسن و الحسین(ع) و عمار والمقداد و عقیل و ابوذر و سلمان صوا علیها ودفنوها فی جوف اللیل …
پس هنگامی که مقداری از شب گذشت و چشمها به خواب رفت حضرت علی و حسن و حسین(ع) و عمار و مقدار و عقیل و ابوذر و سلمان پیکر مطهر حضرت فاطمه(ع) را بیرون آوردند و بر آن نماز خوانده و در تاریک شب به خاک سپردند.
منبع شیعه:
بیت الاحزان(ط.فدک قم) /198 (شیخ عباس قمی م/1359)
(2)
و فی روایه: فلما قضت نحبها (ص) و هم فی ذلک فی جوف اللیل اخذ علی (ع) فی جهازها من ساعته کما اوصته فلما فرغ من جهازها اخرج علی (ع) الجنازه و اشعل النار فی جرید النخل و مشی مع الجنازه بالنار حتی صلی علیها و دفنها لیلا…
در روایتی آمده :
بعد از آنکه حضرت زهراء(ع) شهید شدند طبق وصیت آن حضرت،امیرالمومنین(ع) شبانه مشغول غسل و کفن و دفن او شد،بعد از تکمیل غسل و کفن،جنازه را از خانه بیرون آورد و چند شاخه از درخت خرما را آتش زده و جلوی جنازه حرکت داد تا اینکه بر او نماز خوانده و شبانه دفن کرد…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/204(علامه مجلسی م.1110)
2- فاطمه بهجه قلب 2/584(عربی)(رحمانی همدانی)
(3)
روی انه لما صار بها الی القبر المبارک خرجت یدفتنا ولتها وانصرف…
روایت شده: هنگامی که بدن حضرت زهراء(ع) سرازیر قبر مبارک شد دستی بیرون آمد و حضرت را گرفته و برگشت …
منابع شیعه:
1- بحارالانوار43/184(علامه مجلسی م.1110)
2- فاطمه بهجه قلب 2/584(عربی)(رحمانی همدانی)

(4)
سئل امیرالمومنین(ع) عن عله دفنه لفاطمه بنت رسول الله(ص)  لیلا؟ فقال: انها کانت ساخطه علی قوم کرهت حضورهم جنازتها و حرام علی من یتولاهم ان یصلی علی احد من ولدها.
صدوق با ذکر سند روایت می‌‌کند که از امیرمومنان(ع) درباره علت دفن شبانه حضرت زهراء(ع) سوال شد.فرمود: آن حضرت از عده‌ای که بر انان خشمناک بود رضایت نداشت که بر جنازه اش حاضر وند و بر او نماز بخوانند و همچنین بر کسانی که آنان را پذیرفهت و حکومتشان را قبول دارند حرام است که بر فرزند فاطمه(ع) نماز بخوانند.
منابع شیعه:
1- امالی صدوق  (ط.موسسه البعثه)/755(شیخ صدوق م .381)
2- بحارالانوار31/620 و43/209 و78/387 (علامه مجلسی م1110)
3-عوالم العلوم 11/284 (شیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
4- مستدرک الوسائل 2/289(میرزا حسین نوری طبرسی م.13230)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی 2/584 (رحمانی همدانی)

(5)
…ثم قالت اوصیک… و ادفنی فی اللیل اذا هدات العیون و نامن الابصار…
سپس (حضرت فاطمه ع) فرمود:تو را وصیت میکنم… و مرا شبانه در آن هنگام که دیده‌ها به خواب رفت،و چشم‌ها بسته شد دفن کن…
منابع شیعه:
1- روضه الواعظین /151(ابوعلی القتال النیشابوری م.508)
2-بحارالانوار43/192(علامه مجلسی م1110
3- مجمع النورین /150 (ابوالحسن مرندی م.1349)
4-بیت الاحزان(ط.مکتبه الفدک قم) /192 (شیخ عباس قمی م/1359)
5- فاطمه بهجه قلب المصطفی 2/551 (رحمانی همدانی)
(6)
از امام حسین (ع) … فلما حضرتها الوفاه وصت امیرالمومنین یتولی امرها و یدفنها لیلا…
… حضرت زهراء(ع) در لحظات آخر عمر مبارکشان به امیرمومنان(ع) وصیت فرمودند: که عهده دار امر ایشان باشند و او را شبانه به خاک بسپارندو…

منابع شیعه:
1- الا ستغاثه 1/11(ابوالقاسم الکوفی م.352)
2- شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار(ط.موسسه نشر اسلامی)3/70(قاضی نعمان مغربی م.363)
3- حدیث نحن معاشر الانبیاء شیخ مفید(ط.دارالمفید بیروت)/28(مع اختلاف یسیر) (شیخ مفیدم.413)
