اهداف اصلاح طلبی اصولگرا یانه از دیدگاه امام حسین (ع )

اهداف اصلاح طلبی اصولگرا یانه از دیدگاه امام حسین (ع )
یـکـی از مـهمترین منابعی که به وسیله آن می توان اهداف اصلاح طلبی اصولگرایانه امـام حـسـیـن (ع ) را دریـافـت ، خـطـبـه تـاریـخـی آن حـضـرت در سـال ۵۸ هـجـری قـمـری در مـنـا اسـت . در شـرایـطی که خفقان و استبداد معاویه بر جامعه اسـلامـی گـسـتـرده شـده و بـه قـیـام شـکـوهـمـنـد امـام (ع ) در کـربـلا سـه سـال بـاقـی اسـت . ایـن خـطـبـه مـفـصـل بـه نـقـل از مـرحـوم طـبـرسـی دو سال قبل از هلاکت معاویه در منا ایراد شده است و بیش از هزار نفر از علما و نخبگان جامعه آن روز حضور داشته (۱) و بیانات آن حضرت را تصدیق کرده اند.

حـسـیـن بـن عـلی (ع )، ابـتـدا بـه جـایـگـاه والای پـدر بـزرگـوارش نـزد رسـول خـدا(ص ) اشـاره مـی کـنـد و فـضـایـل آن حـضرت را یک به یک بر می شمرد و از خـواص حاضر در صحنه اعتراف می گیرد. علمای حاضر پس از هر قسمت از سخنان امام در فضایل علی (ع ) بیانات امام حسین (ع ) را تصدیق می کنند.

در بخش دوم ، امام (ع ) خواستار پندگیری و عبرت آموزی ، از نکوهش خداوند درباره علمای یـهـود اسـت و عـلت لعـن و نفرین آنان را عدم اقدام آنان نسبت به نفی و نهی از ظلم و فساد عـصـر خـود اعـلام مـی کـند. آن حضرت انگیزه سکوت در برابر ظلم و فساد توسط علمای یهود را ((مال دوستی )) و ((ترس از آزار و تعقیب )) بیان می کند، سپس در وصف فریضه والای امر به معروف و نهی از منکر سخن می گوید و در تعریف آن می فرماید:

اَنَّ اَلاْ مـرَ بـِالْمـَعـروفِ و النَّهـیِ عـَنِ اَلْمـُنـکـَرِ دُعـاءٌ اِلی الاسلامِ مَعَ رَدِّ اَلْمَظ الِمِ وَ مُخ الَفَةِ الظّالِمِ وَ قِسْمَةِ الفَی ءِ وَ اَلْغَن ائِمِ وَ اَخْذِ اَلصَّدَقاتِ مِنْ مَواضِعُه ا وَ وَضْعِه ا فی حَقِّه ا(۲)

همانا امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از: دعوت به اسلام به همراه بازگرداندن حـقـوق سـتـمـدیـدگـان و مـخالفت با ستمکار و توزیع عادلانه ثروت های عمومی و غنایم جـنـگـی و گـرفـتـن صـدقـات (مالیات اسلامی ) از مصادیق صحیح آن و مصرف در جایگاه حقیقی آن .

در بـخـش سـومِ خـطـبـه ، امـام حـسـین ، به اوصاف عالمان دینی و نفوذ و اقتدار آنان در می شمارد و سپس از کوتاه آمدن آنان در اجرای حق الهی ، استخفاف حق ائمه و ضایع کردن حق ضعفا، از بی تفاوتی در برابر نقض عهد الهی و بی توجهی به طبقات پایین اجتماع ، چاپلوسی و سازش با ستمکاران شکوه می کند.

امام (ع ) اعلام می کند که مجاری امور در نظام اسلامی باید به دست علما باشد و از اینکه ایـن جـایـگـاه در عـصـر مـعـاویـه از آنـان سـلب شده است ، مصیبت علما را از همه مردم بیشتر مـعرفی می کند: وَ اَنْتُمْ اَعْظَمُ النّاسِ مُصیبَةً. علت این وضعیت را نیز پراکندگی و اختلاف از حقّ و سنت برمی شمارند. سالار آزادگان علت تسلّط ظالمان بر علما را فرار از مرگ و دلبستگی به دنیا برمی شمارد و نتیجه آن را اسارت توده ها؛ استبداد و هوسبازی حاکمان ، پیروی از اشرار و گستاخی نسبت به خداوند جبّار اعلام می کند.

