ارتباط نماز و امور اجتماعى

بر پا داشتن نماز حمايت خدا را در پى دارد

«وَ لَقَدْ اخَذَ اللَّهُ ميِثَاقَ بَنِى‏اِسْرَائِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَى عَشَرَ نَقيِبا وَ قَالَ اللَّهُ اِنَّى مَعْكُمْ لَئِنْ أقَمْتُمُ الصَّلَوةَ(۱)» خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت و براى آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيخت و خداوند به آنها گفت: من با شما هستم، اگر نماز را بر پا داريد.

شرط نصرت و يارى خدا، اين است كه او را اطاعت كنند و نشانه اطاعت كردن اين است كه، نماز را بپا دارند و زكاة بدهند و به رسولان او ايمان آورده و رسولان خدا را يارى كنند و آنها را تعظيم نموده و صدقه مستحبى بدهند.

نصرت خدا شامل حال نمازگزارى مى‏شود، كه از رهبر الهى حمايت كرده و او را اطاعت نمايد و مورد تعظيم و تكريمش قرار دهد.

نماز از بين برنده سيئات

«وَ أَقِمِ الصَّلوةَ طرَفَىِ النَّهَارِ وُ زُلُفا مِنَ الْلَيْلِ اِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذَلِكَ ذِكْرى لِلذّكِريِنَ(۲)» نماز را در دو طرف روز و اوائل شب بر پا دار، چرا كه اين اعمال نيك، گناهان و آثار آنها را برطرف مى‏سازند، اين تذكرى است، براى آنها كه اهل تذكرند.

منظور از دو طرف روز آنطور كه از روايات استفاده مى‏شود، نماز صبح و مغرب و مقصود از اوائل شب نماز عشاء مى‏باشد، اهميت و خاصيتى كه نمازهاى يوميه دارند و ساير عبادات نيز دارا مى‏باشند، اين است كه گناهان را از بين مى‏برند.

«نمازها حسناتى هستند، كه در دلهاى مؤمنين وارد شده و آثار معصيت و تيرگيهائى كه در دلهايشان از ناحيه سيئات كسب كرده‏اند، از بين مى‏برند(۳)».

 


۱- سوره مائده آيه ۱۲٫

۲- سوره هود آيه ۱۱۴٫

۳- تفسيرالميزان، ج ۱۱، ص ۷۸٫

(۹۹)


نمازگزاران اصلاح كنندگان جامعه

موضع افراد نسبت به كتاب خدا دو گونه است، دسته‏اى در طلب دنيا به قرآن پشت مى‏كنند و گروهى به آن تمسك جسته و مو به مو آن را اجرا مى‏كنند، و معناى تمسك به قرآن اين است كه انسان اجازه ندهد، كوچكترين مخالفتى با قرآن، از هيچ سو انجام شود و در تحقق يافتن مفاهيم آن از جان و دل بكوشد و يكى از مفاهيم بارز تمسك به قرآن كريم اقامه نماز است كه اگر تك تك افراد چنين باشند، جامعه به دست افراد آن، اصلاح مى‏شود.

«اِنَّمَا الْمُؤمِنِينَ الَّذِينَ اِذَ اذُكِرَ اللّهُ وَ جِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ اِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ اَيَاتِهِ زَادَتْهُمْ اِيْمَانا وَ عَلَى رَبَّهَمْ يَتَوَكُّلُونَ، الَّذِينَ يُقيِمُونَ الصَّلوةَ وَ مَمَّا رَزَقْناَهُمْ يُنْفِقُونَ اُولئكَ هُمُ الْمُؤمِنُونَ حَقّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبَّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(۱)».

«مؤمنان هنگامى كه نام خدا برده شود، دلهايشان ترسان مى‏گردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده شود، ايمانشان افزون مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند، آنها كه نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند، مؤمنان حقيقى آنها هستند، براى آنها درجات فوق‏العاده‏اى نزد پروردگارشان است و براى آنها آمرزش و روزى بى‏نقص و عيب است».

اينان نه اينكه خود نماز مى‏گزارند، بلكه كارى مى‏كنند كه اين رابطه محكم با پروردگار، همچنان در همه جا بر پا باشد.

«وقتى ايمان به خدا كمالش در دل مستقر گرديد، توجه انسان به سوى عبوديت معطوف


۱- سوره انفال آيات ۲و۳و۴٫

(۱۰۰)


گشته و پروردگار خود را به خلوص و خضوع عبادت مى‏كند و اين عبادت در قالب نماز تجلى مى‏يابد، بعلاوه به سوى اجتماع معطوف گشته، حوائج اجتماع خود را بر آورده مى‏كند و نواقص و كمبودها را جبران مى‏نمايد و از آنچه خدا ارزانيش داشته، از مال و علم و غير آن انفاق مى‏نمايد(۱)».

«وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالكِتَابِ وَ أَقَامُوا الصَّلَوةَ اِنّا لاَنُضِيعُ أَجْرَالْمُصْلِحِينَ(۲)» و آنها كه به كتاب خدا تمسك جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگى خواهند داشت، زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد.

«در آيه فوق از ميان همه اجزاى دين، تنها اقامه نماز را ذكر كرده و اين براى شرافتى است كه، نماز بر ساير اجزاى دين دارد، چون نماز ستون دين است و بوسيله نماز، ياد خدا و خضوع در برابر او كه جان همه شرايع دينى است، حفظ مى‏شود(۳)».

 


جستجو