4- امالی شیخ مفید(ناشر: جامعه المدرسین قم)/281 (شیخ مفید م.413)
5- امالی طوسی /109(شیخ طوسی م.460)
6- بشاره المصطفی(ناشر:موسسه نشر اسلامی) /396(محمد بن علی الطیری م.553)
7- بحارالانوار 43/311(علامه مجلسی م.1110)
(7)
فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها…
هنگامیکه (فاطمه ع) از دنیا رفت علی وی را شبانه دفن نمود و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه او نماز گزارد…
منابع شیعه:
1- شرح اصول كافي7/405(مولي محمد صالح مازندراني م.1081)
2- مناقب آل ابیطالب3(ط.مطبعه الحیدریه فی النجف)3/137(ابن شهر آشوب م.588)
3- العمده(ط.موسسه نشر اسلامی قم)/390-391(ابن البطریق حلی م.600)
4- الطرائف/358(سیدبن طاووس م.664)
5- کتاب الاربعین فی امامه الائمه الطاهرین/522(محمد طاهر قمی شیرازی م.1098)
6- بحارالانوار 28/312(علامه مجلسی م.1110)
منابع اهل سنت:
1- صحیح بخاری /ح3913(بخاری م.256)
2- صحیح مسلم(به همین مضمون)/ح 3304(مسلم م.261)
3- السقیفه و فدک(ط.شرکه کتبی نینوا)5/307 (جوهری م323)
4- البدایه و النهایه(ط.داراحیاء التراث العربی بیروت)5/307(ابن کثیر م.774)
(8)
… دفنها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر
… علی (ع) فاطمه(ع) را شبانه به خاک سپرد و ابوبکر را مطلع نکرد…
منبع اهل سنت:
تاریخ طبری 2/448-348 و (ط.آخر تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم)3/308 (طبری م.310)
دفن شبانه در منابع زیر،نیز ذکر شده است.

منابع شیعه:
1- بحارالانوار 43/93 و29/193(علامه مجلسی م.1110)
2- الاختصاص /184-185 (شیخ مفید م.413)
3- وفاه الصدیقه /75(عبدالرزاق مقرم م.1043)
4- فاطمه بهجه قلب المصطفی (ترجمه)/771 (رحمانی همدانی)
5- ماساه الزهراء 2/64 (سید جعفر مرتضی عاملی)
6- المجالس السنیه فی مناقب و مصائب القره النبویه 2/123
7- کشف الغمه 2/128
8- تلخیص الشافی(ط.مکتبه العلمین) 3/150 (شیخ طوسی م460)
منابع اهل سنت:
1- المصنف 3/521(ابن ابی شیبه م.235)
2-تاریخ المدینه1/197(نمیری م.262)
3- الانساب الاشراف 2/34(بلاذری م.279)
4-مشکل الآثار1/471-48(طحاوی م.321)
5-السقیفه و فدک(ط.شرکه الکتبی )/104-107ابوبکر جوهری م.232)
6- مستدرک علی الصحیحین 3/162(حاکم نیشابوری م.405)
7- شرح نهج البلاغه 16/217-218-214(ابن ابی الحدید معتزلی م.656)
8- سنن الکبری 6/300(بیهقی م.458)
9- الاستیعاب 4/1898(نمری م.463)
10- جامع الاصول 4/482(ابن اثیر م.630)
11- تهذیب الاسماء2/353(النووی م.676)
12- البدایه و النهایه(ط.داراحیاء التراث العربی بیروت)5/307(ابن کثیر م.774)
13- النغورالباسمه /15(سیوطی م.911)
14- تفسیر الوصول الی جامع الاصول (چاپ مصر)2/46(شیبانی م.944)
15- کنزالعمال 13/687(متقی هندی م.975)
16- تاریخ الصحابه /208(البستی)
17- مختلف الحدیث/300
(1)
لما قبضت فاطمه دفنها امیرالمومنین سرا و عفا علی موضع قبرها…
آنگاه که حضرت زهراء(ع) ایشان را پنهانی دفن نمود آثار محل قبر او را محو فرمود…
منابع شیعه:
اصول کافی 1/458(کلینی م.329)
(2)
فلما حضرتها الوفاه وصت امیرالمومنین(ع) یتولی امرها و یدفنها لیلا و یعفی قبرها فتولی ذلک امیرالمومنین(ع) و دفنها و عفی موضع قبرها…
حضرت فاطمه (ع) به امیرمومنان(ع) وصیت فرمود:… خوش امر کفن و دفنش را برعهده گیرد و او را شب هنگام ،دفن کند و قبرش را پوشیده دارد پس امیرمومنان(ع) فاطمه(ع) را تجهیز و دفن کرد و جای قبرش را پنهان نمود.