امام (ع ) در ادامه تحلیل خود از اوضاع عصرش به وضع سیاسی حاکم بر جامعه آن روز، از خـطـبـای دسـت نـشـانـده ، گـسـتـرش ظـلم در شـهـرهـا، بـنـدگـی مردم برای ستمکاران ، دیـکـتـاتـوری ، کـیـنـه ورزی حاکم و خدانشناسی حاکمان اموی سخن می گوید و در پایان خطبه از هدفش در نهضت اصلاحی خود چنین سخن می گوید:

اَللّهـُمَّ اِنـّکَ تـَعـْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یـَکـُنْ م ا ک انَ مـِنـّا تـَنـافـُسـا فـی سُلط انٍ وَ لا اِلْتماسَا مِنْ فـُضـولِ اَلْحـُطـّامِ وَل کـِنْ لِنـُرِیَ اَلْمـَع الِمَ مِنْ دینکَ وَ نُظْهِرَ اَلاِْصلاحَ فی بَلا دِکَ وَ یَاءمَنَ اَلْمظْلُومُونَ مِنْ عِب ادِکَ وَ یُعْمَلُ بِفَرائِضِکَ و سُنَنِکَ وَ اَحْک امِکَ؛(۳)

خـداوندا! به درستی آگاهی که اقدام ما [مبارزه علیه دستگاه اموی ] رقابت بر سر قدرت نـیـست و در پی افزایش ثروت نیستیم بلکه می خواهیم نشانه های دین تو را نشان دهیم و در سرزمین های تو اصلاح را آشکار کنیم و بندگان مظلوم ترا امنیت بخشیم و به واجبات ، مستحبّات و احکام تو عمل کنیم .

دقـت در ایـن قـسـمـت از سـخنان حسین بن علی (ع ) به وضوع ما را به اهداف خدائی اش ‍ در اصـلاح طـلبـیِ اصـول گـرایـانـه آن حـضـرت مـی رسـانـد کـه هـر اصول گرا و اصلاح طلب حقیقی باید در هدف گذاری خود در صحنه رقابت ها و مبارزات سـیـاسـی آن را نـصـب العـیـن قرار دهد. امام (ع ) از دو دسته اهداف به شرح زیر سخن می گوید:

الف . اهداف سلبی
۱٫ نفی قدرت طلبی سیاسی : … ما کان مِنّا تنافسا فی سلطان
امـام (ع ) بـیـان مـی کـنـد کـه هـمـچـون رقـابـت هـا و مـبـارزات مـعـمـول سـیـاسـتـمـدارانِ دنـیـوی ، در پـی اسـلامی را به دست بگیرد، چون خود را از همه شـایـسـتـه تر به خلافت معرفی می کند، بلکه نیت از قیام خود را فراتر از امور دنیوی می داند. کسب قدرت سیاسی برای آن حضرت به منزله ابزاری برای اجرای دین بود نه قرار گرفتن در راءس هرم قدرت و کسب پرستیژ و جاه طلبی .

۲٫ نـفـی ثـروت انـدوزی و مـال طـلبـی : … وَ لا التـمـاسـا مـن فضول الحطّام
سـالار شهیدان هر گونه خدشه مال اندوزی و ثروت افزایی را از ساحت حرکت الهی خود نـفـی مـی کـنـد و بـه همه انسان ها پیام می دهد که جنبش او فقط و فقط صبغه الهی دارد و لاغیر.

نـگـاه ابـزاری امام حسین (ع ) به قدرت سیاسی ، پرستیژ اجتماعی و ثروت و فدا کردن هـمـه آنـهـا در راه خـدا، مـیـزانِ راسـتـی آزمـایـی افـکـار و اعـمـال مـاسـت و صـحـت و سـقـم ادعای اصول گرایی و اصلاح طلبی را آشکار می کند. آن حـضـرت در اهـداف سـلبـی نـهـضـت ، خـدا را گـواه مـی گـیـرد و بـر بـنـیـاد خـداباوری ، خداحاضری و خدا ناظری اش ، در مقابل چشمان علمای عصر خود با خدا چنین سخن می گوید: اللهمّ انّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ… .