منابع شیعه:
1- الاستغاثه 1/11(ابوالقاسم الکوفی م.352)
2- شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار3/70(قاضی نعمان مغربی م.363)
3- امالی مفید/172-173(ط.جامعه مدرسین /281)(شیخ مفید م.413)
4-امالی طوسی /109(شیخ طوسی م.460)
5- بشاره المصطفی /369(محمد بن علی الطبری م.553)
6- بحارالانوار43/211 (العلامة مجلسی م.1110)
7- مجمع النورین /156 (ابوالحسن مرندی م.1349)
8- ماساه الزهراء 2/172 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(3)
فلما قبضت (ص) دفنها لیلا فی بیتها… قال(ابوبکر و عمر)فما حملک علی ان دفنتها ولم تعلمنا بموتها؟ قال (ع)هی امرتنی…
پس هنگامی که آن حضرت(ع) وفات یافت حضرت علی (ع) شبانه در خانه اش دفن نمود… ابی بکر و عمر گفتند: چه چیز تو را بر آن داشت که او را دفن کنی و ما را بر از دنیا رفتن او آگاه نکنی؟ حضرت علی(ع) فرمود: او (فاطمهع) به من چنین امر فرمود.
منابع شیعه:
1- الاختصاص /186-185 (شیخ مفید م.413)
2-بحارالانوار30/193و29/193(علامة مجلسی م.1110)
3-ماساه الزهراء 2/64 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(4)
…فعمل امیرالمومنین بوصیتها ولم یعلم احدا بها فاصنع فی البقیع لیله دفنت فاطمه(ع) اربعون قبرا جددا…
پس امیرمومنان(ع) به وصیت ایشان عمل کرد و به احدی اعلام نکرد پس در بقیع در همان شبی که حضرت فاطمه(ع) دفن شد صورت چهل قبر تازه ساخته شد.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/193و29/193(علامة مجلسی م.1110)
2- مجمع النورین /147 (ابوالحسن مرندی م.1349)
(5)
و روی الشیخ ابوجعفر الطوسی رحمه الله ان امیرالمومنین لما دفن فاطمه (ع) و عفی موضع قبرها و نفض یده من تراب القبر هاج به الحزن فارسل دموعه علی خدیه و حول وجهه الی قبر رسول الله(ص) … اما حزنی فسرمد و اما لیلی فمسهد… وستنبئک انتک بتظافر امتک علی و هضمها حقها…
شیخ طوسی روایت کرده: هنگامیکه امیرمومنان(ع) حضرت فاطمه(ع) را به خاک سپرد و محل قبر را مخفی نمود غم و اندوه بر او روی آورده ،اشکهایش بر گونه هایش جاری شد و صورتش را به طرف قبر رسول خدا(ص) برگردانیده و فرمود: … حزن و اندوهم همیشگی و شبهایم به بیداری سپری می‌‌شود… بزودی دخترت فاطمه(ع) به شما خبر می‌‌دهد که امتت بر علیه من دست به دست هم داده و حق او را از بین بردند…
منابع شیعه:
1- بیت الاحزان (ط.فدک قم) /198 (شیخ عباس قمی م/1359)
2- فاطمه بهجه قلب المصطفی 2/584(رحمانی همدانی)
(6)
… فضج الناس و لام بعضهم بعضا… ولم تحضروا وفاتها ولا دفنها و لا الصلاه علیها بل و لم تعرفوا قبرها…
روایت شده: به محض انتشار خبر دفن حضرت زهراء(ع) مردم ناله و فریاد سردادند و همدیگر را سرزنش کردند… و به یکدیگر گفتند در تشییع او و دفن او حاضر نبودید و برا و نماز نگذارید و هیچکدام قبرش را نمیشناسید…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /179(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- دلائل الامامة/179 (طبری م.310)
3- بحارالانوار30/349-350 و43/171 (مع اختلاف یسیر )(علامة مجلسی م.1110)
4- ضیاء العالمین2/93-94(الفتونی م.1138)
5- اللمعه البیضاء /852(تبریزی انصاری م.1310)
6- مجمع النورین /148-147(ابوالحسن مرندی م.1349)
7- بیت الحزان /185 (شیخ عباس قمی م.1359)
***
منابع دیگری که در آنها به مسئله قبر مجهول اشاره شده است:
منابع شیعه:
1- علل الشرایع 1/185-189(یستفاد من روایه صفحه 247)(شیخ صدوق م.381)
2- امالی طوسی /107(شیخ طوسی م.460)
3-روضه الواعظین 1/152(ابوعلی الفتال النیشابوری م.508)
4- وسائل الشیعه 2/534 و3/79(حر عاملی م.1104)
5-بحارالانوار30/349(علامه مجلسی م. 1110)
6-کشف الغمه (ط.شریعه قم)1/428(ابوالفتح الاربلی م.693)
(1)
… فقال ابوبکر: هاتوا من ثقات المسلمین من ینبش هذه القبور حتی تجدوا قبرها فنصلی علیها…
… ابوبکر گفت: افراد مطمئن بروند واین قبرها را نبش کنند و قبرش(قبر فاطمه ع) را بیابند تا بر او نماز بخوانیم…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/350(علامة مجلسی م.1110)
2- مجمع النورین /148(ابوالحسن مرندی م.1349)
3- ماساه الزهراء 2/49 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(2)
فقال عمر (لعلی ع) : دع عنک هذه الهمهمه انا امضی الی المقابر فانبشها حتی اصلی علیها…
عمر به علی (ع) گفت:
این سروصداها را کنار بگذار من می‌‌روم به سوی مقابر پس قبر او را (حضرت فاطمه ع) نبش میکنم تا بر او نماز بخوانم…
منابع شیعه:
1- علل الشرایع /188 و(ط.شریعه)/247(شیخ صدوق م.381)
2-بحارالانوار43/205(علامه مجلسی م. 1110)
3-بیت الاحزان (ط.فدک قم .عربی)/202(شیخ عباس قمی م1359)
(3)
قال عمر: والله لقد هممت بنبشها و الصلاه علیها: فقال (علی ع) : اما والله مادام قلبی بین جوانحی و ذوالفقار فی یدی فانک لا تصل الی نبشها ،فانت اعلم…
عمر گفت: به خدا قسم نبش قبر می‌‌کنم و بر بدن فاطمه(ع) نماز می‌‌خوانم سپس امیرمومنان(ع)فرمود: بدان به خدا قسم مادامی که زنده ام و ذوالفقار در دستم می‌‌باشد تو نخواهی توانست که نبش قبر کنی و این مطلب را خودت بهتر می‌‌دانی.
منابع شیعه:
1- الاختصاص /185 (شیخ مفید م.413)
2- دلائل الامامة /137 (طبری م.310)
3- بحارالانوار29/193 (العلامة مجلسی م.1110)
4- المعه البیضاء(تبریزی انصاری م.1310)
5- ماساه الزهراء 2/64 (سید جعفر مرتضی عاملی)
به منابع زیر نیز رجوع شود:
منابع شیعه:
1- تقریب المعارف/251-524(ابوالصلاح حلبی م.447)
2- دلائل الامامة (ط.الغری) /238 (طبری م.310)
3- شرح احقاق الحق19/171 (مع تعلیقه السید المرعشی) 171(حاج نورالله تستری م.1020)
4- بحارالانوار29/193 و30/348-350و43/205-212-171  (علامة مجلسی م.1110)
5- الانوار العلویه /305(شیخ جعفر نقدی م.1370)
6- عوالم العلوم 11/501-525 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
7-عیون المعجزات /48
8-کشف الغمه 1/504
9- اللمعه البیضاء/852(تبریزی انصاری م.1310)
10- بیت الاحزان (ط.دارالحکمه قم) /185 (شیخ عباس قمی م/1359
(1)
حضرت محسن(ع) در قرآن
قال المفضل(للامام الصادقع): یا مولای ما تقول فی قوله تعاله (اذا المووده سئلت بای ذنب قتلت) قال: یا مفضل و المووده و الله محسن لانه منا لا غیر،فمن قال غیر هذا فکذبوه.