ب . اهداف ایجابی
۱٫ ارائه نشانه های دین خدا: … ولکن لِنُرِیَ المَع الِمَ مِنْ دینکَ
نـشـانـه هـای دین خدا بر دو گونه اند، نشانه های ظاهری و نشانه های باطنی . در بخش اول اگـر ظـواهر احکام الهی در جامعه ای رعایت شود، نشانه های ظاهری دین خدا ارائه شده اسـت . بـا تـوجـه به این مطلب پرسش این است که آیا در جامعه اموی آن روز ظواهر دینی رعـایـت نـمـی شـد. پـاسـخ نـسـبت به غیر از دربار معاویه و یزید و حاکمان او مثبت است ، بـنابراین منظور از نشان دادن معالم دین تنها این بخش نیست . بلکه باید به نشانه های باطنی و واقعی نیز توجه اساسی شود. اگر در جامعه ای ((عدالت خواهی )) رنگ ببازد، ((ظـلم پـذیـری )) شـیـوه عـوام و خـواص شـود، ((اسـتبداد)) و خفقان حاکم گردد. ((فقر)) و ((فـسـاد)) و ((تـبـعـیـض )) در حوزه های مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی وجود داشته بـاشد، ریاکاری ، چاپلوسی ، دنیاطلبی ، زرمداری ، شکاف طبقاتی وجود داشته باشد، ضعیف نتواند به راحتی حق خود را از قوی بستاند هر چند ظواهر دینی رواج داشته باشد، نشانه های دین خدا ارائه نشده است .

بـاشـنـد، امـّا در جـامـعـه امـوی چـنین نبود. لذا حسین بن علی (ع ) در آغاز نهضت خود این هدف اسـاسـی را پـی مـی گـیـرد. اقـدام امـام (ع ) ایـن نـکـتـه را بـه مـا مـی آمـوزد کـه اصول گرایی تنها به معنای کوشش برای حفظ ظواهر دینی نیست ، حساسیت ها تنها نباید مـتـوجـه ظواهر باشد بلکه روح دین باید در جامعه زنده بماند، جامعه اموی از نظر دینی یـک جـسـم بـی جـان بـود و حـسـیـن (ع ) احـیـای مـبـانـی ، اصول و ارزش های درخشان اسلام را هدف گرفته بود. بندگی حقیقی خداوند، نفی شرک ، اجـتـنـاب از طاغوت ولایت مداری و برپایی عدالت از معالم روح دین به حساب می آیند و اصـول گـرایـی یـا اصـلاح طـلبـی اسـلامـی بـدون تـلاش بـرای زنـده نـگه داشتن این اصول در کنار حفظ و ترویج نشانه های ظاهری دین بی معناست .

۲٫ اصلاح طلبی : … و نُظْهِرَ الاِصلاحَ فی بلادِکَ
بی گمان جامعه اموی از جهات متعددی فاسد بوده است و این فساد دامن گیر جامعه اسلامی آن روز شـده بـود. امـام حـسین (ع ) در همین خطبه ابعاد مختلف فساد اجتماعی در عصر حاکمیت معاویه را به شرح زیر برمی شمرد:

۱٫ سهل انگاری و سکوت عالمان دینی در برابر زشتی ها و فسادهای آشکار ستمکاران :

… لاَِنَّهُمْ یَرَوْنَ مِنْ اَلظَّلَمَةِ اَلّذینَ بَیْنَ اَظْهُرِهِمْ اَلْمُنْکَرَ وَ اَلْفَس ادَ، فَلا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذلک .

۲٫ حـاکـمـیـت روحـیـه دنـیـا خـواهـی و تـرس از مـرگ امـام (ع ) عـلت سـهـل انـگـاری و سـکـوت عـالمـان جـامـعـه آن روز را میل به ثروت دنیا و ترس از آزار و تعقیب برمی شمرد:

رَغْبَةً فیما ک انُوا یَن الونَ مِنْهُمْ و رَهبَةً مِمّا یَحْذَرُونَ

۳٫ تـضـعـیـف روحـیه خداترسی و حاکمیت روحیه ترس از مردم . امام (ع ) اشاره می کنند که به جای ترس از مردم باید از خدا بترسند:

وَ اللّهُ یَقولُ: فَلا تَخْشَوُا الناسَ وَ اخْشَوْنِ

۴٫ تـرک روحیه امر به معروف و نهی از منکر. سرور آزادگان پس از اشاره به این مطلب در خطبه مِنا نزد کبار علمای عصر خود اهمیّت والای فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بـرمـی شـمـارند و در تعریف آن ، چنان که قبلا نیز بیان شد، آن را دعوت به اسلام ، بـازگرداندن حقوق ستمدیدگان ، مبارزه با ستمکاران و توزیع عادلانه ثروت عمومی و غنایم جنگی و سیستم صحیح مالیات گیری و مصرف درست آن برمی شمارد.