مفضل به امام صادق(ع) گفت:‌ای مولای من چه می‌‌فرمائید درباره فمروده خدا(آن هنگام که مووده زنده دفن شده) سوال شود،به کدامین گناه کشته شده است؟(امام صادقع) فرمود:‌ای مفضل به خدا قسم المووده محسن(ع) است چرا که او از ماست،و غیرا ز این نیست؛پس کسیکه غیر از این بگوید او را تکذیب کنید.
منبع  شیعه:
بحارالانوار 53/23(علامه مجلسی م.1110)

(2)
حضرت محسن(ع) در تورات
قال ابن شهر آشوب فی المناقب عن ابی بکر الشیرازی فی مانزل من القرآن فی امیرالمومنین(ع) عن مقاتل عن عطاء فی قوله تعالی(ولقد آتینا موسی الکتاب) کان فی التورات: یا موسی انی اخترتک و اخترت لک وزیرا هوا خوک لابیک و امک(یعنی هارون) کنا اخترت لمحمد(ص) الیا هو اخوه و وزیره و وصیه و الخلیفه من بعده،طوبی لکما من اخوین و طوبی لهما من اخوین،الیا ابوالسبطین الحسن و الحسین،و محسن الثالث من ولده،کما جعلت لاخیک هارون شبیرا و مشبرا…
این شهر آشوب در مناقب ضمن آیاتی از قرآن که  در شان امیر المومنین(ع) نازل شده،درباره فرموده خدای تعالی (و به تحقق ما به موسی کتاب دادیم) نقل کرده از ابوبکر شیرازی و او از مقاتل و او از عطاء که در تورات چنین بوده:‌ای موسی من تو را اختیار کردم و برای تو نیز وزیری اختیار کردم که او برادر پدری و مادری توست و (ا وهارون است) کما اینکه برای محمد(ص) نیز اختیار کردم الیا(علی ع) را ،او برادرش و وزیرش و وصیش و خلیفه بعد از او می‌‌باشد،خوشا به حال شما دو برادر و خوشا به حال آن دوبرادر؛الیا پدر دو نواده او حسن و حسین(ع) و پدر محسن (ع) سومین فرزند اوست کما اینکه برای برادرت هارونشبر و شبیر و مشبر را قرار دادم.
منابع شیعه:
1- تفسیر قمی 1/128(علی بن ابراهیم قمی م.307)
2- مناقب آل ابی طالب1/594(ابن شهر آشوب م.588)
3- بحارالانور 38/145(علامه مجلسی م.1110)
(1)
و قال الشیخ طوسی : و المشهور الذی لا خلاف فیه بین الشیعه ان عمر ضرب علی بطنها حتی اسقطت،فسمی السقط محسنا.والروایه بذلک مشهوره عندهم.
شیخ طوسی : مشهور میان شیعه چنان که احدی درباره آن اختلاف ندارد،این است که : عمر هب شکم فاطمه(ع) زد تا بچه اش را سقط کرد. فرزند سقط شده محسن(ع) نام داشت. روایت این حادثه نزدشان مشهور است.
منابع شیعه :
1- تلخیص الشافی (ط.مکتبه العالمین)3/156-157 (شیخ الطائفة ابوجعفر طوسی م460)
2- ماساه الزهراء2/97-201 (علامه عاملی)
(2)
قال النبی (ص) :… اما ابنتی فاطمه فانها سیده نساء العالمین من الاولین و الاخرین … و کسرت جنبتها و اسقطت جنینها …فاقول عند ذلک اللم العن من ظلمها… و خلد فی نازک من ضرب جنبیها حتی القت ولدها…
پیامبر (ص) فرمودند:
… اما دخترم فاطمه(ع) پس بدرستیکه او سرور زنان عالمیان از اولین و آخرین است … و شکسته می‌‌شود پهلویش و سقط می‌‌شود جنینش …پس من می‌‌گویم:‌ای خدا لعنت کن کسی را که به او ظلم کرده… و مخلد کن در آتش آن کس را که به دو پهلوی ضربه زده وباعث شده که فرزندش سقط گردد…
منابع شیعه:
1- الفضائل لابن شاذان/8(ابن شاذان م.260)
2- امالی الصدوق/101-99 و(ط.موسسه البعثه)/167(شیخ صدوق م.381)
3- بشاره المصطفی /197 و(ط.موسسه نشر اسلامی)/307(محمد بن علی الطبری م.553)
4- المحتضر /110(شیخ عزالدین حلی م.قرن8)
5- بحارالانوار28/38-39-43/172-173 و31/620 (علامة مجلسی م.1110)
6- العوالم العلوم 11/391(شیخ عبدالله البحرانی م.قرن11)
منبع اهل سنت :
فرائد المسطین 2/35-34(جوینی م.730)
(3)
قال علی (ع) :… و جنین اسقطوه …
در دعای قنون،حضرت امیر (ع) می‌‌فرمودند:
منبع شیعه :
بحارالانوار82/261(علامة مجلسی م.1110)
(4)
… و رکل الباب برجله فرده علی و انا حامل… و جاء نی المخاض فاسقطت محسنا قتیلا بغیر جرم…
(در روایت دیلمی از حضرت زهراء(ه) … و عمر با پایش به در کوبیده و آن را به طرف من راند در حالیکه من بار دار بودم… دردر زایمان گرفتم پس محسنم را سقط کردم در حالیکه بدون جرم کشته شد…
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/349(علامة مجلسی م.1110)
2- ماساه الزهراء2/141 (علامه عاملی)
(5)
عن الامام باقر (ع) :… و حملت بمحسن فلما قبض رسول الله و جری ماجری فی یوم دخول القوم علیها دارها و اخرج ابن عمها امیر المومنین(ع) و ما لحقها من الرجل(عمر) اسقطت به ولدا تماما …
امام باقر (ع) :
فاطمه (ع) به محسن(ع) باردار شد پس هنگامی که رسول خدا(ص) رحلت کرد و حوادثی در جریان ورود این قوم به خانه حضرت زهراء(ع) اتفاق افتاد و پسر عمویش امیرالمومنین(ع) (از خانه) بیرون برده شد و در اثر آنچه از آن مرد(عمر) به او رسید، یک بچه کامل را سقط کرد…
(6)
… و قتل محسن بالرفسه اعظم و ادهمی و امر…
امام صادق(ع) :… و قتل محسن(ع) با زدن لگد به شکم مادرش،بزرگتر و ناگوارتر و تلخ تر است (از مصیبت کربلا)…
منابع شیعه:
1- الهدایه الکبری /417(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
2- ماساه الزهراء2/141 (علامه عاملی)
3- فاطمه بهجه قلب المصطفی2 /532(به نقل از نوائب الدهور)/194 (رحمانی همدانی)
(7)
عن عبدالله بن سنان عن الامام صادق(ع): قال … فرفسها برجله و کانت علیها السلام حامله بابن اسمه المحسن فاسقطت المحسن من بطنها…
از عبدالله بن سنان نقل شده که امام صادق(ع) فرمودند: …(عمر) با پایش به شکم حضرت زهراء(ع)زد در حالیکه ایشان به فرزند پسری به نام محسن(ع) باردار بود و در اثر همین لگد حضرت محسن(ع) سقط شد.
منابع شیعه:
1- الاختصاص /185 (شیخ مفید م.413)
2-بحارالانوار29/192(علامة مجلسی م.1110)
3-ماساه الزهراء2/134 (علامه عاملی)
(8)
و اشتد بها المخاض و دخلت البیت فاسقطت سقطا سماه علی (ع) محسنا…
نامه عمر به معاویه:
… درد زایمان بر او سخت شده و من وارد خانه شدم جنینی سقط کرد که علی (ع) او را محسن(ع) نامیده بود .
منابع شیعه:
1- بحارالانوار30/294(علامة مجلسی م.1110)
2-ماساه الزهراء2/140 (سید جعفر مرتضی عاملی)
(9)
وضغطوا سیده النساء بالباب حتی اسقطت محسنا…
(آنان در هجوم به خانه فاطمه ع) ،سیده زنان را پشت درب چنان فشار دادند که محسن(ع) را سقط کرد.
منابع اهل سنت:
اثبات الوصیه/142(مسعودی م.346)
(10)
ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت الجنین من بطنها…
عمر در روز بیعت چنان ضربه‌ای به شکم فاطمه زد که فاطمه جنین خود را سقط نمود.
منبع اهل سنت:
الملل و النحل(مکتبه الانجلو المصریه)1/59(شهرستانی م.548)
(11)
ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن…
بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه زد که محسن را سقط کرد.