جامعه و در مقابل ، پی گیری منافع شخصی . امام (ع ) با اشاره به منزلت بالای عالمان دینی در جامعه می فرماید:

آیـه بـه هـمـه ایـن هـا [احـتـرام و مـنـزلت بـالای اجـتـمـاعـی ] بـدان جـهـت نـائل نـشـده ایـد کـه امـید می رود از سوی شما قیام به حق الهی صورت گیرد؟ هر چند در بیشتر حق الهی کوتاهی کرده اید. حق ائمه را سبک شمردید، حقّ ضعیفان را ضایع کردید و امـّا بـه زعـم خـود حـق خـود را طـلب کـردیـد. در حالی که نه پولی خرج کرده اید و نه جانتان را در راه خدا به خطر انداخته اید و نه با عشیره ای به خاطر خدا دشمنی کرده اید.

در ادامـه خـطـبـه مـِنـا امـام حـسـیـن (ع ) بـا اشـاره بـه ایـن نـکـتـه کـه عـلمـا در سـایـه فـضـل الهـی به کرامت رسیده اند، از بی احترامی آنان نسبت به خداشناسان واقعی شکوه می کند.

۶ . بـی تـفـاوتـی در بـرابـر نـقـض پـیـمـان هـای الهـی در عـیـن حـال نـگـرانی درباره نقض ‍ تعهدات خانوادگی خود و بی اعتنایی در مورد تعهدات نسبت به رسول خدا(ص ).

۷٫ بـی تـوجـهـی نـسـبـت بـه اقـشـار ضـعـیـف جـامـعـه و عمل نکردن مطابق شاءن و منزلت اجتماعی .

وَ اَلْعـُمـْیُ وَ اَلْبـُکْمُ وَ اَلزَّمْنی فی اَلْمَد ائِنِ مُهْمَلَةٌ لا تُرْحَمُونَ وَ لا فی مَنْزِلَتَکُمْ تَعْمَلُونَ وَلا مَنْ عَمِلَ فیه ا تُعی نُونَ؛

نابینایان ، لال ها و زمین گیران در شهرها رها شده اند. بر آنان ترحّم نمی شود و مطابق منزلت خودکار نمی کنید و نه به کسی که چنین کند کمک می کنید.

۸ . رواج چاپلوسی ، چرب زبانی و سازشکاری در برابر حاکمان ظالم برای حفظ امنیّت شخصی .

۹٫ سـلب مـقـام واقـعـی عالمان دینی در جامعه و خارج شدن مجاری اجرای امور جامعه و احکام الهی از دست علماء باللّه و تسلیم امور الهی به ستمکاران و اسیر کردن ضعیفان در دست آنها.

۱۰٫ حـاکـمـیـت سـتـمـکـارانـی کـه بـه دلیـل کـوتـاهـی عـلمـا بـه شـبـهـات عمل و در شهوات سیر می کنند، از اشرار پیروی می کنند و در برابر خدا گستاخند.

… وَ اسـْتـَسـْلَمـْتـُمْ اُمـُورَ اللّهِ فـی اَیـْدی هـِمْ یـَعـْمـَلُونَ بـِالشُّبـَهاتِ و یَسی رُونَ فی الشَّهواتِ… اِقْتِد اءً بِالاَشْرارِ وَ جُرْاءَةً عَلی اَلْجَبّارِ

۱۱٫ تبلیغات فاسد و گمراه کننده از طریق خطبای گماشته از سوی بنی امیه .

اجـتـمـاعـی ، دولتی و در حوزه های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی برمی شـمـرد، بـنـابـرایـن انـجام اصلاحات به منظور بسامان کردن امور و رفع مفاسد یک نیاز ضـروری است . امام (ع ) در صدد است تا به عالمان عصر خود یادآور شود که بسیاری از امـور جـامـعـه از مـجـرای حـقـیقی و اعتدال خارج شده ، بازگرداندن امور به جایگاه خود یک ضرورت است .(۴)

بـا مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید اوضاع اسفناک تر می شود فساد در امت فزون تر مـی گردد، سیره رسول خدا(ص ) و علی بن ابیطالب (ع ) نه تنها به فراموشی سپرده شـده اسـت بـلکـه درسـت خـلاف آنـهـا عـمـل می شود. امام حسین (ع ) در اشاره به این وضعیت هنگامی که ولیدبن عقبه در صدد برآمد تا از امام (ع ) برای یزید بیعت بگیرد فرمود:

… وَیَزیدُ رَجُلٌ ش ارِبُ اَلْخَمْرِ وَ قاتِلُ اَلنَّفْسِ اَلُْمحْتَرَمةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلی لا یُب ایعُ مِثْلَهُ.(۵)

امـام (ع ) در پـاسـخ به مروان بن حکم (استاندار قبلی معاویه ) که اصرار بر بیعت داشت پس از ذکر ((انّا للّه و انّا الیه راجعون )) فرمود:

بـایـد فـاتـحـه اسلام را خواند هنگامی که مسلمانان به حاکمی مانند یزید گرفتار شده انـد. از جـدّم رسـول خـدا(ص ) شـنـیـدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است . اگر روزی معاویه را بر منبر من دیدید شکمش را پاره کنید. ولی مردم مدینه او را بر منبر پیامبر(ص ) دیدند امّا او را نکشتند و خداوند آنان را به یزید فاسق مبتلا کرد.(۶)

در نامه امام (ع ) به مردم بصره نیز آمده است :

فَاِنَّ السُّنَةَ قَدْ اُمی تَتْ و اَلْبِدْعَةَ قَدْ اُحْی یَتْ.(۷)

در منزل بیضه در مسیر حرکت به کربلا نیز حسین بن علی (ع ) خطاب به سپاهیان حُر بن یزید ریاحی فرمود:

ای مـردم ، همانا رسول خدا(ص ) فرمود: ((هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که حرام خدا را حـلال کـنـد و پـیـمـان خـداونـد را نـقـض کـنـد، بـا سـنـت رسـول خـدا مـخـالفـت کـنـد و در مـیـان بـنـدگـان خـدا بـه گـنـاه و دشـمـنـی عـمـل کند و در مقابل چنین کسی با گفتار یا رفتارش مخالفت نکند، حقّ خداست که او را وارد همان جایگاه آتش ستمگر نماید.))

آگـاه بـاشـیـد که بنی امیه اطاعت خداوند رحمان را ترک و پیروی شیطان را بر خود لازم کـردنـد، فـسـاد را آشـکـار و حـدود الهـی را تـعـطـیـل کـردنـد و فـی ء (امـوال مـخـتـص خـانـدان پـیـامـبـر(ص ) ) را بـه خـود اخـتـصـاص دادنـد و حـرام خـدا را حـلال و حـلال خـدا را حـرام در بـیـانـات امام حسین (ع ) عمق فساد را در زمان یزید شاهدیم ؛ فـسـاد عـمـیـق سـیـاسـی بـا حـاکـمـیـت یـزیـد در راءس دولت اسـلامـی و فـسـاد کل سیستم اموی . نکته اساسی تر بدعت گذاری در دین و تلاش برای نابودی اسلام است . بـراسـاس چـنـیـن تـحـلیـلی از واقـعـیـت زمـانـه و احـسـاس تـکـلیـف الهـی نـسـبـت بـه تـحـول در اوضـاع سـیاسی ـ اجتماعی ، حسین بن علی (ع )، اصلاح طلبی اصولی خود را برای نجات اسلام و مردم آغاز می کند، لذا در وصیت به برادرش محمدبن حنفیّه می نویسد:

وَ اِنّما خَرَجْتُ لِطَلَب الاِصْلاح فی اُمَّةِ جَدّی (ص ).(۸)

اقـدام بـه اصـلاحـات سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ضروری است ، امّا برنامه اصـلاحـات چـیست ؟ امام حسین (ع ) به وضوح اعلام می دارد که اصلاح طلبی اش بر بنیاد اصولگرایی اسلامی است ، لذا برنامه اصلاحات خود را به قرار زیر بیان می کند.۷۰

۱٫ انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر.

… اُریدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعروفِ وَ اَنْهی عَنِ اَلْمُنْکَرِ.

۲٫ عمل به سیره رسول خدا(ص ) و علی بن ابیطالب (ع )

… و اَسیرَ بسیرةِ جَدّی وَ اَبی علی بن ابیطالب .

طـبـق سـیـره رسـول اعظم (ص ) و امام اوّل ، حاکمی باید در راءس قدرت سیاسی در جامعه اسـلامـی حـضـور داشـتـه بـاشـد کـه مـهـذّب ، لایـق ، شـریـعـت مـحـور و عادل باشد. امام (ع ) در پاسخ به نامه های مردم کوفه می فرماید:

فـَلَعـَمْری م ا اَلاِم امُ اِلاّ اَلْع امِلُ بِالکِت ابِ وَ اَلا خِذُ بِالْقِسْطِ و اَلدّائِنُ بالْحَقّ وَ اَلْح ابسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّه ؛(۹)

بـه جـانـم سـوگـنـد! پـیـشـوای حـقـیـقـی کـسـی نـیـسـت مـگـر ایـنـکـه بـه قـرآن عمل کند، عدل و قسط را پیشه سازد، پیرو حقّ باشد و نفس خود را وقف خدا کند.