میزان الاعتدال 1/139(ذهبی م.748)
(12)
ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت المحسن…
بدون شک عمر در روز بیعت چنان بر شکم فاطمه زد که محسن را سقط نمود.
منبع اهل سنت:
الوافی بالوفیات 6/17(صفدی م.764)
(13)
ان هباربن الاسود روع زینب بنت رسول الله (ص) بالرمح و هی فی الهودج و کانت حامل فلما رجعت طرحت ما فی بطنها…فلذلک اباح رسول الله(ص) یوم فتح مکه دم هبارین الاسود .
قال ابن ابی الحدید: وهذا الخبر ایضا قراته علی النقیب ابی جعفر رحمه الله فقال اذا کان رسول الله(ص) اباح دم هبارین الاسود لانه روع زینب فالقت ذابطنها فظهرالحال انه لو کان حیا لاباح دم من روح فاطمه حتی القت ذابطنها…
هباربن اسود با نیزه زینب دختر رسول خدا(ص) را ترساند در حالیکه حامله بوده و در محمل (روی مرکب) قرار داشت پس هنگامی که (از سفر) بازگشت بچه‌ای که در شکمش داشت سقط شد برای همین رسول خدا(ص) در روز فتح مکه خون هباربن اسود را مباح کردند.
ابن ابی الحدید می‌‌گوید: این خبر را نیز برای (استادم) نقب ابی جعفر قرائت کردم پس او گفت اگر پیامبر (ص) خون هبار ابن اسود را مباح کردند چرا که زینب را ترسانده تا اینکه بچه اش را سقط نموده،پس روشن می‌‌شود که اگر (پیامبر ص) خون کسی که فاطمه(ع) را ترساند تا فرزندش را سقط کند نیز مباح می‌‌کرد.
منبع اهل سنت:
شرح نهج البلاغه 14/319(ابن ابی الحدید معتزلی م.656)
به منابع زیر،نیز رجوع شود.

منابع شیعه:
1- کتاب سلیم (چاپ اعلمی)2/250 و ص 386 از این کتاب به تحقیق محمد باقر انصاری (سلیم بن قیس الهلالی م.90)
2- الهدایه الکبری /178(حسین بن حمدان الخصیبی م.334)
3- دلائل الامامة /134 (ابوجعفر محمد طبری م.قرن4)
4-الاحتجاج1/414-109(طبرسی م.560)
5- حلیه الابرار2/672(سید هاشم بحرانی م.1107)
6- مراه العقول 5/321(علامه مجلسی م.1107)
7- بحارالانوار28/283و31/645و43/170-197-198و44/83و5314-19-22 (علامه مجلسی م.110)
8- عوالم العلوم 11/441-443-504 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
9- مجمع النورین /99 (ابوالحسن مرندی م.1349)
10- ماساه الزهراء2/104-298و132 الی 143 (علامه عاملی)
11-بیت الحزان /115 (شیخ عباس قمی م.1359)
(1)
ملحق شدن او به رسول خدا(ص)
قال الامام صادق(ع) للمفضل: … فانه لاحق بجده رسول الله (ص) فیشکو الیه
امام صادق (ع) به مفضل فرمودند:
… پس بدرستیکه او به جدش رسول خدا(ص) ملحق شده و به او شکایت می‌‌کند.