امّا در شرایطی که به حق عمل نشود و از باطل جلوگیری نگردد و دین لقلقه زبان باشد و افـراد تـنـهـا بـه دلیـل مـنافع مادی خود از آن طرفداری کنند مرگ برای مؤ من بهتر از تـحـمـّل زنـدگـی بـا ظـالمـان اسـت : ((اَلا تـَرَوْنَ اِلی الحَقّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ اِلی الباطِلِ لا یـُتـَنـاهـی عـَنْهُ لِیَرْغبِ المُؤ مِنُ فی لِقاء اللّه فَاِنّیَ لا اَری الموتَ اِلاّ سَعادةً وَ الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ اِلاّ بَرَما.))(۱۰)

۳٫ امنیت بخشی به مظلومان : … و یامن المظلومون من عبادک

را ضـایـع مـی کـنند و فریاد عدالت خواهی و استحقاق آنان به جایی نمی رسد. افرادی کـه ظـلم حـاکـم را نـپـذیـرفـتـه و در مـقـابـل آن قـیـام مـی کـنـنـد، امـّا بـه دلایل مختلف توانایی گرفتن حقّ خود را ندارند، از هر طبقه ای از اجتماع که باشند، ویژه از مـحـرومـان و مـسـتـضـعـفـان ، اقـشـار آسـیـب پـذیـر و طبقات پایین اجتماع . این گروه به دلیـل نـاهـمـاهـنـگـی بـا سـتـمـگـران از امـنـیـّت لازم در جـامـعـه بـرخـوردار نـیـسـتـنـد. مال و جان و حیثیت آنان در معرض خطر گروههای تبهکار قرار دارد، به علّت دوری از قدرت ، حـاشیه امنی برایشان وجود ندارد، صاحب ثروت های کلان و مقامات عالیه دنیوی نیستند تا از خود دفاع کنند، نیازمند کسانی هستند تا امنیّت و آرامش و آسایش را به زندگی آنان باز گرداند و دست متجاوزان به حقوق آنها را کوتاه کند. بنابراین یکی از اهداف اصلی نـهـضـت هـای اصـلاحی باید ایجاد امنیت برای مظلومان باشد. چگونه می توان نام اصلاح طـلب یـا اصـول گرا بر خود گذاشت امّا دغدغه های اصلی طبقات پایین اجتماع و محرومان غـافـل بـود و نیازهای اصلی آنان را درک نکرد؟! هرگونه بی توجهی به مظلومان جامعه خروج از خط اصیل اصول گرایی اصلاح طلبانه است .

۴٫ اجرای شریعت در جامعه : … وَ یُعْمَلُ بفرائضک و سننک و احکامک

عـمـل بـه واجـبـات ، مستحبات و احکام خداوند در جامعه از دیگر اهداف حسین بن علی (ع ) به شمار می رود. بر این مبنا اصلاح طلبی بدون هدف گیری اجرای شریعت در جامعه و تحقق اسـلام فـقـاهـتـی مـعـنـا نـدارد. گـرایـش بـه افـکـار غـیـر اسـلامـی و سـسـتـی و سـهـل انـگـاری نـسـبـت بـه اجـرای احـکـام خـداونـد بـا ادعـای اصـلاح طـلبـی و یـا اصـول گـرایـی نـمـی سـازد. نـهـضـت اصـلاح طـلبـی اصول گرا تلاش می کند تا بستر لازم برای احکام دینی فراهم شود و جهت گیری جامعه را بـه سـوی اجـرای بـهـتـر و بـیـشـتـر احـکـام سـوق مـی دهـد نـه ایـنـکـه بـه دلایل و بهانه هایی از اجرای احکام الهی سرباز زند.

معیارهای اصلاح طلبی اصول گرا در نگاه امام حسین (ع )
اصـلاح طـلبـی آن حـضـرت اصولی و اصول گرائی اش مصلحانه بود. نهضت جاوید آن حـضـرت الگـویـی فـرا زمـانـی و فـرامـکـانـی بـرای هـمـه کـسـانـی اسـت کـه دل در گـرو اجـرای اصول و ارزش های دینی دارند و در صدد رفع نابسامانی ها و انواع فساد در جامعه برآمده اند. بنابراین جهت جلوگیری از انحراف هر حرکت اصلاح طلبانه و اصولگرایانه لازم است ، اهداف ، معیارهای اصلاحاتِ اصولیِ اسلامی را با بهره گیری از سـخـنـان آن حضرت بویژه از وصیت نامه و خطبه مِنا در دو بعد سلبی و ایجابی به قرار زیر برمی شمریم :

الف . بـعـد سـلبـی : شـاخـص هـایـی کـه حـرکـت اصـلاح طـلبـی اصول گرا باید از آن بری باشد عبارتند از:

۱٫ نفی طغیانگری … اِنّی لَمْ اَخْرُج اَشِرا؛ من از برای طغیان و خودخواهی قیام نکرده ام .

۲٫ نفی تکبر، خوش گذرانی و ریا کاری … و لا بَطِرا؛

۳٫ نفی فساد… وَ لا مُفْسِدا؛

۴٫ نفی ظلم … و لا ظ الِمَا؛

۵ . نفی قدرت طلبی … لم یکن … تنافسا فی سلطان ؛

۶ . نفی مال خواهی … و لا التماسا من فضول الحُطّام ؛

۷٫ نفی سازشکاری و ذلت پذیری … هیهات مِنّا الذِّلَةِ.

ب . بـعـد ایـجـابـی : شـاخـص هـایـی کـه حـرکـت اصـلاح طـلبـی اصول گرا باید براساس آن بنا شود عبارتند از:

۱٫ عزت طلبی و تسلیم ناپذیری در برابر دشمن ، چنانکه فرمود:

هـیـهـات مـنـّا الذّلةِ، ابی اللّه ذلک لنا و رسوله و المؤ منونَ و جدود طابت و حجورٌ طهرت و انوفٌ حمیّةٌ و نفوسٌ ابیّهٌ مِن اَنْ تُؤ ثر طاعةِ اللئامِ علی مصارعِ الکرام ؛(۱۱)

چـه دور اسـت از مـن ذلت ! خـدا و رسولش و دامنهای پاک واشخاص غیرتمند و جانهای ذلت ناپذیر، همه از اینکه اطاعت دونان را بر قتلگاه سرافرازان برگزینم ابا دارند.

۲٫ خـدا مـحـوری : چـنـانکه در خطبه منا تنها خدا را مخاطب قرار داد و در سراسر وصیت نامه نـیـز تـنها سخن از خداست و هنگام شهادت نیز رضایت خود را از قضای الهی و تسلیم به درگاه معبود بی همتا اعلام می دارد.

۳٫ اصلاح طلبی … ونظهر الاصلاح فی بلادک … انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی .

۴٫ امر به معروف و نهی از منکر… ارید ان آمر بالمعروف و انی عن المنکر.

۵ . رفتار نبوی (ص ) و علوی (ع )… و اسیر بسیرة جدّی و اَبی .

۶ . قرآن محوری … ما الامام الاّ العامل بالکتاب .

۷٫ عدالت گستری : ما الامام الاّ… و الا خِذُ بالقسط

۸ . حق گرایی : ما الامام الا… و الدائنُ بالحَقِّ.

۱۰٫ قانون (شریعت ) محوری … و یُعْمَلُ بفرائضک و سننک و احکامک .

۱۱٫ خدمت به محرومان و مظلومان … و یاءمَنَ المظلومون من عبادک

۱۲٫ ترویج شعائر الهی … لِنُری المعالم من دینک .

۱۳٫ رفـتـار انـقـلابـی : مـن رای سـلطـانـا جـائرا… فـلم یـُغـَیـّر عـلیـه بفعل و لا قولٍ…

۱۴٫ تـکـلیـف گرایی : اَما و اللّهِ! اِنّی لاَرجوا اَنْ یَکُونَ خیرا م ا اَر ادَ اللّهُ بِن ا قُتِلن ا اَمْ ظـَفـَرْنا…(۱۲) به خدا سوگند! امیدوارم که آنچه خدا برای ما خواسته خیر باشد، چه به شهادت برسیم و چه پیروز شویم .

نتیجه گیری
۱٫ به شهادت قرآن ، احادیث نبوی و سیره ائمه اطهار(ع ) بویژه امام حسین (ع )، ((اصلاح طلبی )) جزو متن اسلام ناب است و از درون آن سرچشمه گرفته است .