منابع شیعه:
بحارالانوار53/19 (علامه مجلسی م.110)
(2)
ورود او به محشر بر ،روی دستان پیامبر(ص) … و یاتی محسنا مخضبا محمولا تحمله خدیجه بنت خویلد و فاطمه ابنه اسد ام امیرالمومنین(ع) و هما جدتاه و ام هانی و جمانه عمتاه ابنتا ابی طالب،و اسماء ابنه عمیس الخثعمیه صارخات ایدیهن علی خدودهن،و نواصیهن منشره،والملائکه تسترهن باجنحتهن،وفاطمه امه تبکی و تصیح و تقول هذا یومکم الذی کنتم توعدون و جبرئیل یصیح-یعنی محسنا- و یقول انی مظلوم فانتصر فیاخذ رسول اله محسنا علی یدیه رافعا له الی السماء و…
امام صادق(ع) در حدیث مفضل :
در قیامت محسن(ع) خضاب کشیده و بر دستان دو جده اش،خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین(ع) و ام هانی و جمانه دو عمه اش دختران ابوطالب-درحالیکه شیون کنان می‌‌باشند و دستهایشان برروی گونه هایشان قرار گرفته باموی پریشان در حالیکه ملائکه با بالهایشان (به مانند چادر حجاب ایشان شده و)ایشان را می‌‌پوشانند و فاطمه (ع)مادرش گریه می‌‌کند وفریاد می‌‌کشد و می‌‌گوید امروز همان روزیست که به شما وعده داده شده و جبرئیل فریاد می‌‌زندو(از جانب حضرت محسن(ع) می‌‌گوید:من ستمدیده ام ،مرا یاری فرماپس رسول خدا(ص)محسن (ع) راروی دستانش به آسمان بلند می‌‌کند…
منابع شیعه :
1- الهدایه الکبری /417 (حسین بن همدان الخصیبی م.334)
2- فاطمۀ بهجۀ قلب المصطفی2/532 (رحمانی همدانی)
3- نوائب الدهور/192(علامه میر جهانی)
4-ماساه الزهراء2/133 (علامه عاملی)
(3)
اول کسی که در قیامت برایش حکم می‌‌شود قاتل اوست عن ابی عبدالله(ع) قال : لما اسری بالنبی (ص) قیل له :… و اول من یحکم فیه محسن بن علی (ع) فی قاتله ثم قنفذ.
از امام صادق(ع) : (از پیامبر(ص) در معراج)… اولین کسی که برای او حکم خواهد شد محسن ابن علی (ع) است که درباره قاتلش و سپس درباره قنفذ حکم خواهد شد…
منابع شیعه:
1- کامل الزیارات/332-335(ابن قولویه م.367)
2- بحارالانوار28/62 (علامه مجلسی م.110)
3- عوالم العلوم 11/398 (الشیخ عبدالله بحرانی م.قرن11)
4-جلاء العیون 1/184-186(سید عبدالله شبر م.1242)
5- ماساه الزهراء2/104  (علامه عاملی)
(4)
کنزا فی الجننه (گنج در بهشت)
قال الصدوق رضی الله عنه: معنی قوله (ص) « ان لک کنزا فی الجنه» … و قد سمعت بعضی المشایخ یذکر ان هذا الکنز هو ولده المحسن(ع) و هو السقط الذی القته فاطمه(ع) لما ضغطت بین البایین…
صدوق می‌‌فرماید: از برخی مشایخ در تفسیر «ان لک کنزا فی الجنه» شنیدم که می‌‌فرمود. این گنج،فرزندش محسن(ع) است و او همان است که وقتی فاطمه (ع) بین در،تحت فشار قرار گرفت او را سقط کرد.
منابع شیعه:
1- بحارالانوار39/42 (علامه مجلسی م.110)
2-ماساه الزهراء2/104  (علامه عاملی)
(5)
خطاب خدا به رسولش (ص) در مدح او
عن ابی بصیر عن ابی عبدالله (ع) قال اذا کان یوم القیامه دعی محمد(ص) فیکسی حله و ردیه قم یقام عن یمین العرش … ثم ینادی مناد من بطنان العرش من قبل رب العزه والافق الاعلی :ثم الاب،ابوک یا محمد و هو ابراهیم و نعم الاخ،اخوک و هو علی بن ابیطالب و نعم السبطان،سبطاک و هما الحسن و الحسین و نعم الجنین جنینک و هو المحسن و نعم الائمه الراشدون،ذریتک…
از ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل شده که فرموند:
هنگامیکه روز قیامت بپا شود حضرت محمد(ص) خوانده می‌‌شود پس حوله و ردائی بر او پوشیده می‌‌شود سپس سمت راست عرش خواهد ایستد و منادی از درون عرش،از جانب خدای عزیز و از ناحیه افق اعلی ندا خواهد داد که :
ای محمد(ص) خوب پدریست،پدرت و او ابراهیم است وخوب برادریست،برادرت و او علی بن ابیطالب(ع) است و خوب دو نواده‌ای هستند نوادگانت و آن دو حسن و حسین(ع) و خوب جنینی است جنبینت و او حضرت محسن(ع) است و خوب ائمه راشدینی هستند ذریه تو…
منابع شیعه:
1- تفسیر قمی /116-117
2- بحارالانوار23/131و12/6 و7/328-329 (علامه مجلسی م.110)


جستجو