۲٫ بـر ایـن مـبـنـا اصـلاح طـلبـی اسلامی از اصول گرایی اسلامی جدا نیست ، اصلاحات اصول گرایانه و اصول گرایی مصلحانه در هم تنیده است .

۳٫ اصـلاح طـلبـی در گـفـتـمان اسلامی به معنای رفع فساد در همه سطوح اندیشه ای ، گـرایـشـی و رفـتـاری در جـامـعـه و بـسـامـان کـردن امـور بـر اسـاس مـبـانـی ، اصول و ارزش های اسلامی است .

۴٫ اصـلاح طلبی در گفتمان اسلامی مترادف با رفرم نیست ، بلکه فراتر و عمیق تر از آن است ، همچنین اصول گرایی مترادف با بنیادگرایی نیست تا مفهوم ارتجاع و تحجّر و بی توجهی به مقتضیات زمان و مکان را در خود نهفته باشد.

۵ . انـبـیـاء الهی سرآمد اصلاح طلبان تاریخ بوده اند و پس از آنان بویژه خاتم انبیاء مـحـمـد مـصـطـفـی (ص )، امـامـان شیعه و فقیهان پارسا در راءس پیشوایان اصلاح طلبی اصولگرا قرار داشته اند. در این میان نقش حسین بن علی (ع ) فوق العاده برجسته است .

۶ . معیارهای برجسته اصلاح طلبی اصول گـرا در نـگـاه آن حـضرت در دو بعد سلبی و ایجابی عبارتند از: نفی طغیانگری ، نفی تـکـبـر، خـوش گـذرانـی و ریـاکـاری ، نـفـی فـسـاد، نـفی ظلم ، نفی قدرت طلبی ، نفی مـال خـواهـی ، نـفـی سـازشـکـاری و ذلت پـذیـری ، عـزّت طـلبـی و تسلیم ناپذیری در مقابل دشمن ، خدامحوری ، اصلاح طلبی ، امر به معروف و نهی از منکر، رفتار نبوی (ص ) و عـلوی (ع )، قـرآن مـحـوری ، عـدالت گـستری ، حق گرایی ، الهی ، رفتار انقلابی و تکلیف گرایی .

۷٫ حـسـیـن بـن علی (ع ) پیشوای همه اصول گرایان راستین و اصلاح طلبان واقعی است ، لذا وظـیـفـه مـاست که حرکت خود را مطابق با اهداف و معیارهای ارائه شده از سوی آن اسوه ناب محمدی (ص )، هماهنگ کنیم .

۱٫ نک : احتجاج طبرسی ، ج ۲، ص ۱۷٫

۲٫ ایـن خـطـبـه در کـتـاب ((سـلیـم بـن قـیـس هـلالی )) (بـخـش اول خـطـبـه ) و ((تـحـف العـقـول )) حسن بن شعبه حرّانی و بحار الانوار علامه مجلسی ، ج ۱۰۰، ص ۷۹ (بخش های دوم و سوم خطبه ) نقل شده است . آقای محمدصادق نجمی در کتاب سـخـنـان حـسـیـن بن علی (ع ) (ویرایش دوم ) کل خطبه را با شرح بیان کرده است . نک به چاپ نهم ، از انتشارات بوستان کتاب قم ، ۱۳۸۱، ص ۳۳۷، ۳۴۰٫

۳٫ همان .

۴٫ نک : بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۵٫

۵٫ همان ، ص ۳۲۶٫

۶٫ نـک : سـخـنـان حـسـیـن بن علی (ع ) از مدینه تا کربلا، محمد صادق نجمی ، ص ۷۰ و تاریخ طبری حوادث سال ۶۱ هجری .

۷٫ نک . سخنان حسین بن علی (ع ) از مدینه تا کربلا، محمدصادق نجمی ، ص ۵۴٫

۸٫ همان .

۹٫ نک : کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۲۶۷ و مقتل خوارزمی ، ج ۱، ص ۱۹۵٫

۱۰٫ تـحـف العـقـول ، ص ۱۷۴، تـاریـخ طـبـری ، ج ۶، حـوادث سال ۶۱٫

۱۱٫ نـک : سـیـدمـحمد صحفی ، زندگانی حضرت اباعبدالله الحسین (ع )، ترجمه و شرح لهوف سیدبن طاوس (قم : اهل بیت ، ۱۳۶۱) ص ۶۱٫

۱۲٫ تاریخ طبری ، ج ۶، ص ۲۳۰ و سخنان حسین بن علی (ع )، ص ۱۶۱٫

جستجو